همزمان با اوجگیری و استمرار قیام مردم سوریه، بسیاری از محافل سیاسی و مطبوعاتی تحلیل و تفسیرهای مختلفی را از این قیام ارائه میدهند. در برخی از تحلیل و تفسیرها، روی این نکته تأکید میشود که جامعه بینالمللی باید حمایت بسا بیشتری از قیامکنندگان شجاع سوری بهعمل بیارود.
در همین رابطه روزنامه فرانسوی لوموند یک بار دیگر سرمقاله خود را به این موضوع اختصاص داده و به نکات جالبی اشاره کرده که بخشهایی از آن در زیر آورده شده است:
قیام علیه دیکتاتوری بشار اسد وارد پنجمین ماه خود شد؛ اما درسهای شجاعت توسط زنان و مردان سوری، با کمبود حمایت بینالمللی، سیاسی، مطبوعاتی و غیره روبهروست.
سوریها دیگر فقط روزهای جمعه با بهخطر انداختن جانشان، تظاهرات نمیکنند. اعتراضها هر روز هفته صورت میگیرد و به همان میزان هم آمار کشتهها افزایش مییابد؛ آماری که قطعاً به نزدیک 2هزار نفر رسیده است. تعداد زندانیان و ”مفقودین“ هم از دهها هزار نفر فراتر میرود. ارتش، تانکها، شبهنظامیان و باندهای چماقدار در خدمت رژیم هستند و در تمامی شهرها بهکار گرفته میشوند. گواهیهای نادری که به دستمان میرسند، (وضعیت را) چنین توصیف میکنند: یک کشور و مردمی تحت اشغال نظامی.
مشکلات فشار آوردن به چنین رژیمی روشن است. دخالت نظامی خارجی بهدرستی روی میز قرار ندارد؛ چون سوریه، لیبی نیست. در سازمان ملل روسیه و چین از دولت سوریه حمایت میکنند زیرا ارتشی دارد که بهخوبی از سوی مسکو مجهز شده است.
رژیم سوریه بهاندازه رژیم معمر قذافی منزوی نیست؛ (رژیم) ایران کمک اقتصادی گستردهیی به آن میکند که بدون آن، مشکل میتواند دوام بیاورد.
اما بدون شک سقوط (رژیم) اسد، یکی از کلیدهای برقراری دموکراسی واقعی در خاورمیانه است.
حال چهکار باید کرد؟ ایالات متحده و اروپا گمان کردند حزب بعث که بیش از 40سال است قدرت را در انحصار خود دارد، میتواند اصلاح بشود. (اما) این دوران گذشت. ایالات متحده سرخورده شد. آنها دیدند که رژیم (سوریه) چهطور روی گردهماییهای اپوزیسیون، از جمله صلحآمیزترینشان، شلیک میکند؛ از جمله (گردهماییهایی که) مخالفان قصد داشتند طی آن پیشنهادهای دیالوگ قدرت (حاکم) را بهآزمایش بکشند.
در اواسط ژوئیه وزیر خارجه آمریکا از ملاحظهکاری واشنگتن فاصله گرفت. هیلاری کلینتون گفت: «از نظر ما (بشار اسد) هرگونه مشروعیتی را از دست داده است... او صرفنظرنکردنی نیست». باراک اوباما هم تقریباً همین حرف را تکرار کرد.
اما اکنون باید این موضع جدید، پیامدهایی داشته باشد. ایالات متحده و اروپا میبایست اپوزیسیون سوریه را برای سازماندهی کمک کند. باید به آن تضمین حمایت سیاسی و اقتصادی بدهد. سوریها بیش از هر زمان دیگری، شایسته چنین حمایتی هستند.
در همین رابطه روزنامه فرانسوی لوموند یک بار دیگر سرمقاله خود را به این موضوع اختصاص داده و به نکات جالبی اشاره کرده که بخشهایی از آن در زیر آورده شده است:
قیام علیه دیکتاتوری بشار اسد وارد پنجمین ماه خود شد؛ اما درسهای شجاعت توسط زنان و مردان سوری، با کمبود حمایت بینالمللی، سیاسی، مطبوعاتی و غیره روبهروست.
سوریها دیگر فقط روزهای جمعه با بهخطر انداختن جانشان، تظاهرات نمیکنند. اعتراضها هر روز هفته صورت میگیرد و به همان میزان هم آمار کشتهها افزایش مییابد؛ آماری که قطعاً به نزدیک 2هزار نفر رسیده است. تعداد زندانیان و ”مفقودین“ هم از دهها هزار نفر فراتر میرود. ارتش، تانکها، شبهنظامیان و باندهای چماقدار در خدمت رژیم هستند و در تمامی شهرها بهکار گرفته میشوند. گواهیهای نادری که به دستمان میرسند، (وضعیت را) چنین توصیف میکنند: یک کشور و مردمی تحت اشغال نظامی.
مشکلات فشار آوردن به چنین رژیمی روشن است. دخالت نظامی خارجی بهدرستی روی میز قرار ندارد؛ چون سوریه، لیبی نیست. در سازمان ملل روسیه و چین از دولت سوریه حمایت میکنند زیرا ارتشی دارد که بهخوبی از سوی مسکو مجهز شده است.
رژیم سوریه بهاندازه رژیم معمر قذافی منزوی نیست؛ (رژیم) ایران کمک اقتصادی گستردهیی به آن میکند که بدون آن، مشکل میتواند دوام بیاورد.
اما بدون شک سقوط (رژیم) اسد، یکی از کلیدهای برقراری دموکراسی واقعی در خاورمیانه است.
حال چهکار باید کرد؟ ایالات متحده و اروپا گمان کردند حزب بعث که بیش از 40سال است قدرت را در انحصار خود دارد، میتواند اصلاح بشود. (اما) این دوران گذشت. ایالات متحده سرخورده شد. آنها دیدند که رژیم (سوریه) چهطور روی گردهماییهای اپوزیسیون، از جمله صلحآمیزترینشان، شلیک میکند؛ از جمله (گردهماییهایی که) مخالفان قصد داشتند طی آن پیشنهادهای دیالوگ قدرت (حاکم) را بهآزمایش بکشند.
در اواسط ژوئیه وزیر خارجه آمریکا از ملاحظهکاری واشنگتن فاصله گرفت. هیلاری کلینتون گفت: «از نظر ما (بشار اسد) هرگونه مشروعیتی را از دست داده است... او صرفنظرنکردنی نیست». باراک اوباما هم تقریباً همین حرف را تکرار کرد.
اما اکنون باید این موضع جدید، پیامدهایی داشته باشد. ایالات متحده و اروپا میبایست اپوزیسیون سوریه را برای سازماندهی کمک کند. باید به آن تضمین حمایت سیاسی و اقتصادی بدهد. سوریها بیش از هر زمان دیگری، شایسته چنین حمایتی هستند.