728 x 90

کنفرانس بین‌المللی در آستانهٔ ۸ مارس، روز جهانی زن - سخنرانیها

کنفرانس بین‌المللی در آستانه ۸ مارس، روز جهانی زن
کنفرانس بین‌المللی در آستانه ۸ مارس، روز جهانی زن

کنفرانس بین‌المللی
در آستانهٔ ۸ مارس، روز جهانی زن
رهبری زنان؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک
شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴

سروناز چیت‌ساز – مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

میهمانان گرامی، خواهران عزیز، دوستان و حامیان مقاومت ایران، من به گرمی به تمامی شما خوش‌آمد می‌گویم و بسیار مفتخرم و تشکر می‌کنم به خاطر حضور شما در اجلاس زنان در سال ۲۰۲۶. من همچنین می‌خواستم تشکر بکنم از خواهرانم در انجمن‌های زنان ایرانی که از راه‌های دور به اینجا آمدند تا با ما همراه باشند. همچنین می‌خواستم از خانم مریم رجوی تشکر بکنم که امروز در این کنفرانس همراه ما هستند. و من بسیار مفتخرم که اعلام بکنم که خواهران ما از اشرف ۳ به ما در این اجلاس ملحق می‌شوند.

من سلام و درود خودم را به تمامی آن‌ها می‌فرستم و بسیار خوشحالم که آن‌ها را امروز همراه خودمان داریم. دوستان گرامی، امسال ما در حالی به استقبال روز جهانی زن می‌رویم که شرایطی بسیار سنگین وجود دارد. در دوران قیام دی‌ماه، زنان و مردان بسیاری در خیابان‌های تهران توسط نیروهای رژیم به شهادت رسیدند. سازمان مجاهدین خلق ایران نام ۲۴۱۱ تن از این شهدا، من‌جمله ۲۵۹ زن و ۱۷۴ نوجوان و کودک را تا به الان اعلام کرده. این اعداد نشانه یک جنایت هست و بیشتر از آن بسیار نگران‌کننده است به خاطر اینکه رژیم ایران تلاش می‌کند با قطع اینترنت راه بروز اطلاعات به بیرون را بگیرد. ما چنین چیزی را در دهه ۶۰، خصوصاً در جریان قتل‌عام ۶۷ تجربه کرده بودیم. در آن دوران دنیا به طور کامل ندید که چه اتفاقی بر سر مردم ایران آمد و همچنین بر سر سازمان مجاهدین خلق ایران. به خاطر همین بگذارید بگویم که ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.  این رژیم زن‌ستیز فکر می‌کند که می‌تواند مردم ایران را با قتل‌عام، دستگیری‌های گسترده، شکنجه و زندان و اعدام سرکوب بکند و با نشان دادن اجساد مردم در کیسه‌های سیاه، اآن‌ها را بترساند، مرعوب کند و به سکوت وادارد. ولی این مقاومت و این جنبش در ژانویه شروع نشد، بلکه از ۳۰ خرداد ۶۰ آغاز شد و دهه‌هاست مردم ما هر فشاری رو تحمل کردند، هر هزینه‌ای رو که لازم بوده پرداخت کردند تا هرچه زودتر به پایان این راه نزدیک بشوند، راهی که به آزادی ختم می‌شود. زنان و مردان ایرانی خواهان آزادی هستند،برابری و عدالت و نفی هرگونه دیکتاتوری. پیام آنها واضح است : نه شاه، نه شیخ.

آینده ایران در بازگشت به سلطنت نیست و همچنین ربطی به دیکتاتوری مذهبی فعلی ندارد. بلکه آینده ایران یعنی آینده‌ای آزاد، برابر و جمهوری که بر اساس خواست و اراده مردم ایران ساخته شده. به تمام کسانی که تلاش می‌کنندصدها سال مبارزات مردم ایران را به سرقت ببرند ، خصوصاً بچه شاه، می‌خواستم  بگویم که مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر. همان شعاری که مردم ایران دادند، رژیم ایران در وهله سقوط قرار دارد. در این دوران شاهد هستیم که چطور هرگونه  دیکتاتوری، چه در گذشته و چه در حال تلاش می‌کنند با هم دست در دست هم از این تغییر جلوگیری بکنند. ولی مقاومت ایران، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت، راه را به سمت آزادی و پیروزی باز می‌کنند  و همه این‌ها را، این آینده روشن را در ده ماده خانم مریم رجوی می‌بینیم، آینده‌ای سرشار از برابری در یک جمهوری دموکراتیک. و حالا این افتخار من است که از خانم مریم رجوی بخواهم تا سخنان خودشان را ایراد بکنند.

خانم مریم رجوی:

دختران و خواهران عزیزم در سراسر ایران،
قانون‌گذاران، دانشگاهیان، متفکران و شخصیت‌های محترم!
به همهٔ شما درود می‌فرستم. روز جهانی زن که امسال از قیام بزرگ و خونبار ایران گرما و نیرو گرفته، روز زنان و جوانان قیام‌آفرین ایران است؛ آن‌ها که زنجیرهای اختناق را گسستند و به بزرگ‌ترین دژ سرکوب و زن‌ستیزی در جهان امروز یورش بردند....

آزاده ضابطی ـ رئیس کمیتهٔ وکلای ایرانی در انگلستان

…به‌خاطر رهبری شما، برای من افتخار بزرگی است که امروز اینجا باشم. بگذارید همچنین تشکر کنم از خانم سروناز چیت‌ساز به‌عنوان رئیس کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران و تلاش‌های این کمیته برای افشای جنایاتی که علیه زنان در داخل ایران انجام می‌شود. نام من آزاده ضابطی است و برای من بسیار مایهٔ افتخار است که امروز اینجا، به‌عنوان مجری برنامه در این کنفرانس سالانهٔ شورای ملی مقاومت ایران به مناسبت روز جهانی زن، همراه شما باشم.

 

آنِلی یَتِنمِکی – نخست‌وزیر فنلاند (۲۰۰۳) و وزیر سابق دادگستری فنلاند

دوستان عزیز، مدافعان گرامی حقوق بشر، عصر همگی‌تان بخیر. مردم ایران همچنان تحت سرکوب سیستماتیک زندگی می‌کنند. در سراسر جهان، وقتی تلویزیون را روشن می‌کنیم و اخبار را نگاه می‌کنیم، شاهد شقاوت این رژیم هستیم؛ رژیم آخوندی. اما به‌رغم سرکوب شدید، این رژیم هرگز نتوانسته اعتراضات را متوقف کند. سال‌هاست که ایرانیان در سراسر کشور اعتراضاتی را پیش برده‌اند، رژیم را به چالش کشیده‌اند و بنیادهای دیکتاتوری را تضعیف کرده‌اند.

کشتارها، اعدام‌ها و قتل‌هایی که سازمان‌های حقوق بشری گزارش کرده‌اند، با شدتی هشداردهنده ادامه دارد. این شامل کودکان، زنان، افراد مسن، روزنامه‌نگاران، مادران، پدران، دانشجویان و انسان‌های معمولی است که فقط می‌خواهند زندگی عادی خود را داشته باشند. می‌خواهم از تصمیم اتحادیهٔ اروپا استقبال کنم؛ پارلمان اروپا نیز پیش‌تر گفته بود: لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران. و این چند هفته پیش رخ داد.

مدافعان عزیز حقوق بشر، بسیاری از مردم ایران بارها و بارها زندگی‌شان را در مبارزه برای آزادی، رهایی از دیکتاتوری و تبعیض به خطر انداخته‌اند. باید بگویم که من به همهٔ شما درود می‌فرستم و شما را تحسین می‌کنم. مطمئن نیستم که آیا همهٔ ما آماده باشیم کارهایی را که شما می‌کنید انجام بدهیم. من امروز اینجا هستم تا بگویم که ما با شما و در کنار شما ایستاده‌ایم؛ شما مبارزان آزادی ایران.

در پایان، می‌خواهم از مریم رجوی تشکر کنم به‌خاطر فعالیت‌هایی که طی سالیان داشته‌اید؛ تلاش‌های سختی که برای مردم ایران کرده‌اید. فعالیت بسیار گسترده‌ای بوده و ما تا به آخر ادامه خواهیم داد تا ایران آزاد و مقتدر برقرار شود.

 

میشل آلیو ماری ـ وزیر خارجه و وزیر ارشد دولت فرانسه (۲۰۱۰–۲۰۱۱)

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور گرامی؛ دوستان عزیز من در اشرف، در ایران و دوستان عزیزی که از کشورهای اروپایی و ایالات متحده به اینجا آمده‌اید، به شما خوش‌آمد می‌گویم. بسیار خوشبختم که امروز، در روز جهانی زن، در کنار شما هستم؛ روزی که ما آن را گرامی می‌داریم، نه فقط به‌عنوان مادران و خواهران، بلکه به‌عنوان کسانی که فرهنگ را پیش برده‌اند، بهداشت را پیش برده‌اند و در علم و ورزش جلودار بوده‌اند.

امروز، در روز جهانی زن، ما این توانایی را داریم که بر حقوق زنان تأکید کنیم؛ اینکه آزاد باشند هرگونه که می‌خواهند فکر کنند، آزادی پوشش داشته باشند و هر شغلی را که می‌خواهند انتخاب کنند. در هر کشوری، زنان نقشی مهم برای ایفا کردن دارند؛ نقشی که آیندهٔ کشور و آیندهٔ انسانیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این را باید به خودمان یادآوری کنیم، زیرا با وجود اینکه ما در دموکراسی زندگی می‌کنیم، کشورهای زیادی وجود دارند که زنان در آن‌ها از ایفای نقشی که باید داشته باشند منع  شده‌اند.

روز جهانی زن همچنین زمانی است برای اعلام همبستگی و حمایت و نثار عشق و علاقه به زنان و مردان ایرانی که با شجاعت و عزمی خلل‌ناپذیر علیه رژیمی اعتراض می‌کنند که وحشی‌ترین رژیم در سراسر زمین است؛ رژیمی که ده‌ها هزار نفر را به قتل رسانده، به‌ویژه زنان را، فقط به این دلیل که زنان و مردان ایرانی گفته‌اند این شرایط را نمی‌خواهند و از زندگی تحت دیکتاتوری خسته شده‌اند. از اینکه حق زندگی از آنها گرفته شده است.

این یک سمبل است که ما امروز اینجا کنار هم، پشت سر زنی جمع شده‌ایم که دهه‌ها نمایندهٔ آمال و آرزوهای خلقی و ملتی یعنی زنان و مردان ایرانی بوده است که خواهان آزادی بوده‌اند؛ زنی که رهبری جنبشی را بر عهده دارد که بیش از نیمی از اعضای آن زنان هستند. می‌خواهم همین‌جا به او ابراز محبت کنیم و احترام خود را به او اعلام کنیم: خانم مریم رجوی.

می‌خواهم به شما بگویم چیزی که باعث شده سالیان سال رابطه‌ام را با خانم رجوی و این مقاومت ادامه بدهم، این است که او هرگز مواضع خود را عوض نکرده و هیچ خللی در ایمانش به‌وجود نیامده است. او با گذشت زمان مواضعش را تغییر نداده، بلکه نقش جدی ایفا کرده و رهبری مقاومت را پیش برده و همواره تأکید کرده که این مردم هستند که آیندهٔ ایران را رقم می‌زنند.

امروز می‌توانیم بگوییم ایران آن چیزی نیست که آخوندها نشان می‌دهند. برخی می‌گویند بعد از سرنگونی رژیم، دموکراسی متصور نیست. اما دموکراسی تا زمانی که آخوندها سر کار هستند متصور نیست؛ تا زمانی که زنان نقش خود را ایفا نکنند متصور نیست؛ تا زمانی که آزادی بیان، آزادی ادیان و آزادی عمل برای انتخاب نحوه زندگی هر زن و مردی وجود نداشته باشد متصور نیست. بدون برابری زن و مرد، دموکراسی وجود ندارد. این یکی از اصلی‌ترین محورهای یک دموکراسی است.

این موارد در برنامهٔ شماست، خانم مریم رجوی؛ مواردی که شما از آن‌ها دفاع کرده‌اید و به همین دلیل است که ما در کنار شما هستیم و از شما حمایت می‌کنیم. ما که اینجا هستیم، همانطور که خواسته ایم زندگی کرده‌ایم . زندگی‌ما بسیار ساده‌تر از کسانی است که در داخل ایران هستند و به قیمت به خطر انداختن جان خود از ارزش‌هایی دفاع می‌کنند که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید. ما امروز اینجا هستیم تا به آن‌ها بگوییم تنها نیستند. ما از تمام امکانات خود استفاده می‌کنیم تا کنار آن‌ها باشیم.

طبیعتاً ما نمی‌خواهیم دخالت مستقیم برای تغییر رژیم در ایران داشته باشیم، بلکه اینجا هستیم تا اعلام حمایت کنیم و بگوییم  و تأکید کنیم که در کنار شما هستیم و از تمام امکاناتمان برای حمایت از مبارزهٔ شما استفاده می‌کنیم. این بسیار مهم است. ما می‌بینیم که در برخی کشورها دموکراسی تحت تهاجم است. در کشورهای بزرگی می‌بینیم که دموکراسی فقط چیزی است که بخش کوچکی از جامعه می‌خواهد. این یک مشکل اساسی است و به همین دلیل، در جهانی که هر روز با مشکلات وحشتناک‌تری روبه‌رو می‌شود، باید تأکید کنیم که اصلی‌ترین وظیفه، دفاع از دموکراسی و حمایت از کسانی است که از آن دفاع می‌کنند.

بله، جهان به زنان نیاز دارد. جهان به یک ایران دموکراتیک نیاز دارد که به ثبات منطقه کمک کند. جهان به شما ایرانیانی که اینجا، در داخل ایران و در اشرف هستید نیاز دارد. آینده را شما می‌نویسید. به همین دلیل است که ما از شما حمایت می‌کنیم، به شما علاقه داریم و در کنار شما هستیم. ممنونم.

 

کارلا سندز – سفیر آمریکا در دانمارک و جزایر فارو (۲۰۱۷–۲۰۲۱)

خانم رجوی، میهمانان برجسته، مایهٔ افتخار بسیار است که امروز در کنار شما هستم تا دربارهٔ وضعیت زنان در ایران صحبت کنم. همهٔ ما شنیده و خوانده‌ایم دربارهٔ تحقیر زنان در این رژیم مذهبی. با قوانین تبعیض‌آمیز، اقدامات تحقیرآمیز علیه زنان و زن‌ستیزی نهادینه‌شده‌ای که این دیکتاتوری را توصیف می‌کند، آشنا هستیم. این رژیم یک هیولاست؛ سیستمی که کارنامه‌اش در همهٔ زمینه‌ها زیر صفر است.

امروز می‌خواهم روی دو موضوع متمرکز شوم: نخست یک دیدگاه اشتباه یا انحرافی، و دوم دستاوردهای زنان ایرانی—به‌جای اینکه فقط دربارهٔ درد و رنج آن‌ها صحبت کنیم. یک سوءتفاهم جدی وجود دارد که زنان در زمان شاه حقوقی داشتند. این ادعا غلط است. رژیم شاه یک دیکتاتوری وحشی بود که با شکنجه، اعدام، سانسور و وحشت‌آفرینی حکومت می‌کرد. به همین دلیل مردم ایران نمی‌خواهند به سلطنت برگردند و رضا پهلوی را استمرار همان میراث می‌دانند.

یک دیکتاتوری نمی‌تواند برابری را ارائه کند و شاه این را خودش بسیار روشن کرده بود. اجازه بدهید از مصاحبهٔ اوریانا فالاچی با شاه در اول دسامبر ۱۹۷۳ نقل کنم: «در زندگی مردان، زنان فقط در صورتی به حساب می‌آیند که بتوانند کارشان را انجام دهند، زن بمانند و آن‌ها نمی‌توانند شاید در چشم قانون برابر باشند.»

او در همان مصاحبه می‌گوید این زنان شرور هستند او همچنین در گفت‌وگویش با باربارا والترز در سال ۱۹۷۷ صحبت های زن ستیزانه بیشتری را بیان کرد. وقتی از او پرسیدند آیا فکر می‌کنید مردان و زنان برابرند؟ شاه پاسخ داد: «خب، مواردی هست که بله، اما به‌طور میانگین نه، برابر نیستند. شما کجا یک دانشمند زن داشته‌اید؟» باربارا والترز پرسید: «فکر می‌کنید همسر شما می‌تواند مثل یک مرد حکومت کند؟» شاه گفت: «ترجیح می‌دهم پاسخ ندهم. می‌توانم بگویم واکنشی که شاید داشته باشد در بحران‌ها، این موضوع را زیر سؤال می‌برد.»

آنچه نقل کردم، حرف‌های خود شاه است، با دوربین ضبط شده، و این نکتهٔ اول را روشن می‌کند. حالا به نکتهٔ دوم می‌رسم: نه سرکوب زنان ایران، بلکه دستاوردهای فوق‌العادهٔ آن‌ها.

در میان دستاوردهای زنان، مبارزهٔ آن‌ها برای برابری، به یک فهم مهم رسیده‌اند: اینکه نمی‌توانند تحت یک رژیم زن‌ستیز به حقوق خود برسند. آزادی و رهایی آن‌ها جدایی‌ناپذیر از رهایی کل مردم ایران است. این فهم، آن‌ها را از «قربانی» به «رهبران جنبش ملی مقاومت» تبدیل کرد. آن‌ها فداکاری‌های عظیمی کردند؛ ده‌ها هزار نفرشان شکنجه، دستگیر و اعدام شدند. بسیاری زندگی فردی خود را کنار گذاشتند برای آرمانی بالاتر تا به زن‌ستیزی در ایران برای همیشه پایان دهند. این حد از فداکاری فقط سیاسی نیست؛ کاملاً اخلاقی است.

زنان چند دهه است که مقاومت اصلی ایران یعنی سازمان مجاهدین را رهبری کرده‌اند—بیش از سه دهه. این فقط چند زن برجسته نیستند؛ یک نسل کامل از زنان است که به رهبری اعتلا یافته‌اند و همهٔ آنچه شاه روزی علیه زنان گفته بود را باطل کرده‌اند. دستاوردهای آن‌ها باید امروز، در روز جهانی زن، به رسمیت شناخته شود. این زنان شجاعت خود را نشان داده‌اند؛ نشان داده‌اند که تعهدشان فقط روزانه نیست، بلکه تعهدی برای تمام عمر است، و اینکه رهبری را می‌توان به‌دست آورد، نه اینکه از ابتدا برای کسی تعیین شده باشد.

با اقدامات و فداکاری‌هایشان نشان داده‌اند که زنان ایرانی نه‌تنها توان رهبری دارند، بلکه نیروی محرک در مبارزه برای یک ایران آزاد هستند. خانم رجوی، من عمیقاً رهبری شما را تحسین می‌کنم. زنان ایران مسئولیت خود را برای هدایت یک جنبش به‌سوی پیروزی بر عهده گرفته‌اند. شما همهٔ تابوهای گذشته دربارهٔ مشارکت زنان در رهبری سیاسی را کنار زدید. به زنان الهام بخشیدید تا به مقاومت بپیوندند و با این رژیم مبارزه کنند. از شما آموختند و شعار «زن، مقاومت، آزادی» را به یک واقعیت ارتقا دادند—و ما آن‌ها را در اشرف دیده‌ایم.

ما حضور برجسته و تعیین‌کنندهٔ آن‌ها را در قیام ۱۴۰۱ دیدیم و همچنین شجاعتشان را در قیام اخیر در دی‌ماه امسال. این زنان منتظر نیستند که تاریخ عوض شود؛ آن‌ها خودشان تاریخ را عوض می‌کنند، تحت رهبری شما.

بله، زنان ایرانی آزاد خواهند شد؛ اما آزادی آن‌ها از توهمات گذشته ناشی نخواهد شد و نه از بازگشت هرگونه نیروی استبدادی—چه با تاج، چه با عمامه. آزادی آن‌ها با پایان‌دادن به این رژیم زن‌ستیز و برقراری یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت و آزادی است؛ همان‌گونه که در برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم رجوی و برنامهٔ ایشان برای حقوق زنان ارائه شده است.

یک ایران آزاد و برابر فقط یک آرزو نیست؛ یک رویا نیست ، یک تعهد است که با شجاعت، فداکاری و رهبری زنان ایران شکل می‌گیرد. قدرت این زنان بسیار فراتر از دیکتاتوری گذشته و دیکتاتوری حال است. خیلی ممنون.

 

اینگرید بتانکور – کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا

مریم رجوی عزیز، دوستان گرامی، خواهران عزیز این مبارزه، بسیار احساس فروتنی می‌کنم بعد از اینکه به صحبت‌های دوستانم میشل آلیو ماری، آنِلی یَتِنمِکی و دیگران گوش کردم. در این اجلاس چهره‌های بسیاری می‌بینم که می‌شناسم و به آن‌ها علاقه دارم؛ مثل خانم رزالیا آرتیاگا، لیندا چاوز و دومینیک آتیاس.

امروز ما گرد هم آمده‌ایم نه فقط برای گرامی‌داشت روز جهانی زن، بلکه برای گرامی‌داشت مقاومت آتشین ایرانیان. ما با زنان ایران هستیم؛ آن‌هایی که درد و رنج را به قدرت، به آتش تبدیل کردند. مبارزه برای برابری در ایران هرگز موضوعی دست دوم نبوده؛ هرگز خواسته‌ای دست‌دوم نبوده که بتوان آن را به بعد از تغییر سیاسی موکول کرد. از آغاز تاریخ مدرن ایران، حقوق زنان جدایی‌ناپذیر از مبارزهٔ مردم ایران برای آزادی، کرامت و استقلال ملی بوده است.

تحت دیکتاتوری شاه، زنان را به‌عنوان چهره‌های «مدرنیزه شدن کشور» نشان می‌دادند، در حالی که چهره‌های سیاسی زنان به‌شدت و بی‌رحمانه سرکوب می‌شدند و فقط ابزاری برای پروپاگاندا بودند تا موضوعاتی مانند سرکوب سیاسی پنهان بماند. در رژیم کنونی، سرکوب چهرهٔ سیاه‌تری به خود گرفته است. آن‌ها می‌خواهند بر همه‌چیز زنان کنترل داشته باشند؛ بر بدنشان، پوشش‌شان، صدایشان، انتخاب‌هایشان و زندگی‌شان. تبعیض به قانون تبدیل می‌شود، زن‌ستیزی به سیاست تبدیل می‌شود و خشونت نهادینه می‌شود. اما در هر دو رژیم یک چیز ثابت مانده است: استبداد. رژیم‌های حاکم بر ایران نمی‌توانند با برابری کنار بیایند. اما زنان ایران کنار نکشیده‌اند؛ آن‌ها رشد کرده‌اند.

قیام سراسری در ماه دی این واقعیت را نشان داد. زنان فقط شرکت‌کننده نبودند؛ خودشان موتور محرک بودند، خودشان سازمان‌دهنده بودند، خودشان از رهبران قیام بودند و در پیشاپیش آن حرکت می‌کردند. این فقط نمادین نبود؛ از نظر سیاسی و اخلاقی موضوع را تغییر داد. جهان هرگز فراموش نخواهد کرد آن کیسه‌های سیاهی را که در سردخانه‌ها بود و هزاران زن که اجسادشان آنجا افتاده بود. یک نسل‌کشی و یک خونریزی در ایران رخ داد.

حضور زنان در خطوط مقدم یک واقعیت جدی را آشکار کرد: برابری زن و مرد چیزی نیست که بتوان دربارهٔ آن «بعد از تغییر» مذاکره کرد؛ بلکه پیش‌شرط اصلی آزادی واقعی و برقراری حقوق بشر در ایران است.

وقتی زنان جوان در برابر نیروهای مسلح ایستادند و شعار دادند، صحنه‌ای شبیه میدان تیان‌آن‌من دوباره پیش چشم ما تکرار شد. زنان نقش مرکزی در سرنگونی رژیم حاکم دارند، اما این همچنین شکست رهبران غربی را نشان می‌دهد. آن‌ها برای این زنان تظاهرات برگزار نکردند، محکوم نکردند. آیا این زنان «بیش از حد افراطی» بودند؟ «بیش از حد انقلابی» بودند برای مرزهای سیاسی شما؟ یا شاید این واقعیت را نشان داد که به نحو سبعانه‌ای امروز پول و منافع اقتصادی آن‌قدر قدرتمند شده‌اند که اصول دموکراتیک دیگر توان پیشروی ندارند.

در دوران پهپادها و هوش مصنوعی، زنان ایران نشان دادند که بیش از هر زمان دیگری، حقوق زنان باید راهنمای بشریت باشد.

وقتی زنان ایران با مرگ روبه‌رو می‌شوند، بدون تردید یک حقیقت را روشن می‌کنند: برابری در ایران فقط یک «رفرم» نیست که بتوان آن را به بعد از تغییر سیاسی موکول کرد؛ بلکه مبارزهٔ زنان ایرانی برای استقلال‌شان، بنیاد یک انقلاب انسانی در قرن جدید و هزارهٔ جدید است. حفظ کرامت، تلاش برای رسیدن به حقیقت و عدالت، و همهٔ این‌ها بستگی دارد به اینکه به درس‌ها و شهادت‌های زنان ایرانی گوش فرا دهیم. زنان ایران نشان داده‌اند که تا زمانی که دین و دولت جدا نباشند، در یک دیکتاتوری آزادی و برابری زن و مرد ممکن نخواهد بود. از این واقعیت یک نتیجهٔ روشن و غیرقابل مذاکره بیرون می‌آید: دو عنصر ضروری وجود دارد، نه انتخابی و نه قابل‌چانه‌زنی:

۱. سرنگونی رژیم دیکتاتوری مذهبی.
۲. برقراری یک جمهوری دموکراتیک که در آن زنان فقط به‌صورت سمبلیک مشارکت داده نشوند یا سمبلیک وزیر نشوند، بلکه تصمیم‌گیرندگان در بالاترین سطح قدرت سیاسی باشند.

هر دیدگاهی برای آیندهٔ ایران که رهبری زنان را عقب بیندازد یا به تأخیر بیندازد، منجر به رهایی نخواهد شد؛ فقط به معنای همان سلطه با نامی جدید است. به همین دلیل، خواست مردم ایران برای تغییر سیاسی و خواست زنان ایران برای برابری، دو مبارزهٔ جدا نیستند؛ یک مبارزه‌اند.

زنان ایرانی خواهان «حفاظت» از سوی مردان نیستند؛ آن‌ها نمی‌خواهند در یک مبارزهٔ دیگر «راه داده شوند» یا در مورد دیدگاه آینده «چیزی» به آن‌ها داده شود. آن‌ها با شهادت خود حقشان را به‌دست آورده‌اند تا این آینده را خودشان شکل دهند؛ نه فقط برای ایران، بلکه برای جهان و برای دوران جدیدی که پیش چشم ما شکل می‌گیرد. به همین دلیل بحث آلترناتیوهای سیاسی بسیار مهم است.

برخی در خارج از ایران طی سال‌ها تلاش کردند پسر شاه سابق را به‌عنوان راه‌حل بحران ایران ترویج کنند. واقعاً؟ «ارث و میراث» اعتبار دموکراتیک نیست. همان‌طور که کارلا سندز نشان داد، دیکتاتوری‌ای که مردم ایران در سال ۵۷ سرنگون کردند، یک دیکتاتوری تک‌حزبی فاسد بود که آزادی سیاسی را سلب می‌کرد. نمی‌توان یک نوع دیکتاتوری را با نوع دیگری به‌خاطر نوستالژی جایگزین کرد.

مهم‌تر از همه اینکه هر پلتفرم سیاسی که حقوق زنان را به‌طور روشن، دقیق و صریح تضمین نکند، نمی‌تواند ادعا کند که آیندهٔ ایران را نمایندگی می‌کند. وقتی دربارهٔ زنان فقط «اشارهٔ کلی» می‌شود—مثل پروپاگانداها و طرح‌های پسر شاه—این برابری نیست؛ تحقیر عمدی است. و ما در ایران دیده‌ایم که در نهایت زنان را کاملاً حذف خواهند کرد. در روز جهانی زن باید صریح بگوییم: حقوق زنان را نمی‌توان به‌عنوان «پاورقی» تعیین کرد؛ نه در ایران و نه در هیچ جای جهان.

زنان باید در مرکز هر پلتفرم سیاسی، هر پروژه و هر دیدگاهی برای قرن بیست‌ویکم باشند. به همین دلیل است که جنبش مقاومت ایران تحت رهبری مریم رجوی این‌قدر مهم است. برنامهٔ ده‌ماده‌ای او دقیقاً همین معنا را دارد و از تجربهٔ خاص و استثنایی خودش به‌دست آمده است. این جنبش برابری را «شعار» نکرده، بلکه آن را در سلسله‌مراتب خود نهادینه کرده است. چندین دهه پیش، قبل از اینکه جهان دربارهٔ «توانمندسازی زنان» صحبت کند، این جنبش زنان را به رأس خود، به رهبری رساند—نه به‌عنوان استثنا، بلکه به‌عنوان یک قاعده.

تحت سخت‌ترین شرایط—زندان، تبعید، تعرض، تلاش برای قتل و ترور، پروپاگاندای بی‌وقفه—زنان در این مقاومت عقب ننشستند؛ آن‌ها رو به جلو حرکت کردند.

دیدگاه مریم رجوی کاملاً روشن است: برابری کامل حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میان زن و مرد؛ لغو قوانین تبعیض‌آمیز؛ مشارکت برابر در رهبری؛ آزادی پوشش؛ آزادی بیان؛ آزادی انتخاب؛ و ممنوعیت هرگونه خشونت جنسیتی. همهٔ چیزهایی که ما در دنیای غرب آن‌ها را تضمین‌شده می‌دانیم، اما می‌دانیم که بسیار شکننده‌اند. به همین دلیل اینجا هستیم و موضع می‌گیریم. مریم رجوی وعده‌های توخالی نمی‌دهد؛ وعده‌های او اصولی است که در عمل آزموده شده و نشان داده که رهبری زنان فقط از نظر اخلاقی درست نیست، بلکه از نظر استراتژیک ضروری است. رهبری زنان به مقاومت قدرت می‌بخشد، اعتبار را تعمیق می‌کند و دموکراسی را در یک تجربهٔ زنده شکل می‌دهد، نه در شعارهای توخالی.

تغییری در تاریخ ما در حال شکل‌گیری است. ما، به‌عنوان زنان، رو به جلو حرکت می‌کنیم و به همین دلیل است که همیشه از قدرت زنان ترسیده‌اند و آن را سرکوب کرده‌اند. مبارزه برای آزادی زنان و مبارزه علیه استبداد جدایی‌ناپذیرند، زیرا از یک بنیاد مشترک ناشی می‌شوند؛ سیستمی که از زنان می‌ترسد، چون از تغییر، از حقیقت و از عدالت می‌ترسد.

بگذارید صادقانه بگوییم: آیندهٔ ایران با نوستالژی ساخته نخواهد شد، با خواسته‌های سلطنتی ساخته نخواهد شد، و ما هرگز نخواهیم پذیرفت که پشت درهای بسته دربارهٔ آن مذاکره شود، توسط کسانی که از فداکاری مردم هیچ نمی‌دانند. آیندهٔ ایران را زنانی خواهند ساخت که بهای مقاومت را پرداخته‌اند و مردانی که این مبارزه را به رسمیت می‌شناسند. چون با هم است که می‌توانیم برخیزیم و تغییر را به‌وجود بیاوریم. و می‌دانیم هیچ گروهی بیش از این جنبش—مقاومت ایران تحت رهبری مریم رجوی—بهای آن را نپرداخته و استمرار و شجاعت بیشتری نداشته است.

برخی مادران هنوز برای دخترانی که زیر حکم اعدام از دست داده‌اند سوگواری می‌کنند. بسیاری از دانشجویان اخراج شده‌اند، مورد تعرض قرار گرفته‌اند، زندانی شده‌اند. فعالانی که مبارزه می‌کنند و زنانی که در تبعید سازمان‌دهی و مقاومت می‌کنند، به ما نشان داده‌اند که رهبری زنان چگونه است: غیرقابل فساد، غیرقابل تسلیم، غیرقابل خیانت و غیرقابل معامله.

به همین دلیل، یک ایران دموکراتیک بدون برابری زنان نه‌تنها نامناسب، بلکه غیرممکن است و درواقع یک توهم به شمار می‌رود. امروز انتخاب ما بسیار روشن است: حمایت از رهبری زنان نمادین نیست؛ استراتژیک و ضروری است. مسیر، مسیرِ یک جمهوری است؛ جمهوری‌ای که در آن قانون حمایت می‌کند، نه اینکه تنبیه کند. جایی که هرکس بتواند باور خود را آزادانه انتخاب کند و چیزی به او تحمیل نشود. جایی که دختران بتوانند طوری بزرگ شوند که آرزوهایشان را تحقق ببخشند.

در روز جهانی زن، بگذارید نه‌فقط تحسین خود را ابراز کنیم، بلکه فعال باشیم؛ به صدای مقاومت ایران قدرت بدهیم؛ با چالش‌هایی که می‌خواهند زنان را به حاشیه برانند مقابله کنیم. تأکید کنیم که هر آینده‌ای برای ایران باید زنان را در مرکز تصمیم و قدرت قرار دهد، نه در حاشیه. چون وقتی مریم رجوی سخن می‌گوید، سخن از آزادی ایران است. وقتی زنان ایران قیام می‌کنند، یک ملت با آن‌ها قیام می‌کند. و وقتی زنان ایرانی آزاد شوند، همهٔ ما زنان در سراسر جهان همراه با آن‌ها آزاد خواهیم شد. خیلی ممنون.

 

روزالیا آرتیاگا – معاون و رئیس‌جمهور اکوادور (۱۹۹۷)

عصر شما بخیر. خانم‌های محترم، خانم رجوی گرامی، همکاران محترم، دوستان عزیز در اشرف ۳ و همچنین مردم ایران که به پیامی که امروز برایشان می‌فرستیم گوش می‌دهند. پس از نگاه‌کردن به آنچه در تاریخ رخ داده و پس از آنچه خانم سندز دربارهٔ مصاحبه‌های شاه با اوریانا فالاچی و باربارا والترز گفتند، باید با صدای بلند و پیوسته بگوییم: «نه شاه، نه شیخ.»

امروز، در چنین روزی که بسیار به روز جهانی زن و گرامی‌داشت آن نزدیک هستیم، می‌خواستم توجه شما را به برخی از نکات جلب کنم. بگذارید ابتدا به خانم رجوی ادای احترام کنیم، به‌عنوان نمادی برای زنان در سراسر جهان؛ زیرا او بسیار شجاع، بسیار مقاوم و بسیار توانمند بوده و در مسیری که در آن قرار دارد عالی عمل کرده است تا راه آزادی ایران و مسیر این مقاومت را هدایت کند.

همچنین می‌خواهم به دو موضوع کوچک اشاره کنم؛ دو موضوعی که از محورهای برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی نیز هستند. نخستین موضوع، جدایی دین از دولت است. این مسئله به‌ویژه در این روزها بسیار مهم است. به یاد می‌آورم زمانی را که وزیر آموزش و پرورش کشور خودم بودم؛ وقتی کنگرهٔ ما تلاش کرد دین و دولت را با هم ادغام کند، من می‌خواستم استعفا بدهم، زیرا از نظر من دین باید از دولت جدا باشد.

ما باید همبستگی خود را با ساکنان اشرف ۳ اعلام کنیم. همچنین باید با زنانی که در سال‌های اخیر توسط رژیم ایران به قتل رسیده‌اند ابراز همبستگی کنیم. می‌خواهم از صمیم قلب حمایت و همبستگی خود را با خانواده‌های این شهدا و با جنبشی که برای آزادی ایران تلاش می‌کند ابراز کنم.

موضوع دوم که می‌خواستم به آن اشاره کنم، مسئلهٔ اتمی است. در این دنیای شکننده که شاهد جنگ‌طلبی و جنگ‌ها در سراسر جهان هستیم، باید به تهدید هسته‌ای رژیم ایران توجه ویژه داشته باشیم. باید این تهدید را رد کنیم و با قدرت از خانم رجوی حمایت کنیم که بارها دربارهٔ آن سخن گفته است. در این دنیای شکننده، ما باید حافظان صلح باشیم. ما زنان نگهبانان صلح در جهان هستیم و باید بارها حمایت خود را ابراز کنیم و بسیار محتاط باشیم نسبت به آنچه ممکن است در ماه‌ها و روزهای آینده رخ دهد.

ما بسیار حساس هستیم نسبت به حمایت و حضور زنان در آیندهٔ ایران، به‌ویژه حضور خانم رجوی در رهبری آیندهٔ ایران. نه شاه، نه شیخ.

 

جودی اسگرو – نمایندهٔ فعلی و وزیر سابق شهروندی و مهاجرت کانادا

عصر شما بخیر. خانم رجوی عزیز، دوستان و همکاران گرامی، این افتخار بسیار بزرگی است که دوباره اینجا هستم—و امیدوارم دفعهٔ بعد در جای دیگری باشیم؛ همان چیزی که همهٔ ما می‌خواهیم: ایران آزاد.

به‌عنوان عضو پارلمان کانادا که سالیان متمادی در این جلسات شرکت کرده‌ام، برای من مایهٔ افتخار است که امروز در کنار چنین مهمانان برجسته‌ای باشم. خانم رجوی، وقتی احساس تنهایی می‌کنید—وقتی هر انسانی احساس تنهایی می‌کند—باید به هزاران و ده‌ها هزار نفری فکر کنید که نه‌فقط زنان، بلکه مردانی هستند که به شما علاقه دارند و برای شما دعا می‌کنند تا بتوانید با قدرت، همهٔ ما را به مقصد نهایی برسانید. مقصد نهایی که نزدیک است.

به همین دلیل است که می‌بینید کسانی که هیچ نقشی در این مسیر نداشته‌اند، ناگهان مانند قارچ از زمین سبز می‌شوند و تلاش می‌کنند کاری انجام دهند. ۴۷ سال گذشته در ساحل عافیت بوده‌اند، از پول مردم ایران خورده‌اند، بدون اینکه کمکی به مقاومت یا پیشبرد برابری زنان کرده باشند—و امروز ناگهان ظاهر شده‌اند.

ما امروز اینجا هستیم تا روز جهانی زن را گرامی بداریم و بگوییم که شما، خانم رجوی، نه‌فقط در خدمت مردم ایران، بلکه در خدمت مردم جهان بوده‌اید. رهبری‌ای که شما نشان داده‌اید، دلیل آن است که تمام جهان—نه فقط زنان ایرانی—از شما بهره‌مند شده‌اند. و ما نیز در کانادا باید برای برابری زنان بیشتر تلاش کنیم تا حقوق زنان تضمین شود.

می‌خواهم از همهٔ زنان جهان، و از شما، تشکر کنم.

به‌رسمیت‌شناختن شجاعت بی‌نظیر زنان ایرانی که بر روی موتور پرچمی را حمل می‌کردند… وقتی آن صحنه را دیدم واقعاً گریه کردم. نشسته بودم و تماشا می‌کردم و به این فکر می‌کردم که چه میزان شجاعت لازم است تا چنین کاری انجام دهند. واقعاً نمی‌توانم از فکرش بیرون بیایم و برایم قابل تصور نیست. ما امروز اینجا آمده‌ایم تا با قلب و کلام خود از شما حمایت کنیم. اما زنانی شجاع در ایران هستند که به دنیا نشان می‌دهند قدرت زن ایرانی چیست؛ و این قدرت رهبری، برخاسته از شورای ملی مقاومت، سازمان مجاهدین خلق ایران و زنانی است که در این مقاومت حضور دارند. زنانی که بخشی از جنبش مقاومت هستند و با تعهدی خلل‌ناپذیر همواره تلاش می‌کنند—و ما هرگز فرصت کافی برای قدردانی از آن‌ها نداشته‌ایم.

امروز می‌بینیم که زنان ایران هرگونه دیکتاتوری را رد می‌کنند با شعار: «نه شاه، نه شیخ؛ مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر». شجاعت ساکنان اشرف الهام‌بخش جهانی بوده است. برای من بسیار سخت بود که تصاویر زیبای کسانی را ببینم که برای آزادی جان خود را فدا کردند—و این تصاویر هرگز نباید فراموش شوند.

دیروز کتابی دیدم که فهرست ۲۰ هزار انسانی بود که جان خود را در گذشته فدا کرده‌اند، اما فکر می‌کنم تعداد بسیار بیشتری باید به آن لیست اضافه شود. نبود آن‌ها بسیار سخت و دردناک است. اما دیدن اینکه زنان جوان همراه با مادران و مادربزرگ‌هایشان برای آزادی مردم ایران می‌جنگند، ما را وادار می‌کند که بیشتر تلاش کنیم. شاید فکر کنیم کارهای زیادی کرده‌ایم، اما باید بیشتر انجام دهیم.

ما به هزاران نفری فکر می‌کنیم که در قیام دی‌ماه در ایران به شهادت رسیدند. و نباید فراموش کنیم که رئیس قوهٔ قضاییهٔ رژیم فرمان «اقدام قاطع و سریع» علیه تظاهرکنندگان بازداشت‌شده صادر کرد—یعنی فراخوان به اعدام و دستگیری‌های بیشتر. به همین دلیل است که این رژیم هیچ مشروعیتی ندارد.

ما امروز اینجا هستیم تا به شجاعت و عزم مردم ایران—به‌ویژه زنان ایرانی که برای دموکراسی مبارزه می‌کنند، چیزی که ما هر روز از آن برخورداریم—ادای احترام کنیم. دموکراسی در سراسر جهان تحت تهدید است و باید بیشتر به این موضوع توجه کنیم. باید در کنار خانم رجوی بایستیم، نه فقط برای مبارزه برای حقوق بشر، بلکه برای اینکه امکان حسابرسی از بین نرود.

ما شاهد هستیم که پس از ۴۷ سال تلاش، امروز به این نقطه رسیده‌ایم و به امید خدا، دموکراسی در ایران برقرار خواهد شد و مردم ایران به حقوق خود خواهند رسید.

یکی از کارهایی که کانادا در سال ۲۰۲۴–۲۰۲۵ انجام داد—و می‌خواهم بر این جمله تأکید کنم—این بود که نهایتاً سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار داد. بعد از مدت طولانی این کار را کش دادیم، اما بالاخره انجام شد و نقش سپاه به‌عنوان نیروی محوری سرکوب و بی‌ثبات‌سازی منطقه مورد توجه قرار گرفت. این اقدام بسیار دیرهنگام بود، اما به کسانی که برای دموکراسی در ایران تلاش می‌کنند کمک می‌کند و پیام روشنی می‌دهد: سرکوب معترضان و صدور تروریسم قابل تحمل نیست.

اما باید کارهای بیشتری انجام شود. به همین دلیل من از انگلستان و دوستان اروپایی می‌خواهم که سپاه را به‌طور کامل در فهرست تروریستی قرار دهند، سفارتخانه‌های رژیم را ببندند و یک اقدام جامع و هماهنگ برای حسابرسی از کسانی که در سرکوب و صدور تروریسم نقش داشته‌اند انجام دهند.

ما همچنین باید به جلو حرکت کنیم و از طرح ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی—که هزاران پارلمانتر از آن حمایت کرده‌اند—پشتیبانی کنیم؛ طرحی که خواستار جدایی دین از دولت و حقوق جهان‌شمول بشر است و می‌تواند قانون اساسی یک ایران دموکراتیک باشد.

ما سرکوب مردم توسط رژیم ایران را محکوم می‌کنیم و خواستار آزادی فوری همهٔ زندانیان هستیم. حق کانون‌های شورشی و مردم ایران برای مقاومت باید به‌رسمیت شناخته شود.

در چهاردهم فوریه، وزیر خارجهٔ کانادا تحریم‌های جدیدی علیه هفت نفر از مسئولان سرکوب و تهدید ایرانیان در داخل و خارج کشور اعلام کرد. کانادا به تلاش‌های خود برای توجه‌دادن به سرکوب در ایران ادامه می‌دهد. تا امروز ۲۲۲ نفر و ۲۵۶ سازمان به‌دلیل نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران تحریم شده‌اند.

از همهٔ دولت‌ها می‌خواهم این مسئله را جدی بگیرند، به جلو حرکت کنند و تضمین کنند که مردم ایران به آزادی و دموکراسی خود برسند. ممنونم.

 

نایکه گروپیونی – نمایندهٔ پارلمان ایتالیا، عضو کمیسیون خارجه

خانم رئیس‌جمهور رجوی گرامی، دوستان عزیز، سخنان شما برای من بسیار تأثیرگذار بود. بله، زنان نیروی تغییر هستند. چه سخنرانی فوق‌العاده‌ای که فراخوانی بود برای مسئولیت‌پذیری بیشتر زنان در ایران. زنان از تبعیضی رادیکال و سیستماتیک رنج می‌برند؛ حقوقشان رعایت نمی‌شود و آزادی‌هایشان از آن‌ها سلب شده است. برای رژیم ایران، زنان فقط «کالا» هستند.

هر سال این رژیم تلاش می‌کند زنان را سرکوب کند، اما زنان ایران هر بار برای آزادی خود می‌جنگند. خانم رجوی، شما همواره رهبری این جنبش را بر عهده داشته‌اید و رهبری زنان را در این جنبش تضمین کرده‌اید—و این بسیار ضروری بوده است.

اما همان‌طور که گفتید، آنچه در ایران رخ می‌دهد کافی نیست؛ رهبری زنان برای تحقق تغییر در ایران ضروری است.

می‌خواهم از همین‌جا گرم‌ترین سلام‌ها را به دوستانم در اشرف ۳ تقدیم کنم. من درک کردم و دیدم که چگونه این مقاومت سازمان‌یافته با انضباطی آهنین به جلو حرکت می‌کند. همچنین شاهد بودم که چگونه بازماندگان قتل‌عام‌های این رژیم با صلاحیتی بی‌نظیر به مبارزهٔ خود ادامه می‌دهند.

به نظر من، مبارزه‌ای که این مقاومت پیش می‌برد نه‌فقط برای برابری زن و مرد، بلکه برای احترام به حقوق همهٔ انسان‌هاست و شهادتی است بر یک جنبش بزرگ.

می‌خواهم از همین‌جا به ساکنان اشرف بگویم: زنان در ایتالیا و در سراسر جهان از شما حمایت می‌کنند. همچنین می‌خواهم از خانم مریم رجوی تشکر کنم، زیرا او نماد مقاومت است؛ رهبری که سر خم نمی‌کند. او رهبری است که هرگز تسلیم نمی‌شود و برای مبارزهٔ مردم ایران، نوری روشن و پرچم‌داری است که همواره می‌درخشد.

 

سناتور الیزا پیرو – عضو سنای ایتالیا

خانم رئیس‌جمهور رجوی، دوستان ایران آزاد و مدافعان حقوق بشر، امروز که برای بزرگداشت روز جهانی زن اینجا نشسته‌ایم، دربارهٔ زنانی صحبت می‌کنیم که در همین لحظه، در حالی که ما از حقوق خود برخورداریم، از حقوق خود محروم‌اند. رژیم ایران به‌طور غیرقابل‌باوری تبعیض جنسیتی را در کشور حاکم کرده و این تبعیض یکی از پایه‌های اصلی این حکومت است. زنان از حقوق خود، از داشتن کرسی‌های ریاست محروم می‌شوند و حتی در زندگی خانوادگی نیز مورد تبعیض قرار می‌گیرند. آن‌ها حق شهادت برابر با مردان را ندارند و مجبور به رعایت حجاب اجباری هستند. آن‌ها با دستگیری‌های گسترده روبه‌رو می‌شوند و همواره تحت سرکوب این رژیم بوده‌اند.

در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱)، پس از قتل مهسا امینی، ایرانیان به خیابان‌ها آمدند و زنان در خط مقدم مبارزه برای آزادی بودند. پیام آن‌ها از مرزهای ایران فراتر رفت؛ پیامی جهانی. پس از آن نیز شاهد قیام‌های دیگری بودیم. پیام آن‌ها روشن است: آن‌ها خواهان اصلاح این سیستم نیستند؛ آن‌ها خواستار تغییر دموکراتیک و پایان دیکتاتوری مذهبی و برقراری یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین از دولت هستند؛ جمهوری‌ای که به حقوق مردم احترام بگذارد.

شورای ملی مقاومت ایران تحت رهبری خانم مریم رجوی، برنامهٔ ده‌ماده‌ای را ارائه داده که در آن بر لغو حکم اعدام، برابری زن و مرد و جدایی دین از دولت در آیندهٔ ایران تأکید شده است. این برنامه یک راه‌حل دموکراتیک برای آزادی ایران ارائه می‌دهد؛ مبتنی بر جدایی دین از دولت، بدون حکم اعدام و بر پایهٔ آرای عمومی.

برای جامعهٔ جهانی، مسئلهٔ ایران صرفاً یک موضوع سیاسی نیست؛ یک مسئولیت اخلاقی است. این فقط یک مسئلهٔ منطقه‌ای نیست؛ مسئولیتی اخلاقی است که باید از زنان ایرانی حمایت کنیم. همان‌طور که رژیم از زن‌ستیزی به‌عنوان پایه و ابزار قدرت خود استفاده می‌کند، ما نیز باید از حقوق زنان ایران دفاع کنیم.

زنان ایرانی شجاعت بی‌نظیری نشان داده‌اند و ما باید از حق آن‌ها دفاع کنیم. رسیدن به این برابری یعنی بنا نهادن پایه‌های دموکراسی. متشکرم.

 

لیندا چاوز – رئیس سابق روابط عمومی کاخ سفید

بسیار ممنونم. برای من همیشه مایهٔ تواضع است که اینجا باشم، اما هرگز برنامه‌ای ندیده‌ام که زنان قدرتمندی مانند اینجا کنار هم جمع شوند. نه فقط خانم رجوی گرامی، بلکه در این سالن سران کشورها، سفرا و اعضای پارلمان‌ها گرد هم آمده‌اند تا از زنان و مردم ایران دفاع و حمایت کنند.

هر سال دربارهٔ تغییر رژیم صحبت کرده‌ایم—حداقل در ۱۵ سالی که من در این برنامه‌ها بوده‌ام. اما امسال متفاوت است. ما دیگر دربارهٔ اینکه «آیا» رژیم سرنگون می‌شود صحبت نمی‌کنیم؛ می‌دانیم که تغییر رژیم رخ خواهد داد. فقط سؤال این است که کی و چگونه.

در ایران دوره‌های متعدد مقاومت داشته‌ایم؛ از قبل و بعد از به قدرت رسیدن آخوندها. به‌ویژه پس از آن، در سال ۲۰۰۹ قیام داشتیم، در سال ۹۸، سپس در سال ۱۴۰۱ پس از قتل یک دختر جوان. و امسال نیز دیدیم که جمعیتی انبوه در خیابان‌های ایران، در هر ۳۱ استان، حضور داشتند. خیابان‌ها پر از مردم بود.

رژیم چه کرد؟ همان کاری که همیشه می‌کند: سرکوب، دستگیری، و قتل—نه فقط زنان و مردان و جوانان، بلکه حتی کودکان. وقتی به مقاومت اواخر دسامبر و دی‌ماه نگاه می‌کنیم، سؤال این است: چگونه رخ داد؟ این یک‌شبه اتفاق نیفتاد؛ جنبش مقاومت آماده بود که به خیابان بیاید و دیگران را نیز همراه کند. مردم ایران تحت فشار شدید بودند؛ مردمی که نمی‌توانند غذا تهیه کنند، به آب دسترسی ندارند. در کشورهای ثروتمند مشکل انرژی داریم، اما مشکل ایران بسیار بنیادی‌تر است: سرکوب، به‌ویژه سرکوب زنان. زنانی که حتی حق انتخاب پوشش خود را ندارند.

وقتی همهٔ حقوق از شما گرفته می‌شود و حتی امکان خرید غذا ندارید، می‌گویید: «بس است.» مردم ایران دوباره برخاستند—و رژیم آن‌ها را قتل‌عام کرد.

در جهان دربارهٔ تغییر رژیم زیاد صحبت می‌شود، دربارهٔ جنگ نیز همین‌طور. اما سؤال این است: بعد از آن چه می‌شود؟ برخی در واشینگتن می‌گویند شاید بتوان «اصلاح‌طلبانی» را جایگزین کرد. برخی می‌گویند باید با رژیم توافق کرد. برخی می‌گویند شاید بتوان «رهبر» را برای مردم ایران انتخاب کرد—فردی که ۴۰ سال در آمریکا زندگی کرده و با سرمایه‌داران در ارتباط است. اما در این دهه‌ها چه کرده؟ آیا برای مردم ایران کاری کرده؟ آیا جنبشی دموکراتیک ساخته؟ تا جایی که من می‌دانم، نه.

من از دههٔ ۹۰ این موضوع را دنبال کرده‌ام و جنبش دیگری نمی‌بینم. باید با احترام بگویم: خانم رجوی، شما یک رهبر کاریزماتیک هستید. شما شایستهٔ رهبری هستید، زیرا جنبشی ساخته‌اید با هزاران انسان که شما الهام‌بخش آن‌ها بوده‌اید؛ انسان‌هایی که منتظر سیاستمداران نمی‌مانند، بلکه خودشان راه را باز می‌کنند.

آیندهٔ ایران را یک فرد تعیین نمی‌کند؛ بلکه جنبشی سازمان‌یافته با برنامه‌ای روشن تعیین می‌کند. شما به‌جای مذاکره با این و آن، برنامه‌ای برای آیندهٔ ایران تدوین کرده‌اید.

وقتی برای نخستین بار برنامهٔ ده‌ماده‌ای شما را دیدم، و برای نخستین بار «حقوق برابر در یک بازار آزاد» را در آن دیدم، شگفت‌زده شدم. دروغ‌هایی که دربارهٔ این جنبش گفته می‌شود تکان‌دهنده است، اما همه می‌دانیم منشأ آن کجاست: رژیم ایران.

برخی به من می‌گفتند: «با مجاهدین نباش؛ آن‌ها در ایران هیچ حمایتی ندارند.» اما من تصاویر حمایت مردم را دیده‌ام. اگر آن‌ها هیچ حمایتی ندارند، چرا رژیم این‌قدر می‌خواهد آن‌ها را بکشد؟

در پایان، به‌عنوان یک آمریکایی می‌گویم: ما حق نداریم تصمیم بگیریم مردم ایران چه کسی را انتخاب کنند. این مسئولیت مردم ایران است. آن‌ها کسی را انتخاب خواهند کرد که با آن‌ها بوده، همراهشان جنگیده و زندگی خود را صرف سازمان‌دهی جنبشی کرده که برای مردم ایران مبارزه کرده است.

و این یعنی سال آینده که کنار هم جمع شویم، دیگر در پاریس نخواهیم بود.

 

آنا النا چاکون اچوریا – معاون پیشین رئیس‌جمهور کاستاریکا (۲۰۱۴–۲۰۱۸)

دوستان عزیز، سلام بر شما. بسیار خوشحالم که امروز اینجا هستم. شب گذشته، در حالی که در شهر کوچکی در کاستاریکا استراحت می‌کردم، امروز می‌توانم به شما سلام بدهم و از همهٔ شما—همهٔ زنان مدافع حقوق بشر—استقبال کنم. همچنین از شما، خانم رجوی، استقبال می‌کنم.

فکر می‌کنم در روز جهانی زن امسال، و در حالی که در شهر زیبای پاریس گرد هم آمده‌ایم، در همبستگی هستیم با زنان شجاع ایران که برای کرامت خود و برای آزادی کشورشان مبارزه می‌کنند، تحت شعار قدرتمند «زن، مقاومت، آزادی». این فقط یک شعار نیست؛ شجاعت است، مقاومت است، و آن‌ها اینجا هستند تا به ما بگویند و از ما بخواهند که به آن‌ها قدرت بدهیم و صدایشان را بلندتر کنیم. ما صدای شما را شنیده‌ایم و از شما حمایت خواهیم کرد، زیرا ما از دموکراسی حمایت می‌کنیم.

من نه‌تنها به‌عنوان معاون پیشین رئیس‌جمهور، یا پارلمانتر، یا سفیر سابق، بلکه از کشوری صحبت می‌کنم که قدیمی‌ترین دموکراسی در آمریکای لاتین و یکی از قوی‌ترین آن‌هاست. ما کشوری ساختیم که در سال ۱۹۴۸ ارتش را منحل کرد. همیشه باور داشته‌ام که امنیت باید بر پایهٔ حقوق بشر باشد، نه سرکوب.

مبارزهٔ زنان ایران یک موضوع جداگانه و ایزوله نیست؛ بلکه خواسته‌ای جهانی برای حق زندگی بدون ترس، حق سخن‌گفتن بدون تعقیب، و حق شکل‌دادن به سرنوشت خود است.

ضروری است بفهمیم که سبعیت رژیم تهران در مرزهای خودش متوقف نمی‌شود. همان خشونتی که زنان را در خیابان‌ها به سکوت می‌کشاند، توسط سپاه پاسداران در سراسر جهان گسترش یافته است. آن‌ها نه‌تنها سرکوب را متوقف نکرده‌اند، بلکه به بی‌ثباتی دامن زده‌اند. من بارها در همین مکان دربارهٔ این موضوع صحبت کرده‌ام.

در آمریکای لاتین، ما نفوذ شرورانهٔ آن‌ها را دیده‌ایم؛ نه فقط برای صدور یک ایدئولوژی، بلکه برای دامن‌زدن به بی‌ثباتی، همکاری با شبکه‌های جنایتکار، باج‌گیری از حکومت‌ها و سوءاستفاده از ساختارهای دموکراتیک منطقه. رژیم ایران همچنان منبع اصلی بنیادگرایی و تروریسم در جهان است.

به همین دلیل افتخار می‌کنم که در پارلمان کاستاریکا، سال‌ها این نقض‌ها را افشا کردیم و توانستیم اکثریت پارلمان را برای محکوم‌کردن اقدامات رژیم در منطقه و داخل ایران همراه کنیم. این فقط یک اقدام نمادین نبود؛ بلکه به اقدامات مشخص دیپلماتیک در سازمان ملل—در ژنو و نیویورک—تبدیل شد. هیئت کاستاریکا از قطعنامه‌های دفاع از حقوق بشر حمایت کرده و از شما، خانم رجوی، نیز حمایت می‌کند.

من همچنین از تصمیم اخیر اتحادیهٔ اروپا برای لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران استقبال می‌کنم. این اقدام مهم است و توان رژیم را برای تأمین مالی سرکوب و صدور خشونت محدود می‌کند. جامعهٔ بین‌الملل نباید در مقابله با این استبداد تردید کند.

امروز بیش از ۴۰۰۰ پارلمانتر در سراسر جهان از برنامهٔ ده‌ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد حمایت کرده‌اند؛ نقشهٔ راهی برای یک ایران آزاد، دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین از دولت و غیرهسته‌ای—با نقش رهبری زنان.

همهٔ این‌ها گذشته خواهد بود؛ شما آینده هستید. شما زمان حال و امید آینده را نمایندگی می‌کنید. ما باید صدای کسانی باشیم که به سکوت کشیده شده‌اند. به کانون‌های شورشی درود می‌فرستیم که همه‌چیز خود را به خطر می‌اندازند تا این دیکتاتوری را تغییر دهند.

ما نمی‌ترسیم و می‌توانیم این وعده را بدهیم که تلاش‌های ما ادامه خواهد یافت—آنلاین، در پارلمان‌ها، در خیابان‌ها—تا زمانی که زنان و مردان ایران بتوانند آزادی را تجربه کنند. در روز جهانی زن، بیایید تأکید کنیم که مبارزهٔ آن‌ها، مبارزهٔ ماست و آن‌ها تنها نخواهند بود. ما مبارزه می‌کنیم. متشکرم.

مجری برنامه

خانم‌ها و آقایان، در این بخش از برنامه بسیار خوشحالم اعلام کنم که سخنانی از ساکنان اشرف ۳ در آلبانی—قلب تپندهٔ جنبش مقاومت و پیشتازان آزادی—خواهیم شنید. افتخار بزرگی است که ضحی آمرطوسی، سوده عباسی و شیوا ممقانی با ما هستند. متشکرم.

 

دومینیک آتیاس – رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی

زنان ایران، خواهران ایرانی—بله، آن‌ها خواهران ما هستند. تاریخ شما یک پرانتز میان دو سرکوب نیست؛ بلکه استمرار حضور سیاسی است. شما در پیشاپیش ایران گذشته حضور داشتید؛ در انقلاب‌های قرن بیستم حضور داشتید؛ در مقاومت عصر حاضر حضور دارید. آنچه امروز می‌بینیم تأکیدی است بر یک سنت قدیمی: زنان ایرانی فقط تماشاچی نیستند؛ بازیگران اصلی صحنه‌اند. آن‌ها نمایندگان یک مبارزه‌اند؛ مبارزهٔ مردم در برابر یک دیکتاتوری.

از سال ۵۷، رژیم آخوندها آزادی‌های بنیادین مردم را به سرقت برده است. در ایران، اعتراض به زندان و شکنجه منتهی می‌شود، اما مردم مقاومت می‌کنند—و در قلب این مقاومت، زنان حضور دارند. در سال ۱۴۰۱، پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی، موجی از خشم و شکر به‌وجود آمد. آن قیام فقط یک تحول نبود؛ نتیجهٔ بیش از ۴۰ سال تحقیر، سانسور، خشونت دولتی و مبارزهٔ مقاومت ایران بود. و در پیشاپیش آن‌ها، زنان—زنان سازمان مجاهدین خلق ایران.

کانون‌های شورشی، بسیاری از آن‌ها به رهبری زنان، نتیجهٔ همین مبارزه‌اند. به زهرا بهلولی‌پور فکر می‌کنیم که در ۸ ژانویه جان باخت. به همهٔ کانون‌های شورشی که برای آزادی جان دادند. به خواهرانمان در اشرف ۳ که افتخار دیدارشان را داشتیم.

شعار سال ۱۴۰۱ «زن، زندگی، آزادی» بود؛ اما برای مجاهدین خلق، این شعار تبدیل شد به: زن، مقاومت، آزادی—سمبل جامعه‌ای که می‌خواهد نفس بکشد. زن ایرانی در این جامعه تبدیل به بازیگر سیاسی مرکزی شده است؛ دیگر فقط قربانی نیست، بلکه موتور تغییر است. آن‌ها پیامی هستند به جهان؛ پیامی به همبستگی بین‌المللی که دیگر نمی‌تواند فقط «اخلاقی» حمایت کند.

«زن، مقاومت، آزادی» یک شعار ساده نیست؛ انقلابی است. رژیمی که زنان را سرکوب می‌کند، همهٔ جامعه را سرکوب می‌کند. رژیمی که می‌خواهد بر بدن و زندگی انسان‌ها کنترل داشته باشد، در نهایت بر همه‌چیز کنترل خواهد کرد.

زنان ایرانی خواهان امتیاز ویژه نیستند؛ آن‌ها خواهان برابری در برابر قانون، آزادی بیان، حق تحصیل، حق کار، حق تظاهرات و حق تصمیم‌گیری هستند—حق اینکه شهروندانی عادی باشند.

خانم رجوی، شما رهبر سیاسی مشروع این مقاومت هستید و همچنین معمار تغییر فلسفی جایگاه زن در ایران. در برابر این مقاومت، رژیمی قرار دارد که جهان آن را در قتل‌عام‌های اخیر شناخت؛ رژیمی که جوانان را به‌خاطر تظاهرات قتل‌عام کرد. این رژیم فقط از شعارها نمی‌ترسد؛ از نسلی می‌ترسد که دیگر نمی‌ترسد.

آنچه این جنبش را قدرتمند می‌کند این است که فراتر از موضوع زنان می‌رود؛ مردان، دانشجویان، کارگران، اقلیت‌های قومی و مذهبی نیز به آن می‌پیوندند.

سؤال اصلی این نیست که «در ایران چه می‌شود؟» بلکه این است که ما چه می‌کنیم؟ آیا می‌توانیم با رژیمی که قتل‌عام و شکنجه و اعدام می‌کند، مانند یک طرف حساب عادی رفتار کنیم؟ آیا می‌توانیم از «ثبات» صحبت کنیم وقتی این ثبات بر ترور و ارعاب بنا شده است؟

زنان ایرانی به ما یک حقیقت بنیادین را یادآوری می‌کنند: آزادی هرگز اهدا نمی‌شود؛ به‌دست می‌آید. و آن‌ها—و شما—در حال به‌دست‌آوردن آن هستید، با بالاترین قیمت.

این مبارزه فقط برای زنان ایران نیست؛ بلکه آزمونی است برای ارزش‌ها و اصول ما. وقتی یک زن در ایران می‌ایستد، روشن است که او فقط از آیندهٔ خود دفاع نمی‌کند؛ از یک ایدهٔ جهانی دفاع می‌کند: اینکه هیچ‌کس نباید تحت ارعاب یک حکومت زندگی کند.

پس باید این پیام را تکرار کنیم، حمل کنیم، و بی‌تفاوتی را رد کنیم. شجاعت شما، شجاعت آن‌ها، ما را وامی‌دارد که هرگز متوقف نشویم و همیشه در کنارشان باشیم.

نه شاه، نه شیخ.

 

پروفسور دانا هیوز – استاد مذهب‌شناسی از آمریکا

می‌خواهم دربارهٔ آنچه امروز صبح در کنفرانس‌مان مطرح شد صحبت کنم، بنابراین سخنم کمی متفاوت خواهد بود. امروز صبح پنلی داشتیم دربارهٔ نقش زنان در تحقق آزادی برای زنان ایران. ۴۰ سخنران از کشورهای اروپایی، آمریکا و استرالیا حضور داشتند؛ سخنرانانی بسیار برجسته و صاحب‌صلاحیت—بسیاری متخصص، حقوقدان، دارای تجربهٔ پارلمانی و چهره‌های شناخته‌شده‌ای که زندگی خود را وقف آزادی، به‌ویژه آزادی زنان کرده‌اند. همهٔ آن‌ها از وضعیت ایران و شرایط زنان در ایران آگاهی داشتند.

تقریباً همهٔ سخنرانان دربارهٔ وضعیت حقوق زنان در ایران صحبت کردند، به‌ویژه تحت آپارتاید جنسی این رژیم. آن‌ها با جزئیات دربارهٔ حقوق زنان و فقدان این حقوق سخن گفتند. بسیاری دربارهٔ اعدام‌ها، میزان بالای اعدام زنان و تعرض‌هایی که به آن‌ها شده صحبت کردند؛ برخی به‌خاطر فعالیت‌هایشان اعدام شدند، برخی به‌خاطر دفاع از خود در برابر خشونت خانگی.

یکی از سخنرانان به‌روشنی دربارهٔ ضرورت حسابرسی در برابر جنایات و نبود سازوکارهای داخلی در ایران برای ایجاد حسابرسی صحبت کرد. سپس دربارهٔ سازوکارهای بین‌المللی سخن گفت و اینکه چگونه می‌توان از طریق قوانین حقوق بشر بین‌المللی وضعیت را رصد و حمایت کرد.

همهٔ سخنرانان دربارهٔ نقش زنان در رهبری سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت صحبت کردند و همگی با اشتیاق از خانم رجوی و نقش او در رهبری و توانمندسازی زنان حمایت کردند.

یکی از زنان خواستار همبستگی بیشتر با زنان ایران شد—همدردی، همکاری بین‌المللی و اقدام مشترک برای مقابله با استبداد و نبود حاکمیت قانون و ایجاد سازوکارهای حقوقی بین‌المللی.

ما همچنین سخنان یک زندانی سیاسی سابق را شنیدیم. او گفت سه ماه در انفرادی بوده و شکنجه شده است. او تأکید کرد که باید درک دقیقی از آزادی و تجربهٔ زنان داشته باشیم. او نقش مریم رجوی و زنان مجاهد را بسیار مهم دانست و گفت زنان بیشتری باید به مقاومت و کانون‌های شورشی بپیوندند، «چون ما می‌توانیم و باید».

دولت نوروزی نیز دربارهٔ رضا پهلوی و عصبانیت او صحبت کرد و خلاصهٔ بسیار دقیقی از مسئلهٔ استفادهٔ او از شبکه‌های اجتماعی و بات‌ها ارائه داد. به‌نظر من مهم‌ترین نکتهٔ امروز این بود که باید به جهان و جامعهٔ بین‌المللی فراخوان بدهیم تا حق مردم ایران برای تغییر با رهبری خودشان را به‌رسمیت بشناسند.

 

سناتور پیلار روخو – رئیس کمیسیون خارجهٔ سنای اسپانیا

عصر همگی بخیر. به همهٔ همراهان، دوستان، برادران و خواهران این مبارزه، و به همهٔ زنان ایرانی که به ما گوش می‌کنند، سلام می‌کنم. افتخار بزرگی است که امروز در این اقدام در حمایت از مردم ایران، از طرف سنای اسپانیا حضور دارم.

در سال‌های اخیر، ما در سنای اسپانیا—به‌ویژه در کمیسیون خارجی—برای حمایت از حقوق بشر مردم ایران کار کرده‌ایم؛ نه فقط برای ابراز نگرانی، بلکه برای ابراز تحسین نسبت به شجاعت مردم ایران و فداکاری زنان ایرانی.

سال گذشته، به ابتکار گروه پارلمانی ما (حزب مردم)، قطعنامه‌ای را در سنا تصویب کردیم که از دولت اسپانیا می‌خواهد نقش فعال‌تری در دفاع از حقوق بشر در ایران و حمایت از خواسته‌های دموکراتیک مردم داشته باشد. این قطعنامه با قاطعیت نقض سیستماتیک حقوق بشر—به‌ویژه حقوق زنان و دختران—اعدام‌های فراقضایی، دستگیری‌های خودسرانه، شکنجه و سرکوب اقلیت‌ها را محکوم می‌کند و خواستار آزادی آن‌هاست.

قطعنامهٔ ما همچنین خواستار تحریم‌های قاطع علیه مسئولان سرکوب و تحقیق بین‌المللی دربارهٔ جنایات علیه بشریت، از جمله قتل‌عام سال ۶۷، شد. همچنین به‌روشنی از برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم رجوی و خواستهٔ مردم ایران برای داشتن کشوری آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت حمایت کردیم.

ما تأکید کردیم که سپاه پاسداران باید در فهرست تروریستی قرار گیرد—و این اتفاق در اروپا رخ داد. این اقدام در سنا با حمایت گسترده همراه شد؛ و این مهم است، زیرا در سیاست اسپانیا رسیدن به اکثریت کار ساده‌ای نیست. اما وقتی موضوع انسانیت و آزادی مطرح باشد، هیچ اختلاف‌نظری باقی نمی‌ماند.

امروز آمده‌ام تأکید کنم که تعهد ما ادامه دارد. آن قطعنامه یک اقدام یک‌باره نبود. ما ادامه خواهیم داد، نظارت خواهیم کرد و هر کاری بتوانیم انجام خواهیم داد. خانم رجوی، ما خسته نخواهیم شد و بی‌تفاوت نخواهیم بود تا زمانی که آزادی، دموکراسی و برابری حقوق زنان و مردان در ایران محقق شود.

و در پایان، به زنان ایران می‌گویم: شما تنها نیستید.

 

سناتور روسا رومرو – رئیس کمیتهٔ برابری سنای اسپانیا

عصر شما بخیر، خانم‌ها و آقایان و همراهان عزیز. به‌عنوان رئیس کمیتهٔ برابری سنای اسپانیا افتخار می‌کنم که امروز با شما صحبت کنم تا روز جهانی زن را گرامی بداریم و همبستگی خود را با زنان ایران اعلام کنیم و مبارزهٔ فوق‌العادهٔ آن‌ها را برای آزادی و برابری به‌رسمیت بشناسیم.

زنان ایران فقط قربانی تبعیض نیستند؛ بازیگران جدی مبارزه‌اند. دهه‌هاست در برابر سیستمی ایستاده‌اند که محدودیت‌های اجتماعی را علیه آن‌ها نهادینه کرده و برابری را از آن‌ها گرفته است. رژیم می‌خواهد آن‌ها را با سرکوب به سکوت بکشاند، اما این سرکوب ارادهٔ آن‌ها را قوی‌تر کرده است.

خانم رجوی گفته‌اند که برابری «اهدا» نمی‌شود؛ حق زنان است. برنامهٔ ده‌ماده‌ای ایشان—که ما در سنای اسپانیا از آن حمایت کردیم—یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری کامل حقوقی زن و مرد، لغو کامل حکم اعدام و رعایت حقوق بنیادین را ارائه می‌کند.

سناتور روخو اشاره کرد که ما از شعار «زن، مقاومت، آزادی» حمایت کردیم و آن را در متن مصوب سنا گنجاندیم. این شعار فقط نماد یک مبارزه نیست؛ ماموریتی برای آینده است—آینده‌ای که در آن زنان تحت تبعیض نخواهند بود و نقش و حقوق کامل خود را خواهند داشت.

از کمیتهٔ برابری سنای اسپانیا می‌گوییم: آزادی حد و مرز ندارد؛ برابری حد و مرز ندارد. هرجا این‌ها نقض شود، مسئولیت مشترک ماست که به آن بپردازیم، چون موضوع، موضوع حقوق بشر است.

همان‌طور که خانم رجوی گفتند، زنان نیروی تغییر هستند—و این نیروی تغییر همان چیزی است که امروز ما را الهام می‌بخشد و به ما امید می‌دهد، چه در داخل ایران و چه در خارج.

در پایان می‌گویم: شما تنها نیستید. در سنای اسپانیا از حمایت کامل ما برخوردارید، زیرا مبارزهٔ شما برای آزادی و برابری باید مبارزهٔ همهٔ زنان جهان باشد. خیلی ممنون و به شما تبریک می‌گویم.

 

زینت میرهاشمی – سردبیر نشریه نبرد خلق، عضو کمیتهٔ مرکزی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران

تشکر. درود به همهٔ شما، درود به خانم مریم رجوی عزیز و تشکر از ایجاد این همبستگی رنگارنگ و پرقدرت از زنان کشورهای مختلف؛ و این هنر شماست در حمایت از حقوق زنان ایران.
قبل از شروع صحبت‌هایم، می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم که در هیچ کشوری دیده نمی‌شود و فقط امروز در ایران می‌بینیم: مردم ایران، بازماندگانشان در عزاداری می‌رقصند، آواز می‌خوانند، سرود می‌خوانند—گریه نمی‌کنند.
می‌دانید چرا؟
چون می‌خواهند به این رژیم بگویند: تو شکست خوردی، نه ما.
می‌خواهند بگویند این رژیم است که داغدار است. در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که مردم در غم عزیزانشان بگویند: «این هدیه‌ای است به میهن.» این ویژگی مقاومت مردم ایران است.

در مورد «بچهٔ شاه» هم که صحبت شد، من هم می‌گویم «بچهٔ شاه»، چون هنوز برای ما بچه است. فقط بگویم که من افتخار دارم که در انقلاب ۵۷ در مبارزه علیه رژیم سلطنتی و سرنگونی آن حضور داشتم—یک «پنجاه‌وهفتی» هستم و این افتخار من است.

درود می‌فرستم به زنان زندانی سیاسی که در سیاهچال‌های قرون‌وسطایی جمهوری اسلامی، هر لحظهٔ نفس‌کشیدنشان را با مقاومت سپری می‌کنند.
در ایران، زن ضمن آنکه قربانی نظمی مدافع تبعیض است، هم‌زمان روایت‌گر ایستادگی تاریخی است.

برجستگی نقش زنان را در قیام دی‌ماه امسال دیدیم؛ زنانی که با شجاعت، فصلی تازه در تاریخ مبارزهٔ مردم ایران علیه دیکتاتوری مذهبی گشودند.
واقعیت این است که تبعیض علیه زنان رکن اصلی ساختار قدرت در ایران است. در نظام ولایت فقیه، زنان—که نیمی از جامعه‌اند—صدایشان شنیده نمی‌شود و حتی اندام آن‌ها تحت کنترل نظم مردسالار است و در بسیاری موارد سرکوب می‌شود.

این واقعیت ۴۷ سالهٔ رژیم حاکم بر ایران است. اما نیروی مقاومت در برابر این نظم ضدانسانی روزبه‌روز رشد کرده و زنان خودشان راه عقب‌گرد را بسته‌اند.
آنچه امروز در جنبش زنان ایران جریان دارد، فقط یک اعتراض مقطعی نیست؛ بلکه بروز خشم تاریخی انباشته‌شدهٔ زنانی است که چند دهه تبعیض در خانه و جامعه را تجربه کرده‌اند.
این نسل دیگر سکوت نمی‌کند؛ نسلی است که ترس را شناخته، هزینه را پرداخته و با پایداری خود تعادل پیشین قدرت را به لرزه انداخته است.

صدایی که از خیابان‌های ایران در جنبش ژینا—مهسا امینی—در سال ۱۴۰۱ و دی‌ماه خونین ۱۴۰۴ برخاست، مرزها را درنوردید و حقیقتی جهانی را ثبت کرد:
بدون آزادی زنان، هیچ جامعه‌ای آزاد نخواهد شد.
و بدون حضور فعال زنان، هیچ جنبشی دستاورد نخواهد داشت.

اما امروز وظیفهٔ ما فقط روایت رنج زنان نیست؛
ثبت قدرت زنان و ادای احترام به زنانی است که زیر بار ستم نرفتند، شماری از آنان در صحنهٔ نبرد جان باختند، و حداقل دستاوردشان شکست نسبی حجاب اجباری است—که به‌نوبهٔ خود شکستی برای ساختار استبداد دینی است.

تاریخ نشان داده هرگاه زنان یک جامعه به صحنه آمده‌اند، حرکت برای آزادی شتاب گرفته است.
و در ایران کنونی، به‌نظر می‌رسد این روند دیگر متوقف نخواهد شد.

سپاس از شما که به من گوش دادید.

 

هلِنا کاریراس – وزیر دفاع پرتغال (۲۰۲۲–۲۰۲۴)

خانم رئیس‌جمهور رجوی عزیز، دوستان گرامی، من از پرتغال می‌آیم؛ کشوری که ۵۰ سال استبداد را پشت سر گذاشت و با انقلابی در سال ۱۹۷۴ به دموکراسی رسید و ۵۰ سال است آن را حفظ کرده است.
ما یاد گرفتیم قیمت آزادی چیست و همچنین از آزادی بهره بردیم. زنان نقش حیاتی در این مبارزه ایفا کردند—همان‌گونه که امروز در ایران می‌کنند.

پیشتازی زنان در اعتراضات، مقاومت در برابر سرکوب و استمرار مبارزه طی نسل‌ها، معنای عمیقی دارد. ما اینجا هستیم تا آن‌ها را گرامی بداریم و از آن‌ها حمایت کنیم.

دو نکته را می‌خواهم با شما در میان بگذارم:

۱) اهمیت این مبارزه

این مبارزه بسیار فراتر از یک مطالبهٔ سادهٔ حقوقی یا عدالت‌خواهی در برابر رژیمی سرکوبگر است که کرامت زنان را سلب کرده است.
برای مردم ایران—و برای همهٔ ما—این مبارزه امیدی برای آینده‌ای رها از دیکتاتوری و امپراتوری‌هاست؛ جهانی که در آن دموکراسی بتواند پیروز شود—جهانی که اکنون تحت تهدید است.

قیام امسال نتیجهٔ بیش از چهار دهه مقاومت سازمان‌یافته و هماهنگی سراسری بود؛ و نقش فزایندهٔ کانون‌های شورشی—که بسیاری از آن‌ها تحت رهبری یا تأثیر زنان هستند—در آن تعیین‌کننده بود.

این مبارزه، پیروزی امید بر ترس و همبستگی بر تفرقه است.
در زمانی که استبدادها در جهان رو به افزایش‌اند، کتاب‌ها سوزانده می‌شوند، صداها سرکوب می‌شوند و دموکراسی‌ها تحت خطر قرار می‌گیرند، ما باید اعتراض کنیم و موضع بگیریم.
برای هر قطره خونی که ریخته شده، باید فریاد بزنیم.
می‌دانیم که فقط سخن گفتن مستبدان را متوقف نمی‌کند، اما سکوت به آن‌ها قدرت می‌بخشد.

صلح و عدالت تنها زمانی محقق می‌شود که شجاعت و اقدام وجود داشته باشد—نه با نظاره‌کردن.

۲) رهبری

دموکراسی با استبداد سازگار نیست. ایران به رهبرانی نیاز دارد که مشروعیت خود را از مردم بگیرند و با انتخاب‌های دموکراتیک عمل کنند.

مریم رجوی در پیشاپیش جنبش مقاومت ایران قرار دارد.
رهبری او نقشی تعیین‌کننده در ایجاد نسلی از زنان—چه در صحنهٔ سیاسی و چه در مقابلهٔ مستقیم با رژیم در کانون‌های شورشی—داشته است.

برنامهٔ ده‌ماده‌ای او برای یک ایران آزاد، فراخوانی است برای:

جدایی دین از دولت
برابری کامل
آزادی‌های فردی
لغو حکم اعدام
یک جمهوری غیرهسته‌ای

این دیدگاه مورد حمایت هزاران پارلمانتر، مدافع حقوق بشر و شخصیت‌های برجستهٔ زن است که بسیاری از آن‌ها امروز اینجا حضور دارند.

به‌عنوان نخستین زنی که وزیر دفاع کشورم بوده‌ام، می‌توانم شهادت بدهم که رهبری و الگو بودن چه مسئولیت بزرگی است.
این همان کاری است که خانم رجوی انجام می‌دهد:
تعهد به ارزش‌های بنیادین دموکراسی، حقوق بشر و ارادهٔ مردم.

باشد که این اراده به پیروزی برسد و آینده‌ای بهتر برای همهٔ ایرانیان رقم بزند.
خیلی ممنون.

 

سناتور فیونا اولافلین – عضو کمیسیون خارجهٔ سنای ایرلند

می‌خواهم در این لحظه از خانم رجوی و مقاومت ایران تشکر کنم که ما را امروز دعوت کردند و این امکان را فراهم کردند که صدای مردم ایران را بشنویم.
من پنج سال ریاست هیأت ایرلند در شورای اروپا را بر عهده داشتم و این اولین باری بود که خانم‌هایی از شورای ملی مقاومت ایران نزد من آمدند و از من خواستند بیانیه‌ای را امضا کنم.

من شاهد بودم که شورای ملی مقاومت ایران چگونه توانسته سازماندهی بزرگی انجام دهد و این را با چشم خودم دیدم. همین موضوع باعث شد من و بسیاری دیگر تلاش کنیم که به‌عنوان سیاستمدار، صدای کسانی باشیم که در ایران سرکوب می‌شوند.
ایرلند هم با سرکوب و دیکتاتوری آشناست. ما کشور کوچکی هستیم، اما صدایی بزرگ در دفاع از حقوق بشر، حاکمیت قانون و حمایت از مظلومان هستیم.

به‌عنوان یک سیاستمدار، یک فعال و یک زن که در دولت بوده‌ام، فکر می‌کنم وظیفه دارم بیش از آنچه کشورم انجام می‌دهد برای زنان ایران تلاش کنم. و این برای من یعنی حمایت از برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی—برنامه‌ای که در پارلمان‌های اروپایی نیز مورد حمایت قرار گرفته—تا ببینیم چگونه می‌توانیم اثرگذاری لازم را برای رهبری جهانی ایشان در جنبش دموکراسی‌خواهی ایران محقق کنیم.

برای تمام کسانی که جان خود را در ایران از دست می‌دهند، خانم رجوی پرچمدار امید است.
می‌خواهم به زنان ایرانی ادای احترام کنم؛ زنانی که مبارزه و حمایت خود را برای داشتن حکومتی دموکراتیک با پرداخت بهایی سنگین ادامه داده‌اند و ادامه خواهند داد.
من به روزی امید دارم—به آینده‌ای روشن و سرشار از آزادی—و تا آن روز، هر روز برای زنان ایران دعا می‌کنم.

امروز احساسات زیادی را شاهد بودم و سخنان بسیاری شنیدم، اما آنچه در میان همهٔ این‌ها درخشید، شجاعت، قدرت، کرامت و عزم خلل‌ناپذیر زنان ایرانی بود.
درود می‌فرستم به تمام زنان ایرانی که نه قربانی، بلکه بازماندگان شجاع آپارتاید جنسیتی در ایران هستند و همچنان مبارزه می‌کنند.

می‌خواهم جمله‌ای از جان اف. کندی نقل کنم:
«وقتی انسانی بر زمین می‌افتد، ملتی برمی‌خیزد؛ اما مهم‌تر از آن، ایدئولوژی و آرمانی است که به حیات خود ادامه می‌دهد.»

من در حمایت کامل و همبستگی با زنان ایرانی اینجا هستم و از قدرت و کرامت شما حمایت می‌کنم.
می‌توانیم و باید—نه شاه، نه شیخ.

آزاده اخباری

(به فارسی)
با سلام، با سلام به خانم مریم رجوی و حضار گرامی. من دکتر آزاده اخباری هستم، مشاور و دارای دکترا در تاریخ. اجازه بدهید ادامه را به انگلیسی صحبت کنم.

(به انگلیسی)
عصر همگی بخیر. افتخار بزرگی است که اینجا هستم. من دکتر آزاده اخباری هستم. نام من «آزاده» یعنی آزاد. من بعد از انقلاب ایران به دنیا آمدم. پدر و مادرم و میلیون‌ها ایرانی برای سرنگونی دیکتاتوری شاه جنگیدند.
اما با وجود اینکه اسم من «آزاده» است، در دو سالگی همراه پدر و مادرم و برادرم به زندان افتادم.

امروز، در روز جهانی زن، در کنار زنی ایستاده‌ام که در برابر رژیم سر خم نکرد.
وقتی کوچک بودم، مادرم مرا با خود به تظاهرات می‌برد، چون خواستهٔ آن‌ها آزادی و حق تعیین سرنوشت بود—همان چیزی که زنان و مردان ایرانی بیش از صد سال برای آن مبارزه کرده‌اند.
اما آن انقلاب به سرقت رفت و هشت تن از اعضای خانوادهٔ من توسط این رژیم اعدام شدند. آن‌ها اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند.

رژیمی که از زنان قدرتمند می‌ترسد، ابتدا عمهٔ من، فاطمه شایسته، و سپس مادر بزرگم، صغری داوودی (مادر شایسته) را اعدام کرد.
مادر من نیز به اعدام محکوم شد، اما تنها به دلیل داشتن فرزندان کوچک، اجرای حکم او به تعویق افتاد.

اما داستان من منحصر به فرد نیست؛ داستانی است از میان هزاران داستان در کشوری که بیش از یک قرن تحت سرکوب شاه و شیخ بوده است.

من در اروپا در آزادی زندگی کردم و حق سخن گفتن داشتم، اما می‌دانم که دموکراسی چقدر شکننده است.
می‌خواهم از پارلمان اروپا تشکر کنم که سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار داد.
اما اروپا باید کارهای بیشتری انجام دهد:
مماشات را متوقف کند، سفارت‌های رژیم را ببندد—این‌ها فقط اقدامات سیاسی نیستند، بلکه اقداماتی ضروری برای حفاظت از آزادی همهٔ ما در اروپا هستند.

اخیراً زن جوانی را دیدم که از ایران خارج شده بود. مانند او، من هم باور دارم که ما بخشی از یک جنبش بزرگ‌تر هستیم.
این آگاهی را مدیون زنان اشرف ۳ و کانون‌های شورشی در ایران هستم—کسانی که موتور محرک این جنبش‌اند و بهای آینده را می‌پردازند.

آینده‌ای که در برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی به‌روشنی ترسیم شده است؛ نقشهٔ راهی برای مردم ایران، برای جهانی باثبات و آینده‌ای تضمین‌شده.

 

هلن گودمن – معاون رئیس مجلس عوام انگلستان (۲۰۰۷–۲۰۰۸)

خواهران گرامی، هرچه بیشتر از زنان ایران می‌شنویم، صحبت‌کردن سخت‌تر می‌شود.
بعد از قیام دی‌ماه گذشته، برای هر کسی که به رسانهٔ آزاد دسترسی دارد، کاملاً روشن است که سرکوب وحشیانهٔ این رژیم چگونه است.

سرکوب علیه تظاهرکنندگان بی‌سلاح و سپس قطع اینترنت نشان می‌دهد که این رژیم هیچ حمایت دموکراتیکی ندارد و با فضاحت به قدرت چسبیده است.
گزارش‌های مستقلی داشتیم که نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها و خانه‌ها می‌رفتند و زخمی‌ها را دستگیر می‌کردند.
امروز فیلمی در بی‌بی‌سی دیدم که در مراسم ختم، وقتی مردم شعار دادند، نیروهای امنیتی به آن‌ها شلیک کردند.

اما پاسخ جامعهٔ جهانی چه بوده؟
اکنون شاهد تهدید اقدام نظامی هستیم و رژیم هم با همان شیوهٔ قدیمی واکنش نشان می‌دهد.
مطبوعات عمدتاً بر سیاست خارجی رژیم تمرکز کرده‌اند—حمایت از گروه‌های تروریستی، برنامهٔ هسته‌ای و…
اما مردم ایران چیزی فراتر می‌خواهند.

آن‌ها تغییر رژیم می‌خواهند—نه فقط تغییر رژیم مذهبی، بلکه پایان‌دادن به کل ساختار دیکتاتوری در ایران؛ دیکتاتوری‌ای که پهلوی بنیان‌گذارش بود.

در سال ۱۹۸۰، در کنفرانس زنان سازمان ملل در کپنهاک، زنانی را دیدم که در انقلاب ۵۷ شرکت کرده بودند و به هزینه‌ای که داده بودند افتخار می‌کردند.
این نشان می‌دهد که زنان و مردان ایران نمی‌خواهند به عقب برگردند؛ آن‌ها می‌خواهند به جلو حرکت کنند.

حضور قهرمانانهٔ زنان در مقاومت ایران نشان داده که نقش زنان در آیندهٔ ایران کاملاً روشن است.
برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی راه‌حلی واقعی ارائه می‌دهد و کشورهای دیگر باید از آن حمایت کنند.

می‌خواهم تأکید کنم که دولت انگلستان باید سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار دهد، چون این سپاه است که این رژیم مخرب را سر پا نگه می‌دارد.

در آستانهٔ روز جهانی زن، باید به دنیا یادآوری کنیم که در ایران دموکراتیک آینده، زنان نقشی کامل و برابر در رهبری کشور، در قانون و در دموکراسی خواهند داشت.

زنان ایران، ما به شما درود می‌فرستیم.
به تعهد خلل‌ناپذیر و آرمان‌گرایی شما درود می‌فرستیم.

 

ایو بورگ بونلو – نماینده پارلمان مالت

عصر بخیر خانم رجوی، دوستان عزیز.
امشب دختر کوچکی در تهران، در خانه‌اش و در کنار خانواده‌اش، نمی‌داند فردا برای او چگونه خواهد بود.
او ممکن است فردا با خشونتی روبه‌رو شود که او را از آینده، آرزوها و آزادی‌هایش دور می‌کند.
اما مانند میلیون‌ها انسان و کودک در سراسر جهان، این دختر کوچک نیز با حق بنیادین کرامت به دنیا آمده و حق دارد رؤیای ایرانی را داشته باشد که در آن حقوق بشر، دموکراسی و آزادی برقرار است—و این‌ها فقط مختص غربی‌ها نیست.

هر روز جوانان ایرانی به خیابان‌ها می‌روند، با اینکه می‌دانند با گلوله پاسخ می‌گیرند یا به زندان برده می‌شوند، اما هرگز به گذشته برنمی‌گردند.
مادران با سختی در میان کیسه‌های سیاه به دنبال فرزندانشان می‌گردند—در ردیف‌های طولانی اجساد.
آن‌ها نمی‌خواهند به هیچ‌کس باج بدهند. آن‌ها خواهان «اصلاح» نیستند؛ آمادهٔ پرداخت بها و فداکاری هستند تا به آزادی برسند.

وظیفهٔ ماست که این نبرد بنیادین را در برابر رژیم مذهبی و در کنار کسانی که برای حقوق بشر خود می‌جنگند ببینیم.
رژیم با ترس تلاش می‌کند صدای مردم را خاموش کند—با قطع اینترنت، با سرکوب، و این ترس خود را آشکار می‌کند.

جان اف. کندی گفته بود:
«آزادی شاید مشکلات خود را داشته باشد و دموکراسی کامل نباشد، اما ما هرگز تلاش نمی‌کنیم به دیکتاتوری بازگردیم.»

این رژیم که مردم را اعدام می‌کند و خبرنگاران را دستگیر می‌کند، ترسیده است—از مردم، از حقیقت، از نور.
چون این رژیم تماماً در تاریکی است.

تاریخ همیشه نشان داده:
وقتی مردم برمی‌خیزند و آمادهٔ فداکاری می‌شوند، دیکتاتورها فرو می‌ریزند.

تنها یک راه برای ادای احترام به کسانی که جان خود را در راه آزادی داده‌اند وجود دارد—همان‌گونه که به مهسا امینی ادای احترام می‌کنیم؛ دختری که فقط ۲۲ سال داشت، درست هم‌سن من.
او آینده‌ای پیش روی خود داشت.

جوانان ایران تحصیل‌کرده‌اند—مهندس، دانشمند، پزشک، وکیل و فعال.
آن‌ها نمی‌خواهند از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر بروند.
آن‌ها می‌خواهند کشوری بسازند که در آن آیندهٔ خود را تضمین کنند، آزاد باشند و حق تعیین سرنوشت داشته باشند.

این جنبش سازمان‌یافته است.
مردم ایران می‌دانند برای چه می‌جنگند:
برای دموکراسی، حاکمیت قانون، جدایی دین از دولت، حقوق بشر و برابری زن و مرد.

مردم ایران از ما می‌خواهند کنارشان بایستیم، اقدام کنیم، صدای آن‌ها باشیم، نمایندگان مشروعشان را به رسمیت بشناسیم و رژیم را منزوی کنیم.

آزادی چیزی نیست که کسی بخواهد به ما بدهد؛
حق ماست که باید آن را بگیریم.

مردم ایران از تاریخ اجازه نمی‌گیرند—آن را می‌نویسند.
سپاسگزارم.

 

سناتور الی فان ویک – عضو سنای هلند

دوستان عزیز، برای من افتخار بزرگی است که امروز اینجا هستم.
در تمام ساعت‌هایی که به سخنان شما گوش می‌دادم، به این فکر می‌کردم که چقدر حرف‌های شما درست و الهام‌بخش است.
از شما تشکر می‌کنم که مرا به این کنفرانس مهم دعوت کردید.

این افتخار بزرگی است که در کنفرانسی دربارهٔ روز جهانی زن صحبت کنم.
من یک زن هستم—و این افتخار من است.

من عضو سنای هلند هستم، اما امروز نه از طرف خودم، بلکه از جانب زنانی صحبت می‌کنم که صدایشان از آن‌ها گرفته شده است.

به‌عنوان عضو پارلمان هلند مأموریت‌های مهمی داشته‌ام، اما یک مأموریت فردی و سنگین‌تر نیز دارم:
مقابله با کشتار زنان.
کشتار زنان فقط قتل افراد نیست؛ شکستن خانواده‌هاست.

در این روزها اسامی زنانی را می‌شنوم که توسط همسرانشان به قتل رسیده‌اند و در چنین لحظاتی احساس ضعف و شرمندگی می‌کنم.
کشتار زنان یک تراژدی جهانی است—چه در غرب، چه در ایران.

زنان را نمی‌کشند چون ضعیف‌اند؛
می‌کشند چون مستقل‌اند، چون می‌جنگند، چون آزادی می‌خواهند.

آیندهٔ ایران آینده‌ای آزاد خواهد بود.
همان‌طور که خانم رجوی گفتند، مسئله این نیست که رژیم «چطور» سقوط می‌کند؛
مسئله این است که کی سقوط می‌کند.

تاریخ نشان داده دیکتاتورهایی که شکست‌ناپذیر به‌نظر می‌رسیدند، تا لحظهٔ آخر همین تصور را ایجاد می‌کردند—تا لحظهٔ سقوط.
و آن روز در ایران نزدیک است.

زنان نقش بنیادینی در قیام دی‌ماه امسال داشتند—شانه‌به‌شانهٔ مردان، جوانان، مادران و دختران از ۱۳ تا ۶۶ سال؛ پرستاران، دانش‌آموزان، مهندسان و همهٔ کسانی که از ملیت‌های مختلف در سراسر ایران خواهان آزادی شدند.

زنانی که به شهادت رسیدند، نام داشتند، خانواده داشتند—اما شجاعت به خرج دادند و سکوت نکردند.
آن‌ها هرگز از ذهن ما نخواهند رفت.

ما در اروپا این امکان را داریم که حرف بزنیم و خواسته‌هایمان را بیان کنیم—چیزی که مردم ایران از آن محروم‌اند.
در ایران فقط «فضای باز» کافی نیست؛
زنان نیاز به تحصیل، کرامت، آزادی و مهم‌تر از همه جامعه‌ای بدون خشونت علیه زنان دارند.

امروز فقط از جانب خودم صحبت نمی‌کنم؛
از جانب زنانی صحبت می‌کنم که صدای خود را از دست داده‌اند—چه در ایران و چه در سراسر جهان.
اما صدای ما، در کنار هم، آن‌قدر بلند خواهد بود که هیچ‌کس نتواند آن را خاموش کند.

سپاسگزارم.

 

دورین روکماکر – نماینده پیشین پارلمان اروپا از هلند

بسیار خوشحالم که امروز اینجا هستم.
از شما تشکر می‌کنم خانم رجوی، برای هر آنچه انجام داده‌اید.

می‌خواهم از شما تشکر کنم—به‌قدری که اگر بخواهیم حق مطلب را ادا کنیم، باید هفته‌ها اینجا بایستیم و صحبت کنیم.
ما به‌شدت از شما قدردانی می‌کنیم، به‌عنوان الگویی برای زنان در غرب.

در غرب وقتی از نقش زنان صحبت می‌کنیم، معمولاً از «سمبل» حرف می‌زنیم.
سال‌ها گفته می‌شد زنان نمی‌توانند الگو باشند.
اما شما نشان دادید که این درست نیست.
شما نشان دادید که زنان فقط الگو نیستند—رهبرند.

من فکر می‌کنم ما در آغاز یک تغییر بزرگ هستیم.
ترس جبهه عوض کرده است.
روزی رژیم مردم را می‌ترساند؛
امروز رژیم از مردم می‌ترسد—نه فقط در ایران، بلکه از اپوزیسیون در خارج.

وقتی رژیم به سرنگونی نزدیک می‌شود، چهرهٔ ترسیدهٔ خود را نشان می‌دهد.
آنچه امروز رژیم انجام می‌دهد، نشانهٔ ضعف اوست.

وقتی برای اولین بار شما و مقاومت را شناختم، ابتدا کمی فاصله گرفتم، چون بسیاری اطرافم می‌گفتند شما «فرقه» هستید و «مغزشویی» می‌کنید.
اما این واقعیت نداشت.
من تحقیقات خودم را انجام دادم—من مدیر بررسی تهدیدات هستم و همیشه باید سؤال بپرسم.

از دوستان شما در پارلمان اروپا پرسیدم، از دیگران پرسیدم، حتی از کسانی که طرفدار رژیم ایران بودند.
و انتخاب کردم که از شما و جنبشتان حمایت کنم—و این انتخاب درست بود.

طرفداران رژیم—و حتی برخی طرفداران رژیم شاه—دروغ می‌گویند.
آن‌ها برای آرمان نمی‌جنگند؛
برای پول می‌جنگند.

غرب در یک بحران اخلاقی است.
مردم به یک هدف بزرگ‌تر نیاز دارند.
و این جنبش می‌تواند چنین هدفی باشد.

مردم ایران شاید شانس زندگی در دموکراسی را نداشته باشند، اما شانس مبارزه برای دموکراسی را دارند.
و من از همهٔ افراد در غرب—به‌ویژه پارلمان اروپا—می‌خواهم که این ارتباط را ببینند:
ارتباط بین سرنگونی رژیم و رسیدن به دموکراسی.

بله، مردم ایران آیندهٔ خود را تعیین می‌کنند—و بهترین رهبر را انتخاب خواهند کرد.
و از نظر من، آن رهبر مریم رجوی است.

یکی از اعضای مقاومت داستان زندگی‌اش را از اشرف ۱ تا اشرف ۳ برایم تعریف کرد.
به او گفتم باید این داستان را بنویسد.
بسیاری از شما چنین داستان‌هایی دارید—داستان‌هایی زیبا و الهام‌بخش.

می‌خواهم از همهٔ شما بخواهم که سرگذشت خود را بنویسید و با ما به اشتراک بگذارید.
اگر این کار را بکنید، مردم خوب در غرب با شما ارتباط برقرار می‌کنند و از آرمان شما حمایت خواهند کرد.

سپاسگزارم.

 

کارن اسمیت – مشاور ویژه دبیرکل سازمان ملل در مسئولیت حفاظت (۲۰۱۹–۲۰۲۱)

دوستان عزیز، صحبت‌کردن بعد از این سخنرانان برجسته بسیار دشوار است. تلاش می‌کنم کوتاه صحبت کنم، اما پیش از هر چیز می‌خواهم از زنان جوان حاضر در این جمع و همچنین زنان جوانی که در ایران این مبارزه را پیش می‌برند قدردانی کنم.
می‌خواهم به همهٔ شما بگویم که از شجاعتتان و از اینکه راه را به ما نشان می‌دهید، عمیقاً سپاسگزارم.

همان‌طور که دیگران نیز گفتند، می‌خواهم ادای احترام کنم به مردم شجاع ایران که با پذیرش خطرات بسیار برای حقوق خود به پا خاسته‌اند.
در آفریقای جنوبی، در دوران مبارزه برای آزادی—جایی که من از آن می‌آیم—همواره می‌گفتیم که قدرت زنان و حضور تعیین‌کنندهٔ آن‌ها در نبرد برای دموکراسی، خیره‌کننده و سرنوشت‌ساز بوده است.
همین را امروز در ایران می‌بینیم.

می‌خواهم بر نکته‌ای تأکید کنم که دیگران نیز به آن اشاره کردند:
سرکوب تظاهرکنندگان در این دوره، یک اقدام استثنایی یا مقطعی نیست؛ بلکه بخشی از دهه‌ها سرکوب سیستماتیک در ایران است.

هیأت حقیقت‌یاب سازمان ملل دربارهٔ ایران بارها هشدار داده که هدف قرار دادن زنان در این سرکوب‌ها می‌تواند در طبقه‌بندی «جنایت علیه بشریت» قرار گیرد.

در حالی که برابری زن و مرد و به‌رسمیت‌شناختن حقوق زنان بسیار مهم است، باید یادآوری کنیم که تمامی کشورهای عضو سازمان ملل در سال ۲۰۰۵ در اجلاس جهانی، بیانیه‌ای را امضا کردند که آن‌ها را متعهد می‌کند نه فقط از مردم خود، بلکه از مردم دیگر کشورها نیز در برابر سرکوب و جنایت محافظت کنند.

به همین دلیل، وقتی سرکوب خشونت‌آمیز در ایران رخ می‌دهد، جامعهٔ جهانی نه‌تنها باید واکنش نشان دهد، بلکه وظیفه دارد:

از وقوع خشونت‌های بیشتر جلوگیری کند
سرکوب‌ها را محکوم کند
فرهنگ مصونیت را که دهه‌هاست نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران را ممکن کرده، پایان دهد

این موضوع باید بخشی از برنامهٔ شورای حقوق بشر و شورای امنیت سازمان ملل باشد.

یافته‌های هیأت حقیقت‌یاب دربارهٔ جنایات سبعانه در ایران بسیار مهم است، اما مهم‌تر از آن این است که جامعهٔ جهانی به‌طور هماهنگ و یکپارچه دهه‌ها سرکوب رژیم ایران را محکوم کند.

همان‌طور که سخنرانان غربی نیز گفتند، حقوق بشر را نمی‌توان از موضوع هسته‌ای جدا کرد.

ایران آزاد آینده—ایرانی دموکراتیک، ثبات‌آفرین در منطقه، و مبتنی بر حقوق برابر زنان و مردان—باید بر پایهٔ همین اصول بنا شود.

از شما بسیار سپاسگزارم.

 

ویدا نیک‌طالعان

خانم رجوی عزیز، مجاهدان قهرمان در اشرف ۳ و سراسر جهان، دوستان و همراهان راه آزادی،
امروز برای من افتخار بزرگی است که به‌عنوان مسئول «انجمن زنان برای دموکراسی در ایران» در کنار شما سخن بگویم.

پیش از مسئولیت کنونی‌ام، می‌خواهم به سفری بازگردم که چهار دهه از زندگی مرا شکل داده است.
چهل سال پیش، به دلیل فعالیت‌های سیاسی ناچار شدم ایران را ترک کنم و به آلمان پناهنده شوم.
سرکوب هم‌کلاسی‌هایم—که تنها به جرم فروش روزنامهٔ مجاهد دستگیر می‌شدند و هرگز به مدرسه بازنمی‌گشتند—و اعدام بستگانم، جامعه‌ای را پیش چشمم ترسیم می‌کرد که در سکوت و وحشت فرو رفته بود.
جایی برای نفس‌کشیدن آزادانه باقی نمانده بود.

در همان دوران با سازمان مجاهدین خلق آشنا شدم.
در چنین شرایطی، ماندن یعنی خاموش‌شدن بود؛ و من ناچار شدم کشورم را ترک کنم—نه برای فراموش‌کردن، بلکه برای ادامه‌دادن.

به شبکهٔ هواداران سازمان مجاهدین خلق در آلمان پیوستم و فعالیت‌هایم را آغاز کردم:
از حوزهٔ حقوق زنان تا تظاهرات، اکسیون‌ها، جلسات سیاسی و کارزارهای افشاگرانه دربارهٔ نقض حقوق بشر.

در این مسیر، الهام‌بخش من زنی بود که به نماد ایستادگی و مقاومت تبدیل شد:
مریم رجوی.

او توانست صفی طولانی از زنان مبارز و مجاهد را در کنار خود پرورش دهد—زنانی که هر یک در مسئولیت‌های خطیر سیاسی، تشکیلاتی و بین‌المللی نقش‌آفرین شدند.
آن‌ها آموختند تصمیم بگیرند، هدایت کنند، پاسخ‌گو باشند و حتی در دشوارترین شرایط عقب‌نشینی نکنند.

ویژگی برجستهٔ آن‌ها ترکیب شجاعت فردی با روحیهٔ جمعی است؛
ترکیب مبارزهٔ بی‌وقفه با مسئولیت‌پذیری استوار.
آن‌ها نمی‌ترسند و موفقیت خود را در موفقیت جمع تعریف می‌کنند.
در کنار چنین زنانی، هر مانع و تهدیدی به فرصتی برای قدرت تبدیل می‌شود.

این جمع الهام‌بخش، محصول نگاه استراتژیک به توانمندسازی زنان است—باوری که حضور زنان در مرکز تصمیم‌گیری را عامل دگرگونی ساختار قدرت و حرکت به سوی عدالت می‌داند.

برای من، این تجربه ایمان به راه آزادی را استوارتر کرد.
در کنار خواهران مجاهد، معنای واقعی کار جمعی و مسئولیت‌پذیری را آموختم.
فهمیدم قدرت حقیقی در «ما» نهفته است، نه در «من».

با هر مسئولیت تازه، اعتماد به جمع به من نیرو می‌داد و می‌دانستم هیچ تعهدی فردی نیست؛
ما یکدیگر را پشتیبانی می‌کنیم تا به هدف مشترک برسیم.

وقتی از کارزارهای حقوق بشری، ارتباط با پارلمان‌های اروپایی، سازماندهی تجمعات و بسیج افکار عمومی سخن می‌گوییم، باید تأکید کنم:
حضور زنان نمادین یا مقطعی نیست؛ نتیجهٔ سال‌ها توانمندسازی هدفمند برای نفی هر دیکتاتوری—چه شاه، چه شیخ—است.

ساختن ایرانی آزاد و برابر برای میلیون‌ها زن، حاصل مسیری ریشه‌دار برای آینده‌ای متفاوت است—آینده‌ای که زنان معمار آن باشند.

آن دختر کوچک در مدرسه هنوز در من زنده است؛
اما امروز تنها نیست—بخشی از نسلی آگاه و مصمم است.

ما آموخته‌ایم آزادی هدیه نیست؛
آزادی را می‌سازیم و ادامه می‌دهیم.
و اجازه نخواهیم داد کسی انقلابمان را بدزدد.

تبلیغات و دروغ‌پردازی در فضای مجازی از نظر مردم ایران پشیزی ارزش ندارد.

امروز با اطمینان می‌گویم:
ما ادامه می‌دهیم—برای عدالت، برای برابری، برای ایرانی آزاد و دموکراتیک؛
بدون شاه، بدون شیخ.

ایرانی که با مسئولیت‌پذیری زنان ساخته خواهد شد.
همان‌طور که خواهرانم در اشرف ۳ گفتند:
می‌مانیم، می‌جنگیم، ایران را پس می‌گیریم.

 

الیزابتا زامپاروتی – نماینده پیشین پارلمان ایتالیا

دوستان گرامی، امروز اشک‌هایم جاری شد.
اشک‌هایم جاری شد وقتی به شما نگاه می‌کردم و در کنار شما بودم؛ وقتی این زنان برجسته را دیدم که امروز اینجا حضور داشتند.
من غرق احساسات و اشک شدم به‌خاطر سخنان روشن و شفاف شما، خانم رجوی عزیز.
غرق احساسات شدم وقتی به زنان قهرمان و شجاع مقاومت ایران در اشرف ۳ نگاه کردم.
و غرق احساسات شدم وقتی به شما نگاه می‌کردم و می‌دیدم که چگونه همچنان زندگی خود را فدای آزادی می‌کنید، در حالی که ما حداکثر کاری که می‌کنیم این است که از آزادی خود استفاده کنیم تا از شما حمایت کنیم.
شما الگوی واقعی ما هستید.
شما نماد سرخم نکردن در برابر هرگونه دیکتاتوری هستید—چه دیکتاتوری آخوندها باشد، چه شاه.

می‌خواهم به موضوع دیگری هم اشاره کنم:
اعداد غیرواقعی و ساختگی دربارهٔ تظاهرات‌های حمایت از «بچهٔ شاه» در مونیخ، آمریکا و کشورهای دیگر منتشر می‌شود.
این اعداد ده‌ها برابر بزرگ‌نمایی شده‌اند؛ همان‌طور که یک رسانهٔ آلمانی اخیراً به آن اشاره کرد.
این اعداد بسیار کمتر از آن چیزی است که ادعا می‌شود.
انگار مردم ایران برای این افراد مهره‌هایی در یک بازی مار و پله هستند تا به قدرت برسند؛ انگار مردم حق ندارند به آینده نگاه کنند و فقط باید به گذشته برگردند.
اما این‌طور نیست.
پهلوی فقط یک چیز است: تاریخچهٔ سیاه گذشته.

در کنفرانس مطبوعاتی «بچهٔ شاه» در پاریس، او گفت که با سپاه پاسداران در ارتباط مستقیم است و آن‌ها را «افرادی شجاع» می‌داند.
در این رابطه باید بگویم که اکنون آن‌ها ویدیوهای جعلی تولید می‌کنند تا وانمود کنند در ایران حامیان گسترده‌ای دارند.
از این ویدیوهای ساختگی حتی در کشورهای ما هم استفاده می‌کنند و ما باید نسبت به این موضوع هوشیار باشیم.

در تظاهرات‌های اخیر ایران نیز گروه‌هایی از خودِ بسیجی‌ها تلاش می‌کنند با سردادن شعارهای طرفدار شاه مخلوع، میان مردم تفرقه ایجاد کنند و چنین القا کنند که گویا «جنگ بین خامنه‌ای و بچهٔ شاه» است.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که بسیاری به دنبال رسیدن به قدرت هستند، اما من باور دارم قدرت واقعی به مردم و روابط انسانی آن‌ها برمی‌گردد—و این قوی‌ترین سلاح علیه رژیم است؛ برای آزادی مردم ایران و حتی برای آزادی ما.

به‌عنوان زنان، ما حافظان حقوق بشر و حقوق زنان هستیم.
و این مسیر و این نقشهٔ راه—همان طرح ده‌ماده‌ای شما، خانم رجوی—برای یک ایران آزاد و دموکراتیک، به ما امکان می‌دهد حقیقت را از دروغ تشخیص دهیم.

من بسیار تحت تأثیر زندانیانی قرار گرفتم که در ۵۶ زندان، هر سه‌شنبه اعتصاب غذا می‌کنند تا اعدام‌ها و سرکوب را متوقف کنند.
ما باید در کنار آن‌ها بایستیم.
من هم هر سه‌شنبه اعتصاب غذا می‌کنم، چون می‌خواهم اندکی از آنچه آن‌ها تجربه می‌کنند را حس کنم.

بعد از این اجلاس و این انرژی مثبت عظیمی که در آن جریان داشت، می‌خواهم از خودم و از همهٔ شما بخواهم که به کشورهای خود بازگردیم و تلاش کنیم دولت‌هایمان مریم رجوی را به‌عنوان یک طرف حساب سیاسی به رسمیت بشناسند.
این مسیر اصلی برای تغییر رژیم است.
و تنها در این صورت است که یک ایران آزاد و یک خاورمیانهٔ باثبات می‌تواند شکل بگیرد؛ چون رژیم ایران عنصر اصلی بی‌ثباتی در منطقه و جهان است.

ممنونم.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/196d6471-2a67-4a48-acb5-10dbf25241bc"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات