گزارش شورشگران از قیام دیماه ۱۴۰۴ در بندرعباس
روایت شاهدان عینی از روزهای آتش، سرکوب و ایستادگی مردم
در جریان خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴، شهر بندرعباس به یکی از کانونهای اصلی قیام مردمی علیه دیکتاتوری دینی تبدیل شد. گزارشهایی که در ادامه میآید، روایت مستقیم مردم و شاهدان عینی از روزها و شبهایی است که خیابانهای این شهر صحنه تظاهرات، درگیری، سرکوب خونین و مقاومت جانانه بود.
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴
در مرکز شهر بندرعباس تظاهرات و درگیری جریان داشت. مردم با شعارهای «مرگ بر کل نظام» و «ایرانی باغیرت، حمایت حمایت» خشم و اعتراض خود را علیه کلیت حاکمیت نشان دادند.
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴
در خیابان اصلی شهر، تظاهرات گستردهیی شکل گرفت. معترضان شعار «آزادی، آزادی، آزادی» سر دادند. همزمان در فلکه برق، چهارراههای اصلی شهر و مقابل مسجد بزرگ بندرعباس تجمعهای گسترده برگزار شد و شعار «حکومت آخوندی، نمیخوایم نمیخوایم» طنینانداز بود.
مردم همچنین مقابل بیمه ایران، فروشگاه شکار هرمزگان، ساختمان سیاوش و چهارراه داروخانه دکتر پابرجا تجمع کردند و با شعار «مرگ بر خامنهای» اعتراض خود را ادامه دادند.
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
جوانان در تظاهرات شبانه در مرکز شهر، مقابل مغازه قطعات و خدمات کولر اتومبیل، دست به اقدام مستقیم زدند. یک خودروی نیروی انتظامی در وسط خیابان واژگون شد و چندین بانک به آتش کشیده شد.
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴
در شورش شبانه، مردم در وسط خیابان آتش روشن کردند و شعار «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴
اقدامات اعتراضی ادامه یافت و جوانان بار دیگر بانکها را به آتش کشیدند.
یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴
راهپیماییهای روزانه در نقاط مختلف شهر برگزار شد؛ چهارراه بانک سپه، واحد مستقل ارزی بندرعباس، موبایل آنلاین و ایستگاه سلامت. شعار مشترک همه تجمعها:
«امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه»
روایت شاهدان عینی
گزارش اول:
«ما چهار نفر بودیم که بانک سپه، بانک اوقاف و دوربینهای سر تقاطع و دوربین وسط بلوار سرراه نخل را تخریب کردیم. اولش حتی ۲۰ نفر هم نبودیم و کسی دقیق نمیدانست چه باید کرد، اما در عرض چند دقیقه جمعیت به حدود هزار نفر رسید. باورم نمیشد این همه جوان بیباک از کجا آمدند. موقع عمل، هر چه میگفتیم گوش میدادند. حالا دیگر کسی نمیگوید قیام تمام شده؛ میگویند تجدید قوا میکنیم و برمیگردیم. مردم دیدند این بچهشاه چقدر به مردم خیانت کرده».
گزارش دوم:
«۱۸ دی بهصورت خانوادگی بیرون بودیم. نیروهای سرکوب دورمان کردند و گفتند بازرسی بدنی. خانوادهها اسپری فلفل همراه داشتند».
گزارش سوم:
«۱۸ و ۱۹ دی اوضاع خیلی خوب پیش میرفت، اما بهمحض قطع اینترنت، کشتار مردم شروع شد. یکی از معترضان را هنگام آتش زدن بانک و فروشگاه وابسته به سپاه گرفتند؛ بیست میلیارد هزینه شد تا توانستند آزادش کنند».
گزارش چهارم:
«در یکی از خانههای بندرعباس، روبهروی خانه داییام، همسایهای فقط سرش را از پنجره بیرون آورد تا ببیند صدای جیغ از کجاست؛ به او شلیک کردند و کشتند».
از ۱۸ دی به بعد، بندرعباس عملاً در وضعیت حکومت نظامی قرار دارد. از ساعت ۴ بعدازظهر به بعد، نیروهای سرکوب بهطور ناگهانی با حضور ۳۰ تا ۴۰ نفره در خیابانها یورش میبرند و شبها صدای تیراندازی قطع نمیشود.
به گفته شاهدان، مزدوران رژیم حتی به شهیدان رحم نکردهاند؛ در بیمارستانها با پیکر شهدا سلفی گرفتهاند و به خانوادهها گفتهاند برای تحویل اجساد باید یک میلیارد تومان پرداخت کنند. گزارشهایی نیز وجود دارد که در بیمارستانها حتی به نوزادان یکساله و سه ساله تیراندازی شده است.
در جزیره قشم، نوجوانان ۱۷ سالهای که بازداشت شده بودند، پس از چند روز با سرهای تراشیده و آثار ضرب و شتم آزاد شدند.
در بندرعباس و مناطق اطراف، هر مردی که کوچکترین نقشی در اعتراضات داشته بازداشت میشود و مأموران گفتهاند: «هر مردی را گرفتید، همسرانشان را هم بیاورید».
گزارش پنجم:
«از روزی که مردم در بندرعباس تظاهرات کردند و به صدا و سیما حمله شد و آن را آتش زدند، رژیم شلیک مستقیم را شروع کرد. حداقل ۲۰ نفر را جلوی چشم خودم کشتند».