728 x 90

روز جهاني زن92,

«با فداکاری ضعف ما تبدیل به قوت می‌شود» ـ اینگرید بتانکور - کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا

-

اینگرید بتانکور
اینگرید بتانکور
با سلام.
می خواهم در ابتدا از تمامی زنانی که این کنفرانس را سازمان داده‌اند، تشکر کنم.
آنچه امروز می‌خواهم با شما به‌نحوی سهیم شوم، از نزدیک به آنچه که همگی از مثال و تجربه‌اش آموختیم، ربط دارد. در واقع یقین دارم تفکر مرکزی که می‌خواهم شما را به آن رهنمون سازم، این است که چگونه ضعف را به قوت تبدیل کنیم. زیرا اگر ما در این‌جا جمع شده‌ایم، به‌خاطر این است که چالش ما دقیقاً همین است. تبدیل ضعف زن، ضعفی که همگی ما آن را احساس می‌کنیم، شاهد هستیم و همه روزه قربانی آن هستیم، به یک قدرت، قدرتی برای تمام کسانی که به حمایت ما نیاز دارند.
من به مدت 7سال در جنگلهای کلمبیا ربوده شدم. باید بگویم قبل از این‌که چنین چیزی را تجربه کنم، یک شانس فوق‌العاده داشتم. دو ماه قبل از آن، شاهد یک مستند تلویزیونی بودم. چیزی را توضیح می‌داد که من را بسیار تحت تأثیر قرارداد، آنچه که به آن تجربه استاندفورد می‌گویند. ظاهراً چنین است که این دانشگاه بسیار پرآوازه آمریکایی، در دهه 1980، تجربه‌یی قطعی، جالب و همچنین دراماتیک انجام داده بود. آنها دانشجویان یک کلاس، یعنی دانشجویان آمریکایی مرفه، بدون مشکل روانی خاص یا داشتن تجربه مشکلات زندگی را به‌کار گرفتند. این پسران و دختران جوان، به‌طور خودسرانه به دو اردوگاه تقسیم شده بودند. در یک طرف، نگهبانان بودند و در طرف دیگر زندانیان و دست به یک بازی زدند، به مدت یک الی دو هفته. عده‌یی نقش نگهبان را ایفا می‌کردند و عده‌یی دیگر نقش زندانی را. نتیجه این تجربه، دراماتیک بود. زیرا اثبات شد که نفس داشتن چنین نقشی، شخصیت بازیگران را تغییر می‌دهد. نگهبانان خودسر، اهل سوء‌استفاده و سادیک شدند. و زندانیان به انقیاد درآمدند و قدرت و اراده‌شان را از دست دادند.
من درباره این تجربه با شما صحبت می‌کنم زیرا فکر می‌کنم وقتی که دور هم در این‌جا جمع می‌شویم، نه فقط برای گرامیداشت قدرت زن، روز جهانی زن چند روز دیگر است، بلکه همچنین به‌خاطر سرجمع شدن در تفکر پیرامون مبارزه با بنیادگرایی اسلامی است. ما این‌جا هستیم چرا که این بنیادگرایی اسلامی می‌خواهد جهان را به دو دسته تقسیم کند. در یک طرف مردان، در طرف دیگر زنان. و این تقسیم بندی خودسرانه، پایه‌های کرامت انسانی را به خطر می‌اندازد. واضح است که مرد و زن متفاوت هستند. و واضح است که ما زنان در این تقسیم بندی نقش بد را بر عهده داریم. چرا؟ چون که ضعیف هستیم و آن را حس می‌کنیم. وقتی که شب در یک خیابان تاریک قدم می‌زنیم و می‌ترسیم زیرا می‌دانیم ممکن است قربانی یک تعرض شویم. می‌ترسیم در یک تظاهرات در خیابان شرکت کنیم چرا که می‌دانیم اگر شورش شود و خشونت ایجاد گردد، ما طبعاً نخستین قربانیان خواهیم بود. می‌ترسیم که در برخی اوقات از آزادیمان بهره ببریم چرا که می‌دانیم ممکن است به‌طور فیزیکی مورد تعرض واقع شویم. اما آنچه که در این تقسیم بندی وحشتناک است، واقعیت وضعیت ما به‌عنوان زن نیست، که می‌دانیم چطور با آن مواجه شویم و می‌دانیم چطور برای دفاع از خودمان مبارزه کنیم. این تقسیم بندی آنجا به نظرم موذیانه و انحرافی است که باعث می‌شود نگرشی که زنان از خودشان دارند، تغییر کند. وقتی که صحبت از پیامدهای بنیادگرایی اسلامی می‌شود، فقط صحبت از تعرض مردان علیه زنان نیست. صحبت از تغییر ذهنیت زنان است که فکر می‌کنند و قانع هستند باید به این شیوه با آنها رفتار شود. توجیه می‌شوند که حقوق‌شان از آنها سلب می‌شود چرا که زن هستند، و در این نگرشی که از خودشان دارند، ارزشها را هم به کودکانشان منتقل می‌کنند که مضر هستند، ضددموکراتیک هستند و قبل از هر چیز نفی کرامت انسانی هستند.
