تجدید عهد با سازمان مجاهدین خلق ایران و تأکید بر نقش مقاومت سازمانیافته و کانونهای شورشی در سرنگونی رژیم آخوندی
زندانیان سیاسی خسرو رهنما و سپهر امام جمعه در پیامهایی از قتلگاه قزلحصار بهمناسبت ۶۱مین سالروز بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران، بر ضرورت تشکیلات پولادین، نقش بیبدلیل رهبری مقاومت و خانم مریم رجوی، و نقش استراتژیک کانونهای شورشی در مسیر سرنگونی رژیم ایران و نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ تأکید کردند.
پیام از قتلگاه قزلحصار – خسرو رهنما – شهریور ۱۴۰۵
تجدید عهد با سازمانم در سالروز تولد خجسته اش: ۶۱مین سالروز بنیانگذاری سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران را در حالی گرامی میداریم که در این شصت و یک سال در نبرد با دو دیکتاتوری سلطنتی و آخوندی از کوران حوادث سهمگینی عبور کرده و صلاحیت و حقانیت خود را برای سکانداری کشتی رهایی مردم ایران به اثبات رسانده است. تاریخ مبارزات صد سال اخیر از انقلاب مشروطه و جانفشانیهای ستارخان و باقرخان تا نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان و نهضت ملی به رهبری مصدق کبیر و بالاخره انقلاب ۵۷ که توسط دزد بزرگ قرن خمینی جلاد ربوده شد، همه و همه حکایت از ضرورت یک سازمان و تشکیلات قدرتمند و فداکار ملی و انقلابی دارد که میدان مبارزه با هر نوع دیکتاتوری-چه شاهی و چه شیخی- را فراهم کند.
تجربه مبارزات صد سال اخیر با دو دیکتاتوری سلطنتی و آخوندی ثابت کرده است که تنها و تنها مقاومت انقلابی سازمانیافته قادر به مقابله با نظام ضدبشری آخوندی است. این مقاومت سازمانیافته در تشکیلات پولادین مجاهدین و کانونهای قهرمان شورشی تجلی پیدا کرده. حقانیت این مسیر را گسترش روزافزون کانونهای شورشی و استقبال جوانان مبارز این میهن، و وحشت دشمن از آنان، گواهی میدهد. برای رژیم ایران هیچ نامی سرختر و هراسآورتر از «مجاهد خلق» نیست. این سرمایه گرانبها، ضامن پیروزی محتوم خلق ما و نوید بخش طلوع خورشید صلح و آزادی در کشورمان ایران است.
مرگ بر ارتجاع چه شیخی و چه شاهی درود بر کانونهای شورشی و ارتش صلح و آزادی
خسرو رهنما زندان قزلحصار - شهریور ۱۴۰۵
جهت انتشار در سیمای آزادی و مقاومت و رسانههای مقاومت
پیام از قتلگاه قزلحصار – سپهر امام جمعه – شهریور ۱۴۰۵
هر بار این سؤال در ذهنم مرور میشود و به این فکر میکنم که «اگر نبود چه میشد؟» نقاط عطفی در تاریخ صد سال نبرد ملت ایران با دو دیکتاتوری شاه و شیخ هست که تنها گذر زمان عظمت و اهمیت آنها را نمایان میکند؛
اگر مسعود و مواضع انقلابیاش در برابر ارتجاع نبود، انقلاب ضدسلطنتی را خمینی به جای دو سال و نیم ظرف چند روز میبلعید! اگر ارتش آزادیبخش و شعار صلح مجاهدین نبود که زهر آتشبس را به حلقوم خمینی ملعون بریزد، جنگ ضدمیهنی چند سال طول میکشید؟ چند میلیون نفر دیگر باید به تنور جنگ ریخته میشدند؟ اگر خانم مریم رجوی نبود، زن چه جایگاه تاریخی در زمانه زنستیزی داشت؟ آیا زن ذیصلاح انقلابی با آن درخشش و تلألؤ و بنبست شکنی در تاریخ ایران ظهور میکرد؟ اگر انقلاب شکوهمند درونی مجاهدین علیه جنسیت و فردیت نبود که نیروی سازمانیافته انقلابی را در برابر ارتجاع و بورژوازی چون پولاد آبدیده کند، آیا ظرفیت و مسئولیت انسانی این مجاهدین توان هماوردی با ارتجاع حاکم و بورژوازی همدستش را میداشت؟ اگر مقاومت سازمانیافته و تشکیلات پولادینش نبود، آینده و سرنوشت را چه کسی مینوشت؟ مردم از پس سپاه خونریز و سرکوب و کشتار بر میآمدند؟ اگر استراتژی ظفرمند و کانونهای شورشیاش نبودند قیامها چگونه شعله میکشیدند؟ اگر کانون استراتژیک نبرد با شیر زنان و کوهمردان اشرفیاش با کوله باری از تجربه و مبارزه سالیان نبود، طلوع پیروزی مردم چه تضمینی داشت؟ اگر رهبری پاکباز این مقاومت سازمانیافته و سترگ نبود، از انقلاب و آزادی و حق حاکمیت مردم چگونه و چه کسی حراست میکرد؟ اگر آلترناتیو انقلابی و مردمی و دولت موقت برای بازگرداندن حق حاکمیت به مردم نبود، سپهر سیاسی آینده ایران در میان آلترناتیوهای فیک و قلابی را چه نیرویی تضمین میکرد؟ و ما کجا بودیم و من کجا بودم و واقعاً چه میکردم، اگر ۶۱ سال سابقه و تجربه نبرد بیامان و جنگ صد برابرش نبود؟ اگر حنیف بزرگ این نهال و این شجره طیبه، که اکنون اینچنین به بار نشسته را نمیکاشت، تاریخ ایران را چه کسی و چه کسانی و چه جریاناتی مینوشتند؟
پس خجسته و فرخنده باد ۶۱ مین سال بودنت، سازمان محبوبم، سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران
سپهر امام جمعه شهریور ۱۴۰۵
پیروز باد انقلاب دموکراتیک نوین مردم ایران.
جهت انتشار در رسانههای مقاومت