رژیم آخوندی طی هفته گذشته در چنبره تحریمها با عرصههای جدیدی از اعتراض و خیزش روبهرو بود. صحنههایی که بهنظر میرسد تازه در آغاز آن هستیم. بهخصوص که از یک سو به دروغ به مردم میگوید تحریمها اثر ندارند و از سوی دیگر مردم با صفهای طویل و کمبودهای واقعی و بیتوجهی دولت به مشکلاتشان روبهرو هستند. در آستانه هفته گذشته شاهد اولین اعتراض به کمبود بنزین بودیم.
حلقه تنگتر میشود
در پمپبنزین خیابان روزولت، رانندگان و سرنشینان خودروها که ساعتها منتظر سوختگیری بودند، خشمگینانه از خودروهای خود پیاده شدند و با شعار مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند. مزدوران نیروی انتظامی که برای کنترل جمعیت در آنجا حضور داشتند، در وحشت از گسترش تظاهرات و پیوستن سایر مردم به تظاهرکنندگان، به مردم معترض هجوم بردند اما با مقاومت و ایستادگی آنان روبهرو شدند.
مردم و جوانان بپاخاسته در تبریز و تهران بهرغم آمادهباش نیروهای سرکوبگررژیم در جریان مسابقات فوتبال، با استفاده از فرصت، بار دیگر خشم خودشان را علیه رژیم فریاد کردند.
فوتبال باز هم فرصتی برای اعتراض آتشین
روز دوشنبه ۴مرداد در جریان مسابقه فوتبال بین تیمهای شهرداری و تیم استقلال در تبریز، تماشاچیان با مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی درگیر شدند و علیه آنها شعار دادند.
روز سهشنبه پنجم مرداد در جریان دیدار مسابقه فوتبال بین تیمهای تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی، تماشاچیان معترض اقدام به آتش زدن صندلیهای استادیوم نمودند.
بنابه گزارشهای دریافتی، رژیم در وحشت از اعتراض تماشاچیان تلاش کرده بود که کمترین تماشاچی به ورزشگاه بیاید. و برای انتقال تماشاچیان تبریز نیز هیچ امکاناتی در نظر نگرفته بود. با این حال در انتهای مسابقه طنین شعارهای مردم علیه رژیم آخوندی ورزشگاه را بهلرزه درآورد و برخورد و رویارویی میان جوانان و مأموران صورت گرفت. رژیم از خسارتهای وارده چیزی نگفت اما ابعاد اعتراض در حدی نبود که سکوت امکانپذیر باشد، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران مجبور به اعتراف شد و نوشت: در پی مسائل حاشیهیی بازی پیروزی تهران و تراکتورسازی تبریز و مختل کردن نظم عمومی و خسارت وارد کردن به اموال عمومی، به دستور استاندار تهران جلسه فوقالعادهیی در شورای تأمین استان تهران تشکیل میشود.
رژیم در وحشت از گسترش جرقههای خیزش به سطح شهر و شعلهور شدن آتش قیام پیشبینیهای زیادی کرده بود اما به آتش کشیده شدن صندلیها و پسزدن نیروی انتظامی در استودیوم آزادی، معنایی غیر از بیاثر شدن تمهیدات سرکوبگرانه در برابر جوانان و مردم خشمگین نداشت. روزنامه رسالت هم در تاریخ هفتم مرداد در حالی که جوانان را اراذل و اوباش مینامید، از مجازات یک مهره سرکوبگر در تبریز توسط جوانان خبر داد و نوشت: سرگرد نیروی انتظامی محرم پورحسن در مقابله با قانونشکنان و کسانی که درصدد سلب آسایش از شهروندان و خانوادهها بودند، طی درگیری با تعدادی از اراذل و اوباش و مزاحمین نوامیس مردم، مجروح شد و پس ازساعتهایی به سبب شدت جراحات وارده به فیض شهادت نایل شد.
اعتصابهای کارگری در اعتراض بهچپاولگری بیحدو مرز رژیم و ایادی دزد آن در هفته گذشته ادامه داشت:
قزوین: بیش از ۳۵۰تن از کارگران فرنخ قزوین با تجمعهای اعتراض بهدنبال گرفتن ۷ماه حقوق پرداخت نشده خود بودند. کارگران کارخانه نازنخ نیز تجمع اعتراضی برای دریافت حقوق معوقه خود داشتند.
در ۳۰کیلومتری جاده کامیاران به سنندج، کارگران سد دولاب نیز بهمنظور گرفتن حقوقشان، برای چندمین بار دست به تجمع اعتراضی زدند.
زندانها در هفته گذشته یکی دیگر از صحنههای رزم حماسی فرزندان مردم ایران با مزدوران رژیم بود. زندانیان با دستهای خالی و بدنهای نحیف، اما با عزم فولادین در برابر سرکوبگریهای رژیم ایستادند و تنها سلاح دژخیم را که بند و اعدام است به سخره گرفتند:
جمعی از زندانیان سیاسی بند ۴ زندان گوهردشت، با پذیرش هرگونه فشار و خطر، با نوشتن نامیی، از مراجع بینالمللی حقوقبشری جهت بازدید از زندان گوهردشت و دیدار با زندانیان، استمداد خواستند. آنها ضمن برشمردن محدودیتهای رژیمساخته از آب و غذا تا امکانات بهداشتی و استقرای در نامه خود تأکید کردند: پیشاپیش اعلام میکنیم که مسئولیت هر اتفاقی اعم از کشته شدن، ضربوشتم و نقصعضو زندانیان مستقیماً به عهده وزارت اطلاعات و مهرهای اجیر شده آنها در این زندان میباشد.
سعید ماسوری زندانی سیاسی که به حبس ابد محکوم شده، در نامهیی که بر روی اینترنت منتشر شده، وضعیت زندانها را توصیف کرده است، شنیدن قسمتهایی از این نامه برای فهم گوشهیی از بهایی که زندانیان مقاوم میپردازند لازم است:
در جایی که حد اکثر ۹۰نفر گنجایش استاندارد آن است، ۱۱۰۰نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰نفر ۱حمام، هر ۵۰۰نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی، هر ۱۷۰نفر یک توالت (آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است)، هر ۵نفر یک متر مربع جا (به همین خاطر از فضای راهرو و راهپلهها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶نفر روی ۱پتو میخوابند و مجبورند از ۷صبح تا ۷شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمیشوند… و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ تا پاسی از شب از کرامت انسانی، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی صحبت میکند ولی از این اوضاع سخنی به میان نمیآید. چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت، با امنیت ملی گره خورده و طرح آن جرمی در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی هم مثل رضا جوشن، جوان ۲۲سالهیی که در وقایع انتخابات دستگیر شد، به این وضع اعتراض و آن را بیان کند، بلافاصله به سلول انفرادی منتقل میشود.
جوانان قیامآفرین در هفته گذشته ضمن تجدیدعهد با مناسبتهای تاریخی مقاومت ایران، عزم خود را در ادامه راه تا رسیدن به آزادی نشان دادند.
محلهها و دانشگاههای مختلف در تهران صحنه بزرگداشت حماسه ملی و میهنی فروغ جاویدان از طرف جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین خلق ایران بود.
این شعارها هم دیوارها را پوشانده است: ”وعده ما در تهران، ارتش آزادیبخش بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران، نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم، ارتش آزادیبخش ملی ایران“ :
در هفته گذشته جوانان مجاهد و مبارز با بزرگداشت حماسه عقیدتی-میهنی فروغ جاویدان و همچنین با گرامیداشت خاطره پیشوای نهضت ملی ایران، دکتر مصدق، بر ارزشهای عقیدتی و میهنی خود پای فشردند تا بر عزم خود در ادامه راه، با منطق اشرفنشان فدای همه چیز، در راه رهایی خلق و میهن تأکید کرده باشند.
بهمناسبت سالگرد حماسه فروغ ایران، یعنی رویارویی اشرفیان با عوامل و مزدوران عراقی ولیفقیه ارتجاع در ۶ و ۷مرداد ۸۸ ، جوانان انقلابی در تهران، کرج، همدان و ملایر تصاویر شهیدان این حماسه را در نقاط مختلف نصب کردند و بر ادامه راهشان تا سرنگونی رژیم ضدبشری تأکید کردند.
گرامی داشت عملیات بزرگ پرواز رهبر مقاومت ایران آقای مسعود رجوی از تهران به پاریس در سال ۱۳۶۰ ، همراه با بزرگداشت ارتش آزادیبخش ملی ایران، حرف آخر جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین رودرروی دیکتاتوری فاشیستی مذهبی بوده است.
معلوم است که نصب گسترده این تصاویر اشرفنشان تا چه حد وحشت رژیم را بیش از پیش برانگیخته و سردمداران رژیم را به کوبیدن سر به در و دیوار واداشته است. یک نمونهاش بالاگرفتن بیسابقه آهونالهها و روضههای مرصاد است که بسا بیش از سالهای قبل است. امسال فقط به جشن سرنگون نشدن بسنده نکردهاند، آهوناله صدای روضههای مرصاد بیش از هر سال فضای رسانههای رژیم را فراگرفته بود که بیانگر احساس خطر ویژه آخوندها در آستانه سرنگونی است.
حلقه تنگتر میشود
در پمپبنزین خیابان روزولت، رانندگان و سرنشینان خودروها که ساعتها منتظر سوختگیری بودند، خشمگینانه از خودروهای خود پیاده شدند و با شعار مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند. مزدوران نیروی انتظامی که برای کنترل جمعیت در آنجا حضور داشتند، در وحشت از گسترش تظاهرات و پیوستن سایر مردم به تظاهرکنندگان، به مردم معترض هجوم بردند اما با مقاومت و ایستادگی آنان روبهرو شدند.
مردم و جوانان بپاخاسته در تبریز و تهران بهرغم آمادهباش نیروهای سرکوبگررژیم در جریان مسابقات فوتبال، با استفاده از فرصت، بار دیگر خشم خودشان را علیه رژیم فریاد کردند.
فوتبال باز هم فرصتی برای اعتراض آتشین
روز دوشنبه ۴مرداد در جریان مسابقه فوتبال بین تیمهای شهرداری و تیم استقلال در تبریز، تماشاچیان با مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی درگیر شدند و علیه آنها شعار دادند.
روز سهشنبه پنجم مرداد در جریان دیدار مسابقه فوتبال بین تیمهای تراکتورسازی تبریز و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی، تماشاچیان معترض اقدام به آتش زدن صندلیهای استادیوم نمودند.
بنابه گزارشهای دریافتی، رژیم در وحشت از اعتراض تماشاچیان تلاش کرده بود که کمترین تماشاچی به ورزشگاه بیاید. و برای انتقال تماشاچیان تبریز نیز هیچ امکاناتی در نظر نگرفته بود. با این حال در انتهای مسابقه طنین شعارهای مردم علیه رژیم آخوندی ورزشگاه را بهلرزه درآورد و برخورد و رویارویی میان جوانان و مأموران صورت گرفت. رژیم از خسارتهای وارده چیزی نگفت اما ابعاد اعتراض در حدی نبود که سکوت امکانپذیر باشد، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران مجبور به اعتراف شد و نوشت: در پی مسائل حاشیهیی بازی پیروزی تهران و تراکتورسازی تبریز و مختل کردن نظم عمومی و خسارت وارد کردن به اموال عمومی، به دستور استاندار تهران جلسه فوقالعادهیی در شورای تأمین استان تهران تشکیل میشود.
رژیم در وحشت از گسترش جرقههای خیزش به سطح شهر و شعلهور شدن آتش قیام پیشبینیهای زیادی کرده بود اما به آتش کشیده شدن صندلیها و پسزدن نیروی انتظامی در استودیوم آزادی، معنایی غیر از بیاثر شدن تمهیدات سرکوبگرانه در برابر جوانان و مردم خشمگین نداشت. روزنامه رسالت هم در تاریخ هفتم مرداد در حالی که جوانان را اراذل و اوباش مینامید، از مجازات یک مهره سرکوبگر در تبریز توسط جوانان خبر داد و نوشت: سرگرد نیروی انتظامی محرم پورحسن در مقابله با قانونشکنان و کسانی که درصدد سلب آسایش از شهروندان و خانوادهها بودند، طی درگیری با تعدادی از اراذل و اوباش و مزاحمین نوامیس مردم، مجروح شد و پس ازساعتهایی به سبب شدت جراحات وارده به فیض شهادت نایل شد.
اعتصابهای کارگری در اعتراض بهچپاولگری بیحدو مرز رژیم و ایادی دزد آن در هفته گذشته ادامه داشت:
قزوین: بیش از ۳۵۰تن از کارگران فرنخ قزوین با تجمعهای اعتراض بهدنبال گرفتن ۷ماه حقوق پرداخت نشده خود بودند. کارگران کارخانه نازنخ نیز تجمع اعتراضی برای دریافت حقوق معوقه خود داشتند.
در ۳۰کیلومتری جاده کامیاران به سنندج، کارگران سد دولاب نیز بهمنظور گرفتن حقوقشان، برای چندمین بار دست به تجمع اعتراضی زدند.
زندانها در هفته گذشته یکی دیگر از صحنههای رزم حماسی فرزندان مردم ایران با مزدوران رژیم بود. زندانیان با دستهای خالی و بدنهای نحیف، اما با عزم فولادین در برابر سرکوبگریهای رژیم ایستادند و تنها سلاح دژخیم را که بند و اعدام است به سخره گرفتند:
جمعی از زندانیان سیاسی بند ۴ زندان گوهردشت، با پذیرش هرگونه فشار و خطر، با نوشتن نامیی، از مراجع بینالمللی حقوقبشری جهت بازدید از زندان گوهردشت و دیدار با زندانیان، استمداد خواستند. آنها ضمن برشمردن محدودیتهای رژیمساخته از آب و غذا تا امکانات بهداشتی و استقرای در نامه خود تأکید کردند: پیشاپیش اعلام میکنیم که مسئولیت هر اتفاقی اعم از کشته شدن، ضربوشتم و نقصعضو زندانیان مستقیماً به عهده وزارت اطلاعات و مهرهای اجیر شده آنها در این زندان میباشد.
سعید ماسوری زندانی سیاسی که به حبس ابد محکوم شده، در نامهیی که بر روی اینترنت منتشر شده، وضعیت زندانها را توصیف کرده است، شنیدن قسمتهایی از این نامه برای فهم گوشهیی از بهایی که زندانیان مقاوم میپردازند لازم است:
در جایی که حد اکثر ۹۰نفر گنجایش استاندارد آن است، ۱۱۰۰نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰نفر ۱حمام، هر ۵۰۰نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی، هر ۱۷۰نفر یک توالت (آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است)، هر ۵نفر یک متر مربع جا (به همین خاطر از فضای راهرو و راهپلهها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶نفر روی ۱پتو میخوابند و مجبورند از ۷صبح تا ۷شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمیشوند… و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ تا پاسی از شب از کرامت انسانی، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی صحبت میکند ولی از این اوضاع سخنی به میان نمیآید. چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت، با امنیت ملی گره خورده و طرح آن جرمی در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی هم مثل رضا جوشن، جوان ۲۲سالهیی که در وقایع انتخابات دستگیر شد، به این وضع اعتراض و آن را بیان کند، بلافاصله به سلول انفرادی منتقل میشود.
جوانان قیامآفرین در هفته گذشته ضمن تجدیدعهد با مناسبتهای تاریخی مقاومت ایران، عزم خود را در ادامه راه تا رسیدن به آزادی نشان دادند.
محلهها و دانشگاههای مختلف در تهران صحنه بزرگداشت حماسه ملی و میهنی فروغ جاویدان از طرف جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین خلق ایران بود.
این شعارها هم دیوارها را پوشانده است: ”وعده ما در تهران، ارتش آزادیبخش بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران، نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم، ارتش آزادیبخش ملی ایران“ :
در هفته گذشته جوانان مجاهد و مبارز با بزرگداشت حماسه عقیدتی-میهنی فروغ جاویدان و همچنین با گرامیداشت خاطره پیشوای نهضت ملی ایران، دکتر مصدق، بر ارزشهای عقیدتی و میهنی خود پای فشردند تا بر عزم خود در ادامه راه، با منطق اشرفنشان فدای همه چیز، در راه رهایی خلق و میهن تأکید کرده باشند.
بهمناسبت سالگرد حماسه فروغ ایران، یعنی رویارویی اشرفیان با عوامل و مزدوران عراقی ولیفقیه ارتجاع در ۶ و ۷مرداد ۸۸ ، جوانان انقلابی در تهران، کرج، همدان و ملایر تصاویر شهیدان این حماسه را در نقاط مختلف نصب کردند و بر ادامه راهشان تا سرنگونی رژیم ضدبشری تأکید کردند.
گرامی داشت عملیات بزرگ پرواز رهبر مقاومت ایران آقای مسعود رجوی از تهران به پاریس در سال ۱۳۶۰ ، همراه با بزرگداشت ارتش آزادیبخش ملی ایران، حرف آخر جوانان قیامآفرین و هواداران مجاهدین رودرروی دیکتاتوری فاشیستی مذهبی بوده است.
معلوم است که نصب گسترده این تصاویر اشرفنشان تا چه حد وحشت رژیم را بیش از پیش برانگیخته و سردمداران رژیم را به کوبیدن سر به در و دیوار واداشته است. یک نمونهاش بالاگرفتن بیسابقه آهونالهها و روضههای مرصاد است که بسا بیش از سالهای قبل است. امسال فقط به جشن سرنگون نشدن بسنده نکردهاند، آهوناله صدای روضههای مرصاد بیش از هر سال فضای رسانههای رژیم را فراگرفته بود که بیانگر احساس خطر ویژه آخوندها در آستانه سرنگونی است.