728 x 90

كنفرانس زنان عليه بنيادگرايي,

سوسن بغدادچی ـ انجمن پرستاران ایرانی در انگلستان

-

سوسن بغدادچی ـ انجمن پرستاران ایرانی در انگلستان
سوسن بغدادچی ـ انجمن پرستاران ایرانی در انگلستان
خدمت رئیس‌جمهور محترم مقاومت، خانم مریم رجوی و سایر شخصیتهایی که در این جلسه شرکت دارند، سلام عرض می‌کنم.

من از طرف بنیاد ماندانا و همچنین از طرف انجمن پرستاران ایرانی در انگلستان و به‌عنوان نماینده‌یی از جامعه مدنی ایران که در تبعید به‌سر می‌برند، در این کنفرانس بین‌المللی به‌مناسبت روز جهانی زن شرکت می‌کنم. ما صدای جامعه مدنی در ایران هستیم. طی 3 دهه گذشته رژیم آخوندی برای سرکوب اپوزیسیون و مخالفان سیاسی‌اش به هر جنایتی متوسل شده است. این رژیم با همه توانش سعی کرده است که جامعه مدنی در ایران را از بین ببرد و هر گونه امید برای تغییر را نابود کند. حملات علیه اشرف و لیبرتی نیز در همین راستا انجام می‌شود. ولی این کنفرانسها تبلوری است از زنده بودن جامعه ایران و آمادگی آن برای تغییر. رمز پایداری ما در بهایی است که می‌پردازیم و در بهایی است می‌دهیم و در فدایی است که هری یک می‌کنیم ولی فرای فداکاریهای شخصی رمز این پایداری در نیروی پیشتاز آن است که توسط زنان رهبری می‌شود. من خوشبختانه این سعادت را داشته‌ام که از نزدیک با مجاهدین کار کنم و روابط و مناسبات حاکم بر این سازمان را ببینم. در این سازمان زنان به‌طور واقعی و نه در شکل، ادارهٴ امور را در دست داشته و از مدیریت و قدرت همه‌جانبه برخوردارند، به‌طوری که توانسته‌اند روابط و مناسبات عمیقاً دموکراتیکی را در این سازمان شکل بدهند. روابط و مناسباتی که به ما امکان می‌دهد به‌رغم اختلاف عقاید و سلیقه‌های گوناگون برای هدف مشترک با هم کار کنیم. و این همبستگی و اتحاد به ما قدرتی فرای معمول می‌دهد که رژیم را به‌شدت می‌هراساند تا برای از هم پاشاندن این اتحاد و همبستگی به هر توطئه‌یی دست بزند. من در اعتصاب‌غذا برای احقاق حقوق ساکنان لیبرتی و آزادی گروگانها شرکت کردم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم بیش از 100روز اعتصاب‌غذا کنم. اعتصاب‌غذا تصمیم آگاهانهٴ خودم بود. با طولانی شدن اعتصاب‌غذا بارها و بارها از من خواسته شد که به اعتصاب‌غذای خود پایان دهم. اما من در اوج اشراف و آگاهی همهٴ درخواستها را رد کردم. آخر به‌رغم همهٴ مشکلات جسمی من هر روز شادابتر از روز قبل بودم. در واقع در اوج بودم و در کهکشان زهره سیر می‌کردم. روزی که از من خواسته شد اعتصاب غذایم را بشکنم روز بسیار سختی برایم بود. اشک در چشمانم جمع شده بود. شاید تعجب کنید ولی خروج از اعتصاب‌غذا برایم بسیار سنگین بود. و البته من یک استثنا نبودم. جزیی از یک جمع همبسته بودم. جمعی که ارزشهای آن بردباری، گذشت برای یکدیگر و همکاری و دوستی در عین داشتن اختلاف عقیده و سلیقه است. این‌گونه ارزشها همان چیزهایی هستند که زنان در رأس این مقاومت به‌طور مستمر به آموزش و اشاعهٴ آن نه فقط در بین ایرانیان بلکه در میان حامیان غیرایرانی خود مشغولند. این، آن چیزی است که از نزدیک شاهد آن بوده و هستم و خودم عزم آن دارم که هم‌چون خواهران مجاهدم، خستگی‌ناپذیر به اشاعهٴ همین ارزشهای والای انسانی در میان سایر انسانها بپردازم. این سیمای ایران آینده بعد از سرنگونی رژیم خواهد بود.
از همهٴ شما متشکرم.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/0c86a0a6-8bcf-4663-997d-cef378716608"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات