728 x 90

-

۱۶دی ۱۳۹۰- ۶ژانویه ۲۰۱۲ - کنفرانس بین‌المللی در پاریس با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت

-

خانم مریم رجوی در کنفرانس راه حل در پاریس 16دی 90 (1)
خانم مریم رجوی در کنفرانس راه حل در پاریس 16دی 90 (1)
رویتر: مریم رجوی گفت: آمریکا مسئول هرگونه آسیبی است که به ساکنان اشرف وارد شود
او برای یک کنفرانس ویژه که همه طرفها را گردهم می‌آورد فراخوان داد

در کنفرانسی در پاریس دهها تن از مقامات دولتی پیشین آمریکا و اروپا درباره حفاظت از ساکنان اشرف سخنرانی کردند

هاوارد دین: ما به آنها قول حفاظت دادیم آمریکا باید قول خود را محترم بشمارد


پاریس- ۶ ژانویه ۲۰۱۲ – خبرگزاری رویتر-روز جمعه مریم رجوی رهبر مخالفان ایرانی مستقر در عراق گفت آمریکا مسئول هرگونه آسیبی است که به بیش از ۳۰۰۰ عضو آن در صورت جابه‌جایی اجباری به کمپی در نزدیکی بغداد وارد شود.

مریم رجوی در اصل از یک پیشنهاد نقل مکان ساکنان کمپ اشرف بر اساس تضمینهای وزیر امور خارجه آمریکا هیلاری کلینتون و سازمان ملل‌متحد برای رعایت سلامتی و امنیت ساکنان اشرف حمایت کرده بود. اما موشکها درست چند روز پس از آن که بغداد ضرب‌الاجل ۳۱ دسامبر را تمدید کرد و در حالی‌که ملل‌متحد برای انتقال ساکنان مذاکره می‌کرد به کمپ اصابت کردند.
مریم رجوی گفت برخلاف آنچه که به‌عنوان بخشی از قرارداد سازمان ملل‌متحد بر روی آن توافق شده بود، مقامات عراقی کمپ جدید را که قبلاً پایگاه نظامی آمریکا بود، به یک زندان تبدیل می‌کنند.
او گفت: دولت آمریکا به‌طور کامل مسئول هر آسیبی خواهدبود که به ساکنان اشرف وارد شود
در پاریس، دهها تن از مقامات بلندپایه پیشین آمریکا و اروپا از جمله جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، لوئیس فری رئیس سابق اف بی‌آی، و ژنرال دیوید فیلیپس یک فرمانده سابق حفاظت کمپ اشرف برای سخنرانی دعوت شده بودند
مریم رجوی برای یک کنفرانس ویژه که همه طرفها را جمع می‌کند تا این بن‌بست را بشکند فراخوان داد.
سفیر جان بولتون به رویتر گفت هیچ دلیلی برای نگه‌داشتن مجاهدین در لیست وجود ندارد و اضافه کرد: "در پایان دولت بوش، توصیه هماهنگ‌کننده مبارزه با تروریسم لغو نامگذاری این گروه بود، اما کاندولیزا رایس به امید آن که در مذاکرات با رژیم ایران تسهیلاتی ایجاد شود آنها را در لیست نگه داشت."
آینده کمپ اشرف از زمانی که واشینگتن آن را در سال ۲۰۰۹ به دولت عراق تحویل داد نامتعین شد. اقدامی که یک واکنش شدید را در آمریکا برانگیخت به‌طوری که مقامات دولتهای قبلی آمریکا گفتند این کشور قولهای خود برای حفاظت ساکنان اشرف را شکسته است.
دولت بغداد مکرراً گفته است این گروه را در خاک خود نمی‌خواهد. سازمان ملل‌متحد همراه با اتحادیه اروپا در تلاش برای حل این مسأله بوده‌اند. موشکها درست یک هفته بعد از خروج آخرین نیروهای آمریکایی از عراق، تقریباً ۹ سال پس از اشغال در سال ۲۰۰۳، بر این کمپ فرود آمد.
شورای ملی مقاومت ایران مسئولیت حمله موشکی را برعهده نیروی قدس سپاه پاسداران و "عوامل عراقی آن" می‌داند اگر‌چه بغداد نگفته است چه کسی در پشت این حملات بوده است.
هاوارد دین، نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۴ از حزب دموکرات گفت: اشرف یک موضوع جانبی نیست. ما به آنها قول حفاظت دادیم. وقتی آمریکا یک قول می‌دهد باید آن را محترم بشمارد.

تلویزیون الجزیره:
یک کنفرانس بین‌المللی در پایتخت فرانسه
تلویزیون الجزیره -6ژانویه ۲۰۱۲: یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس پایتخت فرانسه، که به گفته برگزارکنندگان برای بحث درباره خطراتی که متوجه ساکنان قرارگاه اشرف است، برگزار شد.
در این کنفرانس که توسط شورای ملی مقاومت ایران برگزار گردید، شخصیتهای آمریکایی و اروپایی شرکت داشتند. هدف
از برگزاری این کنفرانس اعمال فشار بر دولت عراق برای تأمین تضمینهای امنیتی قبل از انتقال ساکنان قرارگاه اشرف در استان دیالی به کمپ لیبرتی در نزدیکی پایتخت بغداد بر اساس توافقاتی که پیش از این بین عراق و سازمان ملل منعقد شد، می‌باشد.

کنفرانس بین‌المللی در پاریس با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت

حفاظت بین‌المللی برای ساکنان اشرف
مسئولیت آمریکا، ملل‌متحد و اتحادیه اروپا
16دی ۱۳۹۰- 6ژانویه ۲۰۱۲

آلن ویوین - وزیر مشاور امور خارجه در دولت فرانسه ۱۹۹۱ -۱۹۹۲

خانم رئیس‌جمهور، خانمها و آقایان،
ابتدا اجازه دهید تأکید کنم که سخنانم دقیقاً در کادر مبارزه‌ای است که کمیته فرانسوی برای یک ایران دموکراتیک از زمان تأسیس خود در راستای تحقق یک ایران دموکراتیک پیش برده و می‌برد. مبارزه برای تأسیس یک جمهوری ایران آزاد، پایه‌گذاری شده بر اساس حاکمیت ملی و مردمی و جدایی دین از دولت، صلح‌جو و عاری از سلاح هسته‌یی. این چشم‌انداز قطعاً تحقق خواهد یافت. شمار بسیاری از شخصیتهای خارجی، به‌خصوص آمریکائی، که در این سالن حضور دارند، در این عقیده با ما سهیم هستند و با عزمی راسخ مبارزه خود را جهت متقاعد ساختن همتایانشان در واشینگتن به عادلانه بودن آرمانی که شورای ملی مقاومت ایران از آن دفاع می‌کند، ادامه می‌دهند. اجازه بدهید همین جا از همه آنها تشکر کنم، به‌ویژه آقای میچل ریس، مسئول سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا در سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ که پذیرفتند در گردهمایی امروز، اداره جلسه ما را برعهده بگیرند.
امروز می‌توان گفت که ما در وضعیتی اضطراری، گرد آمده‌ایم تا فشار و شکنجه روا داشته شده بر ۳۵۰۰ ایرانی خواهان دموکراسی را که از سالها پیش در اشرف پناهنده هستند، محکوم کنیم و در صورت امکان متوقف سازیم. وضعیت خطیر امروز برای آنان از پیامدهای مستقیم حمله به عراق است که دولت وقت فرانسه از شرکت در آن خودداری کرده بود. من هم که در آن هنگام یک پارلمانتر عضو اپوزیسیون بودم، مانند تقریباً تمامی افکارعمومی فرانسه، این امتناع را تأیید کردم که البته برایمان مشکلاتی به‌ویژه در رسانه‌های آمریکایی به‌وجود آورد. لیکن همه باید بپذیرند که اتحاد به‌معنای بیعت یا سرسپردگی به یک سیاست خاص نیست. اما از آنجا که ایالات متحده و چند کشور دیگر به هر حال در این ماجرای هشت ساله درگیر شدند، به نظر ما لازم بود تمام جمعبندیهای ضروری پیش از خارج شدن نیروهای آمریکایی از عراق به‌عمل آید، به‌خصوص عراقی که هنوز به آرامش نرسیده است. در واقع نمی‌شود دفاع از ارزشهای جهانشمول را به‌عنوان توجیه مداخله نظامی در کشور ثالثی عنوان کرد بدون این‌که از اصول و معیارهای ثابتی مانند مندرجات کنوانسیون ژنو در حفاظت از حقوق پناهندگان پشتیبانی مستمر و محکمی به‌عمل آورد. البته گفتگوهای متعددی بین دولت آمریکا و مقامات بغداد به‌عمل آمده است. ما از اظهارات پرزیدنت اوباما در جریان دیدار اخیرش با آقای مالکی مطلع شده‌ایم. با این حال امیدواریم که برخی تبادل نظرهای محرمانه پیش از بیانیه‌های رسمی این امکان را بدهد که مماشات آشکار در گفتمان رسمی در صحنه عمل تصحیح شود.
چرا که باید یاد آور شد که به موجب یک ضرب المثل فرانسوی، وقتی با شیطان مذاکره می‌کنیم باید یک چوب بلند همراه داشته باشیم، زیرا در پشت مالکی سایه ملاهای تهران دائماً در حرکت است. با این حال روشن بود که بدون یک فشار قوی و جدی، دولت بغداد صرفاً از سر حسن نیت به سوی حل و فصل رضایتبخش مسأله اشرف حرکت نمی‌کرد. اعمال وحشیانه بی‌شمار ملایان علیه اشرف، با مباشرت و همدستی مقامات بغداد، یا حتی مشارکت مستقیم آنان، بلاوقفه ادامه داشته است. تاریخ تخلیه اشرف از سوی پناهندگان ایرانی ساکن آن به‌طور یکجانبه توسط همین دولت و بدون هیچگونه مشورت و هماهنگی قبلی با هیچ طرفی تعیین شده است، نه با خود پناهندگان، نه با کسانی که از ائتلاف تحت رهبری آمریکا در عراق باقی مانده بودند و نه حتی با نمایندگان سازمان ملل متحد. به‌رغم تلاشهای اشرفیان و شهامت مسئولان شورای ملی مقاومت ایران، تمام پیشنهادهای شرافتمندانه حل و فصل این مسأله پذیرفته نشده و حتی متأسفانه برخی از آنها رد شده است. از همه مهم‌تر این‌که از هنگامی که بغداد به‌طور یکجانبه تاریخ اخراج پناهندگان اشرف را تعیین کرده، غیرانسانی‌ترین رفتارها با آنها در پیش گرفته شده است. امروز نیز مانند روزگاری که در مورد ارامنه یا یهودیان همین رفتار می‌شد، بغداد به اشرفیان اخطار می‌کند که باید کمپ را ترک کنند بدون این‌که حتی بتوانند دارائی‌های شخصی خود را همراه ببرند. وضعیت چنان است که گویی راه‌حل دلخواه آقای مالکی این است که نهایتاً اشرفیان را به کشورشان بازگرداند، آنجا که گماشتگان آقای احمدی‌نژاد با «گشاده دستی» و «نوعی از انسانیت»! که در آنها سراغ داریم، منتظرشان خواهند بود. اما دیگر زمان اینگونه ملاحظات تهوع‌آور گذشته است. زمان آن است که فشارهای بین‌المللی بر بغداد تشدید شود. و این امر کاملاً ممکن و مقدور است. اتحادیه اروپا پیشنهاداتی ارائه کرده و شماری از کشورهای عضو قبول کرده‌اند که پذیرای پناهندگان باشند. سازمان ملل‌متحد نیز سرانجام تصمیم گرفته در صورت ضرورت و چنان‌چه استقرار کلاه آبیها که قطعاً می‌توانستند خدمات بزرگی ارائه دهند، مقدور نباشد، ناظرانی دائمی در محل مستقر کند. به تبعیدیان اشرف پیشنهاد شده به یک کمپ سابق آمریکایی که «لیبرتی» نام دارد بروند. اما مقامات عراقی که خود پیش از این، کمپ مزبور را غارت کرده‌اند، پیرامون آن در حال ساختن یک دیوار جدید برلین هستند که بدون تردید برای آنست که این محل جدید تجمع پناهندگان هر چه بیشتر به یک اردوگاه اسرا شباهت پیدا کند.
امروز جهان متمدن از خود می‌پرسد که دولت ایالات متحده که هم‌چنان بر دولت شقه شده و بی‌اعتبار مالکی نفوذ دارد، می‌تواند به‌صورتی مفیدی اعمال نفوذ کند؟ چنان‌چه نمایندگان افکار عمومی آمریکا که ما سخنانشان را هم‌اکنون خواهیم شنید، و بی‌تردید از روشن‌بین‌ترین و فعالترین مردان و زنان آمریکایی هستند، قاطعانه به این مبارزه وارد شوند، افکارعمومی نیز به‌صورتی مفید به سود اشرفیان تحت شکنجه و آزار، بسیج خواهد شد. به‌خصوص هم‌اکنون که در آستانه چندین انتخابات ریاست‌جمهوری هستیم، این عاملی است که نباید از آن غفلت کرد. متشکرم.

سفیر میچل ریس
مدیر سیاست‌گذاری وزارت‌خارجه آمریکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵
متشکرم آقای وزیر
خانم رجوی، میهمانان محترم، حضار و همه کسانی که تصویر ما را در سراسر جهان می‌بینند،
خانمها و آقایان و سخنرانان محترم و مهمتر از همه ساکنان کمپ اشرف،
مایه افتخار است که این‌جا حضور دارم تا بار دیگر صدایمان را برای جلب توجه جهان نسبت به وضعیت کمپ اشرف بلند کنیم. همان‌طور که می‌دانید وضعیت در طول چند هفته گذشته به سرعت تغییر پیدا کرده است. 31دسامبر ضرب‌الاجل مصنوعی بود که نخست‌وزیر مالکی برای تخلیه کمپ اشرف تعیین کرده بود. بسیاری از ما هراس داشتیم که یک برخورد خشونت‌آمیز دیگر در کنار مرگ انسانهای بیگناه صورت خواهد گرفت، همان‌طور که در آوریل گذشته اتفاق افتاد. از وقوع یک فاجعه انسانی به یمن رهبری خارق‌العاده خانم رجوی و آمادگی ساکنان کمپ اشرف برای گذشتن از خانه 26ساله خود جلوگیری شد. خانم رجوی طی هفته‌های گذشته به‌طور خستگی‌ناپذیر کار کرده است تا هر آنچه که در توان دارد برای حفاظت از ساکنان کمپ اشرف انجام دهد. او معمولاً باید تصمیمهای دشوار را در زمان کوتاه در مورد مسأله مرگ و زندگی می‌گرفت. ساکنان کمپ اشرف رهبری بهتر از او نخواهند داشت. شجاعت و اراده او سرمشقی برای همه ما است.
ما می‌دانیم که وضعیت هم‌چنان خطرناک است. اما در عین‌حال جای امیدواری است. در سپتامبر گذشته وقایع سیاسی و حقوقی را برای شما طرح کردم که به نفع کارزار ما بود. گفتم که این تحولات از نیروهای عدالت‌جو و آزادیخواه از سه طریق مهم حمایت می‌کنند: در سازمان ملل‌متحد و پایتختهای کشورهای اروپایی، پوشش خبری این موضوع، و در دولت آمریکا. مایه خوشوقتی من است به استحضار برسانم که این روندها اعتلا پیدا کرده و در هر سه زمینه پیشروی صورت گرفته است. تحت رهبری خانم رجوی و با کمک شما کمپ اشرف به یک موضوع بین‌المللی تبدیل شده است و توانسته توجه دبیرکل سازمان ملل متحد، شورای امنیت، سران دولتها، اتحادیه اروپا، پارلمانهای ملی و سازمانهای مهم حقوق‌بشری را به خود جلب کند. مطبوعات بین‌المللی بالاخره پوشش خبری خود را در قبال آن آغاز کرده و حقایق را دقیق‌تر گزارش می‌کند. هم‌چنین، یک ائتلاف سیاسی دوحزبی قوی در آمریکا شکل گرفته که از این آرمان دفاع می‌کند. سیاستمداران ارشد، افسران ارتش، متخصصان امنیت ملی، سفیران و فرمانداران، اعضای سنا و مجلس نمایندگان همگی با یکدیگر متحد شده‌اند تا از دولت آمریکا بخواهند وظیفه خود را به‌طور کامل انجام دهد و به قول خود عمل کند و از ساکنان کمپ اشرف حفاظت کند.
ما همگی و همصدا با هم از وزارت‌خارجه می‌خواهیم که فوراً نامگذاری سازمان مجاهدین خلق را لغو کند. این صداها در بالاترین سطوح دولت آمریکا شنیده می‌شود، از جمله در کاخ سفید. این دست‌آورد چشمگیری است. پس پیشروی صورت گرفته اما کار ما به پایان نرسیده است. این کار تنها زمانی به پایان خواهد رسید که تک‌تک ساکنان کمپ اشرف بدون هیچ استثنایی در امن و امان و سالم و آزاد باشند.
حضور ما امروز در این کنفرانس یک گام دیگر به سوی رسیدن به هدفمان است. بنابراین بسیار مایه افتخار من است که سخنران اولمان خانم رجوی را معرفی کنم.

سخنرانی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت:
خواهش می‌کنم
دوستان‌ عزیز!
یاران همیشه حاضر مقاومت
سال نو بر یکایک شما مبارک!
طلیعه سال نو، دستاورد درخشان‌ کارزار دفاع از اشرف بود، که توطئه فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، برای قتل‌عام ساکنان‌ اشرف را درهم شکست.
باشد که به یاری شما، با همت ملت ایران، و نبرد و کارزاری صد‌چندان، امسال، سال آزادی مردم ایران از چنگال استبداد مذهبی حاکم بر ایران باشد.
در هفته‌های پایانی سال گذشته، آخوندها و دست‌نشاندگان‌ آنها، خواستند ساکنان‌ اشرف را از نظر فیزیکی نابود کنند.
می‌خواستند با یک ضرب‌الاجل‌ سرکوبگرانه، حمله خونین به ساکنان بی‌گناه اشرف را دوباره تکرار کنند.
اما شما، دسیسه آنها را به شکست کشاندید. و شما از دل تاریکی‌ها، روشنایی را بیرون کشیدید.
ـ و چنین بود که دریای توطئه‌ها از هم شکافته شد، تا مجاهدان‌ اشرف، از آن به سوی مقصد آزادی مردم ایران، گذر کنند.
و حالا و حالا آخوندها شکست‌خورده و پریشانند. اشرف را پی‌درپی هدف حملات موشکی قرار داده و می‌دهند.
صدای 300 بلندگوی اطراف اشرف را به ناچار قطع کرده‌اند، اما از رسانه‌های خود در داخل ایران، علیه مقاومت به‌طور مستمر عقده‌گشایی می‌کنند.
راستی چرا آنها این همه وحشت‌زده و برآشفته‌اند؟
زیرا فارغ از هر طرحی، آنچه مایه وحشت آخوندهاست، مجاهدان‌ اشرفند.
این سرها و قلب‌های پرشور مجاهدان‌ اشرف است، که همه جا بذر انقلاب می‌کارد و عشق به آزادی را شعله‌ور می‌کند.
هرقدر هم که آخوندها هواداری از مجاهدین را محاربه اعلام کردند، فایده نبخشید؛ و حالا کلمات، این کلمات یعنی کلمات محارب و اشرفی است، که نزد جوانان آزادیخواه ایران، معیار ارزشهاست.
و باعث سوزوگداز آخوندهاست
این حقیقت دارد که اشرفی‌ها با رنجی طاقت‌فرسا، از یک بیابان‌ بایر، شهری آباد و مدرن ساخته‌اند. اما کار اشرفی‌ها فراتر از این است.
آنها در شوره‌زار یأس و سرکوب، در فضای مسموم تهمت‌ها، افترائات و انحراف‌ها، آرمان‌ آزادی و فضیلت مبارزه و مقاومت را احیاء کرده‌اند. ، و در این سالهای پایداری، سقف‌های جدیدی ترسیم کرده‌اند.
و این چنین بود که بزرگ‌ترین سرمایه مردم ایران، برای دست‌یابی به آزادی شدند. و سرمشق و الگو برای جوانان و زنان و همه آزادی‌خواهان در ایران، در سراسر منطقه و در سراسر جهان
حالا، حالا دوران‌ نوینی در مقاومت برای کسب آزادی و دموکراسی، آغاز شده است.
دورانی که اشرفی‌ها و حامیان و دوستان‌شان در ایران و سراسر جهان، یک‌به‌یک تعیین‌ کننده‌اند.
تکرار می‌کنم دورانی که اشرفی‌ها و حامیان و دوستداران‌شان در ایران و سراسر جهان، یک‌به‌یک تعیین‌کننده‌اند.
بله؛ دوران نبرد صد برابر، که پیروزی بر دشمن آزادی یعنی رژیم ملاها را تضمین می‌کند.
بله این دوران آغاز شده است

دوستان عزیز
دوستان‌ عزیز!
در کارزار دفاع از اشرف، نقش‌آفرینی یک جبهه بین‌المللی، سهم جدی و مؤثری داشته است.
شما دوستان، در این جا و سراسر دنیا پیشتازان‌ این جبهه پرتلاش و موفق بوده‌اید.
ـ شما توانستید، با تلاشها و مبارزات خود شیطان‌سازی علیه مقاومت را درهم‌ بشکنید.
ـ شما توانستید، مسأله اشرف را بین‌المللی کنید.
آری شما توانستید ایالات متحده را وادار سازید در جهت تصحیح سیاست خود گام بردارد.
جناحی در وزارت خارجه، جناحی در وزارت‌خارجه در برابر تلاشهای شما، به تهمتهای ظالمانه رو آورد و رو آورده است.
زیرا آنها در سیاست کهنه خود اسیرند. آنها از دیپلماسی، جز زانو زدن در مقابل آخوندها، درکی ندارند.
اما تاریخ گواهی می‌کند که وقتی یک سیاست خطا، فاجعه می‌آفرید، که وقتی یک سیاست خطا، فاجعه می‌آفرید گروهی از والاترین نخبگان سیاسی ایالات متحده، بپاخاستند.
بله شما شما، با ممانعت از قتل‌عام مخالفان‌ رژیم ملاها، برای ایالات متحده و تمام جهان، افتخار آفریدید.
ـ بنابراین؛ هر زمان که زمامداران‌ غرب، درصدد اتخاذ یک سیاست صحیح در قبال ایران برآیند، لاجرم لاجرم باید در مسیر شما گام بگذارند.
برای تقدیر از زحمات این پیشتازان سیاست درست بین‌المللی روزی مردم ایران مردم آمریکا و مردم اروپا از آنها قدردانی خواهند کرد

