حرفهای محمود احمدینژاد ترکیب بامزهیی از بلاهت و صداقت است. وی به راحتی دروغ میگوید و همزمان، بهترین واژهها را در توصیف نظام بهکار میگیرد.
وقتی او میگوید جهان درحال احمدینژادی شدن است و یا دختر دانشآموزی در زیرزمین خانهاش، اورانیوم را غنیسازی کرد و یا کشورهای حوزه خلیجفارس، کشور نیستند و پمپبنزین هستند، این فقط دروغگویی نیست، بلکه نمایشی از حماقت یک کوتوله سیاسی است که رسالت خود را پیوند کوروش با امامزمان میداند.
در نقطه مقابل این چرندبافیها، حرفهای صادقانه احمدینژاد است. واژههای او در توصیف نظام، کوتاه اما پرمحتوا است. احمدینژاد، قطار ولایت را بیدنده و ترمز توصیف کرده و بهگمان من، این تعریف از نظام بسیار گویاتر از حرف سیدعلی خامنهای است که از ریلگذاری جدید در ولایت، خبر داد.
گویاترین و پرمحتواترین حرف محمود احمدینژاد بهکاربردن فرمول «برادران قاچاقچی خودمان» در مورد سپاه پاسداران است. تاکنون هیچ تحلیلگر و مفسر ایرانی و غیرایرانی نتوانسته با سه واژه، اینچنین بیپروا و شفاف سپاه پاسداران را توصیف کند.
روز شنبه ۱۱تیر، محمود احمدینژاد در همایش «راهبردهای نوین پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» پساز پرداختن به اسکلههای غیرمجاز و اینکه کالاهای «دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی» هم باید از مرزهای قانونی وارد شود، گفت: «بین ۵۵ تا ۶۰میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود که معادل ۲هزار میلیارد تومان است. این رقم، همه قاچاقچیان درجهیک دنیا را بهطمع میاندازد، چه رسد به «برادران قاچاقچی خودمان».
روی سخن احمدینژاد فقط سپاه پاسداران نبود. او با نامبردن از کالاهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی که نهادهای تحتامر ولیفقیه، آنها را بدون هرگونه تشریفات گمرکی وارد میکنند، به اطرافیان و بیت خامنهای هم این پیام را ارسال کرد که یک گماشته بیجیره و مواجب نیست و راست است که بند نافش به خامنهای وصل است، اما ولیفقیه هم بیشاز آن نیازمند احمدینژاد است که به تدارکچیهای گذشته.
البته خود خامنهای از این موقعیت آگاه است و با تمام نیرو تلاش میکند تا ستیز درون هرم قدرت و ثروت را مهار کند. اما همهی عوامل، تحت کنترل و مدیریت او نیست. خامنهای نه بلاهت احمدینژاد را دارد و نه صداقت او را. خامنهای، مکار و عوامفریبی است که فقط به امنیت ولایتش میاندیشد و حاضر است هرکس و در هر مقام و موقعیتی را قربانی سلطنت مطلقهاش کند. بنابراین وقتی او از رذالت مجلس در مقابل احمدینژاد صحبت میکند، این از سر خیرخواهی برای گماشتهاش نیست. او در این رذالت، لرزانبودن پایههای تخت سلطنتش را میبیند. قبل از روحالله حسینی ان، افراد دیگری هم گوشهیی از نارضایتی ولیفقیه در مورد برخورد مجلس با احمدینژاد را فاش کرده بودند. اما حرفهای حسینی ان، عمق فاجعه برای خامنهای را برملا میکند. روز چهارشنبه ۲۹تیر، روحالله حسینیان در سخنرانی خود در جلسه ماهانه کانون بصیرت در شیراز، پیرامون برخورد نمایندگان با احمدینژاد برای معرفی وزیر پیشنهادی ورزش، و «دو دو» کردن آنها گفت: «بعداز برخورد مجلس، هیأترئیسه بههمراه رؤسای کمسیونها بهخدمت رهبری رسید. من رهبری را هیچوقت بهاین ناراحتی ندیده بودم. ایشان فرمودند؛ مجلس، رذالت نشان داد». (رجانیوز بهنقل از شیرازنا)
بدیهی است که برخورد ولیفقیه با نمایندگان مجلس ارتجاع، بیانکننده نیاز او به احمدینژاد است. نمایندگان مجلس، یکبار دیگر بهوضوح میبینند که آنها در رأس امور نیستند و این رهبر است که حد و مرز این نیاز را تعیین میکند.
حرفهای مزورانه خامنهای در مورد مسأله ظهور، یکی از مرزهایی است که احمدینژاد نباید از آن عبور کند. بنابراین در برخورد خامنهای با مجلس و چسباندن برچسب رذالت برآنان، جای زیادی برای گماشتهاش باز نمیشود. از آگاهی بهاین امر است که احمدینژاد برای پایههای اصلی تخت سلطنت مطلقه یعنی برادران قاچاقچی، کمی شاخ و شانه نشان میکند. پیام احمدینژاد به کسانی که برای خالیکردن زیر پای او تلاش میکنند روشن است. اگر او نباید به مسأله ظهور که در عمل، خالیکردن زیر پای ولایتفقیه است نزدیک شود و این باید در انحصار خامنهای باشد، ولیفقیه هم باید جیره و مواجب گماشتهاش را بهاندازه کافی در نظر گیرد. بهنظر میرسد که خامنهای تصمیم دارد تا پایان دوره ریاست احمدینژاد، این قرارداد را تا جاییکه تیغش ببرد رعایت کند، بهشرط آنکه باند احمدینژاد از هر حرکتی که اقتدار ولیفقیه را خدشهدار کند خودداری کند.
برای همین خامنهای روز شنبه ۱۸تیر در دیدار با گروهی از پژوهشگران مذهبی به موضوع علائم ظهور امامزمان میپردازد تا حوزه اقتدار خود را بهخوبی ترسیم کند. در این دیدار او گفت: «یکی از خطرهای بزرگ در موضوع مهدویت، کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمستند و متکی بر تخیلات و توهمات است که زمینهساز مدعیان دروغین و دوری مردم از حقیقت واقعی انتظار خواهد شد... .. و برخی ادعاها و مطالب عامیانه در خصوص انس با حضرت از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است». خامنهای قید «برخی» و «غالباً » را آگاهانه استفاده کرده تا موقعیت انحصاری خود در این مورد را برجسته کند. او درگذشته، بارها در مورد کارهای «عامیانه و جاهلانه» سکوت کرده بود. خامنهای میخواهد به همه نیروها و نهادهای تحتامرش گوشزد کند که او میتواند «سید خراسانی» باشد، اما کسی حق ندارد مدعی «شعیب ابنصالح» شود. سرکرده کل برادران قاچاقچی باید یک مستبد بهاندازه کافی مکار باشد تا بتوان امنیت سلطنت مطلقه را تأمین کرد و برای همین در حضور خودش ادعای دیدارش با امامزمان مطرح میشود و او با ژست خاص خود بهاین سخنان گوش میکند و درپایان، بدون آنکه سخنی در مورد «عامیانه و جاهلانه» بودن حرفهای مزدورانش بیان کند، مجلس را ترک میکند.
سایت انتخاب در روز ۳۱فروردین ۱۳۹۰ مطلبی با عنوان «ماجرای تشرف مقام معظم رهبری محضر حضرت مهدی (عج) » بهنقل از سایت شیعه آنلاین منتشر کرد. بر اساس این گزارش «آیتالله احدی طی اظهاراتی ماجرای تشرف مقام معظم رهبری، محضر مبارک حضرت مهدی (عج) از زبان حجه الإسلام والمسلمین صدیقی را بیان کرده است».
در این گزارش، آخوند احدی چنین میگوید: «مطلبی را بهشما عرض میکنم شاید نشنیده باشید. جناب آقای صدیقی، شب فاطمیه روی منبر در بیت ایشان (بیت رهبری) که آقای رئیسجمهور نشسته بود، آقای هاشمی بود، سران مملکتی بودند، قوه قضاییه، همه بودند. آقای صدیقی روی منبر این مطلب را گفت و آنرا نتوانست تمام کند. همین که خواست تمام کند فریاد گریه جمعیت و حضار بلند شد... . دیدند این جمعیت بهسوی آقا دارند حمله میکنند که بهعنوان تبرک به ایشان دست بزنند. آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند».
در ادامه این گزارش آمده است که: «جالب این است که حضار دارند به آقای صدیقی توجه میکنند از اعیان شخصیتی مملکت، و هم آقایانی که شرکتکننده بودند، ایشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را میگوید». صدیقی ماجرای مسافرت به مکه و مدینه و عمل به توصیههای یک ملای دیگر را تشریح میکند و میگوید پساز بازگشت «رفتم محضر حاجآقا رسیدم، تا سلامعلیک کردم بدون اینکه حرفی بزنم حاجآقا بهاءالدینی فرمودند؛ میدانی ثمره ذکر امسال چه بود؟ گفتم: نه. ... . فرمودند؛ ثمره دوم این بود که آن نیتی که من میخواستم، بهآن نیت رسیدم، و آن این بود که امسال مقام معظم رهبری به دیدار امامزمان نائل آمد». این حرفها در مقابل خامنهای زده میشود و خامنهای اعتراضی بهاین سخنان «عامیانه و جاهلانه» نمیکند و البته خود او بهعنوان کارگردان این نمایش، عمد دارد که این حرفها در حضور سرکردگان ولایتش مطرح شود.
سایت انتخاب در پایان گزارش خود مینویسد نوار این سخنان «دربیت آقا هست، دم در که میفروشند، نوار سه سال قبل فاطمیه».
خامنهای در روز ۱۸تیر گفت: «برخی ادعاها و مطالب عامیانه در خصوص انس با حضرت از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است». و البته او نگفت که سخنان صدیقی در حضور خودش دروغ و یا تخیلات ذهنی است. این مورد شامل برخی از ادعاها، بهطور مثال ادعای احمدینژاد در مورد حضور امامزمان در جلسات هیأت دولت، نمیشود. خامنهای بهاین موقعیت انحصاری نیاز دارد تا بتواند در مقام سرکرده کل برادران قاچاقچی از امنیت ولایتش دفاع کند و احمدینژاد حق ندارد بهاین محدوده نزدیک شود.
برادران قاچاقچی، پایههای ولایت خامنهای هستند و استبداد مذهبی بدون نهادهای «دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی» سپاه پاسداران، یکروزه سرنگون میشود و برادران قاچاقچی هم بدون ولیفقیه تکهپاره میشوند. احمدینژاد هم این را میداند. رفسنجانی و خاتمی هم این را میدانستند و میدانند.
تفاوت احمدینژاد با دو نفر دیگر بهخود او برنمیگردد. این شرایط بحرانی کنونی است که چالشهای درون ولایت خامنهای را اینچنین تشدید و خصومتآمیز کرده است. انتخاب احمدینژاد توسط خامنهای بهمنظور پیشبرد سیاست یکدستسازی و حرکت قطار بیدنده و ترمز بود. بحران غیرقانونی کنونی بهاین سیاست، مهر «باطل شد» زده است. سیدعلی و برادران قاچاقچیاش منفردتر از همیشه با سرکوبی، امنیت سلطنت مطلقه را پاسداری میکنند. در درون هرم قدرت، هرکس ساز خودش را کوک میکند و برای سهمخواهی به رقبا شلیک میکند. گرچه اتوریته خامنهای با قیامهای مردم درهم شکسته شده، اما او هنوز قادر است برادران قاچاقچی را بهطور غالب پشت سر خود نگهدارد.
مقاومت و جنبش تودههای مردم همراه با تحریم سیاسی، اقتصادی و تسلیحاتی رژیم، میتواند شکاف درون حکومت را به چندپارگی برادران قاچاقچی تبدیل کند و این پایان رژیم ولایتفقیه است.
وقتی او میگوید جهان درحال احمدینژادی شدن است و یا دختر دانشآموزی در زیرزمین خانهاش، اورانیوم را غنیسازی کرد و یا کشورهای حوزه خلیجفارس، کشور نیستند و پمپبنزین هستند، این فقط دروغگویی نیست، بلکه نمایشی از حماقت یک کوتوله سیاسی است که رسالت خود را پیوند کوروش با امامزمان میداند.
در نقطه مقابل این چرندبافیها، حرفهای صادقانه احمدینژاد است. واژههای او در توصیف نظام، کوتاه اما پرمحتوا است. احمدینژاد، قطار ولایت را بیدنده و ترمز توصیف کرده و بهگمان من، این تعریف از نظام بسیار گویاتر از حرف سیدعلی خامنهای است که از ریلگذاری جدید در ولایت، خبر داد.
گویاترین و پرمحتواترین حرف محمود احمدینژاد بهکاربردن فرمول «برادران قاچاقچی خودمان» در مورد سپاه پاسداران است. تاکنون هیچ تحلیلگر و مفسر ایرانی و غیرایرانی نتوانسته با سه واژه، اینچنین بیپروا و شفاف سپاه پاسداران را توصیف کند.
روز شنبه ۱۱تیر، محمود احمدینژاد در همایش «راهبردهای نوین پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» پساز پرداختن به اسکلههای غیرمجاز و اینکه کالاهای «دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی» هم باید از مرزهای قانونی وارد شود، گفت: «بین ۵۵ تا ۶۰میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود که معادل ۲هزار میلیارد تومان است. این رقم، همه قاچاقچیان درجهیک دنیا را بهطمع میاندازد، چه رسد به «برادران قاچاقچی خودمان».
روی سخن احمدینژاد فقط سپاه پاسداران نبود. او با نامبردن از کالاهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی که نهادهای تحتامر ولیفقیه، آنها را بدون هرگونه تشریفات گمرکی وارد میکنند، به اطرافیان و بیت خامنهای هم این پیام را ارسال کرد که یک گماشته بیجیره و مواجب نیست و راست است که بند نافش به خامنهای وصل است، اما ولیفقیه هم بیشاز آن نیازمند احمدینژاد است که به تدارکچیهای گذشته.
البته خود خامنهای از این موقعیت آگاه است و با تمام نیرو تلاش میکند تا ستیز درون هرم قدرت و ثروت را مهار کند. اما همهی عوامل، تحت کنترل و مدیریت او نیست. خامنهای نه بلاهت احمدینژاد را دارد و نه صداقت او را. خامنهای، مکار و عوامفریبی است که فقط به امنیت ولایتش میاندیشد و حاضر است هرکس و در هر مقام و موقعیتی را قربانی سلطنت مطلقهاش کند. بنابراین وقتی او از رذالت مجلس در مقابل احمدینژاد صحبت میکند، این از سر خیرخواهی برای گماشتهاش نیست. او در این رذالت، لرزانبودن پایههای تخت سلطنتش را میبیند. قبل از روحالله حسینی ان، افراد دیگری هم گوشهیی از نارضایتی ولیفقیه در مورد برخورد مجلس با احمدینژاد را فاش کرده بودند. اما حرفهای حسینی ان، عمق فاجعه برای خامنهای را برملا میکند. روز چهارشنبه ۲۹تیر، روحالله حسینیان در سخنرانی خود در جلسه ماهانه کانون بصیرت در شیراز، پیرامون برخورد نمایندگان با احمدینژاد برای معرفی وزیر پیشنهادی ورزش، و «دو دو» کردن آنها گفت: «بعداز برخورد مجلس، هیأترئیسه بههمراه رؤسای کمسیونها بهخدمت رهبری رسید. من رهبری را هیچوقت بهاین ناراحتی ندیده بودم. ایشان فرمودند؛ مجلس، رذالت نشان داد». (رجانیوز بهنقل از شیرازنا)
بدیهی است که برخورد ولیفقیه با نمایندگان مجلس ارتجاع، بیانکننده نیاز او به احمدینژاد است. نمایندگان مجلس، یکبار دیگر بهوضوح میبینند که آنها در رأس امور نیستند و این رهبر است که حد و مرز این نیاز را تعیین میکند.
حرفهای مزورانه خامنهای در مورد مسأله ظهور، یکی از مرزهایی است که احمدینژاد نباید از آن عبور کند. بنابراین در برخورد خامنهای با مجلس و چسباندن برچسب رذالت برآنان، جای زیادی برای گماشتهاش باز نمیشود. از آگاهی بهاین امر است که احمدینژاد برای پایههای اصلی تخت سلطنت مطلقه یعنی برادران قاچاقچی، کمی شاخ و شانه نشان میکند. پیام احمدینژاد به کسانی که برای خالیکردن زیر پای او تلاش میکنند روشن است. اگر او نباید به مسأله ظهور که در عمل، خالیکردن زیر پای ولایتفقیه است نزدیک شود و این باید در انحصار خامنهای باشد، ولیفقیه هم باید جیره و مواجب گماشتهاش را بهاندازه کافی در نظر گیرد. بهنظر میرسد که خامنهای تصمیم دارد تا پایان دوره ریاست احمدینژاد، این قرارداد را تا جاییکه تیغش ببرد رعایت کند، بهشرط آنکه باند احمدینژاد از هر حرکتی که اقتدار ولیفقیه را خدشهدار کند خودداری کند.
برای همین خامنهای روز شنبه ۱۸تیر در دیدار با گروهی از پژوهشگران مذهبی به موضوع علائم ظهور امامزمان میپردازد تا حوزه اقتدار خود را بهخوبی ترسیم کند. در این دیدار او گفت: «یکی از خطرهای بزرگ در موضوع مهدویت، کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمستند و متکی بر تخیلات و توهمات است که زمینهساز مدعیان دروغین و دوری مردم از حقیقت واقعی انتظار خواهد شد... .. و برخی ادعاها و مطالب عامیانه در خصوص انس با حضرت از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است». خامنهای قید «برخی» و «غالباً » را آگاهانه استفاده کرده تا موقعیت انحصاری خود در این مورد را برجسته کند. او درگذشته، بارها در مورد کارهای «عامیانه و جاهلانه» سکوت کرده بود. خامنهای میخواهد به همه نیروها و نهادهای تحتامرش گوشزد کند که او میتواند «سید خراسانی» باشد، اما کسی حق ندارد مدعی «شعیب ابنصالح» شود. سرکرده کل برادران قاچاقچی باید یک مستبد بهاندازه کافی مکار باشد تا بتوان امنیت سلطنت مطلقه را تأمین کرد و برای همین در حضور خودش ادعای دیدارش با امامزمان مطرح میشود و او با ژست خاص خود بهاین سخنان گوش میکند و درپایان، بدون آنکه سخنی در مورد «عامیانه و جاهلانه» بودن حرفهای مزدورانش بیان کند، مجلس را ترک میکند.
سایت انتخاب در روز ۳۱فروردین ۱۳۹۰ مطلبی با عنوان «ماجرای تشرف مقام معظم رهبری محضر حضرت مهدی (عج) » بهنقل از سایت شیعه آنلاین منتشر کرد. بر اساس این گزارش «آیتالله احدی طی اظهاراتی ماجرای تشرف مقام معظم رهبری، محضر مبارک حضرت مهدی (عج) از زبان حجه الإسلام والمسلمین صدیقی را بیان کرده است».
در این گزارش، آخوند احدی چنین میگوید: «مطلبی را بهشما عرض میکنم شاید نشنیده باشید. جناب آقای صدیقی، شب فاطمیه روی منبر در بیت ایشان (بیت رهبری) که آقای رئیسجمهور نشسته بود، آقای هاشمی بود، سران مملکتی بودند، قوه قضاییه، همه بودند. آقای صدیقی روی منبر این مطلب را گفت و آنرا نتوانست تمام کند. همین که خواست تمام کند فریاد گریه جمعیت و حضار بلند شد... . دیدند این جمعیت بهسوی آقا دارند حمله میکنند که بهعنوان تبرک به ایشان دست بزنند. آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند».
در ادامه این گزارش آمده است که: «جالب این است که حضار دارند به آقای صدیقی توجه میکنند از اعیان شخصیتی مملکت، و هم آقایانی که شرکتکننده بودند، ایشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را میگوید». صدیقی ماجرای مسافرت به مکه و مدینه و عمل به توصیههای یک ملای دیگر را تشریح میکند و میگوید پساز بازگشت «رفتم محضر حاجآقا رسیدم، تا سلامعلیک کردم بدون اینکه حرفی بزنم حاجآقا بهاءالدینی فرمودند؛ میدانی ثمره ذکر امسال چه بود؟ گفتم: نه. ... . فرمودند؛ ثمره دوم این بود که آن نیتی که من میخواستم، بهآن نیت رسیدم، و آن این بود که امسال مقام معظم رهبری به دیدار امامزمان نائل آمد». این حرفها در مقابل خامنهای زده میشود و خامنهای اعتراضی بهاین سخنان «عامیانه و جاهلانه» نمیکند و البته خود او بهعنوان کارگردان این نمایش، عمد دارد که این حرفها در حضور سرکردگان ولایتش مطرح شود.
سایت انتخاب در پایان گزارش خود مینویسد نوار این سخنان «دربیت آقا هست، دم در که میفروشند، نوار سه سال قبل فاطمیه».
خامنهای در روز ۱۸تیر گفت: «برخی ادعاها و مطالب عامیانه در خصوص انس با حضرت از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است». و البته او نگفت که سخنان صدیقی در حضور خودش دروغ و یا تخیلات ذهنی است. این مورد شامل برخی از ادعاها، بهطور مثال ادعای احمدینژاد در مورد حضور امامزمان در جلسات هیأت دولت، نمیشود. خامنهای بهاین موقعیت انحصاری نیاز دارد تا بتواند در مقام سرکرده کل برادران قاچاقچی از امنیت ولایتش دفاع کند و احمدینژاد حق ندارد بهاین محدوده نزدیک شود.
برادران قاچاقچی، پایههای ولایت خامنهای هستند و استبداد مذهبی بدون نهادهای «دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی» سپاه پاسداران، یکروزه سرنگون میشود و برادران قاچاقچی هم بدون ولیفقیه تکهپاره میشوند. احمدینژاد هم این را میداند. رفسنجانی و خاتمی هم این را میدانستند و میدانند.
تفاوت احمدینژاد با دو نفر دیگر بهخود او برنمیگردد. این شرایط بحرانی کنونی است که چالشهای درون ولایت خامنهای را اینچنین تشدید و خصومتآمیز کرده است. انتخاب احمدینژاد توسط خامنهای بهمنظور پیشبرد سیاست یکدستسازی و حرکت قطار بیدنده و ترمز بود. بحران غیرقانونی کنونی بهاین سیاست، مهر «باطل شد» زده است. سیدعلی و برادران قاچاقچیاش منفردتر از همیشه با سرکوبی، امنیت سلطنت مطلقه را پاسداری میکنند. در درون هرم قدرت، هرکس ساز خودش را کوک میکند و برای سهمخواهی به رقبا شلیک میکند. گرچه اتوریته خامنهای با قیامهای مردم درهم شکسته شده، اما او هنوز قادر است برادران قاچاقچی را بهطور غالب پشت سر خود نگهدارد.
مقاومت و جنبش تودههای مردم همراه با تحریم سیاسی، اقتصادی و تسلیحاتی رژیم، میتواند شکاف درون حکومت را به چندپارگی برادران قاچاقچی تبدیل کند و این پایان رژیم ولایتفقیه است.