سرجو دلیا، دبیر انجمن حقوقبشری به قابیل دست نزنید که برای لغو حکم اعدام فعالیت میکند، طی مصاحبه با سیمای آزادی گفت:
مسئولیت همه دموکراتها در سراسر جهان میباشد که به کسانی که برای آزادی، برای تغییر و برای دموکراسی مبارزه میکنند، کمک کنند.
یکبار دیگر تایید شد که ایران دومین کشور جلاد در جهان میباشد. بر اساس گزارش سال ۲۰۱۰ انجمن به قابیل دست نزنید که ما امروز آن را ارائه دادیم، ایران در سکوی دومین کشور در اعدام میباشد. در واقع شناخت چهره حقیقی پدیده اعدام جمعی در ایران مشخص نیست، چرا که حکم اعدام، اخباری که در رابطه با اعدامها میرسد، توسط رژیم فیلتر میشوند. منابع اطلاعاتی ما تنها اینها هستند، از ارگانهای مستقل و یا خانوادههای اعدامشدگان و یا آن اخبار بسیار نادری که رژیم موافقت میکند در رسانههای کنترلشده توسط ملاها منتشر شود. آمار و ارقام امسال میگوید که حداقل ۴۰۲اعدام در سال ۲۰۰۹ صورت گرفته است. من فکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر میباشد.
ایران تنها کشوری در جهان است که حکم اعدام علیه خردسالان را اجرا میکند. یعنی علیه پیمانهای بینالمللی و سیاسی، نقض آشکار کنوانسیونهای سازمان ملل در رابطه با حقوق کودکان که ایران خودش امضاکننده و تصویبکننده بوده است.
ایران تنها کشوری در جهان میباشد که هنوز حکم سنگسار را اجرا میکند، قربانیان احکام اعدام بهخصوص مخالفین سیاسی میباشند. بعد از تظاهرات تودهبی بزرگ که علیه انتخابات قلابی که منجر به به قدرت رسیدن مجدد احمدینژاد گردید، در پایان سال گذشته محاکمات آغاز شد و اولین سری از اعدامها در آن سال بهوقوع پیوست. موضوع حکم اعدام در ایران چگونه قابل حل است؟
من فکر میکنم که این موضوع تا زمانی که رژیم سیاسی ایران تعیینتکلیف نشود، قابل حل نیست، یعنی اگر بهصورت ریشهیی تغییری در سیستم صورت نگیرد و اگر اصل نظام ولایتفقیه (حکومت روحانیت) که حرف پایانی در رابطه با همه چیز را میزند، بیرون رانده نشود، قابل حل نیست. بحث، تغییر یک ملای سنتگرا با یک ملای مقداری مدرهتر نیست. مسأله این است که بایستی اصل حکومت وابسته یه قدرتی که بر اساس مذهب بنا شده را به میان کشاند. یعنی برقراری یک سیستم جدید سیاسی که بر پایه لائیسیته بنا شده باشد، بر پایه جدایی دین از دولت، چیزی که به سمت سرنگونی رژیم ملاهایی برود که از مذهب تخطی میکنند، سوءاستفاده سیاسی از مذهب علیه دینداری، علیه اسلام که برعکس مذهبی است که مطلقاً مورد احترام است.
من معتقدم که اقدامات این رژیم تنها تبهکاری ملاها نیست بلکه مسئولیتهای دقیقتری هم هستند که دموکراسی میباشد، به اصطلاح دموکراسی غربی و بایستی با این رژیم برخورد کرد. همانطور که با همه رژیمهای دیکتاتوری باید برخورد کرد. آنها را سرنگون کنید، با سلاح غیرخشونت، اپوزسیون این رژیمها را مورد حمایت قرار دهید. کاری که در رابطه با ایران باید کرد، حمایت از سازمانهای سیاسی و در شروع از سازمان مجاهدین خلق ایران میباشد که بایستی مورد حمایت و کمک قرار گیرند و ارگانیزه کردن مقاومت که این منجر به یک تغییر رژیم میشود. رژیم ملاها خودش تغییر نمیکند و نمیشود آن را رفرم کرد. رژیمی که بر پایه قدرت روحانیت بنا شده، بهخودیخود سرنگون نمیشود.
من فکر میکنم که این مسئولیت همه دموکراتها در سراسر جهان میباشد که به کسانی که برای آزادی، برای تغییر و برای دموکراسی مبارزه میکنند، کمک کنند.
من بر این باورم که یک تغییر ریشهیی این حکومت، بهدنبال خودش مجازات حکم اعدام را هم در کشور حل خواهد کرد.
مسئولیت همه دموکراتها در سراسر جهان میباشد که به کسانی که برای آزادی، برای تغییر و برای دموکراسی مبارزه میکنند، کمک کنند.
یکبار دیگر تایید شد که ایران دومین کشور جلاد در جهان میباشد. بر اساس گزارش سال ۲۰۱۰ انجمن به قابیل دست نزنید که ما امروز آن را ارائه دادیم، ایران در سکوی دومین کشور در اعدام میباشد. در واقع شناخت چهره حقیقی پدیده اعدام جمعی در ایران مشخص نیست، چرا که حکم اعدام، اخباری که در رابطه با اعدامها میرسد، توسط رژیم فیلتر میشوند. منابع اطلاعاتی ما تنها اینها هستند، از ارگانهای مستقل و یا خانوادههای اعدامشدگان و یا آن اخبار بسیار نادری که رژیم موافقت میکند در رسانههای کنترلشده توسط ملاها منتشر شود. آمار و ارقام امسال میگوید که حداقل ۴۰۲اعدام در سال ۲۰۰۹ صورت گرفته است. من فکر میکنم که خیلی خیلی بیشتر میباشد.
ایران تنها کشوری در جهان است که حکم اعدام علیه خردسالان را اجرا میکند. یعنی علیه پیمانهای بینالمللی و سیاسی، نقض آشکار کنوانسیونهای سازمان ملل در رابطه با حقوق کودکان که ایران خودش امضاکننده و تصویبکننده بوده است.
ایران تنها کشوری در جهان میباشد که هنوز حکم سنگسار را اجرا میکند، قربانیان احکام اعدام بهخصوص مخالفین سیاسی میباشند. بعد از تظاهرات تودهبی بزرگ که علیه انتخابات قلابی که منجر به به قدرت رسیدن مجدد احمدینژاد گردید، در پایان سال گذشته محاکمات آغاز شد و اولین سری از اعدامها در آن سال بهوقوع پیوست. موضوع حکم اعدام در ایران چگونه قابل حل است؟
من فکر میکنم که این موضوع تا زمانی که رژیم سیاسی ایران تعیینتکلیف نشود، قابل حل نیست، یعنی اگر بهصورت ریشهیی تغییری در سیستم صورت نگیرد و اگر اصل نظام ولایتفقیه (حکومت روحانیت) که حرف پایانی در رابطه با همه چیز را میزند، بیرون رانده نشود، قابل حل نیست. بحث، تغییر یک ملای سنتگرا با یک ملای مقداری مدرهتر نیست. مسأله این است که بایستی اصل حکومت وابسته یه قدرتی که بر اساس مذهب بنا شده را به میان کشاند. یعنی برقراری یک سیستم جدید سیاسی که بر پایه لائیسیته بنا شده باشد، بر پایه جدایی دین از دولت، چیزی که به سمت سرنگونی رژیم ملاهایی برود که از مذهب تخطی میکنند، سوءاستفاده سیاسی از مذهب علیه دینداری، علیه اسلام که برعکس مذهبی است که مطلقاً مورد احترام است.
من معتقدم که اقدامات این رژیم تنها تبهکاری ملاها نیست بلکه مسئولیتهای دقیقتری هم هستند که دموکراسی میباشد، به اصطلاح دموکراسی غربی و بایستی با این رژیم برخورد کرد. همانطور که با همه رژیمهای دیکتاتوری باید برخورد کرد. آنها را سرنگون کنید، با سلاح غیرخشونت، اپوزسیون این رژیمها را مورد حمایت قرار دهید. کاری که در رابطه با ایران باید کرد، حمایت از سازمانهای سیاسی و در شروع از سازمان مجاهدین خلق ایران میباشد که بایستی مورد حمایت و کمک قرار گیرند و ارگانیزه کردن مقاومت که این منجر به یک تغییر رژیم میشود. رژیم ملاها خودش تغییر نمیکند و نمیشود آن را رفرم کرد. رژیمی که بر پایه قدرت روحانیت بنا شده، بهخودیخود سرنگون نمیشود.
من فکر میکنم که این مسئولیت همه دموکراتها در سراسر جهان میباشد که به کسانی که برای آزادی، برای تغییر و برای دموکراسی مبارزه میکنند، کمک کنند.
من بر این باورم که یک تغییر ریشهیی این حکومت، بهدنبال خودش مجازات حکم اعدام را هم در کشور حل خواهد کرد.