به این خاطر است که فکر می‌کنم هنگامی که در این‌جا جمع هستیم و به ایران فکر می‌کنیم، فقط در حال فکر کردن به زنانی نیستیم که در ایران در حال زندگی در یک اردوگاه بزرگ و عظیم کار اجباری هستند. و این‌جا وظیفه ماست که بلند و رسا صحبت کنیم. نمی‌توانیم به پذیرفتن این ایده ادامه بدهیم که مسأله زنان مسلمان، یا زنان ایران به خودشان ربط دارد. باید درک کنیم که مسأله زنان ایران و مسأله زنان مسلمان، مسألهٴ ماست. چرا مسألهٴ ماست؟ زیرا در جهانی زندگی می‌کنیم که همه چیز گفته و انجام می‌شود و سکوت و همدستی ما دارد حقوق این زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در نتیجه روی حقوق ما نیز تأثیر می‌گذارد. باید برای حقوق زن در جهان مبارزه کرد، نه فقط برای زنان امروز، بلکه برای زنان فردا. باید همچنین سؤال کرد که جهان چه خواهد شد اگر تحت این عنوان که مسأله دیگران است، به قبول وضعیتی ادامه دهیم که دارد نحوه زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دارد حقوق زنان امروز و همچنین زنان فردا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نمی‌دانیم که جهان فردا چطور خواهد بود. اما می‌توانیم مطمئن باشیم که اگر ادامه دهیم و بپذیریم در هرکجای جهان حقوق زن پایمال شود، لحظه‌یی خواهد رسید که باید برای همین حقوق خودمان دست به مبارزه بزنیم. یعنی مبارزه برای دیگران، یعنی مبارزه برای خودمان. و این دردناک است. این چیزی که من می‌گویم خیلی عجیب است زیرا اگر به آن فکر کنیم، زنان در جهان اکثریت هستند. تعداد زنان در جهان از مردان بیشتر است. با این وجود، به‌عنوان یک اقلیت نگریسته می‌شویم و به‌عنوان یک اقلیت با ما برخورد می‌شود. چرا؟ چون جهان در معرض خشونت قرار دارد. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که زورمندان در آن برنده می‌شوند. و امور بر پایه خشونت انجام می‌شود. دولتها، رؤسای کشورها خشونت را بیشتر از حقوق انسانها در نظر می‌گیرند. منافع، بمب اتم به‌عنوان مثال باعث می‌شود که دهنشان را بسته و به سوی دیگری نگاه کنند و پیآمد آن خشونتی است که اعمال می‌شود در حالی که به‌سادگی از نگاه به آنچه که دارد برای انسانها رخ می‌دهد، خودداری می‌کنیم. ما زنان اکثریت هستیم. اما یک اکثریت خاموش. اکثریتی که صدایش به گوش نمی‌رسد. زنان بسیار کمی در جهان رئیس کشور هستند. متأسفانه زنان در مقام رئیس کشور محصول تاریخ هستند، همسران مردان مهم که از قدرت برکنار شده‌اند یا دختران زنان مهم برکنار شده از قدرت، یا همسران رؤسای کشور که به نوعی این امکان برایشان فراهم شد و فضا را برایشان باز کردند. زنان خیلی کمی وجود دارد که می‌خواهند رهبری را در جهان برعهده بگیرند. زنان خیلی کمی در پارلمانها. زنان سیاستمدار خیلی کم. زنان خیلی کم مانند زنان شگفت انگیزی که در این‌جا شاهد آنها هستیم. زنان خیلی کمی است که واقعاً بگویند حق دارند صدایی داشته باشند و خودشان را تحمیل کنند. و الآن باید که این حق به‌عنوان یک مسئولیت تلقی شود. زیرا فقط امکان رئیس کشور شدن را داشته باشیم، مهم نیست. آنچه که مهم