بحران اقتصاد در دیکتاتوری آخوندی، نه تنها در سراشیبی سقوط است، بلکه در مرز "ایست کامل" قرار گرفته است. اما پاسخ این بحران برای مردمی که این واقعیت تلخ را روزانه حس میکنند دیگر اقتصادی نیست، سیاسی و آتشین است. گوشههایی از این واقعیت در رسانههای حکومتی
سیاست روز: چرا اعتراضات در ایران سریعاً به خشونت کشیده میشود؟
آناتومی خشونت؛ چرا اعتراضات در ایران «آتشین» میشود؟
… فاصله زمانی بین سر دادن نخستین شعار تا آتش زدن بانک، آمبولانس و حمله به مراکز نظامی، گاهی به کمتر از چند ساعت میرسد. این شتاب حیرتانگیز در رادیکالیزه شدن فضا، طبیعی نیست… .: تفاوت اصلی آشوبهای اخیر، حضور عناصر «سازماندهی شده» است. نحوه تخریبها، شیوه درگیری با پلیس و استفاده از ابزارهای خاص، نشاندهنده آموزشهای چریکی و شبهنظامی …
… وقتی جوانی در خیابان کشته میشود، خانواده و اطرافیان او فارغ از حقیقت ماجرا، نظام حاکم را مسئول میدانند. این خون ریخته شده، بنزینی است بر آتش احساسات عمومی که عقلانیت را میسوزاند و راه را برای خشونت متقابل باز میکند.
… اینجاست که فاز خطرناک «جنگ داخلی» کلید میخورد…
آنچه امروز در ایران میگذرد، فراتر از یک اعتراض صنفی یا سیاسی متعارف است.
دنیای اقتصاد: ریشههای انباشت مطالبات در دانشگاهها
دانشگاه در ایران فراتر از یک نهاد آموزشی، همواره بهعنوان حافظه جمعی و بازنماییکننده نارضایتیهای اجتماعی در دورانهای مختلف عمل کرده است و رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ را باید در امتداد همین سنت تاریخی و تبدیل شدن یک واقعه سیاسی به زخمی نمادین در ذهن نسل جدید تحلیل کرد؛ … در هفته اخیر با پیآمد تضعیف نهادهای مدنی و تودهیی شدن اعتراضات مواجه بودهایم که در صورت تداوم برخوردهای سلبی، یا به رفتارهای پرریسکتر و سرایت اعتراض به بدنه اجتماعی منجر میشود یا به خروج نخبگان از میدان سیاست و مهاجرت میانجامد.
«ما امروزه با دگرگونی در شکل کنشگری دانشجویی مواجه هستیم. برخلاف دهههای گذشته که تشکلهای بزرگ دانشجویی توانایی انباشت اعتراض را داشتند، امروزه شاهد نوعی کنشگری شبکهای، سریع و کمدوام هستیم. بنابراین پس از یک واقعه خشونتبار، احتمال جهشهای اعتراضی کوتاهمدت بسیار بالاست، … تضعیف تشکلهای سیاسی دانشجویی معمولاً در نهایت به تودهیی شدن جامعه و رادیکالیسم سیاسی میانجامد. این موضوع قابل انتظار است که جامعهشناسان در این سالها هشدارهای متعددی درباره آن داده بودند، اما متأسفانه این هشدارها تاثیری در ذهنیت سیاسیون و دولتمردان نداشته است». … این برخوردها قاعدتاً میتواند منجر به دو نتیجه یا دو پیآمد و روند مشخص شود. نخست اینکه بخشی از بدنه دانشجویی به سمت کنشگری اعتراضی پرریسکتر حرکت کند؛ یعنی رادیکالیزه شده و حرکتهای پرخطرتری را در دستور کار قرار دهد و تلاش کند همواره در مواجهه با نیروهای مختلف درون یا بیرون دانشگاه که آنها را بهعنوان نیروی مقابل خود تعریف میکند، دست به رفتارها و حرکتهایی خاص بزند.
جهان صنعت: هزینه اعتراض
اعتراض دانشجویان از روز شنبه هفته جاری آغاز شد. … و این امر سبب شد دانشگاه همچنان در تب اعتراض باقی بماند. در چنین شرایطی برخی دانشگاهها از همان روزهای نخست با ارسال پیامک به تعدادی از دانشجویان اعلام کردند که ورود آنها تا اطلاع ثانوی به دانشگاه ممنوع است و این افراد باید برای تشکیل پرونده به حراست مراجعه کنند.
از سوی دیگر برخی دانشگاهها از جمله خوارزمی، علم و فرهنگ و آزاد البرز، فعالیتهای آموزشی خود را تا پایان سالجاری بهصورت مجازی اعلام کردند. اتخاذ این تصمیمات نکات اساسی را یادآوری میکند؛ از یکسو تجمع دانشجویان در ادامه اعتراضات دیماه بیانگر آن است که جامعه همچنان معترض و بیدار است و مطالبات خود را پیگیری میکند. از سوی دیگر تعطیلی این دانشگاهها میتواند نشانهای از احتمال اجرای سیاستهای مشابه در سایر مراکز آموزشی باشد؛ سیاستهایی که با هدف جلوگیری از گسترش اعتراضات احتمالی در پیش گرفته میشوند. … برخی کارشناسان معتقدند اعمال چنین سیاستهایی علاوه بر افزایش نارضایتی، چارچوب علمی و آموزشی کشور را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. …. تورم نجومی و وخامت وضعیت معیشتی، اعتراض را اجتنابناپذیر میکند. اعتراضات محدود به دانشجویان نیست بلکه کارگران، زنان، بازنشستگان و معلمان و… نیز در این جنبشها مشارکت دارند و همه این اعتراضات باید در یک بستر واحد درک شوند… غیرحضوری شدن، همه وجوه دانشگاه را تحتتأثیر قرار میدهد. تعلیقها و برخوردها پیام واضحی از سوی دولت به دانشجویان و جامعه مخابره میکنند. این پیام همان پیامی است که طی ۴۷ سال گذشته، چه توسط گروههای اصولگرا و چه اصلاحطلب استمرار یافته و تجربه دانشجویان فارغ از هر گرایش سیاسی، این روند را نشان میدهد.
ستاره صبح: افزایش هزینه اینترنت و نارضایتی کاربران؛ وقتی ارتباطات به کالای لوکس تبدیل میشود
اینترنت امروز دیگر یک کالای لوکس نیست؛ بلکه زیرساخت حیاتی تجارت، آموزش و ارتباطات محسوب میشود. بسیاری از کسبوکارهای کوچک که در بستر پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام فعالیت میکنند، مستقیماً از افزایش هزینه اینترنت آسیب میبینند. … گرانی اینترنت فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ این موضوع مستقیماً بر معیشت میلیونها نفر اثر میگذارد. در عصر اقتصاد دیجیتال، اینترنت زیرساخت رشد و اشتغال است. هر گونه تصمیمگیری درباره تعرفهها باید با در نظر گرفتن تأثیر آن بر کسبوکارهای آنلاین، استارتاپها و کاربران عادی انجام شود.
جهان صنعت: سکوت به سبک اعتراض
… دانشجویان، با رتبههای سه رقمی در دانشگاه صنعتی خواجهنصیر پذیرفته شده و ورودی سال تحصیلی ۱۴۰۴ بودند؛ جوانانی ۱۹ساله که باید در این سن، با امید به فردایی روشن برای آینده تصمیم میگرفتند ولی در عوض، به «اعتماد» گفتند که قصد مهاجرت دارند.
این جوانان ضمن آن که گفتند که در تجمعات اعتراضی روزهای اخیر دانشکدههای برق و مکانیک دانشگاه خواجه نصیر، حتی رتبههای تک رقمی هم حضور داشتند، در جواب «اعتماد» که اگر این کشور از نخبهها خالی شود چه کسی باید ویرانیهایش را ترمیم کند، گفتند: «اینجا هیچ بستری برای پیشرفت نیست. ما باید به جایی برویم که زمینه پیشرفت فراهم باشد. هیچ نشانهای از قدرشناسی نیست. بنابراین، ما، چه نخبه باشیم و چه عالیترین مدارک تحصیلی را هم داشته باشیم، تفاوتی در سرنوشتمان ندارد چون نیاز این کشور، مهارت نیست. در حالی که خواستههای مردم، خیلی ساده است. ما نیازمند هوا و غذای با کیفیت هستیم ولی هیچکدام از این نیازها جواب نمیگیرد چون در تمام مراحل تولید و تأمین این نیازها با هزاران رانت و دستهای پنهان مواجهیم که سودآوری گزاف در این روند، مانع از ایجاد کیفیت میشود. شایستهسالاری نیست.
این دانشجویان، با قطعیت میگفتند اصلاحات صوری و ظاهری دوای چنین شرایطی نیست چون مشکلات، بسیار ریشهایتر از آن است که با اصلاحات کوچک و کم عمق برطرف شود.
توسعه ایرانی: نفت ۷۱دلاری هم بر افزایش درآمدهای نفتی ایران تأثیر ندارد!
در پی افزایش تنشهای نظامی در تنگه هرمز و خلیجفارس، قیمت نفت در حال پیمودن یک روند صعودی است و در روز چهارشنبه ۶ اسفند، به بالاترین سطح قیمت خود در ۷ماهه گذشته نزدیک شد. قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال با ۴۴سنت معادل ۰.۶۲درصد افزایش، به ۷۱دلار و ۲۱سنت رسید. …محمود خاقانی در گفتگو با «توسعه ایرانی»: از آنجایی که ایران نفت خود را در شرایط تحریمی، در بازار سیاه میفروشد، قادر به بهرهگیری از افزایش قیمت نفت برای افزایش درآمد نفتی خود نیست. حتی اگر امروز قیمت نفت به ۱۰۰دلار هم برسد، مزایای این افزایش قیمت نصیب ملت ایران نمیشود چون همین تراستیهایی که نفت را میبرند، اگر گرانتر هم بفروشند، پول آن را به جیب ملت ایران بازنمیگردانند…
خاقانی تأکید کرد که کشور با وجود دوستانی که مدام شعار میدهند، اصلاً نیازی به دشمن ندارد زیرا این افراد خود بدترین حملات را به نظام میزنند.
سیاست روز: سکوتی که بوی بحران میدهد؛ وقتی دلار تاخت و وعدهها جا ماند
آن روز که عبدالناصر همتی در نهم دیماه بر صندلی ریاست بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نشست، بسیاری این جابهجایی را آغاز دورهای تازه در مدیریت بازار ارز دانستند؛ دورهای که قرار بود با «ثبات» تعریف شود، نه با شوک.
دلار ۱۳۶هزار تومانی تحویل گرفته شد و وعده داده شد که شش ماه تا یک سال در همین محدوده بماند. اما کمتر از دو ماه بعد، عدد ۱۶۳هزار تومان نه تنها روی تابلوی صرافیها نشست، بلکه به نماد فاصله میان وعده و واقعیت تبدیل شد؛ فاصلهیی ۲۷هزار تومانی که نه میتوان آن را نوسان طبیعی بازار خواند و نه با سکوت از کنار آن گذشت
.
جهان صنعت: نبردی فرسایشی بر سر بقا و تابآوری ملی
مرتضی فاخری،
… جمعیت زیر خط فقر که در سال ۱۳۸۵ حدود ۹میلیون نفر بود اکنون از مرز ۲۵میلیون نفر عبور کرده و بهبیش از ۳۰درصد کل جمعیت رسیده؛ یعنی از هر سه ایرانی یکنفر زیر خط فقر زندگی میکند و اینروند همچنان شتابنده است. ……سهم درآمدهای نفتی بهپایینترین سطح تاریخی خود رسیده و در مقابل درآمدهای مالیاتی با رشدی ۵۰درصدی به۸۷درصد کل درآمدها نزدیک شده است. این یعنی دولت برای اداره کشور بیش از هر زمان دیگری بهجیب مردم و بنگاهها چشم دوخته آنهم در شرایطی که درآمد خانوارها و فعالان اقتصادی نهتنها افزایش نیافته بلکه قدرت خرید آنها بر اثر تورم مداوم تحلیل رفته است.
تورم از یک شاخص آماری بهیک فاجعه انسانی بدل میشود. …
نخستین زنگهای خطر در دیماه۱۴۰۴ نه از کوچههای حاشیهای یا دانشگاهها که از قلب اقتصاد سنتی ایران یعنی بازار بزرگ تهران بهصدا درآمد؛ جایی که همواره نماد ثبات و همراهی با حاکمیت تلقی میشد. کسبه پاساژ علاءالدین در اعتراض بهجهش نرخ دلار بهکانال ۱۴۴هزار تومان کرکرهها را پایین کشیدند و بهخیابان آمدند. در عرض چند ساعت صنف فروشندگان موبایل در خیابان جمهوری سپس صنف لوازم خانگی و پوشاک بهاین موج پیوستند و ظرف یک هفته دامنه اعتراضات به۷۲شهر ایران کشیده شد. ویژگی منحصر بهفرد این خیزش را باید در گستره بیسابقه آن جستوجو کرد؛ اعتراضاتی که نه در یک یا دو خیابان محدود که همزمان در نقاط مختلف هر شهر و در شهرستانهایی که پیشتر صحنه چنین حضور گستردهیی نبودند شکل گرفت. آنچه در نگاه اول بحرانی معیشتی بهنظر میرسید خیلی زود لایههای عمیقتری از نارضایتی را نمایان کرد. تعرض بهاماکن مذهبی، دفاتر ائمه جمعه و حتی خودروهای امدادی پدیدهیی بیسابقه در تاریخ اعتراضات ایران بود. اینجا دیگر صرفاً اعتراض بهگرانی نبود بلکه سیگنالی هشداردهنده درباره فروپاشی سرمایه اجتماعی و گسست پیوندهای سنتی میان مردم و حاکمیت بهشمار میرفت. … میزان رضایت شهروندان از اوضاع کشور و اعتماد آنها بهنهادهای رسمی شیب نزولی تندی را طی کرده … بیتوجهی بهآن میتواند با یک جرقه اقتصادی بهانفجار اجتماعی منجر شود. اعتراضات دیماه همان انفجار بود؛ جایی که نابرابری اقتصادی بهشکل فزایندهیی خود را در زندگی روزمره نشان میداد.