مادر آرمان رضا خانی نخبه ۱۹ ساله پس از ملاقات با فرزندش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش رسیده، خانم رضا خانی که به مدت شش ماه از ملاقات با فرزندش محروم بود پس از انتقال وی به بند ۳۵۰ موفق به کسب اجازه ملاقات حضوری از دادستان تهران شده بود صبح روز دوشنبه پس از ملاقات با فرزندش بهدلیل نامعلومی بازداشت شد. بنا به این گزارش این دومین بار است که اعضای یک خانواده پس از ملاقات حضوری دستگیر میشود، پیشتر از این یکی از اعضای خانواده کیارش کامرانی بازداشت و روانه بند ۳۵۰ شده بود.
به گزارش رسیده، خانم رضا خانی که به مدت شش ماه از ملاقات با فرزندش محروم بود پس از انتقال وی به بند ۳۵۰ موفق به کسب اجازه ملاقات حضوری از دادستان تهران شده بود صبح روز دوشنبه پس از ملاقات با فرزندش بهدلیل نامعلومی بازداشت شد. بنا به این گزارش این دومین بار است که اعضای یک خانواده پس از ملاقات حضوری دستگیر میشود، پیشتر از این یکی از اعضای خانواده کیارش کامرانی بازداشت و روانه بند ۳۵۰ شده بود.
آرمان رضاخانی دانشجوی بازداشتشده در جریان قیام سال ۸۸ است. وی متولد بهمن ۱۳۶۹ و دانشجوی رشته مهندسی آیتی است. او یکی از برگزیدگان استانی دهمین جشنواره جوان خوارزمی شهر تهران است. پدرش محمدرضا رضاخانی، مترجم کتاب امپریالیسم ژاپن در مهرماه سال ۱۳۷۱ هنگام نزاع با جلالالدین فارسی جنایتکار که در اطراف شهریار مشغول شکار کبک بود، به ضرب گلوله فارسی کشته شد.
آرمان رضاخانی مدت چند ماه را در انفرادی گذرانده و گفته میشود در برابر وعده دروغین آزادی و عدم آزار خانواده مجبور به اعترافات دروغین شده است.
بنابه این گزارش، آرمان در حال حاضر از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نیست. او به شدت کاهش وزن داشته است و مانند بسیاری از زندانیان دیگر سرفههای خشک و ممتد میکند که نشان از بیماری مزمنی است که مسئولین زندان اوین به این علامتها بیتوجه بوده و هیچ درمان مناسبی را انجام نمیدهند. در پی قطع گاز در زمستان و بهار اکثر زندانیان از جمله آرمان رضاخانی به سرما خوردگی سختی مبتلا شدند که درجهت بهبود این وضع از طرف مسئولین هیچ اقدام جدی صورت نگرفت.
محمد نوریزاد در پنجمین نامه سرگشادهاش به علی خامنهای گفت با آرمان رضاخانی، در زندان اوین بوده است. وی نوشت:
«من این روزها، با جوان نوزده سالهای همنشین و همبند هستم که مجموعهای از خردمندیها و درستیها با اوست. المپیادی است. برنده جشنواره خوارزمی است. این جوان اما به اتهام متداول توهین به رئیسجمهور و تبلیغ علیه نظام، پنج ماهونیم است که در زندان است. این جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده و توسط بازجوهای تند و بیادب خود، کتک خورده و تهدید شده است. این جوان، همان است که آقای جلالالدین فارسی، پدرش را به ضرب گلوله تفنگ شکاری خود کشته است. این جوان، اکنون هفده سال است که چشم به راه تراوش حق و عدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلالالدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ریال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلالالدین فارسی قاتل را آزاد گذارده، و خود او را که به ابراز نشاط سیاسیاش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا و ضرب و شتم در انداخته است.