است، این است که در عین زن بودن ما صدای ضعفا هستیم. ما صدای اقلیتها در جهان هستیم. حتی اگر که اکثریت باشیم. ما صدای کودکانی در جهان هستیم که قربانی خشونت هستند. خشونت اعمال شده توسط مردان. ما صدای بیماران در جهان هستیم. ما صدای تمامی کسانی هستیم که نمی‌توانند به‌طور فیزیکی از خودشان دفاع کنند و ما جهانی می‌خواهیم که سازمان داده شده باشد و قدرت در آن متعلق به قویترین به‌لحاظ هسته‌یی، تسلیحات و پول نباشد. ما جهانی می‌خواهیم که بر اساس حقوق انسانها اداره شود. برای این است که صدای زن باید شنیده شود. در یک دنیای خشن، به چه سمت باید چرخید؟ باید ابتدا به سوی این زنانی بچرخیم که برای ما نمونه هستند. و امروز فکر می‌کنم همگی با من موافق هستید که یک زن در این سالن هست که شایسته است به‌عنوان نمونه برای سایر زنان جهان به‌رسمیت شناخته شود. و این زن، مریم رجوی است.
امروز او مهمترین مبارزه زنان در جهان را رهبری می‌کند. این مهمترین مبارزه در این روزگار است، یعنی مبارزه علیه رژیم ایران. به‌عنوان یک زن چرا؟ اولاً به این دلیل که ایران دولتی است آشکارا زن‌ستیز. دولتی است که حقوق زنان را کاهش نمی‌دهد همان‌طور که در همهٴ جای جهان وجود دارد. حقوق زنان در ایالات متحده، اروپا، آمریکای لاتین، آسیا و همه جای دیگر پایمال می‌شود. اما در ایران حقوق زنان پایمال نمی‌شود، بلکه انکار می‌گردد، وجود ندارد. زن در ایران هیچ حقی ندارد. و ما یک زنی داریم شجاع که نه فقط زندگیش را آن طور که می‌توانست آرام سپری نمی‌کند، بلکه این شجاعت را دارد تا با مردانی مواجه شود که از او تنفر دارند و او را به مرگ محکوم کردند. و این زن که طبعاً می‌توانست زندگی متفاوتی داشته باشد، برای ما یک نمونه خاص است. زیرا زنی است که درک کرده است و این‌جا می‌خواهم با نلسون ماندلا تشبیه کنم، زنی است که درک کرده قدرت زنان از فدایشان ناشی می‌شود. ما نمی‌توانیم با مشت یا خشونت مبارزه کنیم، حتی اگر می‌توانستیم نمی‌خواستیم چنین کاری کنیم. اما آنچه که از زنان نمونهٴ ایرانی می‌آموزیم، و در رأس شان مریم رجوی، این است که می‌توانیم ضعف‌مان را به قدرت تبدیل کنیم، به واسطه فدایمان. این فداکاریمان برای زنان دیگر در سراسر جهان است که به ما قدرت می‌دهد. این است که می‌تواند دنیا را تغییر دهد. لذا امروز پس از این‌که از این‌جا خارج شدیم، طبعاً از خودمان سؤال خواهیم کرد که الآن چه کار می‌توانیم بکنیم؟ باید زندگیمان را تبدیل به سلاحی علیه مرگ کنیم. و زندگیمان همهٴ آن چیزی است که هستیم. یعنی قدرت راه رفتن و سرپا بودنمان. دادن صدا به آنهایی که فاقد آن هستند. کلمات برای مقابله با دروغ و افترا هستند. شور ما برای مقابله با بی‌تفاوتی است. وضعیت ما به‌عنوان زن، مبارزه علیه کسانی است که مانند ما بنا‌ به دلایل دیگر در جهان ضعیف هستند، علاوه بر زن بودن. یعنی درک این‌که در عین‌حال که ضعیف هستیم ولی قوی می‌باشیم.
با تشکر.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/932dc51c-fe20-4c7e-a83c-57ca581470f2"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات