روز سهشنبه خامنهای و روحانی همزمان بهصحنه آمدند تا در یک حرکت پاندولی نسبت به اظهارات دو روز قبل خودشان تعادل ایجاد کنند.
خامنهای که روز یکشنبه با تأکید مکرر بر ضرورت مذاکرات اتمی، به «دلواپسان» هشدار داده بود از سنگاندازی در مسیر گفتگوهای هستهیی خودداری کنند، حالا آمده بود تا با یک فقره دود و دم بیرمق، نکردهٴ دو روز پیش خود را جبران کند. او گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، قدرتهای دیگر هم همینجور؛ هیچ غلطی نمیتوانند بکنند؛ نمیتوانند ملّت ایران را زمینگیر کنند و بهخیال خودشان بهزانو دربیاورند؛ ملّت ایران بهزانو درنخواهد آمد». اگر به جای «ملت ایران» کلمه «نظام ولایت» را بگذارید، آنوقت معنا روشن و معلوم میشود که خامنهای خواسته است به این وسیلهٴ با دادن یک امتیاز به دلواپسان، اندکی تعادل ایجاد کند و دل آنها را بهدست آورد. البته این جملهٴ ولیفقیه ارتجاع حاوی یک این اعتراف است که نظام ولایت در محاصره بحرانها و تحریمها «زمینگیر شده» و «بهزانو درآمده» است.
روحانی هم در بهصحنه آمدن روز 23اردیبهشت تحت عنوان «گرامی داشت روز مددکار»، در یک حرکت معکوس تلاش کرد نسبت به اظهارات دو روز پیش خودش تعادل ایجاد کند و در حرکت پاندولی خودش به سکوی جنگ باندی بازگردد. او روز یکشنبه طی یک اقدام احمدینژادی برای خنثی کردن دلواپسان بهآنها امتیاز داده و مورد استقبال آنها قرار گرفته بود. دلواپسان در روزنامههای ولایت مدار سیاست روز و جوان برای او کف زدند و در تیتر درشت خود نوشتند «روحانی مچکریم»!
علت این «تشکر» این بود که روحانی در ساختمان انرژی اتمی طی دو پز احمدینژادی دل دلواپسان را اندکی شاد کرده بود. یکی رونمایی از سه دست آورد اتمی (البته با پیشوند و پسوند تحقیقاتی و طبی که مبادا قرار داد اتمی را خدشهدار کند) و دومی یک فقره عربدهکشی بهشدت اعتدالی مبنی بر اینکه ما از اتمی یک گام هم عقبنشینی نمیکنیم و زیر بار آپارتاید هستهیی نمیرویم.
اما بهنظر میرسد روحانی در اظهارات روز 23اردیبهشت دل دلواپسان را شکسته است، زیرا آنها را بیماران نیازمند مددرسانی نامید که از نیش زدن و حمله به دولت اعتدالی لذت میبرند. اهل «فریاد و هوچی بازی» هستند و میخواهند با «شعر و شعار» عزت نظام را حفظ کنند.
حالا باید منتظر واکنش و تیغ کشیهای دلواپسان در روزنامهها و رسانههای باندی بود. واکنش دلواپسان نشان خواهد داد که روحانی در حرکت پاندولی خود برای برقراری تعادل میان باندهای در حال جنگ تا چه حد موفق بوده است.
آخوند روحانی روز سهشنبه، چند ساعت قبل از شروع دور تازه مذاکرات، برای چشمک زدن به طرفهای مذاکره بار دیگر از خط قرمز لو ندادن خالی بودن خزانه و ذخایر نظام عبور کرد و نشان داد که نظام ولایت هیچ راهی جز رفتن به پای میز گدایی بر روی زانوهای خونین ندارد. این بار برای سپر ساختن در برابر وحوش باند رقیب و تأکید مؤکد بر ضرورت ادامه مسیر زهر خوران، کمی بیشتر پرده را کنار زد و از موضع رئیسجمهور نظام ولایت اعتراف کرد که بخش بزرگی از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند و دولت اعتدالی در مقابل «غول رکود» هیچ راه گریزی ندارد. اعتراف کرد که بیکاری غوغا میکند و اکثر بیکاران هم جوانان فارغالتحصیل هستند. به خشم متراکم مردم تحت عنوان دلهای پر غم و غصه پدران و مادران اذعان و ابراز وحشت کرد. و بالاخره برای دفاع از خود در برابر تهاجم باندهای رقیب گفت منشأ اعتیاد و بسیاری از جرایم و ناهنجاریها، بیکاری است.
سؤال این است که علت حرکت پاندول خامنهای و روحانی طی دو روز چیست؟
جواب را شاید بتوان در تناقض بسیار بزرگی که رئیسجمهور آخوندها به خودش بار کرده است، جستجو کرد. تناقض بزرگ این است که او در حالی منشأ اعتیاد و تمامی جرایم بهویژه در مورد جوانان را بیکاری میداند که زیر بیش از هفتصد اعدام تحت عنوان همین جرایم را امضا کرده و در مصاحبههایش آنها را «حکم خدا» دانسته و تأیید کرده است.
این تناقض بزرگ همچنان که بهنعل و بهمیخ زدن خامنهای، برآمده از بنبستهای همهجانبه نظام ولایت است، آخوند روحانی از یک طرف مجبور است برای دفاع از خود به بیکاری گسترده و پیامدهای اجتماعی آن که حاصل 35سال چپاول و جنایت نظام است اعتراف کند و از طرف دیگر برای جلوگیری از انفجاری که ناشی از همین وضعیت است بیش از هفتصد اعدام طی ده ماه نشستن در مسند را امضا و اجرا کند.
بنبست و تناقض آنقدر عمیق است که جنگ درون رژیم را سهوجهی کرده است. اظهارات آخوند دانه درشت اکرمی و نامه معاون سابق وزیر کشور رژیم از درون زندان در راستای همین اظهارات روحانی و نمودهایی است از همین جبهه بندی. در روزهای آینده که نتایج دور تازه مذاکرات اتمی اعلام شود آثار بیشتر این جبههبندی و شدت گرفتن جنگ باندی را شاهد خواهیم بود.
خامنهای که روز یکشنبه با تأکید مکرر بر ضرورت مذاکرات اتمی، به «دلواپسان» هشدار داده بود از سنگاندازی در مسیر گفتگوهای هستهیی خودداری کنند، حالا آمده بود تا با یک فقره دود و دم بیرمق، نکردهٴ دو روز پیش خود را جبران کند. او گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، قدرتهای دیگر هم همینجور؛ هیچ غلطی نمیتوانند بکنند؛ نمیتوانند ملّت ایران را زمینگیر کنند و بهخیال خودشان بهزانو دربیاورند؛ ملّت ایران بهزانو درنخواهد آمد». اگر به جای «ملت ایران» کلمه «نظام ولایت» را بگذارید، آنوقت معنا روشن و معلوم میشود که خامنهای خواسته است به این وسیلهٴ با دادن یک امتیاز به دلواپسان، اندکی تعادل ایجاد کند و دل آنها را بهدست آورد. البته این جملهٴ ولیفقیه ارتجاع حاوی یک این اعتراف است که نظام ولایت در محاصره بحرانها و تحریمها «زمینگیر شده» و «بهزانو درآمده» است.
روحانی هم در بهصحنه آمدن روز 23اردیبهشت تحت عنوان «گرامی داشت روز مددکار»، در یک حرکت معکوس تلاش کرد نسبت به اظهارات دو روز پیش خودش تعادل ایجاد کند و در حرکت پاندولی خودش به سکوی جنگ باندی بازگردد. او روز یکشنبه طی یک اقدام احمدینژادی برای خنثی کردن دلواپسان بهآنها امتیاز داده و مورد استقبال آنها قرار گرفته بود. دلواپسان در روزنامههای ولایت مدار سیاست روز و جوان برای او کف زدند و در تیتر درشت خود نوشتند «روحانی مچکریم»!
علت این «تشکر» این بود که روحانی در ساختمان انرژی اتمی طی دو پز احمدینژادی دل دلواپسان را اندکی شاد کرده بود. یکی رونمایی از سه دست آورد اتمی (البته با پیشوند و پسوند تحقیقاتی و طبی که مبادا قرار داد اتمی را خدشهدار کند) و دومی یک فقره عربدهکشی بهشدت اعتدالی مبنی بر اینکه ما از اتمی یک گام هم عقبنشینی نمیکنیم و زیر بار آپارتاید هستهیی نمیرویم.
اما بهنظر میرسد روحانی در اظهارات روز 23اردیبهشت دل دلواپسان را شکسته است، زیرا آنها را بیماران نیازمند مددرسانی نامید که از نیش زدن و حمله به دولت اعتدالی لذت میبرند. اهل «فریاد و هوچی بازی» هستند و میخواهند با «شعر و شعار» عزت نظام را حفظ کنند.
حالا باید منتظر واکنش و تیغ کشیهای دلواپسان در روزنامهها و رسانههای باندی بود. واکنش دلواپسان نشان خواهد داد که روحانی در حرکت پاندولی خود برای برقراری تعادل میان باندهای در حال جنگ تا چه حد موفق بوده است.
آخوند روحانی روز سهشنبه، چند ساعت قبل از شروع دور تازه مذاکرات، برای چشمک زدن به طرفهای مذاکره بار دیگر از خط قرمز لو ندادن خالی بودن خزانه و ذخایر نظام عبور کرد و نشان داد که نظام ولایت هیچ راهی جز رفتن به پای میز گدایی بر روی زانوهای خونین ندارد. این بار برای سپر ساختن در برابر وحوش باند رقیب و تأکید مؤکد بر ضرورت ادامه مسیر زهر خوران، کمی بیشتر پرده را کنار زد و از موضع رئیسجمهور نظام ولایت اعتراف کرد که بخش بزرگی از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند و دولت اعتدالی در مقابل «غول رکود» هیچ راه گریزی ندارد. اعتراف کرد که بیکاری غوغا میکند و اکثر بیکاران هم جوانان فارغالتحصیل هستند. به خشم متراکم مردم تحت عنوان دلهای پر غم و غصه پدران و مادران اذعان و ابراز وحشت کرد. و بالاخره برای دفاع از خود در برابر تهاجم باندهای رقیب گفت منشأ اعتیاد و بسیاری از جرایم و ناهنجاریها، بیکاری است.
سؤال این است که علت حرکت پاندول خامنهای و روحانی طی دو روز چیست؟
جواب را شاید بتوان در تناقض بسیار بزرگی که رئیسجمهور آخوندها به خودش بار کرده است، جستجو کرد. تناقض بزرگ این است که او در حالی منشأ اعتیاد و تمامی جرایم بهویژه در مورد جوانان را بیکاری میداند که زیر بیش از هفتصد اعدام تحت عنوان همین جرایم را امضا کرده و در مصاحبههایش آنها را «حکم خدا» دانسته و تأیید کرده است.
این تناقض بزرگ همچنان که بهنعل و بهمیخ زدن خامنهای، برآمده از بنبستهای همهجانبه نظام ولایت است، آخوند روحانی از یک طرف مجبور است برای دفاع از خود به بیکاری گسترده و پیامدهای اجتماعی آن که حاصل 35سال چپاول و جنایت نظام است اعتراف کند و از طرف دیگر برای جلوگیری از انفجاری که ناشی از همین وضعیت است بیش از هفتصد اعدام طی ده ماه نشستن در مسند را امضا و اجرا کند.
بنبست و تناقض آنقدر عمیق است که جنگ درون رژیم را سهوجهی کرده است. اظهارات آخوند دانه درشت اکرمی و نامه معاون سابق وزیر کشور رژیم از درون زندان در راستای همین اظهارات روحانی و نمودهایی است از همین جبهه بندی. در روزهای آینده که نتایج دور تازه مذاکرات اتمی اعلام شود آثار بیشتر این جبههبندی و شدت گرفتن جنگ باندی را شاهد خواهیم بود.