شکاف نظام عمیقتر و گستردهتر میشود
امواج وحشت که با تصویب قطعنامه حقوقبشر و تمدید مأموریت احمد شهید علیه رژیم، از همهٴ نهادها، رسانهها و اظهارات مهرههای رژیم برخاسته بود با تصویب قطعنامه پارلمان اروپا اوج کم سابقهیی گرفته است. کار به جایی رسیده که ابراز نگرانی و دادن هشدار و اعلام خطر دیگر افاقه نمیکند و سردمداران نظام ولایت به فحاشی روی آورده و از کلماتی مانند «بی شرمی» و «سفها» و «هوچی گری» استفاده میکنند. آخوند احمد جنتی گرداننده شورای نگهبان خامنهای نمایندگان مردم اروپا را «عدهیی سفیه» مینامد و میگوید «اگر سران فتنه شرم داشتند باید از خجالت آب میشدند». این جملهٴ پیرگماشته خامنهای اهمیت بیشتری دارد. اگر دقت کنیم میبینیم که از فحاشی به پارلمان اروپا به حمله علیه باند رقیب پل زده است. همین رویکرد در روزنامههای باند ولایت از جمله کیهان خامنهای آشکارتر شده و به متهم کردن دولت روحانی به زد و بند پنهانی با دشمنان نظام بالغ شده است. این بلندگوی ولایت در یادداشت روز 18فروردین نوشته است «مفاد بیانیه پارلمان اروپا باعملکرد بخشهایی از دولت و بعضی از مواضع دولت همخوانی دارد». کیهان خامنهای از «فشار توامان بخشهایی از دولت علیه دستگاه قضا و فشار غرب علیه دستگاه قضا» دم میزند. و نتیجه میگیرد که این همزمانی تصادفی نیست. کیهان خامنهای ابراز وحشت میکند که چرا در قطعنامه پارلمان اروپا به «آزادی فعالیت معارضان» نظام فراخوان داده شده و بر حذف «حقوق اسلامی» از دستگاه قضایی تأکید شده است. (منظورش نامشروع اعلام شدن قوانین جنایتکارانهٴ حافظ نظام پلید ولایت است).
این روزنامه باند ولایت ابراز وحشت ها را به سوخت جنگ باندی تبدیل کرده و دولت روحانی را به «توافقات مکتوب و غیرمکتوب» اعلام نشده با طرفهای خارجی متهم میکنند.
عین همین اتهامات توسط سردمدار باند مؤتلفه در ارگان این دار و دسته به نام رسالت نیز دیده میشود. و شمار دیگری از مهرههای ولایت نیز با همان منطق به دولت روحانی و باند رفسنجانی حمله کردهاند. اگر رویکرد این دار و دستهها و باند ولایت را اصل بگیریم باید شاهد توقف یا لااقل کند شدن روند مذاکرات هستهیی با 1+5 باشیم اما آیا نظام ولایت که بر روی زانوهای خونین به پشت میز مذاکره رفته است رمق چپ کردن میز مذاکرات را دارد؟ جواب را میتوان در اظهارات سراسیمه بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع در همین مورد جستجو کرد. او در حالی که از یک طرف بهخاطر انگشت نگاری از عوامل رژیم در کشورهای اروپایی ناله سر میدهد و آن را تحقیرآمیز و ناقض «احترام متقابل» مینامند اما از برای اینکه خدشهای به مذاکرات که به آن برای باز شدن راه نفس رژیم چشم دوخته وارد نشود، هراسان به مهرههای ولایت در مجلس آخوندی هشدار میدهد که در مسیر «مذاکرات هستهیی» سنگاندازی نکنند و بدانند که دولت در این راه «همچون گذشته به تعهدات خود پایبند خواهد بود».
شبیه به همین دوگانهگویی و یکی به نعل و یکی به میخ کوبیدن در اظهارات لاریجانی و حتی ولایتی هم دیده میشود. اگر بپرسید دلیل این تناقض مستمر و ابراز وحشتهای پیوسته به آن چیست در یک کلام جواب این است که نظام در هم شکستهٴ ولایت در محاصره بحران و تحریمها در بنبستهای همهجانبه گرفتار است و هیچ راه برون رفتی در چشمانداز نمیبیند. این دوگانه گوییها ناشی از این بنبست عمیق رژیم آخوندی است.
امواج وحشت که با تصویب قطعنامه حقوقبشر و تمدید مأموریت احمد شهید علیه رژیم، از همهٴ نهادها، رسانهها و اظهارات مهرههای رژیم برخاسته بود با تصویب قطعنامه پارلمان اروپا اوج کم سابقهیی گرفته است. کار به جایی رسیده که ابراز نگرانی و دادن هشدار و اعلام خطر دیگر افاقه نمیکند و سردمداران نظام ولایت به فحاشی روی آورده و از کلماتی مانند «بی شرمی» و «سفها» و «هوچی گری» استفاده میکنند. آخوند احمد جنتی گرداننده شورای نگهبان خامنهای نمایندگان مردم اروپا را «عدهیی سفیه» مینامد و میگوید «اگر سران فتنه شرم داشتند باید از خجالت آب میشدند». این جملهٴ پیرگماشته خامنهای اهمیت بیشتری دارد. اگر دقت کنیم میبینیم که از فحاشی به پارلمان اروپا به حمله علیه باند رقیب پل زده است. همین رویکرد در روزنامههای باند ولایت از جمله کیهان خامنهای آشکارتر شده و به متهم کردن دولت روحانی به زد و بند پنهانی با دشمنان نظام بالغ شده است. این بلندگوی ولایت در یادداشت روز 18فروردین نوشته است «مفاد بیانیه پارلمان اروپا باعملکرد بخشهایی از دولت و بعضی از مواضع دولت همخوانی دارد». کیهان خامنهای از «فشار توامان بخشهایی از دولت علیه دستگاه قضا و فشار غرب علیه دستگاه قضا» دم میزند. و نتیجه میگیرد که این همزمانی تصادفی نیست. کیهان خامنهای ابراز وحشت میکند که چرا در قطعنامه پارلمان اروپا به «آزادی فعالیت معارضان» نظام فراخوان داده شده و بر حذف «حقوق اسلامی» از دستگاه قضایی تأکید شده است. (منظورش نامشروع اعلام شدن قوانین جنایتکارانهٴ حافظ نظام پلید ولایت است).
این روزنامه باند ولایت ابراز وحشت ها را به سوخت جنگ باندی تبدیل کرده و دولت روحانی را به «توافقات مکتوب و غیرمکتوب» اعلام نشده با طرفهای خارجی متهم میکنند.
عین همین اتهامات توسط سردمدار باند مؤتلفه در ارگان این دار و دسته به نام رسالت نیز دیده میشود. و شمار دیگری از مهرههای ولایت نیز با همان منطق به دولت روحانی و باند رفسنجانی حمله کردهاند. اگر رویکرد این دار و دستهها و باند ولایت را اصل بگیریم باید شاهد توقف یا لااقل کند شدن روند مذاکرات هستهیی با 1+5 باشیم اما آیا نظام ولایت که بر روی زانوهای خونین به پشت میز مذاکره رفته است رمق چپ کردن میز مذاکرات را دارد؟ جواب را میتوان در اظهارات سراسیمه بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع در همین مورد جستجو کرد. او در حالی که از یک طرف بهخاطر انگشت نگاری از عوامل رژیم در کشورهای اروپایی ناله سر میدهد و آن را تحقیرآمیز و ناقض «احترام متقابل» مینامند اما از برای اینکه خدشهای به مذاکرات که به آن برای باز شدن راه نفس رژیم چشم دوخته وارد نشود، هراسان به مهرههای ولایت در مجلس آخوندی هشدار میدهد که در مسیر «مذاکرات هستهیی» سنگاندازی نکنند و بدانند که دولت در این راه «همچون گذشته به تعهدات خود پایبند خواهد بود».
شبیه به همین دوگانهگویی و یکی به نعل و یکی به میخ کوبیدن در اظهارات لاریجانی و حتی ولایتی هم دیده میشود. اگر بپرسید دلیل این تناقض مستمر و ابراز وحشتهای پیوسته به آن چیست در یک کلام جواب این است که نظام در هم شکستهٴ ولایت در محاصره بحران و تحریمها در بنبستهای همهجانبه گرفتار است و هیچ راه برون رفتی در چشمانداز نمیبیند. این دوگانه گوییها ناشی از این بنبست عمیق رژیم آخوندی است.