دوستان‌ عزیز!
دوستان‌ عزیز!
کوشش ملل‌متحد برای حل بحران‌ اشرف، از حمایت جهانی برخوردار شده است.
اما رژیم آخوندها به تحریکات مستمر برای بر‌هم زدن‌ اوضاع، و همچنین تخریب راه‌حل به‌دست آمده، مستمر تلاش و اقدام می‌کند.
همزمان، دولت عراق، پی‌درپی تعهدات خود به ملل‌متحد را نقض می‌کند.
به‌عنوان مثال،
کار کمیساریا را پنج ماه است که متوقف کرده، در حالی‌که همین امروز هم می‌تواند، در اشرف این کار را شروع کند، و مشروط به جابه‌جایی نباشد.
به‌خصوص که در بین ساکنان اشرف ۱۰۰۰ زندانی سیاسی وجود دارد و همچنین ۱۰۰۰نفر که سابقه پناهندگی دارند و می‌توانند کارشان را سریع‌تر شروع کنند.
به مدت پنج ماه است که به آقای دورویت سفیر ویژه خانم کاترین اشتون، ویزای ورود به عراق داده نشده. راستی چرا؟
قرار بر این بود که موافقتنامه با حضور نماینده ساکنان‌ اشرف باشد. اما اینهم نقض شد؟ چرا؟
پیشنهاد کردم که خودم به بغداد بروم و در گفتـگوها شرکت کنم اما پذیرفته نشد. بعد از آن گفتم لااقل نمایندگان ساکنان را اجازه دهند که در مذاکرات شرکت کنند. آن هم پذیرفته نشد. چرا؟
زیرا می‌خواستند تعیین سرنوشت، بدون حضور قربانی یا نمایندگانشان باشد، تا بتوانند هرقدر که ممکن است، مقاصد شوم قبلی را این بار تحت نام و یا زیر پوش سازمان ملل، انجام دهند.
اما در ارتباط با قرارداد جدید:
تا حالا، از انتقال اموال و به‌ویژه خودروهای ساکنان، به محل جدید جلوگیری می‌کنند و موافقت نکرده‌اند
محدوده کمپ لیبرتی را از 40 کیلومتر به کمتر از یک کیلومتر، تقلیل داده‌اند. و در حال ساختن دیوارهای بتونی و رفیع اطراف این محل بسیار بسیار محدود و کوچک هستند..
یعنی می‌خواهند عملاً آن را به یک زندان، مبدل کنند.
و ساکنان‌ اشرف، در یک نامه به دبیرکل ملل‌متحد نوشتند: «روال کنونی برای جابه‌جایی ما، تحت اجبار انجام شده و بر خلاف آزادی انتخاب، و اراده ماست». اگر بر این منوال باشد.
و من این جا باید تأکید کنم، که از نظر مقاومت ایران، نه جابه‌جایی اجباری قابل‌قبول است، نه زندان سازی کمپ جدید. با هر عنوان و با هر نامی قابل‌قبول نیست. هرگز، هرگز، هرگز
اجازه بدهید از جانب شما، و از جانب همه اعضا و حامیان‌ مقاومت در داخل و خارج ایران بگویم، که زندان سازی کمپ جدید، یک مرز سرخ است و به کلی غیرقابل پذیرش است.
ـ اگر‌چه ما از پیش، آمادگی گروه اول از ساکنان، برای انتقال همراه با خودروها و اموال منقولشان به کمپ لیبرتی را اعلام کرده بودیم. و بلافاصله، تضمینهای حداقل امنیتی و حفاظتی و سلامت ساکنان را، برای ادامه کار خواستار شده بودیم، و هم‌اکنون نیز آماده‌ایم البته با همین شرایط، اما هم‌چنان‌که از قبل هم گفته‌ام، هرآنچه خلاف روح بیانیه خانم کلینتون باشد، برای ما قابل‌قبول نیست. و اگر نامه 26دسامبر شخص دبیرکل سازمان ملل و همچنین نامه 28دسامبر آقای کوبلر نماینده دبیرکل به ساکنان و همچنین موضعگیری خانم اشتون نبود، ما هنوز در نقطه زیر صفر بودیم.
اما بگذارید همین‌جا تأکید کنم که ایالات متحده و اتحادیه اروپا و ملل متحد، باید، مانع نقض مفاد توافق، از جانب دولت عراق شوند. ، به‌خصوص که این توافقی است که خود آنها بانی و حامی آن به‌طور تام و تمام بوده‌اند.
بدون شک، جامعه بین‌المللی از طریق دبیرکل، و نماینده ویژه آن، اگر بخواهد و اراده کند، می‌تواند از ارزشهای حقوق‌بشر در این ماجرا دفاع کند. و این انتظار ماست.
من، من برای نجات راه‌حلی که جامعه جهانی، تلاشهای بسیار زیادی برای آن کرده است، بار دیگر پیشنهاد قبلی خود را تکرار می‌کنم، که یک کنفرانس یک اجتماع به‌ریاست نماینده ویژه دبیرکل در عراق، و با شرکت نمایندگان‌ آمریکا، و اتحادیه اروپا، کمیسر‌ عالی پناهندگان، و دولت عراق، و همچنین نایب‌رئیس پارلمان‌ اروپا و همچنین رئیس گروه رابطه با عراق در پارلمان اروپا، و با شرکت خودم، و یا اگر نمی‌پذیرند با نماینده ساکنان‌ اشرف تشکیل شود.
این برای نجات راه‌حل به دست آمده ضروری و واجب است
اما اما در این جا به‌طور خاص می‌خواهم بر مسئولیت ایالات متحده تأکید کنم.
متأسفانه در حمله 19فروردین و در تحولات بعد از آن، آمریکا مواضع غیرمسئولانه‌یی در مقابل اقدامات جنایتکارانه و قانون‌شکنانه عراق، علیه ساکنان‌ اشرف اتخاذ کرده است.
وانگهی آنچه میان‌ ملل‌متحد و دولت عراق امضا شده، از حمایت کامل آمریکا برخوردار است. در نتیجه، مسئولیت کنونی آمریکا را افزایش می‌دهد.
به همین دلیل، هر آسیبی که به ساکنان‌ اشرف وارد شود، و یا هر شرایط نامناسب غیراستاندارد و یا مشابه زندان برای ساکنان ا شرف مسئولیت آن تام و تمام بر عهده‌ایالات متحده آمریکا نیز هست.
و اجازه بدهید خطاب به همه اعضای مقاومت، همه مبارزان‌ کارزار دفاع از اشرف، یعنی‌اشرف‌نشان‌ها در سراسر دنیا، و همچنین همه تحصن‌کنندگان در ژنو و واشینگتن یادآوری کنم
که ما در گرماگرم یک نبرد همه‌جانبه با دشمن ضدبشری بر سر اشرف و حفاظت از اشرفیان هستیم.
ما گردنه‌های خطیری را پیروزمندانه پشت سر گذاشته‌ایم. اما هم‌چنان کارزار برای تضمین حفاظت و امنیت ساکنان اشرف ادامه دارد. پس باید مبارزه و کارزار برای همین هدف را صد‌چندان کنیم.
آری چنین خواهیم کرد می‌توان و باید
درود بر شما درود بر همه شما درود بر عزم جزم‌تون
و درود به تلاشهاتون که تا الآن به ثمر رسیده اما هنوز تمام نیست.
مطمئنم که عزم جزم شما اون رو به انتها خواهد رسوند.

حضار محترم!
دوستان عزیز
در تحولات ماههای اخیر، همه دیدند که مقاومت مشروع ملت ایران تا کجا مورد ظلم قرار گرفته است.
ما از یک سو، توسط سیاست شریرانه‌یی احاطه شده بودیم که نابودی تام و تمام اشرفی‌ها را فعالانه پیگیری می‌کرد. و از سوی دیگر، سیاست غلط و غیرمسئولانه ایالات متحده.
اما جنبش مقاومت، جنبش ما به مواضع عکس‌العملی در‌نغلتید.
بلکه، مسیری، بر اساس عالی‌ترین مصالح مربوط به آزادی مردم ایران را در پیش گرفت. مسیری که درعین‌حال به موازین بین‌المللی احترام می‌گذارد.
روشن است که این مقاومت، که تا به‌حال 120هزار تن از اعضایش در مبارزه برای آزادی جان باخته‌اند، تا رسیدن به مقصد بزرگ خود، یعنی آزادی مردم ا یران از فداکاری و جان‌فشانی دست نمی‌کشد.
اما اما همواره حدفاصل قاطع و روشنی میان مبارزه خود، با یک رویکرد غیر‌مسئولانه، ترسیم کرده است. و بارها ظرفیت سیاسی و تاریخی خود را در این باره در پهنه‌های مختلف نشان داده است.
این افتخاری برای مقاومت ایران است که با مسئولیت‌شناسی و با ایستادگی مصممانه، راه و سیاست صحیح در قبال مهم‌ترین تهدید جهان‌ امروز یعنی رژیم آخوندی را به جامعه بین‌المللی و کشورهای منطقه نشان داده است.
پایداری مجاهدان‌ اشرف به همین دلیل جهانی را مسحور خود کرده است.
آنها در سه سال گذشته آماج یازده حمله از جمله دو قتل‌عام با 47شهید‌ قرار گرفتند که به دستور فاشیسم مذهبی و توسط قوای عراقی صورت گرفت. کما این‌که در همین مدت بیش از 15 میلیون دلار از اموال‌شان به غارت و یغما رفت.
با این همه ساکنان‌ اشرف در حدی که برای همه طرفهای بین‌المللی غیرقابل‌تصور بود از خود گذشت نشان دادند.
اما بارها گفته و می‌گویم که در مقابل ملاها هیچ انعطافی نخواهیم داشت و از سرنگونی رژیم فاشیستی آخوندی کوتاه نخواهیم آمد.
بله، بله مقاومت مردم ایران از یک طرف شاخص قاطعیت و ایستادگی در مقابل ملاها و دیکتاتوری فاشیستی حاکم بر ایران است، و از طرف دیگر شاخص بردباری و صلح‌جویی و پایبندی به قوانین بین‌المللی.
خلاصه کنم، حقیقت بزرگی که رویدادهای اخیر بارز کرد این است که:
ـ این مقاومت را نمی‌توان نادیده گرفت.
ـ این مقاومت راه‌حل مسأله ایران است. و تنها راه‌حل مسأله ایران است و این راه‌حل و این راه‌حل هم‌چنان که و این راه‌حل هم‌چنان‌که رهبر مقاومت مسعود گفته است: «نه فقط مطلوب ما و ملت ما، بلکه نیاز مبرم دولتهای غرب و ملتهای آنها هم هست. زیرا که صلح، امنیت، دموکراسی، حقوق‌بشر، ثبات و سازندگی، و دوستی و یک ایران‌ غیراتمی، و همکاری و توسعه اقتصادی را در این منطقه از جهان پیشنهاد می‌کند و به قوانین و کنوانسیونهای بین‌المللی احترام می‌گذارد».

دوستان عزیز
صدای شما صدای شما به سراسر دنیا رسیده به همین دلیل آخوندها بیش از همه می‌ترسند و می‌لرزند.

دوستان‌ عزیز!
دولتهای غرب به تلاشهایی برای تحریم معاملات نفتی با رژیم و همچنین انسداد بانک مرکزی آن دست زده‌اند.
این البته گام بسیار مثبتی است و امیدوارم که به تمام و کمال به اجرا دربیاید. اما باید تأکید کنم که این جواب خطر اتمی رژیم ملاهای حاکم بر ایران نیست.
هیچ سیاستی در قبال بانکدار مرکزی تروریسم نمی‌تواند مؤثر باشد؛ مگر آن که مبارزه مردم ایران برای تغییر رژیم را محترم بشمارد.
همه می‌دانند همه می‌دانند که هسته اصلی تعامل با فاشیسم مذهبی، بستن راه مقاومت مردم ایران است.
کاری که این سالیان به تمام و کمال به نفع ملاها انجام داده‌اند و هیچ عاملی بیشتر از زدن و بستن اپوزیسیون‌ این رژیم، در بقای آن مؤثر نیست. این را از واکنش‌های خود رژیم می‌توان خوب فهمید.
حفظ برچسب غیرقانونی آمریکا علیه مجاهدین، مهم‌ترین مظهر این سیاست ویرانگر است. و همان‌گونه که نمایندگان کنگره آمریکا بارها از قول دولت عراق نقل کرده‌اند این لیست‌گذاری مهم‌ترین بهانه کشتار ساکنان اشرف بوده است. و این بزرگترین مددرسانی به رژیمی است که جز با اعدام‌های روزمره، قادر به حفظ خود نیست.
زیرا جز کشتار و اعدام و سرکوب و صدور تروریزم و بنیادگرایی و اشاعه جنگ در منطقه راهی برای بقای خود ندارد. بنابراین از آنها
می‌پرسیم: وقتی که رژیم آخوندها خود را به یک قدمی بمب اتمی رساند‌ه، سیاست تعامل با همین رژیم را شما ادامه می‌دهید، و اپوزیسیون آن را به بند می‌کشید، چه نتیجه‌یی برای شما دارد؟ و آیا این سیاست تا به‌حال برای شما حاصلی داشته؟
بنابراین بهتر است که خطاب به دولتهای آمریکا و اروپا بگوییم: به جای حفظ این نام‌گذاری و همراهی عملی با آخوندها، در کنار مردم و مقاومت ایران قرار بگیرید.
راه‌حلی را به‌رسمیت بشناسید که یک ایران آزاد، دموکراتیک و کثرت‌گرا را به ارمغان می‌آورد. ایرانی بر اساس برابری زن و مرد، و جدایی دین و دولت. و حکومتی مبتنی بر رأی مردم.
آری این راه‌حلی است که مردم ایران آن را می‌خواهند و اراده آنها بر پیروزی آن تعلق گرفته است و چنین خواهد شد.
از همه شما متشکرم.

مجری: متشکرم خانم رجوی،
سخنران بعدی ما فرماندار پیشین ایالت ورمانت و رئیس سابق کمیته ملی حزب دموکرات و که کاندیدای ریاست‌جمهوری ایالات متحده بوده‌اند، می‌باشد.
لطفاً به همراه من به فرماندار هوارد دین خوشآمد بگویید.

