728 x 90

-

مجاهد اشرفی اکبر مدد زاده، جنایات رژیم آخوندی را افشاء می‌کند

-

شبنم مددزاده و فرزاد مدد زاده
شبنم مددزاده و فرزاد مدد زاده
اکبرمدد زاده، از مجاهدان اشرف و از بستگان زندانی سیاسی صالح کهندل که در زندان اوین تحت شکنجه قرارداد، جنایات دژخیمان خامنه‌ای علیه خانواده‌های مجاهدین در داخل ایران و سیرک مفتضح مالکی و مزدوران اطلاعات آخوندی را افشا کرد:

اکبر مددزاده
جایی که حق پایمال میشه لاجرم ایستادگی و مقاومت اوج می‌گیره و این ایستادگی و مقاومت چه در خیابانهای تهران باشه با ایستادگی بچه‌های قیام و چه در سیاهچالهای گوهردشت و اوین باشه فرقی نمی‌کنه با ایستادگی زندانیان سیاسیمان و چه در اشرف باشه در مداری بسا بالاتر که با انقلاب خواهر مریم که پرچمدار ایستادگی و مقاومته به اوج می‌رسه و این الهام بخش مقاومت و ایستادگی در کل جهانه.

من اکبر مدد زاده سال 85 که به ارتش آزادی آمدم رژیم آخوندی همسر خواهرم آقای صالح کهندل رو دستگیر کرد و در این میان بود که با شقاوت و وحشیگری وحشیگریشون وحشیگری خاص خودش آن رو به سیاهچالهای اوین برد و زیر شدیدترین شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی قرار داد بطوری که او از درد کلیه رنج می‌بره و در نهایت بعد از زندان بعد از انفرادیهای طولانی مدت و بلاتکلیفی نزدیک به یکسال او رو به 15سال حبس با تبعید به زندان گوهردشت محکوم کردند این تنها نبود این شروع توطئه و شکنجه علیه خانواده من بود بعد از اینکه من به اشرف رسیدم بعد از چند مدت تماس گرفتم که بگم به خانواده‌ام که سر حال وسالم رسیدم به اشرف و این تماس تلفنی و همین یک تماس تلفنی بلای جان خانواده‌ام شد رژیم آخوندی خواهرم شبنم مدد زاده دانشجوی دانشگاه کرج رو دستگیر کرد و بعد از دستگیری خواهرم برادرم که علت دستگیری او رو جویا شده بود او رو هم دستگیر کرد و آنها رو به سلولهای 209 بردند و تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روانی قرار دادند و بعد از مدتها بلاتکلیفی و بدون ملاقات حتی تماس با یک خانواده و بلاتکلیفیهای طولانی نزدیک به یک سال اینها بلاتکلیف بودند رژیم آخوندی در یک بیدادگاه نمایشی به هر کدام از اینها 5سال حکم به‌خاطر یک تماس آن هم تبعید به زندان گوهردشت کرج داد به هر کدام یعنی در کل بخواهم بگم آمدنم به اشرف 25سال حبس در زندانهای مخوف رژیم تمام شد این تمام نشد رژیم آخوندی برای اینکه پدرو مادرم رو به ذلت بکشونه و از آنها بخواهد که بیایید اشرف که ما رو برگردانه بزعم خودش و به خیال باطل خودش آنها رو تحت شدیدترین فشارها ی روحی و روانی قرار داد طوری که پدرم در این مدت در این یکسالی که تحت فشارها و بازجوییهای بازجویان وزارت بدنام اطلاعات بودند بینایی‌اش رو از دست داد مادرم دچار بیماری حاد قلبی شد بله این عاطفه‌ای از رژیم ولایت‌فقیه این‌جا که تمام نمی‌شه رژیم ولایت‌فقیه آمده جلوی درب اشرف ادعای عاطفه و رابطه خانوادگی میگه کجاست این عاطفه من که زنگ زدم یک بار بگم که سالم هستم سرحالم خانواده بفهمند منو خواهرم و بردارم و دامادمون رو دستگیر می‌کنه کجاش عاطفه است پس توطئه‌ای زیر این هست توطئه‌ای کثیف و ننگینی که از کجا خوردیم از قیام از قیام شکست خورده رژیم از نابود کردن اشرف شکست خورده نتوانسته نابود کنه اشرف رو پس لاجرم دست بر هر اقدامی میزنه تا اینکه قیام رو سرکوب کنه یا بطوری بخیال خودش اشرف رو نابود بکنه زهی خیال باطل.

در این‌جا اشاره می‌کنم به قسمتهایی از نامه‌ای که صالح کهندل در 19اردیبهشت ماه همین امسال به بیرون داده. نامه‌اش خیلی طولانیه ولی قسمتهایی ازش رو برایتان می‌خوانم میگه این نامه خطاب به 5 شهید اعدامیه:
”پس بدار آویختن هم بندیم فرزانه‌ام فرزاد و امثال او باعث ترس و وحشت من نخواهد شد کوتاه فکران زبون و علیل نمی‌توانند بفهمند که اگر ما رو ترس و خوفی باشد از زندگی ذلت بار است نه از طناب دار ما درو و رنجها را مدتها در انفرادی مخوف تحمل کردیم تا شرافتمان را به حیات پست ذلت بار نفروشیم و شهادت را پایان خط یک زندگی شرافتمندانه می‌دانیم رقص جولان بر سر میدان کنند رقص اندر خون خود مردان کنند ”

این قسمتهایی از نامه صالح بود و دوست دارم قسمتهایی از نامه شبنم رو که به‌دستم رسیده بود برایتان بخوانم نامه‌اش طولانیه ولی در قسمتهایی از نامه‌اش می‌گوید:

”آی همکلاسیها ما نه تفنگ داریم نه چماق ما تنها دلی کوچک داشتیم و عشق عشق به انسانیت عشق به بهاری که امسال برای دومین بار از پشت دیوارهای سرد اوین می‌گذارنمش ”

راستی مگر پیام اشرف جز درس عشق و انسانیت و مقاومت چیز دیگری است راستی مگر صالح و شبنم اشرفی دیدند مگر به اشرف آمدند مگه مجاهدی دیدند پس این از کجاست اینها از کجا الهام می‌گیرند بله این همان کانون استراتژی نبرده که می‌رود دمار از ر وزگار رژیم در بیاورد بله اشرف به قیام وصل شده و این رو رژیم منحوس آخوندی می‌داند و از این هم وحشت داره در این‌جا روی سخنم با ولی‌فقیه ارتجاع است میگم پنجاه تا نه پنج هزار بلندگو نصب کن دور تا دور اشرف چند تا مزدور چلغوز نه چندین هزار از مزدورانت را بیاور وزارت بدنام اطلاعاتت را سپاه پاسدارانت را هر چه‌داری بریز هر چه در توان داری بریز ما را باکی نیست بیاور وعده ما با ارتش آزادی باخلق قهرمان در تهران.

( اکبر مدد زاده صحبتهای خود را با شعر زیبای زیر که به زبان ترکی است, به پایان برد)

میهنم زادگاهم
جانم پدرم مادرم خواهرم برادرانم فدای تو
در دست تفنگ قطار فشنگ در کمر
در دل انقلاب
ایستاده‌ایم ایستاده‌ایم
به‌خاطر وطن به‌خاطر وطن
از جان شیرین گذشتیم
میهنم زادگاهم
تو را از دست این آخوندهای جلاد آزاد خواهیم کرد
آذربایجان بیدار است
تکیه گاه ایران است

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات