اینجانب رودابه اکبری خانهدار و همسرزندانی سیاسی جعفر کاظمی، دارای ۲ فرزند میباشم.
همسرم را در تاریخ ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ در خیابان هفت حوض در شهر تهران ساعت ۶ صبح دستگیر و به مدت ۲ هفته خبری از او نداشتم و ۳ روز تحت شکنجه بوده و ۷۴ روز در سلول انفرادی در شرایط بدی بهسر میبرد.
اتهام وارده به همسرم هواداری و تبلیغ از سازمان مجاهدین و دیدار با فرزندمان در اشرف بوده است. وضعیت او در داخل زندان به این نحو بوده که پس از ۳ روز شکنجه و ۳ ماه انفرادی ایشان را تحت فشار برای انجام مصاحبه تلویزیونی کردند و وقتی با مقاومت وی روبه رو شدند اقدام به شکنجه و ضرب شتم شدید نمودند بهطوری که منجر به شکسته شدن ۳ دندان او گردید هم اکنون همسرم در شرایط جسمی و روحی نگران کنندهیی بهسر میبرد.
همسرم را در تاریخ ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ در خیابان هفت حوض در شهر تهران ساعت ۶ صبح دستگیر و به مدت ۲ هفته خبری از او نداشتم و ۳ روز تحت شکنجه بوده و ۷۴ روز در سلول انفرادی در شرایط بدی بهسر میبرد.
اتهام وارده به همسرم هواداری و تبلیغ از سازمان مجاهدین و دیدار با فرزندمان در اشرف بوده است. وضعیت او در داخل زندان به این نحو بوده که پس از ۳ روز شکنجه و ۳ ماه انفرادی ایشان را تحت فشار برای انجام مصاحبه تلویزیونی کردند و وقتی با مقاومت وی روبه رو شدند اقدام به شکنجه و ضرب شتم شدید نمودند بهطوری که منجر به شکسته شدن ۳ دندان او گردید هم اکنون همسرم در شرایط جسمی و روحی نگران کنندهیی بهسر میبرد.
بعد از دادگاه اول که حکم اعدام از سوی قاضی مقیسهای صادر شد وکیل همسرم شفاها اعتراض نمودند که حکم صادره برای اتهام موجود که فقط تبلیغ علیه نظام بوده بسیار سنگین و غیرقانونی است که همان جا قاضی پرونده اعلام میدارد: من تحت فشار مقامات بالا مجبور شدم چنین حکمی صادر نمایم.
طبق گفته وکیل همسرم لایحه تنظیم شده جهت دادگاه دوم که ۳ صفحه بوده و اختصاص به تبلیغات علیه نظام بود، اصلا در دادگاه اشارهای به آن نگردید و درحد ۲ خط کوتاه حکم اول (اعدام) را تایید کردند. نام قاضی دوم برای دادگاه تجدیدنظر (زرگر) میباشد.
بازجو به همسرم گفت که ما برای حفظ نظام احتیاج به چندقربانی داریم که یکی از قرعهها به نام تو افتاده است. مجددا از همسرم میخواهند که مصاحبه برای درگیری روز عاشورا انجام بدهد که با مخالفت وی روبهرو میشوند چرا که همسرم ۳ ماه قبل از عاشورا دستگیر شده بود بازجویان او را تهدید میکنند در صورت عدم موافقت جهت انجام مصاحبه همسر و فرزندت را جلوی چشمانت تحت شکنجه قرار میدهیم و بهرغم تهدید بازجویان مبنی براینکه همسرت را جلویت قطعه قطعه میکنیم ولی باز اودر مقابل انجام هرگونه مصاحبه مقاومت میکند و در مقابل مقاومت همسرم به وی اعلام میکنند که اعدام وی لازمالاجرا و قطعی میباشد.
بعد از ۷۴ روز که در بند ۲۰۹ در انفرادی بودند ایشان را یک هفته بجائی به نام سوئیت منتقل و بعد از آن به بند ۳۵۰ منتقل میکنند.
مدت سه هفته بهرغم مراجعات مکرر من وفرزند کوچکم به زندان برای دیدار پدرش میرفتیم هیچ ملاقاتی ندادند.
مدت سه هفته بهرغم مراجعات مکرر من وفرزند کوچکم به زندان برای دیدار پدرش میرفتیم هیچ ملاقاتی ندادند.
در کدام قانون و قاموس و در کدام کشور دیدار با فرزند جرم محسوب میشود؟ اگر دیدار با فرزند از نظر جمهوری اسلامی جرم است و گناهی است که حکمش اعدام باید باشد، بله همسر من گناهکار میباشد.
با توجه به وضعیت وخیم زندانیان سیاسی و با توجه به عدم رسیدگی به احکام ضد حقوقبشری و غیرقانونی و بیگناهی عموم زندانیان سیاسی درخواست رسیدگی فوری و عملی در باب عدم اجرای احکام صادره اعدام را دارم.
شرایط بالا فقط خاص همسر من و خانواده ما نمیباشد بلکه همه خانوادههای زندانیان سیاسی در شرایط بد روحی هستند و خانوادههای زندانیان سیاسی خواهان اقدام عملی و فوری سازمان مللمتحد و کمیسر عالی حقوقبشر هستیم.
با تشکر رودابه اکبری
همسر زندانی سیاسی جعفر کاظمی
اردیبهشت ۱۳۸۹
استمداد کمک این خانواده به مراجع و سازمانهای زیر ارسال گردید
-دبیرکل سازمان ملل آقاق بان کیمون
-کمیسر عالی حقوقبشر سازمان مللمتحد
-عفو بینالملل
-دیدبان حقوقبشر