هوارد دین - رئیس حزب دموکرات آمریکا ۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۹
متشکرم آقای سفیر و از رئیس‌جمهور منتخب خانم رجوی به‌خاطر سخنرانی عالی او تشکر می‌کنم. متأسفم که پس از ایشان من باید صحبت بکنم!
پاریس یکی از دوست داشتنی‌ترین شهرها برای من در تمام جهان است. من امروز قدم می‌زدم و به خیابانی به نام تهران رسیدم و با خودم فکر می‌کردم که چقدر خوب میشد اگر در خیابانهای تهران واقعی بودیم. و ما به این هدف به یمن تلاشهای سال گذشته کمی نزدیکتر شده‌ایم.
من می‌خواهم ابتدا در مورد موضوعی صحبت کنم که در گفتگوهای ما با دولت آمریکا مطرح می‌شود. بگذارید شفاف بگویم، همان‌طور که در گفتگوها نیز روشن کرده‌ایم، ایالات متحده آمریکا نه تنها از نظر اخلاقی بلکه از حیث حقوقی نیز مسئول سرنوشت ۳۴۰۰ شهروند غیرمسلح در اشرف است. تک‌تک آن شهروندان غیرمسلح یک برگه در اختیار دارند که توسط فرمانده نیروهای نظامی آمریکا امضا شده است، و در ازاء تحویل دادن سلاح تضمین حفاظت امنیت آنها را از طرف ما می‌دهد. و این حقیقت که دولت آمریکا 12ماه است تأخیر کرده و به وعده خود عمل نکرده است، آن را از مسئولیت اخلاقی و حقوقی در رابطه با زندگی این شهروندان غیرمسلح در اشرف آزاد نمی‌کند. وقتیکه نیروهای عراقی در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ به شهروندان غیرمسلح در اشرف حمله کردند، در مجموع 47تن غیرمسلح را به قتل رساندند. آن افراد توسط تسلیحات آمریکایی و سربازانی که توسط آمریکا آموزش دیده بودند به قتل رسیدند.
نکته دوم، من این موضوع را به دست وکلای خبره در این‌جا می‌سپارم که خوشبختانه تعدادشان زیاد است، اما به نوبه خودم می‌گویم که ما وظیفه حقوقی داریم نام سازمان مجاهدین را از لیست حذف کنیم. این وظیفه را نه تنها دادگاهها در انگلستان و فرانسه و اروپا که اخیراً هم یک رأی دیگر صادر کردند، بلکه همچنین دادگاههای آمریکا نیز به خوبی تشریح کرده‌اند. چرا این موضوع حائز اهمیت است؟ این تنها به موضوع مقاومت علیه ملایان برنمی‌گردد. من و بسیاری دیگر از این سخنرانان با تعدادی از افراد و دولتها در رابطه با این صحبت کرده‌ایم که چه کسی ممکن است ۳۴۰۰ شهروند ایرانی غیرمسلح را به‌عنوان پناهنده بپذیرد و یکی از موضوعاتی که مطرح می‌شود نامگذاری آنها در آمریکا است. هیچ مبنای حقوقی برای لیست‌گذاری آنها در آمریکا وجود ندارد. دادگاه استیناف فدرال در ناحیه کلمبیا این را مورد تأکید قرار داده و وزارت‌خارجه 18ماه است که هیچ شفافیتی در رابطه با این حکم نشان نداده است. من همیشه فکر می‌کردم که آمریکا سرزمین قانون است. اما حکومت قانون در آمریکا کجاست وقتی وزارت‌خارجه ما به رأی دادگاه آمریکا تمکین نمی‌کند؟
ما در حال صحبت در مورد تحریمها علیه رژیم ایران هستیم و من از رئیس‌جمهور اوباما به‌خاطر اعمال تحریمهای سخت تمجید می‌کنم و همچنین از نخست‌وزیر انگلستان کامرون که تحریمهای بسیار سختی را علیه رژیم ملایان اعمال کرده‌اند.
در انتها اجازه بدهید که در رابطه با وضعیت عراق صحبت کنیم. گفتگوهایی انجام شده است. برخی در میان ما به‌طور هفتگی و بعضی اوقات دو بار در هفته با نماینده ویژه‌یی که وزیر کلینتون برای وضعیت اشرف برگزیده کنفرانس تلفنی داشته‌ایم. این گفتگوها محترمانه و برخی اوقات نیز تند می‌شود و همین‌طور هم باید باشد. اما واقعیت این است که هیچ چیزی در صحنه انجام نشده است. شرایط کمپ لیبرتی مورد پسند نیست. سفیر ویژه سازمان ملل متحد، کوبلر، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و آمریکا این را نشان داده‌اند. تأخیر دیگر جایز نیست. همان‌طور که خانم رجوی گفتند ما 5ماه تأخیر داشتیم. خوشبختانه توانستیم ضرب‌الاجل کشتاری که نخست‌وزیر مالکی صادر کرده بود را تمدید کنیم. بنابراین اکنون از سازمان ملل‌متحد و ایالات متحده می‌خواهم که فوراً پرونده‌های پناهندگی را در کمپ اشرف را در ریل بیندازند تا دیگر تأخیری از سوی دولت عراق صورت نگیرد. و نام این پناهندگان باید همین حالا از لیست خارج شود تا فرصت بهتری برای گفتگو با کشورهای دیگر برای پذیرفتن آنها داشته باشیم. تنها حکومتی که در ننگ و خجالت نامگذاری این گروه از مخالفان ایرانی و مقاومت در لیست با آن شریک هستیم رژیم ایران است. یقیناً ، نمی‌توان در میان همه موضوعات دیگر بر روی این یکی موضوع با رژیم ایران اشتراک نظر داشت که شهروندان غیرمسلح باید در لیست آمریکا و رژیم ایران باشند. ما می‌دانیم که چرا رژیم ایران آنها را تروریست می‌نامد. چون در واقع رژیم ایران خودش یک رژیم تروریستی است و امید داریم به‌طور دموکراتیک و در بهار ایرانی مشابه آنچه در مصر و تونس اتفاق افتاد سرنگون شود. اما تا رسیدن به آن روز ما وظیفه جدی داریم و پای آن را هم امضا کرده‌ایم که هیچ صدمه‌یی به کسانی نرسد که داوطلبانه سلاحهایشان را تحویل داده‌اند.
من می‌خواهم به‌خاطر فرصت همکاری با شما در سال گذشته تشکر کنم. تهدیدات بسیار زیاد است. ما می‌توانیم در رابطه با دست‌آوردهای سال گذشته احساس خوبی داشته باشیم. اما آموزش پزشکی من به من می‌گوید که تا زمانیکه تک‌تک اشرفیها در امن و امان باشند، این دست‌آوردها کافی نیست. متشکرم

مجری:
سخنران بعدی ما، فرماندار پیشین ایالت پنسیلوانیا و اولین وزیر امنیت داخلی بعد از 11سپتامبر بوده است.
لطفاً به فرماندار تام ریج خوشآمد بگویید.

تام ریج - وزیر امنیت آمریکا ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۵
زنده باد اشرف!
خانم رجوی، خوشوقتی و افتخار بزرگی است که نه تنها به شما و رهبری مجاهدین بلکه به شخصیتهای برجسته بین‌المللی که در تلاش مشترک و هدف مشترک برای حمایت از شما و تلاشهای شما برای حفاظت ساکنان کمپ اشرف جمع شده‌اند بپیوندیم. ما از رهبری اصولی و شجاعانه شما قدردانی می‌کنیم، ما در فراخوان شما برای حتی احتمال جایگزین کردن سازمان ملل‌متحد به‌عنوان سخنگوی کمپ اشرف می‌ایستیم. آنها سخنرانان خوبی هستند ولی هیچکس بهتر از شما نمی‌تواند درباره آرزوها و اهداف و نیازهای آنها صحبت کند، خانم رجوی.
در ضمن فکر می‌کنم نامحتمل است که دولت مالکی از شما در بغداد استقبال کند، اگر‌چه محل بی‌طرفی وجود دارد، البته اگر بکنند بهتر است یک هواپیمای بزرگ بگیرند چون بسیاری در این جمعیت هستند که می‌خواهند همراه شما بیایند، از جمله آنهایی که امروز اینجا هستند.
خانمها و آقایان، سالهای آینده فکر می‌کنم تاریخ نویسان از سراسر دنیا نگاه خواهند کرد که ظرف 25 تا 30سال گذشته چه پیش آمده است؛ در کمپ اشرف، در ایران، و درباره مجاهدین کتاب خواهند نوشت، درباره اپوزیسیون دموکراتیک ایران، درباره ساکنان شجاع و بی‌باک کمپ اشرف. بسیاری از افراد این پنل در واقع شاهد بسیاری از این فصول بوده‌اند که احتمالاً همین حالا در ذهن بسیاری از ناظران 15 تا 20سال گذشته نوشته شده است. بعضی از ما ناظران جدید بوده‌ایم، شرکت‌کنندگان اخیر بوده‌ایم. بنابراین چند فصلی هست که نوشته شده ولی متأسفانه چند فصلی باقی مانده است. فکر می‌کنم ما امروز جمع شده‌ایم همان‌طور که طی سال گذشته جمع شدیم و به جمع شدنمان تا هر وقت لازم باشد ادامه خواهیم داد برای رسیدن به تغییر رژیم در ایران، برای جایگزین کردن ملاها و احمدی‌نژاد با نمایندگان منتخب مردم ایران.
ما در این مقطع حساس جمع شده‌ایم در حالی که فصول آخر هنوز باید نوشته شوند و من به‌خاطر سخنانم امروز پیشنهاد می‌کنم حداقل در فصل بعدی یکی دو موضوع ممکن است باشد که می‌خواهم تاریخدانان به آن توجه کنند. اولین موضوعی که می‌خواهم آنها توجه کنند فریبکاری است که در ظرف 4-5ماه گذشته در رابطه با مذاکرات و همه مذاکراتی است که شاید با حسن نیت افراد زیادی که دخیل بوده‌اند از ایالات متحده، از سازمان ملل‌متحد جریان داشته. تا امروز تلاشهای بسیار ناموفق و همراه با ترس، بوده است. فریبکاری که من دارم اشاره می‌کنم با این عقیده شروع می‌شود که بسیاری از ما که حداقل در این تماسها بوده‌ایم و در ارتباطاتی که با رهبری مجاهدین شما داشته‌ایم این برداشت را داشتیم که وقتی این ضرب‌الاجل مصنوعی برقرار شد، نماینده ویژه سازمان ملل‌متحد معرفی شد، مذاکراتی خواهد بود که به یک توافق مرضی‌الطرفین بین رهبری مجاهدین و ملل‌متحد و دولت عراق برسند که امنیت و حفاظت ساکنان کمپ فراهم شود. این برداشتی بود که وجود داشت. بسیاری از ما فکر کردیم دیپلوماسی رفت و برگشت وجود خواهد داشت. کمپ، پاریس، بغداد. استقرار مذاکره شده. این امر صورت نگرفته است مذاکره‌ای نبوده است. صحبت بوده است ولی توافق نهایی نه امضا شده و نه حتی به‌صورت شعاری مورد توافق رهبری مجاهدین قرار گرفته است. این فریبکاری است که چیزی گفته شود و یک چیز دیگر انجام شود. بگذارید تاریخ ثبت کند اگر‌چه تضمینهای شفاهی برای حفاظت و امنیت ساکنان بوده است ولی در توافقنامه نیامده است. تنها یک سفر به پاریس، یک سفر به بغداد بوده و بعد این عمل کامل شده! این یادداشت تفاهم است؟ یا بپذیرید یا بگذارید بروید!
خانم رجوی، رهبری شجاعانه و اصولی شما، متقاعد کردن ساکنان که به شما، و بگذارید بگویم قول ایالات متحده اتکاء کنند، یادداشت تفاهمی که تا حد ممکن غیررضایتبخش است، غیرمعتبرترین نوع ممکن است که می‌تواند وجود داشته باشد در حالی که قرار بود مذاکراتی باشد، با این‌حال شما با آنها تماس گرفتید که به شما اعتماد کنند، به ما اعتماد بکنند و به جامعه جهانی اعتماد کنند، به سازمان ملل اعتماد کنند و به ایالات متحده اعتماد کنند. توافقنامه را بپذیرند و این مسیر را ادامه دهند. کاری اصولی و شجاعانه ولی اقدامات بیشتری باید انجام شود.
من این را به رئیس‌جمهورمان، به وزیر خارجه مان، و همه افراد معقول و با حسن نیت در این دولت می‌گویم، شما نمی‌توانید تاریخ را انکار کنید، شما نمی‌توانید تاریخ را عوض کنید، ما کشوری هستیم که از ساکنان خواستیم سلاحهای دفاع از خود را تحویل بدهند. ایالات متحده خواست، نه سازمان ملل متحد، نه رژیم ایران و نه عراق، ما خواستیم. ما کشوری هستیم، ایالات متحده کشوری است که تضمینهای مکتوب داد. ما، ایالات متحده آمریکا. ما به شما تضمین می‌دهیم که از شما حفاظت کنیم چرا که توانایی حفاظت از خود را از شما گرفته‌ایم. موضوع مهمی این‌جا مطرح است که از نظر من اهمیت موضوعات مورد نظر در این جا به‌اندازه اهمیت اعتبار آمریکاست. بنابراین در مورد این عقیده که ما کنار می‌ایستیم و سعی می‌کنیم تا حدی که می‌توانیم فشار بیاوریم و آرام حرکت کنیم، من با کمال احترام به آنهایی که در این مذاکرات بوده‌اند، به آنها می‌گویم، شما یک تماشاگر نیستید، شما یک شاهد نیستید، شما یک سخنگو نیستید، شما یک واسطه نیستید، این کاملاً ضروری است همان‌طور که سخنرانان قبلی گفتند و گفتن این ادامه خواهیم داد که یک تعهد حقوقی و اخلاقی وجود دارد که از هرگونه نفوذ ممکن استفاده کنیم تا از امنیت و حفاظت ساکنان اطمینان یابیم. این مسئولیت ایالات متحده است.
من فکر می‌کنم تاریخدانان درباره برخی از درخواستهای مشروع صحبت خواهند کرد که ساکنان از جامعه بین‌المللی می‌خواهند از آن حمایت کنند. آنها بزرگترین امتیاز را دادند تا از یک کشتار بالقوه جلوگیری کنند. آنها موافقت کردند که به کمپ لیبرتی بروند. در یک مقطع آنها فکر کردند این یک پایگاه نظامی است آنها فکر کردند مساحتش زیاد است ناگهان به یک ناحیه کوچک فشرده شده که پیرامون آن دارند دیوار می‌کشند که اصلاً شبیه به یک کمپ قابل استقرار نیست بیشتر شبیه به زندان است.
و ما باید بخواهیم که ایالات متحده و سازمان ملل‌متحد به قولهایی که پیشتر در طول مذاکرات دادند عمل کنند. درباره شرایط انسانی در کمپ لیبرتی، حفاظت از حیطه اختصاصی۱۰۰۰ زن، به ما گفته شد که یک حضور قوی آمریکا آنجا خواهد بود که نظارت کند که فکر می‌کنیم بسیار مهم است. ولی هنوز مطمئن نیستیم این به چه معنی است. به ما گفته شد که ناظران سازمان ملل آنجا خواهند بود ولی نمی‌دانیم آیا آنها در داخل محوطه ساکنان خواهند بود یا این‌که در بیرون دیوارهای زندان و دروازه‌ها خواهند بود و تنها وقتی دولت عراق می‌خواهد دسترسی به داخل خواهند داشت. ما می‌گوییم و این درخواست غیرمنطقی نیست که پلیس عراق و ارتش عراق در بیرون کمپ لیبرتی باشند موضوع حق حاکمیت عراق در خاک عراق را ما قبول داریم ولی هیچ دلیلی ندارد که آنها در داخل کمپ لیبرتی باشند، هیچکدامشان.
می‌دانید چرا این‌قدر در این مورد نگران هستیم؟ بگذارید تاریخ این موضوع را ثبت نکند، چیزی که این پنل به‌طور علنی اعلام کرد، که حادثه‌ای در داخل کمپ رخ دهد که توسط پلیس یا ارتش عراق ایجاد شود و به‌عنوان بهانه‌یی برای یک کشتار جمعی مورد استفاده قرار گیرد که همه ما این‌قدر سخت کار می‌کنیم که در برابر آن مقاومت کنیم. درخواستها منطقی هستند. و من به فرستاده ویژه سازمان ملل متحد، به فرستاده ویژه خودمان می‌گویم شما باید از هر نفوذی که می‌توانید استفاده کنید و به آنهایی که می‌گویند ما دیگر بخشی از این نیستیم، من به دوستانمان در آمریکا یادآوری می‌کنم که ۴۴۰۰ مادر ستاره طلایی در آمریکا هستند که پسران و دخترانشان کشته شدند تا حق تعیین سرنوشت و دموکراسی را به عراق بیاورند، و من به‌جرأت بگویم که نمی‌خواهم از طرف آنها صحبت کنم، یعنی با درد و خشم کسی که کسی را در عراق از دست داده، ولی نمیتوانم باور کنم که هیچ پدر و مادر آمریکایی که پسر و دختری را در صحنه نبرد در عراق از دست داده باشد، دولتی در آمریکا را تحمل کند که کنار بایستد، در حالی که دولتی که پسران و دختران آنها برای آن جانشان را از دست دادند شهروندان بیگناه و بی‌دفاع یک کشور دیگر را قتل‌عام کند. این کاری غیرآمریکایی است. غیرآمریکایی به این معنی که از ارزشهای آمریکا به دور است. من گاه‌به‌گاه می‌خواهم به مردم بگویم آمریکا اگر یک کالا بود، که می‌خواهیم به‌عنوان کالا بفروشیم، هر کالایی که می‌خواهید بخرید یک مارک به آن مربوط است که شما به آن جذب می‌شوید، گاه آمریکا در سراسر جهان کمی در مورد مارک آمریکایی و یا شاخصهای کشورمان سخنوری می‌کند که من به‌طور خاص به آن افتخار می‌کنم، که این شاخصها آزادی و انعطاف و چندگانگی و حاکمیت قانون است. قانون اساسی ایالات متحده، اعتبار ماست، بنابراین قبل از دیدن آن امیدوارم آنچه تاریخدانان ثبت می‌کنند این باشد که تأکید ما برای خروج مجاهدین از لیست بالاخره توسط دولت ایالات متحده شنیده شد. اتحادیه اروپا، انگلستان و حتی دادگاههای ایالات متحده، گفتند دلیلی وجود ندارد. هیچ توجیه قانونی وجود ندارد. همکاران من اینجا شنیده‌اند و شما خانمها آقایان شاید شنیده باشید که من گفتم هر روزی که من افتخار خدمت به دولتمان را داشتم، کاخ سفید و وزیر امنیت داخلی برای تقریباً 4سال تقریباً هر روز من لیستی از تهدیدات تروریستی علیه، ایالات متحده را میگرفتم. و باید به شما بگویم حتی در یک مورد هم در آن 4سال که این، لیستها را میگرفتم که گاه دو صفحه بود و گاه 20 صفحه بود ولی هرگز در هیچ زمانی من اشاره‌یی به مجاهدین خلق ندیدم. هرگز. چقدر عجیب. مطلقاً عجیب است.
برای بزرگترین دولت تروریستی در جهان، بزرگترین و قابل توجه‌ترین دولت تروریستی در جهان، صدور تروریسم در سراسر جهان، که مزدورانی دارد حماس، حزب‌الله، جهاد اسلامی، همه ما می‌دانیم چه هستند که این‌قدر در بغداد نفوذ داشته باشند. ما خون و گنجینه‌مان را فدا کردیم، تا فرصت بدهیم در آنجا یک جامعه آزادیخواه ایجاد شود. مجاهدین را از لیست خارج کنید. از لیست خارج کنید. از لیست خارج کنید. همین الآن اقدام کنید.
خانم رجوی مجدداً برای من افتخار بزرگی است که در کنار شما و در کنار چنین شخصیتهای برجسته بین‌المللی در اینجا باشم. به شما تعهد می‌دهم، من فی‌الواقع فقط از طرف خودم نمی‌خواهم بگویم بلکه فکر می‌کنم خیلی درست باشد که اینجا از طرف همه‌مان بگویم همه ما با شما، شانه به شانه شما، خواهیم بود تا هر زمان که لازم باشد خواهیم بود.

مجری
با تشکر...
با تشکر از فرماندار تام ریج، سخنران بعدی ما نیز یک فرماندار از ایالت پنسیلوانیاست. خواهش می‌کنم که از فرماندار اد رندل استقبال کنید.

ادوارد رندل - فرماندار پنسیلوانیا ۲۰۰۲- ۲۰۱۱ رئیس حزب دموکرات ۲۰۰۰
ظهر همه شما به‌خیر
کلامها هیچ معنی ندارند مگر این‌که به اجرا درآیند و نتیجه مقدر خود را داشته باشد اما دو کلمه وجود دارد که ایالات متحده و سازمان ملل‌متحد به‌کار نبرده‌اند و آن دو کلمه که باید به‌کار برده شوند، کلمه «چرا» و کلمه «نه» هستند.
شکی نیست، هیچ‌گونه شکی نیست که ایالات متحده مسئولیت اخلاقی و حقوقی دارد که تضمین بدهد ساکنان اشرف به هر شکل ممکن باید حفاظت بشوند تا زمانی که هر کدام از آنها به خارج جابجا شوند.
هیچ شکی در آن نیست، این مسئولیت ما است.
اگر به تماسهای تلفنی که ما با وزارت امور خارجه و مسئولان آمریکایی دیگر داشتیم، گوش کنید، تلاشهای مختلفی برای اجتناب از پذیرفتن مسئولیت را خواهید شنید که الآن مسئولیت عراقیان است و مسئولیت سازمان ملل‌متحد است، نخیر مسئولیت ایالات متحده است که این کار به درستی پیش برود.
حالا من مستمر به این فکر می‌کنم که شما جمعیت بسیار خوبی هستید چون در مواقع مختلفی خیلی از شما به حرفهای خیلی از ما گوش کرده‌اید و سخنرانان زیادی هستند و بعد از مدتی یک چیز را تأکید می‌کنیم.
اما آن نکات مواردی هستند که باید روی آن تأکید شود و اگر به آنچه در گذشته در ژوییه اتفاق افتاده نگاه کنید، برای من شگفت‌انگیز است که چگونه ما به آمریکا و سازمان ملل نشان داده‌ایم که آنها به‌طور واقعی هیچ استحکامی نداشته‌اند. در ابتدا ما باید از کلمه «نه» استفاده می‌کردیم وقتی با مخالفت دولت عراق برای حفاظت ساکنان کمپ توسط نیروهای کلاه آبی‌سازمان ملل‌متحد و نیروهای آمریکایی تا زمانی که آنها جابجا بشوند، مواجه شده بودیم. این اولین اشتباه بود. اشکال این کار چه بود؟
اگر عراقیها نیت منفی نداشتند، اگر عراقیها به امنیت این ساکنان متعهد بودند، پس چه مشکلی ایجاد میشد اگر آمریکاییها، همان‌طور که سرهنگ مارتین به من هم گفت، می‌توانستند یک گروه کوچکی از سربازان آمریکایی یا تفنگداران آمریکایی را در آنجا باقی بگذارند؟
این، حفاظت آنها را تضمین می‌کرد. یا اگر آمریکاییها نمی‌خواستند بمانند چون کشور را می‌خواستیم ترک بکنیم، پس سربازان سازمان ملل‌متحد چی؟ علت چه بود؟ ما این را از عراقیها سؤال نکردیم که «چرا» با این مخالف بودند. زیرا دلیل خوبی برای مخالفت آنها وجود نداشت.
دومین سؤال را از آنها نکردیم.
کلاً «چرا» از کمپ اشرف به جای دیگر منتقل شوند؟ «چرا؟» و چه مشکلی بود... چه آسیبی به دولت عراق می‌رسید؟
اگر این ۳۴۰۰تن به‌طور صلح‌آمیز و با کنترل سرنوشت خود و با پرداخت مخارج خود، در صلح زندگی می‌کردند و هیچ‌کس را در معرض خطر و تهدید نمی‌گذاشتند، جابه‌جایی آنها چه ضرورتی داشت؟ چرا کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نمی‌توانست کار خود را در کمپ اشرف انجام بدهد؟ به ما گفته شد که این غیرقابل‌قبول است اما کسی به ما نگفت چرا؟
حالا در این مورد فکر کنید. چه علتی باعث می‌شد جابه‌جایی یک الزام باشد؟ اگر هدف عراقیها صادقانه می‌بود که این افراد را می‌خواهند بیرون بکنند، چرا نمی‌توانستند این کار را در کمپ اشرف انجام بدهند؟ ما چرا این سؤال را نپرسیدیم و با عدم دریافت هیچ جواب درستی، چرا ما شجاعت نداشتیم که فقط بگوییم «نه» آنها تا پروسه جابه‌جایی صورت بگیرد در اشرف می‌مانند. ما این سؤال را نکرده بودیم.
و حالا که با رفتار فوق‌العاده مسئولانه رئیس‌جمهور شما و همچنین ساکنان اشرف برای همکاری با این طرح روبه‌رو هستیم، بدون هیچ تضمینی ما با طرحی روبه‌رو شدیم و به این حرف اعتماد می‌کنیم. هر چند که من وزیر کلینتون را به‌خاطر نامه روز کریسمس خود، بیانیه‌یی که در روز کریسمس فرستاده بود، تأیید می‌کنم. وی در آن بیانیه گفت که ما روی دولت عراق برای تضمین امنیت و این‌که هیچ خشونتی نخواهد بود حساب می‌کنیم. اما چه تضمینهایی داریم؟ ما روی آنها در سال ۲۰۰۹ برای حفاظت از ساکنان حساب کرده بودیم و همچنین در سال۲۰۱۱ روی آنها حساب کرده بودیم. با توجه به سابقه آنها چرا ما به آنها «نه» نگفتیم و این‌که شما از آنها حفاظت نخواهید کرد. ما با طرح جابه‌جایی آنها همراه خواهیم بود. شما آنها را بیرون از خاکتان می‌خواهید اما ما مطمئن خواهیم بود که نیروهای آمریکایی و سازمان ملل‌متحد در آنجا برای حفاظت از آنها حضور خواهد داشت. به چه دلیل ما «چرا» نگفتیم؟ چرا سؤال نکردیم؟ و وقتی که جواب درستی دریافت نکردیم چرا «نه» نگفتیم؟ و حالا با رفتار مسئولانه مجاهدین و رئیس‌جمهور شان، رفتار مسئولانه ساکنان، همان 400نفری که قبول کردند تا آنجا را ترک بکنند، مواجه شدیم.
الآن زمان آن فرا رسیده که ما از عراقیها سؤال کنیم که چرا؟ چرا از یک پایگاه 40 کیلومتری به یک پایگاه که کمتر از یک کیلومتر است بروند؟ علت آن چه بود؟ واقعاً دلیل قانع کننده‌یی بود؟ آیا ضرورت داشت که از امنیت عراق حفاظت کنیم؟ آیا دلایل اطلاعاتی بوده؟ علت برای کاهش وسعت چه بود؟ هیچ جواب درستی وجود ندارد.
چرا با وجود این‌که توافقنامه مشخصاً اشاره دارد به این‌که ساکنان حق دارند تمامی وسایل منقول و خودروهای خود را به کمپ لیبرتی ببرند، نتوانستند. علت این‌که الآن نه می‌گویند چیست؟ الآن نه می‌گویند. آیا ما سؤال کردیم؟ آیا سازمان ملل‌متحد سؤال کرد؟ آیا وزارت امور خارجه سؤال کرد؟ آیا کسی سؤال کرد، چرا؟ چرا شما این کار را می‌کنید؟ این نقض توافقنامه است که دولت عراق امضا کرده بود. کسی سؤال نمی‌کند چرا. به چه دلیل امکانات مکفی ندارد؟ به چه دلیل پلیس عراق باید داخل سیاج حضور داشته باشد؟ ما درک می‌کنیم که عراقیها حق حاکمیت نسبت به کمپ را می‌خواهند اما آن حق حاکمیت با داشتن پلیس عراق که در ورودی می‌ایستد محفوظ است. هیچ راه خروج از کمپ نیست و هیچ راه فرار ندارند و قطعاً ساکنان نمی‌خواهند فرار کنند. پس چرا ضروری است که پلیس داخل باشد؟ چرا ضروری نیست که آنها از امکانات مکفی برخوردار باشند؟ جواب این است که هیچ جواب خوبی وجود ندارد و زمان آن رسیده که ما از خودمان شجاعت نشان بدهیم.
در بسیاری از زمینه‌ها راه طولانی طی کردیم و نزدیک شدیم به برداشتن گامی که شاید حداقل راه‌حل صلح‌آمیز احتمالی را برای این مشکل باز یابد. اما اگر در واقعیت هدف عراقیها این است که آن مکان را به یک زندان تبدیل کنند، اگر واکنش آنها چیزی غیر از مجازات ساکنان اشرف نباشد و اگر آن رفتار مجازات چیزی غیر از خوشنود ساختن مجدد تهران نباشد، و اگر موضوع همین باشد بنابراین سازمان ملل و ایالات متحده باید کلمه «نه» را در برابر جابه‌جایی به‌کار ببرند. ما باید کنار ساکنان بایستیم وقتی آنها می‌گویند به مکانی که امکانات مکفی ندارد نمی‌رویم و به جایی که یک کمپ زندان بالفعل می‌باشد نمی‌رویم و به جایی نمی‌رویم که داراییهای شخصی‌مان را از دست خواهیم داد و میلیونها دلار در زمینهای شخصی‌مان را از دست خواهیم داد. ما با این موضوع چنین رفتاری نخواهیم کرد زیرا دلیل خوبی برای آن وجود ندارد.
بنابراین زمان آن رسیده که همه ما که این‌جا از کشورهای مختلفی هستیم و در پنل به نمایندگی آنها آمده‌ایم و افرادی که در گذشته صحبت کردند و امروز با ما نیستند اما صداهای متعهد قوی بوده‌اند، زمان برای همه ما فرا رسیده، زمان آن برای وزیر کلینتون، زمان آن برای لیدی اشتون، زمان آن برای همه ما رسیده که به جابه‌جایی بگوییم «نه»، مگر این‌که مطابق با استانداردهای پایه‌یی توافقنامه باشد. ما در گذشته نه نگفته‌ایم، ما در گذشته سؤال نکرده‌ایم و در این سرفصل خطیر مهم است که این کار را انجام بدهیم. اگر ایالات متحده بخواهد مسئولیت اخلاقی خود را به اجرا در بیاورد کمتر از این نباید انجام بدهد.

مجری:
با تشکر فراوان از فرماندار رندل. متشکرم. سخنران بعدی ما دادستان کل پیشین آمریکا، قاضی محترم مایکل موکیزی است، شخصیتی بسیار برجسته در دولت رئیس‌جمهور جرج بوش.

مایکل موکیزی - وزیر دادگستری آمریکا ۲۰۰۷ - ۲۰۰۹
البته هم افتخار بزرگ و هم چالش بزرگی است که در این جایگاه حاضر شوم و با کسانی صحبت کنم که برای حمایت از ساکنان اشرف گردهم آمده‌اند، آن هم با حضور خانم رجوی که سمبل آرزوها است، نه تنها آرزوهای سازمان مجاهدین خلق، بلکه تمامی ایرانیان و تمامی انسانهای دنیا که عاشق آزادی هستند.
او در چند وجه به سمبل تبدیل شده است، نه تنها به‌دلیل آرمانهایش، بلکه به‌دلیل شجاعتی که در پیگیری آنها نشان داده است. در روزهای اخیر بیش از گذشته از وی خواسته شده ساکنان اشرف و خودش را در معرض تهدید قرار دهد؛ با حمایت از یادداشتی که در نظر دارد ساکنان اشرف به یک پایگاه نظامی به نام کمپ آزادی منتقل شوند. کمپی که سابقاً در اختیار سربازان آمریکایی بود ولی آنجا را ترک کردند و توسط عراقیها غارت شد. این کار با این پیش‌بینی و امید انجام می‌شود که از آنجا برای پناهندگی به کشورهای دیگر منتقل شوند. با این درک، سرنوشت ساکنان اشرف در دستان سازمان مللی قرار دارد که خودش هیچ قدرتی برای عمل ندارد و تنها ناظر است. سرنوشت آنها در دستان دولت عراق است که تمام قدرت عمل را دارد و به‌طور فزاینده‌یی به‌عنوان نماینده رژیم ایران عمل کرده است. با تاریخچه‌یی از خشونت و کشتار ناجوانمردانه ساکنان اشرف. چطور به این‌جا رسیدیم و چه باید بکنیم؟
ما به این‌جا رسیدیم چون نوری مالکی یک ضرب‌الاجل مستبدانه برای بستن کمپ اشرف تا 31دسامبر ۲۰۱۱ تعیین کرد. ضرب الاجلی که هیچ پایه‌یی نداشت جز این‌که تاریخی بود که دولت عراق تعیین کرده بود. و واضح است که خواست رژیم ایران را هم اجرا می‌کرد تا ساکنان اشرف را که مثل استخوانی در گلوی آنهاست و برای تمامی دنیا یادآور ماهیت سرکوبگرانه رژیم ایران هستند، از میان بردارند. ما از ایالات متحده درخواست کردیم تا از نفوذ خود در دولت عراق استفاده کند. از سازمان ملل درخواست کردیم که حفاظت را برای ساکنان اشرف تأمین کند. درخواست ما به آمریکا دارای محکمترین پایه‌هاست، یعنی اعتماد به قول آمریکا. شما به یاد دارید و امروز هم متذکر شدید که در سال ۲۰۰۳ آنها وسایل دفاع از خودشان را به نیروهای چند‌ملیتی تحویل دادند و تضمینهای مکتوب از ژنرال میلر و ژنرال براندنبورگ دریافت کردند تا به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم با آنها رفتار شود. هر فرد یک مدرک شناسایی دریافت کرد، مانند این، که تضمین می‌داد با آنها مانند افراد حفاظت‌شده رفتار می‌شود. گواهی می‌داد که افراد حفاظت‌شده هستند و حتی به آنها شماره تلفن داده شده بود تا در صورت حادثه به آن زنگ بزنند و با پلیس نظامی تماس بگیرند. وقتی در سال ۲۰۰۹ کنترل منطقه به دولت عراق تحویل داده شد، ژنرال پترائوس گفت این کار را نمی‌کرد اگر مقامات عراقی به او اطمینان نداده بودند که در اثر این انتقال ساکنان اشرف خسارت نخواهند دید. ما همه میزان اعتبار این اطمینان را می‌دانیم، در سال ۲۰۰۹ و دوباره در سال ۲۰۱۱ و در هر دو مورد، دقیقاً زمانی که وزیر دفاع وقت آمریکا، رابرت گیتس در عراق بود، نیروهای مسلح عراقی به ساکنان بی‌دفاع اشرف که از سلاحهای خود چشم‌پوشی کرده بودند حمله‌ور شدند. ما فیلمهای حمله ۲۰۱۱ را دیدیم که سلاح و خودروهای نظامی که آمریکا به عراق داده بود برای کشتار و قتل‌عام مردان و زنان بی‌دفاع استفاده شد. 47نفر کشته شدند. اگر کسی شک داشت که عراقیها در مورد ساکنان کمپ اشرف چه نظری داشتند، به‌تازگی توسط مقاله مندرج در واشینگتن پست این شک برطرف شده است. این مقاله دسامبر گذشته چاپ شد که نوری المالکی در سوتیتر آن، همزمان با سفرش به ایالات متحده با کمال بیشرمی نوشته است که هدفهای حملات او، یعنی ساکنان کمپ اشرف در بغداد و در آمریکا مجادلات زیادی را به وجود آورده‌اند. اینها کلمات مقاله او هستند. مجادلات زیادی را به وجود آورده‌اند؟! گوئیا که باید بگویم قربانیان شکنجه مجادلات به وجود می‌آورند چون از درد فریاد می‌کشند! آنها باید ساکت باشند چون مزاحم آرامش عمومی هستند! این موضوع را به این خاطر الآن مجدداً مطرح می‌کنم که نیروهای عراقی قرار بود در یادداشت تفاهم برای برقراری نظم و حفاظت ساکنان اشرف، نیرویی قابل اطمینان باشند. این یادداشت تفاهم ضعفهای بسیاری دارد. آمریکا یک امضا کننده نیست. یادداشت تفاهم بدون رضایت مجاهدین امضا شده و بعد از عمل انجام شده، از خانم رجوی خواسته شد ساکنان اشرف را در پذیرش این تفاهم برای جابه‌جایی به کمپ آزادی تشویق کنند. هر چند که در بطن این یادداشت تفاهم، جمله‌یی وجود دارد که عراقیها طبق اصول بین‌المللی عمل می‌کنند و به اجبار کسی را به کشور مبدأء و جایی که متحمل شکنجه شود باز نمی‌گرداند، یعنی اصل "نان‌رفولمان" ، اما هیچ تضمینی در مقابل احکام بازداشت صادر شده از سوی رژیم ایران نمی‌دهد. همان‌طور که همه مطلع هستیم، حتی وسایل آسایش در کمپ لیبرتی برای زندگی در آنجا کافی نیست. وسایل پایه‌یی مانند آب لوله‌کشی و برق وجود ندارد، عراقیها به کوچک کردن محل قابل سکونت برای ساکنان اشرف ادامه می‌دهند و از مساحت 40 کیلومتر مربع اول، اکنون به 2 کیلومتر رسیده است. آشکار شده است که وسایل آسایش در کمپ آزادی شباهت زیادی به یک زندان خواهد داشت. داراییهایی که ساکنان اشرف می‌توانند با خود ببرند به‌شدت محدود شده است.
چه باید کرد؟ پر واضح است: ما کاری را که به آن مشغول بوده‌ایم، ادامه خواهیم داد، و آن جمع شدن و نشان‌دادن حضور خودمان است، و به قول نوری مالکی، «مجادلات» ی را به وجود می‌آوریم. یک کار دیگر که باید صورت گیرد ایجاد ماکزیمم فشار بر دولت آمریکا است تا مجاهدین را از لیست وزارت‌خارجه خارج کند. مکرراً از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شنیده‌ایم که استمرار نامگذاری مجاهدین در لیست وزارت خارجه، حتی از کشورهای اروپایی در پذیرش ساکنان اشرف به‌عنوان پناهنده جلوگیری می‌کند. همچنین به عراقیها یک بهانه مناسب برای رفتار وحشیانه خود می‌دهد. دوباره، نیاز نیست فراتر از مقاله نوری المالکی در واشینگتن پست برویم. او این چنین نوشت: «ساکنان کمپ توسط خیلی از کشورها به‌عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی شده‌اند و بنابراین پایه حقوقی برای باقی ماندن در عراق ندارند. هیچ کشوری حضور شورشیان خارجی در خاک خود را قبول نمی‌کند». این حرفی است که گفته است. البته استناد او به "خیلی از کشورها" یک دروغ رسواست. نام مجاهدین از چنین لیستهایی در اتحادیه اروپا و انگلستان و هر کشوری در دنیای متمدن حذف شد. تنها کشورهایی که واقعاً مجاهدین را نامگذاری کرده‌اند آمریکا و رژیم ایران هستند که به شما می‌گوید چقدر این نامگذاری اعتبار دارد! البته کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل‌متحد و در نقطه مقابل آن مقاله مالکی نشانه‌های آشکاری از مثبت بودن خروج نام سازمان مجاهدین از لیست هستند. زیرا چنین اقدامی تضمین سلامت ۳۴۰۰نفر را امکانپذیر می‌کند. این سلامت الآن در معرض خطر جدی است. اکنون به این حقیقت باز می‌گردم که مشکل ایجاد شده برای۳۴۰۰تن ساکنان اشرف ناشی از اعتماد آنها به قول آمریکا است. ما نمی‌توانیم به دنیا این درس را بیآموزیم که خطرناکتر از به مبارزه طلبیدن قول آمریکا، اعتماد کردن به قول آمریکا است. این درس فجیعی خواهد بود. نه تنها برای ساکنان اشرف، بلکه برای هر کشوری که خودش را دوست آمریکا می‌داند و برای امنیت خود به آمریکا تکیه می‌کند.
چندین بار در این جلسات من فرصت نقل‌قول از آبراهام لینکلن را داشته‌ام. کسی که آمریکا را "بهترین و آخرین امید دنیا" تعریف کرد. شایان ذکر است که این حرف امروز، بیشتر از زمانی که خودش بیان کرد حقیقت دارد. نقل قولهای دیگری از آبراهام لینکلن هست که باید به آن توجه کنیم و با عدم توجه خود را به مخاطره میاندازیم. او همچنین گفت ما از تاریخ گریزی نداریم و با اثری که برجا می‌گذاریم به یاد میمانیم، هیچ برتری یا عدم برتری به ما رحم نمی‌کند. او گفت تجربه‌یی که خودش و شهروندان او می‌گذراندند یا ما را با افتخار نشان می‌دهد یا تا آخرین نسل بشر مایه ننگ ما خواهد بود. این کلامها را با این قصد بیان کرد تا هم میهنانش را علیه برده‌داری بشوراند. ولی این هشدار را در برداشت که اگر با افتخار عمل نمی‌کردند و برده‌داری را نفی نمی‌کردند، تا آخرین نسل بشر برای آنها بی‌شرفی و ننگ به بار می‌آورد. اگر ایالات متحده به ملتی قول و تعهد می‌دهد و تمام توان خود را برای برآورده کردن آن قول به کار نمی‌گیرد، و در نتیجه آن، ملتی خسارت می‌بیند یا کشته می‌شود، ما آمریکاییها ننگ و بیشرافتی را باید تا آخرین نسل حمل کنیم. خارج کردن مجاهدین از لیست راهی برای اجتناب از این وضعیت است، چون می‌تواند یک خروج سالم را برای ۳۴۰۰تن ساکنان اشرف امکانپذیر کند. راه دیگر کمک این است که روی دولت عراق فشار بیاوریم تا آنچه را که رژیم ایران از آنها می‌طلبد، انجام ندهد. ما آمریکاییها این‌جا باید یک نتیجه افتخارآمیز داشته باشیم و باید دولت خودمان را وادار به همین کار بکنیم.
متشکرم.

مجری:
با تشکر بسیار از شما قاضی موکیزی، سخنران بعدی ما سابقه برجسته‌یی در کار اجرای قانون داشته است. این حرفه با انتخاب او به‌عنوان مدیر اف.بی.آی توسط رئیس‌جمهور کلینتون به اوج خود رسید. لطفاً در خوشآمدگویی به لوئیس فری محترم با من شریک شوید.

لوئیس فری - رئیس اداره تحقیقات فدرال ۱۹۹۳ ـ ۲۰۰۱
با تشکر بسیار از سفیر ریس، رئیس‌جمهور رجوی، همکاران برجسته من در پنل، و مهمتر از همه از ساکنان کمپ اشرف، که همیشه دوست داریم که به شما صحبت کنیم و کماکان تعهد بدهیم. اکنون مبارزه شما در آنجا بسیار برجسته شده و بسیار واضح است، و این نوید بخش سلامتی و امنیت بیش از پیش شماست. فکر می‌کنم باید از رئیس‌جمهور شما، خانم رجوی، قدردانی کرد.
خانم رجوی از این بابت باید از شما قدردانی کرد و از شما تشکر می‌کنیم و به شما درود می‌فرستیم. برای برخی از ما 12دسامبر ۲۰۱۱، تجربه فوق‌العاده‌یی بود، ما خودمان را در حال اعتراض جلوی کاخ سفید یافتیم. برای وزرای سابق امنیت ملی، فرمانداران سابق، مدیران اف بی‌آی، واقعاً یک تجربه عجیبی بود. وقتی آنجا بودم یک پیامک از رئیس سرویس مخفی دریافت کردم که نوشته بود فهمیدم تو بیرون در حال اعتراض هستی. و من پاسخ دادم بله هستیم، و اگر امکان دارد می‌خواهیم بیاییم داخل و با رئیس‌جمهور صحبت کنیم. حالا، در همان روز، همان‌طور که می‌دانید، رئیس‌جمهور با نخست‌وزیر نوری مالکی دیدار کرد. مقامات ارشد در وزارت‌خارجه به ما گفتند که او موضوع کمپ اشرف را مطرح کرده و وزیر خارجه، کلینتون موضوع کمپ اشرف را مطرح کرده است. وزیر خارجه به‌طور رسمی گفته که شخصاً درگیر این موضوع است. او ماه گذشته یک سفیر مشخص کرد تا به این مسأله رسیدگی کند. اتفاقات فوق‌العاده‌یی که در یک زمانبندی خیلی کوتاهی رخ داده‌اند. کارهایی که جلوی کشتار در کمپ اشرف را گرفت، چیزی که ممکن بود در کمپ اشرف شاهد آن باشیم. آنچه درباره دیدار و اعتراض ما در بیرون کاخ سفید در 12دسامبر عجیب بود، این است که خانم رجوی از طریق ماهواره با ما صحبت کردند. ما همیشه از شنیدن کلام و رهبری ایشان استقبال می‌کنیم. حالا چه کسی آن روز داخل کاخ سفید بود متناقض بود، فردی به نامهادی عامری، او وزیر ترابری عراق است. او تاریخچه خیلی جالبی دارد، و همان‌طور که گفتم من دیگر مأمور تحقیق نیستم و امکاناتی که قبلاً در اف.بی.آی داشتم را دیگر ندارم، ولی اینترنت را دارم. و اگر به روی اینترنت بروید می‌توانید عکسی از آقای عامری (وزیر فعلی ترابری) پیدا کنید که در ماه اکتبر انگشتر ولی‌فقیه را می‌بوسد، یعنی رهبر یک رژیم تروریستی. تاریخچه او خیلی جالب است. او، همان‌طور که می‌دانید فرمانده تیپ بدر سپاه پاسداران بوده و علاوه بر آن فرمانده عملیات متعدد، مسئول قتل 19 افسر نیروی هوایی آمریکا در برجهای خبر در ماه ژوئن ۱۹۹۶ بوده. یک عملیات حزب‌الله که با پشتیبانی مالی، هدایت و طراحی سپاه پاسداران صورت گرفت. این عضو تروریسم خارجی چنین دولتی است. وقتی بیرون کاخ سفید بودم گفتم که تعدادی از مأموران اف.بی.آی خیلی خواهان صحبت با وزیر عامری هستند تا به او تصاویری از مجرمان را نشان بدهند و از او سؤالاتی بپرسند.
بنابراین ما خبرهای خوشی در رابطه با آنچه در هفته‌های گذشته انجام شده داریم. طرح پخش ساکنان کمپ اشرف در نقاط مختلف در عراق متوقف شده. ضرب‌الاجل به عقب رانده شده. وزیر خارجه یک سفیر جدید تعیین کرده. و در روز کریسمس قرارداد توافقنامه به امضاء رسیده. ولی به گفته قاضی موکیزی، تا جایی که به حفاظت از ساکنان اشرف برمی‌گردد، یک مدرک قانونی بسیار ناقصی است. و روی جزئیات هنوز کار نشده است. پیاده کردن طرح توافق شده جابه‌جایی ساکنان اشرف به کمپ آزادی و بعد انتقال آنها به مکانهای امن خارج از عراق، به نظر می‌رسد همه بر سر این اصل متفق‌القول هستند و این خود یک پیشرفت فوق‌العاده است. یک پیشرفتی که با موضعگیری سریع و غافلگیر کننده خانم رجوی در داوطلب شدن برای جابه‌جایی بلافاصله 400نفر به کمپ آزادی، به همه چیز سرعت بخشید. اما در انگلیسی یک اصطلاح هست که می‌گوید: «شیطان در جزئیات است»، جزئیات این‌جا خیلی مؤثر هستند. همان‌طور که شنیدید، برخی از ما با سطوح بالای وزارت‌خارجه در حال گفتگو هستیم و هر هفته، اگر نه هفته‌یی دو بار، تماس داریم. در روز 25دسامبر وقتی سفیر کوبلر این قرارداد را امضاء کرد، آیا نمی‌دانست که کمپ آزادی هیچ زیرساختی ندارد؟ لوله‌کشی آب وجود ندارد، برق وجود ندارد؟ حتی اگر می‌خواستید زندان بسازید هیچ دلیل اثباتی برای جابه‌جایی افراد به داخل آنجا وجود نداشت. به نظر می‌رسد که دیروز آنجا بوده تا امکانات را بررسی کند. خوشبختانه بنا‌ به‌درخواست ما نماینده آمریکا هم حضور داشت. ولی سرانجام دیدیم که طرح درست و با جزئیات وجود ندارد. تمامی آنچه سخنرانان گفته‌اند و خواهند گفت فقط مهر تأییدی است بر این‌که هیچ فکر، هیچ فعالیتی برای اجرای این طرح نبوده. یعنی امنیت این ۳۴۰۰ زن و مرد کماکان در معرض خطر است. ضرب‌الاجل ممکن است عقب رفته باشد ولی توان عملی برای جابه‌جایی آنها به موقعیتی که بتوانند در آن به‌طور عادلانه و در سلامتی پروسه خود را طی کنند وجود ندارد. و این کاریست که ما باید انجام دهیم.
تنها دلیل پیشرفتی که امروز داریم، پیگیری مستمر و کارهای جامعه بین‌المللی است. باید بگویم که همکارانم در آمریکا خیلی جدی این موضوع را پیگیری کرده‌اند. به همراه بسیاری از افراد این پنل داشته‌ام. به‌طور مناسبی آنها مهاجم و جدی برخورد کرده‌اند تا مطمئن شوند آنچه که برای حفاظت از این افراد ضروری است صورت بگیرد. ما پاسخهای غیرمنطقی دریافت می‌کنیم، یا اصلاً پاسخی دریافت نمی‌کنیم؛ بعضی اوقات نشانه‌یی می‌گیریم که ممکن است کاری صورت گیرد، و نشانه‌های کمی، یا خیلی کم پاسخ مناسبی در این رابطه داشته‌ایم. بنابراین اهداف ما این‌جا خیلی ساده هستند و در طول سال گذشته واقعاً تغییر نکرده‌اند. ما باید از ساکنان کمپ اشرف حفاظت کنیم و برای آنها کمپ آزادی را به یک نقطه انتقال امن و سریع در خروج از عراق به کشورهای دیگر تبدیل کنیم. ما باید مجاهدین را از لیست حذف کنیم. این مضحک‌ترین شرایطی است که در 25سال خدمت تحقیقی، حقوقی و دولتی خودم دیده‌ام. هیچ پایه واقعی برای نگه‌داشتن این گروه در لیست وجود ندارد. تمامی همکارانم این‌جا، ژنرالها، مدیران اطلاعات مرکزی، مدیران امنیت ملی، دادستانهای کل، هیچ کدام از ما تماسی یا اشعه‌یی از همکاران سابق خودمان دریافت نکرده‌ایم مبنی بر این‌که در مورد این سازمان باید مواظب باشیم چون یک سازمان تروریستی است. هیچی، صفر. حتی خبری در واشینگتن درز نکرده است، و شما می‌دانید که بعضی از مقامات دولتی چقدر سریع اخبار را درز می‌دهند. حتی شکافی نبوده که مدرکی وجود دارد یا یادداشتی یا جاسوسی که بودن نام این سازمان در لیست سازمانهای تروریستی مضحک را توجیه کند. وزارت‌خارجه در سال ۱۹۹۷ برای مماشات با رژیم ایران لیست‌گذاری کرد. رژیم ایران گفت اگر این سازمان را لیست‌گذاری کنید ما روابط بهتری خواهیم داشت، خب این تماماً مسخره بود، روابط بدتر شد. همان‌طور که فرماندار تام ریج گفت، وقتی او وزیر امنیت ملی بود و من مدیر اف بی‌آی، ما حتی کسی را برای پیگیری پرونده سازمان مجاهدین خلق مأمور نمی‌کردیم چون می‌دانستیم که چرا در لیست قرار دارد؛ زیرا برای دلجویی از رژیم ایران بوده است. این سیاست مماشات و همراهی با رژیم ایران ادامه پیدا کرده تا امروز. یکی از قویترین کارهایی که ایالات متحده آمریکا می‌تواند انجام دهد، نه تنها برای حمایت از آزادی در ایران، بلکه همچنین برای فرستادن پیام واضح به رژیم در تهران که سرمایه‌گذاری تروریستی آنها به پایان رسیده، این است که تنها مقاومت سازمان‌یافته را به‌رسمیت بشناسد. تنها سازمان یا نقدینه معتبر انسانی برای آزادی ایران؛ آنها را از لیست خارج کنید و بلادرنگ این کار را بکنید!
با این نکته تمام می‌کنم که یکی از گفتگوهایمان با یک مقام ارشد دولتی به این صورت بود؛ ما گفتیم "ببین، ما دیگر مقامات دولتی نیستیم و ادعا نمی‌کنیم که به تمام اطلاعات شما دسترسی داشته باشیم ولی هرچه می‌دانیم و هرچه شنیده‌ایم فرمان می‌دهد که این سازمان از لیست حذف شود. و گفتیم که اگر تصمیمی برای نگه‌داشتن یا حذف نام آنها در دولت اتخاذ شده، که من باور دارم اتخاذ شده، فقط به این تصمیم‌گیری سرعت ببخشید، 16ماه دیگر وقت تلف نکنید. تا الآن 16ماه از حکم دادگاه استیناف می‌گذرد که وزارت‌خارجه روند حقوقی مربوط به سازمان مجاهدین خلق ایران را نقض کرده است؛ بعد از 16ماه بدون دادن پاسخی، اگر دولت تصمیم خود را گرفته، که ما باور داریم گرفته چون پایه‌یی برای حفظ لیست‌گذاری وجود ندارد، آنها باید آن را اعلام کنند، باید آن را ابراز کنند و به سرعت علنی کنند. این یک قدم بزرگ در مسیری است که باید طی کنیم.
با تشکر فراوان.

مجری
متشکرم مدیر لوئیس فری
سخنران بعدی همکار پیشین من در وزارت‌خارجه که به‌عنوان معاون وزیر خارجه قبل از این‌که سفیر دائم ایالات متحده در سازمان ملل شوند، می‌باشد.
لطفاً به سفیر جان بولتون خوشآمد بگوئید.

سفیر جان بولتون
متشکرم، بسیار متشکرم. از سازماندهندگان، خانم رجوی و سایرین به‌خاطر دعوت از ما. امروز اینجا برای این مذاکرات بسیار مهم تشکر می‌کنم. من فکر می‌کنم سال ۲۰۱۲ برای ایران، عراق، منطقه و شاید تمام جهان سال بسیار تعیین‌کننده‌یی باشد به‌خاطر تحولاتی که دارد در آنجا رخ می‌دهد. من فکر می‌کنم از بسیاری جهات آنچه برای کمپ اشرف و مجاهدین اتفاق می‌افتد، آن طور که ما به‌اصطلاح می‌گوییم قناری در معدن ذغال‌سنگ است و من به میزان زیادی از شیوه‌یی که این موضوعات حل می‌شود یاد می‌گیرم. بگذارید اول با کمپ اشرف شروع کنم و تعیین تکلیف افراد آنجا.
می‌دانید سازمان ملل‌متحد فرهنگ خود را دارد. من می‌دانم چطور کار می‌کند، من می‌فهمم چرا مشکلاتی در برخورد با هیأت همیاری سازمان ملل‌متحد در عراق وجود دارد، بعضاً به این دلیل که خودش را مدیون دولت عراق می‌داند. بخشی از اهدافش این است که اطمینان یابد با دولت عراق هماهنگی دارد. بنابراین فکر می‌کنم بسیار مهم است در حالی که خانم رجوی و سایرین با سفیر کوبلر مذاکره می‌کنند آنهایی که یک نتیجه صحیح و منطقی برای کمپ اشرف می‌خواهند بدانند که برای متقاعد کردن سفیر ملل‌متحد و بوروکراسی سازمان ملل‌متحد در نیویورک چه چیزی لازم است و مسئولیت اصلی آنها خوشحال کردن دولت عراق نیست، حفاظت از ساکنان کمپ اشرف است.
شماره دو، یونامی تنها عنصر سازمان ملل‌متحد نیست که دخالت دارد، کمیساریای عالی پناهندگان مسئولیت جهانی برای پناهندگان دارد. می‌دانید نشان کمیساریا تصویر یک خانواده پناهنده است که دو دست، یک سقف روی سر آنها تشکیل داده‌اند که بیانگر حفاظت و کمک کمیساریا است. کمیساریا تحت این توهم عمل نمی‌کند که مسئولیت در برابر کشورهایی دارد که جامعه پناهنده در آن زندگی می‌کنند. من فکر می‌کنم کمیسر عالی پناهندگان واقعاً باید به نشانی که روی پرچمی که در دفترش قرار دارد، نگاه کند و به یاد بیاورد که حفاظت و کمک پناهندگان مقدم بر هر چیز دیگر است. و من فکر می‌کنم اعضای سازمان ملل‌متحد که مسأله‌شان است باید روی آن اصرار کنند و من می‌گویم یک چیز خوب و سمبولیک برای کمیسر عالی این خواهد بود که پرچمش را بردارد و یک هواپیما از ژنو بگیرد و به بغداد برود و تا اشرف رانندگی کند و این پرچم را در کمپ اشرف برقرار کند.
اکثر پناهندگان از مرزهای بین‌المللی با یک کیسه لباس می‌آیند و این مسئولیت کمیساریاست که به آنها حفاظت بدهد و به آنها محلی بدهد که بتوانند در آن پناه بگیرند تا زمانی که به کشورهای دیگر بروند یا بتوانند به کشور خود بدون ترس از آزار برگردند. کمپ اشرف مشکل نیست، کمپ اشرف یک راه‌حل موقت است.
و چقدرتأسف‌آور خواهد بود، چه لکه یی، چه لکه ننگی برای این سازمان برنده جایزه صلح نوبل خواهد بود که بر وخیم شدن شرایط زندگی و آزادیها و رفاه آنها ریاست کند و ناظر باشد. اگر غرب و سایرین فشار مناسبی روی کمیساریا بیاورند، من فکر نمی‌کنم که کمیسر واقعاً بگذارد چنین چیزی صورت بگیرد و فکر می‌کنم مهم است که او این را بفهمد.
بگذارید به سؤال عراق برگردم. کسانی هستند در جهان که معتقدند کاهش تواناییهای نظامی آمریکا و عقب‌کشیدن نیروهای آمریکایی از عراق به صلح و امنیت بین‌المللی کمک می‌کند. من معتقدم آنها در این دیدگاه صددرصد اشتباه می‌کنند. و فکر نمی‌کنم نشانه‌یی تأسف‌بارتر از این دیدگاه باشد و می‌بینیم که بعد از عقب‌کشیدن نیروهای آمریکایی در عراق چه اتفاقی افتاده است. من از سرعت دولت نوری مالکی که حتی ظاهر یک سیستم آزاد و باز و حاکمیت قانون را نادیده گرفته، در حیرتم. همان‌طور که بقیه سخنرانان گفتند اگر ما از نفوذمان استفاده نکنیم تا اطمینان یابیم دولت عراق تعهدی را که دولت آمریکا به آنها داده رعایت می‌کند، رژیم تهران چه نتیجه‌گیری از این می‌کند؟ آنها چه نتیجه‌گیری از اراده و قاطعیت آمریکا می‌کنند؟ به‌خصوص وقتی ما به‌عملکرد دیکتاتوری تهران نگاه می‌کنیم که درست همین چند هفته گذشته تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است که از طریق آن این میزان نفت حیاتی وارد بازار جهانی می‌شود، محکوم شدن در ملل‌متحد به‌خاطر تلاش برای قتل سفیر عربستان سعودی در خیابانهای واشینگتن، کمک به قتل هزاران غیرنظامی در سوریه، حمایت از دیکتاتوری فاشیستی در دمشق، ادامه دادن به حمایت از تروریسم بین‌المللی نظیر حزب‌الله و حماس، و طبیعتاً و بدتر از همه ادامه پیشروی به سمت هدف پیگیری شده سلاح هسته‌یی. می‌دانید این روزها حرفهای زیادی در رسانه‌ها هست در مورد تحریمهایی که آمریکا اعمال خواهد کرد، تحریمهایی که اتحادیه اروپا در نظر می‌گیرد، من احساس راحتی زیادی نسبت به صحبتها راجع به تحریمها نمی‌کنم چون رژیم ایران با برآورد وزیر دفاع پانه تا، یک سال تا دستیابی به سلاح هسته‌یی فاصله دارد. تحریمهای آمریکا روی بانک مرکزی ایران تا 6ماه دیگر اعمال نخواهد شد، می‌تواند مورد تعلیق قرار گیرد و رئیس‌جمهور ایالات متحده خودش هنگام امضای این تحریمها گفت معتقد نیست که از نظر قانون اساسی به آنها ملتزم است. بنابراین می‌شود پرسید بین مسابقه رژیم ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌یی و تلاشهای ما برای تحریم، چه کسی این مسابقه را خواهد برد. این شرایط بسیار بسیار خطرناکی است که ما در آن هستیم. و اگر علامتی هست که آمریکا و اروپا به رژیم ایران می‌فرستند، که اراده ما روی موضوعی مثل حفاظت انسانی برای زنان، کودکان و مردان غیرمسلح و بیگناه، شکست می‌خورد، نمی‌دانم چه علامتی در مورد برنامه هسته‌یی به رژیم ایران می‌فرستد. و این ما را به مهمترین کاری که ایالات متحده می‌تواند انجام دهد، می‌رساند. من به بعضی از همکارانم گوش دادم که ابراز نگرانی می‌کردند. شاید وزارت‌خارجه برای حفاظت افراد اشرف مناسب نیست و دلیل آن از نظر من این است که وزارت‌خارجه در انجام مسئولیتهایش قوی نبوده است تا آمریکا به قول خودش پایبند باشد، به این دلیل که وزارت‌خارجه هنوز تصمیمش را اعلام نکرده که آیا مجاهدین را از لیست و زارت خارجه آمریکا خارج می‌کند یا نه. شما شنیدید که سایر سخنرانان گفتند شواهدی در مورد لیست‌گذاری نبوده و معلوم نیست که چرا این نامگذاری باید ادامه داشته باشد. من فکر می‌کنم موضوع اینجا بسیار ساده است. من فکر نمی‌کنم سازمانی به دلایل سیاسی باید در آن لیست گذاشته شود، آن طور که مجاهدین در ۱۹۹۷ گذاشته شدند. من فکر نمی‌کنم سازمانی باید در لیست نگه داشته شود آن طور که مجاهدین در سال ۲۰۰۸ به دلایل سیاسی نگه داشته شدند، من فکر می‌کنم باید واقعیتها در جای خودشان قرار بگیرند، اگر وزارت‌خارجه واقعیتهایی دارد که نامگذاری را توجیه کند بگذارید آنها را بشنویم، اگر ندارد مجاهدین را از لیست خارج کنید و این بهانه را که رژیم ایران و دولت مالکی استفاده می‌کنند تا به ساکنان کمپ اشرف فشار بیاورند، از آنها بگیرید.

و من با یک گفته نهایی تمام می‌کنم. من یک دیدگاه بسیار ساده از نقش آمریکا در جهان دارم. این‌که در دفاع از آزادی رهبری کند. در این رابطه باید سیاست اعلام شده آمریکا سرنگونی رژیم تهران باشد.
بسیار متشکرم.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/5acb767e-4ae6-4fd9-8c1e-0629d600c1c6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات