728 x 90

گفته ها و نا گفته ها,

گفته‌ها و ناگفته‌ها از میان روزنامه‌های حکومتی روز ۳۱تیر ۹۶

-

نگاهی به روزنامه‌های حکومتی
نگاهی به روزنامه‌های حکومتی
در عنوانهای صفحات اول روزنامه‌های حکومتی به‌خصوص در باند حسن روحانی، دعوای سهم‌خواهی در کابینه جدید روحانی عنوانهای زیادی را به خود اختصاص داده است
آرمان:
روحانی در منگنه مطالبات و معاملات

آفتاب یزد: حمیدرضا عارف: اگر پدر کنار نمی‌کشید معلوم نبود برجامی امضا شود

اطلاعات: رئیس جمهوری: وقت حاشیه سازی نیست باید به فکر آینده کشور باشیم

ایران: روحانی: دولت دوازدهم فراجناحی خواهد بود، باید تفکر و خواسته‌یی که اکثریت به آن رأی دادند حاکم شود

بهار: ورود ممنوع برای یک وزیر – برخی نمایندگان مجلس و ناظران سیاسی از لزوم عدم معرفی رحمانی فضلی برای دولت جدید می‌گویند

جمهوری اسلامی: علی مطهری: انتخاب وزیر کشور دولت یازدهم نتیجه یک معامله بود که این بار نباید تکرار شود

قانون: وزیر دفاعی که مدافع روحانی نبود

شکاف باند روحانی در دعوای سهم‌خواهی به روزنامه‌های هر دو باند کشیده شده است:
شرق:
اپوزیسیون‌نوازی با صندلی کابینه
... کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه‌ای است که برخی از اصلاح‌طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می‌کنند! مگر مردم خودشان نمی‌توانستند به اصول‌گرایان رأی بدهند که حالا عده‌یی دنبال احقاق حق آنها هستند.

جوان: موضوع چینش کابینه دوازدهم و سهم‌خواهی جریان اصلاحات از دولت برای انتخاب مهره‌های مدنظرشان، این روزها به اصلی‌ترین فاز چالش میان اصلاح‌طلبان و دولتی‌ها تبدیل شده است... در آستانه انتخاب کابینه یازدهم چالشها و رقابتهای درونی جریان اصلاحات واعتدال این‌گونه آشکار نبود و فضا گل‌وبلبلی بود اما اکنون و با این آغاز تلخ و گرو‌کشی‌ها، پیش‌بینی آینده چندان دشوار نیست
کاهش سطح رابطه دیپلوماتیک با رژیم از طرف کویت موضوع مهم دیگر درصفحات اول روزنامه‌های هر دو باند حاکم است:

اعتماد: دیپلوماسی کج دار و مریز کویت

بهار: مهلت 45روز کویت برای کاهش دیپلوماتهای ایرانی- بازی در زمین عربستان

سایه: امیر عبداللهیان: کاهش عدد دیپلوماتهای ایرانی دور از رفتار حکمیانه امیر کویت است

کسب وکار: تعداد دیپلوماتهای ایرانی در کویت کاهش می‌یابد، اعتراض شدید ایران به کاردار کویت

جهان صنعت: پیامدهای بحران دیپلوماتیک ایران و کویت
... محققاً این بحران پیامد‌هایی را به همراه دارد که بیش از همه متوجه ایران است. به این معنی که... ایران مهم‌ترین محلل و میانجی خود یعنی کویت را در حل بحرانهای دیپلوماتیک با کشور‌های منطقه از دست می‌دهد. این وضعیت به‌معنای تنها شدن و انزوای ایران در منطقه خواهد بود.
سوز و گداز از مقاومت ایران به‌خصوص از برپایی گردهمایی بزرگ مقاومت در ویلپنت فرانسه، 21روز بعد از این واقعه با وحشت از جنبش دادخواهی به هم آمیخته و هنوز در نمایشهای جمعه و روزنامه‌های حکومتی ادامه دارد:
کیهان: خطیب جمعه تهران: مردم از کابینه کار می‌خواهند، از شعار خسته شده‌اند
امام جمعه موقت تهران با اشاره به برگزاری همایش منافقین در فرانسه، گفت: نفس اجازه دادن به این‌که این جنایتکاران در آنجا همایش برگزار کنند، حمایت عملی از تروریسم است و باید به کسانی که به حکم امام (ره) در دهه 60با منافقین برخورد کردند مدال داد.
وی با اشاره به برگزاری همایش منافقان در فرانسه، یادآور شد: نفس اجازه دادن به این‌که این جنایتکاران در آنجا همایش برگزار کنند، حمایت عملی از تروریسم است.
آیت‌الله خاتمی گفت: متأسفانه فرانسه با استفاده از این مهره‌های سوخته و نیز موضع‌گیریهای دیگر نشان داد که در عرصه سیاسی عقب مانده است؛ چرا که از عناصر خائن و آدم‌کشی مانند داعشی‌ها استفاده می‌کند.
امام جمعه موقت تهران افزود: اسم این همایش عملاً امضای ترور است؛ چرا که دیدیم زنده زنده پوست سه پاسدار را کندند و به‌شهادت رساندند. آنها همان منافقین دهه 60هستند، آنگاه به آنها مجوز همایش می‌دهید؟ عده‌یی هم در داخل جای جلاد و شهید را عوض می‌کنند. برخورد با اینها و کندن کلک‌شان عمل ارزشمند امام (ره) و پیروان آنها بود که باید به آنها مدال داد نه این‌که در سایت‌های خود جای جلاد و شهید را عوض کنند.
وی تصریح کرد: امروز اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دیرالزور موشک زد، همه آفرین می‌گویند، پس آنهایی که در سایت‌های خود جای جلاد و شهید را عوض می‌کنند، توبه کنند.

جمهوری اسلامی: تأکید ائمه جمعه بر ضرورت اتحاد دنیای اسلام برای مقابله با توطئه‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان
تبریز - نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز
با بیان این‌که نهاد ولایت فقیه و نهادهای وابسته به ولایت فقیه نیز مورد تهاجم کور دشمنان و گروه‌های معاند و منافقین کوردل هستند، افزود: منافقین کور دل اکنون نیز دشمن درجه یک ایران بوده و در تلاش برای افزایش تحریم‌های آمریکا علیه ایران هستند. وی گفت: منافقین بدانند بیش از گذشته نزد ملت ایران ذلیل بوده و ذلیل‌تر هم خواهند شد و وجهه و چهره خود در نزد مردم را با جنایت و دشمنی‌های علنی علیه ایران و دادن دست دوستی با دشمنان به نمایش گذاشته‌اند
تناقض گویی‌های ظریف در خصوص رابطه با آمریکا و وضعیت برجام

موضوع مقالات و عنوانهای صفحات اول روزنامه‌های حکومتی است:
آفتاب یزد:
ظریف: برای دیدار با تیلرسون مخالفتی ندارم

جوان: ظریف: حالا همه ما کمبودهای برجام را می‌دانیم – روحانی: از تخلفات آمریکا نمی‌گذریم و مقابل آنها می‌ایستیم

سیاست روز: یکی به نعل یکی به میخ!
ظریف در این مصاحبه‌های مطبوعاتی با رسانه‌های آمریکایی، هم «به نعل زد و هم به میخ»، از یک سو آمریکا را متهم کرد که توافق هسته‌یی را نقض کرده و احتمال تصمیم‌گیری از سوی ایران درباره توافق هسته‌یی وجود دارد، از سوی دیگر راه را برای مذاکره، هم بر سر توافق هسته‌یی کنونی و هم در زمینه مسائل دیگر را باز گذاشت... ایران در مصاحبه با «نیویورکر» با صراحت گفت؛ «در صورتی که شاهد حسن نیت از طرف آمریکا در اجرای توافق هسته‌یی باشیم، این توافق، زیربنایی برای همکاری خواهد بود و نه سقف آن و امکان دارد که در حوزه‌های دیگر هم تعامل کنیم.»
چنین موضعی قابل تأمل و بررسی است، چرا که نقیض سخنانی است که آقای ظریف علیه آمریکا به‌خاطر نقض برجام زده است. تجربه مذاکرات هسته‌ای، باید مسئولان و دست‌اندرکاران دستگاه دیپلوماسی و تیم هسته‌یی را به این نتیجه رسانده باشد که واقعاً آمریکا غیرقابل اعتماد است و نباید برای مذاکره دوباره بر سر موضوعات دیگر به آن خوشبین بود.
اما سخنان آقای ظریف، چیز دیگری می‌گوید، او می‌گوید، اگر «آمریکا حسن نیت نشان دهد»، یعنی تاکنون حسن نیت نداشته است، پس غیرقابل اعتماد است. اگر تاکنون حسن نیت نشان نداده، آیا قرار است از این پس حسن نیت داشته باشد؟! اگر حسن نیت آمریکا مقطعی و کوتاه باشد چه؟
رهبر معظم انقلاب در دیدار وزیر امور خارجه و سفرا و کارداران کشورمان که در تاریخ ۱۰آبان ۱۳۹۴انجام شد صراحتاً با رد مذاکره با آمریکا درباره مسائل منطقه تأکید می‌کنند؛ «آمریکایی‌ها به‌دنبال تحمیل منافع خود هستند نه حل مسائل.»
با این اوصاف آقای ظریف چرا اعلام می‌کند آمریکا حسن نیت در اجرای توافق هسته‌یی نشان دهد، در حوزه‌های غیر از برجام همکاری می‌کنیم؟!
اگر آقای ظریف به‌دنبال مجاب کردن و ترغیب آمریکا به اجرای برجام با وعده مذاکره بر سر مسائل دیگر است، چنین سیاستی یک اشتباه دیگر از سوی دستگاه دیپلوماسی خواهد بود.
انتظار و توقع حسن نیت از آمریکا، انتظاری است که به وصال نخواهد رسید.

حمله به برجام و استقبال از مواضع اخیر روحانی و ظریف همراه با نیشهای دلواپسی، موضوع مقالات روزنامه‌های باند ولی‌فقیه ارتجاع است:
کیهان: فرجام بی‌حاصل برجام! (یادداشت روز)
ماجرا از این قرار بود که دولت ترامپ، «همزمان» با اعلام دور تازه تحریم‌ها، برای دومین بار پایبندی ایران به برجام را تأیید کرد! به عبارت دیگر، همزمان با تأیید پایبندی ایران به برجام، تحریم‌های تازه‌یی علیه کشورمان در حوزه موشکی و تروریسم اعمال کردند! این پایان ماجرا نبود. چند ساعت بعد، خبر معنی‌دار دیگری از راه رسید؛ آمریکا در گزارش سالانه وضعیت تروریسم در جهان، بار دیگر ایران را اصلی‌ترین دولت حامی تروریسم در جهان معرفی کرد!
ترامپ برجام را پاره نکرد. ترامپ اگر‌چه «دیوانه» است اما، آن‌قدر هم دیوانه نیست که چنین توافقی را یک‌طرفه لغو و خود را از مزایای بی‌شمار آن محروم کند
اصولاً باید پرسید، وقتی کشوری همواره شاهد انفعالِ (‌شاید از روی ناچاری!) طرف مقابلش در برابر نقض پی‌درپی برجام بوده و مشاهده کرده که هم می‌توان تحریم کرد و هم، حریف را با جمله «هنوز به برجام پایبند بوده» راضی نگه داشت! چرا باید چنین توافقی را پاره کند!؟
اما سؤال مهم اینجاست که، این تأیید چه فایده‌ای دارد وقتی پشت آن تحریم‌های تازه‌یی هست؟! و این‌که در این بین، چه کسی مسئول رسیدگی به تعهدات آمریکاست؟ واقعاً عدم پایبندی این کشور به برجام را چه کسی باید پیگیری کند؟!
ممکن است عده‌یی بگویند، تحریم‌های روز سه‌شنبه آمریکا ربطی به مسأله هسته‌یی ندارد و مربوط به مسأله «موشکی» و «تروریسم» است. بنابر‌این آمریکا برجام را نقض نکرده است، که در پاسخ باید گفت؛ اولاً رئیس‌جمهور محترم نیز در واکنش به تحریم‌های ناتمام پسابرجامی آمریکا، اذعان کرده که تصویب نهایی این تحریم‌ها، نقض روح و متن برجام است و آقای ظریف نیز ساعتهایی قبل از اعلام رسمی خبر تحریم‌ها، علیه آن موضع درست را گرفتند و تهدید به خروج از توافق کردند؟ ثانیا، طبق شرط دوم از شروط 9گانه رهبری برای تأیید برجام، که به آن اشاره خواهیم کرد، با این تحریم‌ها، برجام قطعاً نقض شده است چرا که، قرار بود هیچ‌یک از تحریم‌ها با بهانه‌های دیگر بازنگردند.
فلسفه وجودی تحریم‌های ظالمانه غرب، گرفتن مولفه‌های قدرت کشورمان است.
دشمن این است که، با این ابزار، توان هسته‌یی ایران را گرفته، چرا توان موشکی و سایر مولفه‌های قدرت ایران را نگیرد؟! یعنی با یک ابزار به نام تحریم، می‌خواهند، تک‌تک مولفه‌های قدرت را بگیرند. به همین سادگی! برای رسیدن به این هدف، برجام‌های دیگری را در دستور کار دارد. شاید، تلاش برای لغو مجازات اعدام قاچاقچیان مواد مخدر، تلاش برای تضعیف سپاه و محاصره اقتصادی این نهاد، مثل سند 2030که هوا شد، همان برجام‌های بعدی هستند که عده‌یی به‌شدت دنبال آن هستند؛ الله اعلم اما، مواضع اخیر رئیس‌جمهور و وزیر خارجه محترم کشورمان درباره این تحریم‌ها، اگر تعارفات نبوده باشد، جای بسی امیدواری است. همین که دولت محترم به این نقطه رسیده که در برابر دشمن بدعهدی مثل آمریکا باید از موضع اقتدار وارد شد و نشان داد، ما هم گزینه‌های روی میز خودمان را داریم، می‌توان گفت، دولت به تدبیر لازم (نه کافی) برای رویارویی با دشمن رسیده است. امیدواریم در صورت تصویب نهایی این تحریم‌ها، گفته نشود، این مواضع صرفاً جهت اثرگذاری بر محاسبات حریف گرفته شد و سیاست دولت هم‌چنان بر ادامه اجرای برجام ولو با آمدن تحریم‌های بعدی است! و در توجیه این سیاست هم به تایید‌های برجامی مخلوط با تحریم‌های غیرهسته‌یی استناد شود!
می‌گویند، برجام تصمیم «نظام» بود تا بدین ترتیب، از زیر بار مسئولیت تحمیل چنین خسارتی شانه خالی کنند. تلاشی که احتمالاً در آینده برای شانه خالی کردن از مسئولیت امضای قرار‌داد پر ابهام و طولانی‌مدت توتال هم خواهند کرد!
چه بخواهیم و چه نخواهیم برجام فقط دست‌پخت دولت یازدهم است، لذا باید به برجامیان گفت، جوانمردی کنید و این واقعیت تلخ را که برجام حاصلی نداشته است بپذیرید و کاری که کرده‌اید را پای نظام ننویسید و حالا که به خسارت محض بودن برجام پی برده‌اید، از ادامه راه پرهیز کنید.

رسالت: لزوم اقدام فوری دستگاه سیاست خارجی: اعلام رسمی نقض برجام از سوی آمریکا
هم اکنون نوبت جمهوری اسلامی ایران است که به‌صورت رسمی و صریح و در قالب یک بیانیه (که از آن بتوان به‌عنوان یک سند بین‌المللی یاد کرد)، نقض برجام از سوی ایالات متحده آمریکا را مورد تأیید قرار دهد.
صدور ویزا برای کسانی که به ایران سفر می‌کنند و همچنین تمدید قانون ضدایرانی آیسا هر دو مصداق عینی نقض برجام محسوب می‌شد. در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ این روند تشدید شده است. هم‌اکنون برخی شرکتها و افرادی که با جمهوری اسلامی ایران همکاری تجاری دارند از سوی آمریکا مورد سخت‌ترین جرایم وبازرسیها قرار گرفته‌اند و وزارت خزانه‌داری آمریکا در عادی‌سازی روابط تجاری و اقتصادی و بانکی با ایران خلل ایجاد کرده است.
دیروز جلسه کمیسیون مشترک بررسی برجام در وین برگزار شد. در این جلسه، بدعهدیهای ایالات متحده آمریکا در قبال برجام روی میز قرار گرفت. هنوز زود است در خصوص خروجی این جلسه اظهارنظر شود اما آمریکا نشان داده است که حتی به توصیه شرکای اروپایی خود در خصوص عمل به توافق هسته‌یی پایبند نیست. از این‌رو در صورتی که در این برهه زمانی، رفتار قاطع و محکمی از سوی دستگاه سیاست خارجی کشورمان صورت نگیرد، آمریکا به بدعهدیهای خود در این خصوص ادامه خواهد داد.

جوان: سرمقاله: خدمت بزرگ روحانی به نظام و انقلاب اسلامی
به نظر می‌رسد نیروهای انقلاب از منظری بی‌فایده به موضوع می‌پردازند و تلاش حداکثری آنان برای اثبات درستی حرف خویش در بدو مذاکرات است. آنان در قبال این جمله ظریف که روح و متن برجام نقض شده است از عبارت «دیدید ما درست می‌گفتیم» استفاده می‌کنند و در قبال عبارت خروج از برجام ظریف، عبارت «ما که همون اول گفتیم خارج شویم» را استفاده می‌کنند که هر دو آن اشتباه است و تنها دستاورد این مواجهه، درونی کردن منازعه و سیاسی شدن صحنه داخلی کشور است. روی دیگر سکه همانی است که آمریکایی‌ها می‌خواهند، یعنی علاوه بر دستاورد «تقریباً هیچ»، به تراشیدن همدیگر نیز مشغول می‌شویم
امروز فضا به گونه دیگری است. امروز دکتر ظریف گزینه خروج از برجام را روی میز می‌گذارد نه کیهان یا وطن امروز یا فلان عضو گروه پایداری و این آورده را نباید دست‌کم گرفت.
در یک تحلیل منصفانه از برجام، می‌توان امروز دست نیروهای انقلاب را پر و دست روحانی را خالی دید چرا که آورده برجام برای روحانی خوشایند نبود
اگر رهبری خوش‌بین نبودن خود را سد مذاکرات می‌کردند، دستاوردهای امروز را نداشتیم. حقیقتاً و بدون تعصبات عاطفی باید بگوییم رهبر ما فوق‌هوشمند است. امروز مهم‌ترین دستاوردهای برجام رشد ظرفیت شناختی ملت ما نسبت به آمریکاست. اصرار روحانی بر مذاکره، مرددین نسبت به حقانیت نظام را مجدداً به صفوف نظام برگرداند. خوشبینان به آمریکا را به سکوت کشاند و منفعل کرد و او که نام «جرج» را بهتر از «صادق» می‌دانست به همان صادق بودن خود قانع شد.

وطن امروز: پایان خوش‌بینی
تغییرات ملموس ادبیات محمدجواد ظریف نسبت به آمریکایی‌ها که در سفر او به نیویورک آشکار شده، حالا شامل حسن روحانی نیز می‌شود. پس از انتقادات تند ظریف علیه آمریکا و اذعان او به نقض صریح برجام توسط دولت آمریکا، حالا حسن روحانی هم در روزهایی که ظریف در آمریکا به‌سر می‌برد، منتقد سیاستهای آمریکا در قبال برجام شده و تأکید کرده است در صورت تصویب طرح تحریم‌های جدید ضدایرانی در کنگره آمریکا، ایران به این اقدام پاسخ متناسب خواهد داد. روحانی به‌صورت ویژه از واکنش متقابل مجلس شورای اسلامی در صورت تصویب تحریم‌های ضدایرانی در کنگره آمریکا نام برده است. تأکید بر واکنش مناسب، البته تنها اظهارنظر ضدآمریکایی روحانی نبود. حسن روحانی که افکار عمومی در ایران نوع نگاه او به آمریکا را با آن جمله معروفش در تمجید از «هوش و ادب» باراک اوباما تخمین می‌زند؛ این بار آمریکایی‌ها را بدعهد، دوپهلو و دوچهره نامید و گفت آمریکایی‌ها توطئه چیده‌اند تا با اقدامات خلاف برجام خود، ایران را به خروج از برجام ترغیب کنند. او این سیاست آمریکا را یک توطئه و بازی جدید دانست و گفت نباید در زمین آمریکا بازی کرد. اظهارات روحانی در حالی است که محمدجواد ظریف هفته گذشته در آمریکا تأکید کرد نسخه خروج ایران از برجام روی میز است و در صورت تشخیص، ایران از برجام خارج خواهد شد.
هشدار حسن روحانی به آمریکایی‌ها درباره واکنش ایران به تصویب تحریم البته با هشدار صریح سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همراه شد. فرمانده سپاه به طرف آمریکایی هشدار داد در صورت اعمال تحریم‌های جدید علیه سپاه، باید پایگاههای خود را تا شعاع 1000کیلومتری ایران جمع کند. این هشدار فرمانده سپاه درباره همان تحریم‌هایی است که حسن روحانی نیز درباره آن به طرف آمریکایی هشدار داده است.

یک روزنامه باند حسن روحانی چنگ و دندان اعتدالی به کویت نشان داده‌اند:
آرمان: کویت و حافظه تاریخی
سال 1990 زمانی که صدام حسین دیکتاتور سابق عراق از اتاق عملیات جنگ ارتش این کشور در منطقه ابو‌الخصیب در جنوب بصره فرمان حمله به کویت را صادر کرد، امیر وقت کویت در پی یافتن راهی برای فرار از کویت بود. شیخ جابر الاحمد‌الصباح به اتفاق راننده و ماساژور بلغاری خود راه صحرای عربستان در مرز مشترک کویت و عربستان را بی‌هدف در پیش گرفت، در حالی که همسران و دختران وی در کاخ الدسمان کویت در انتظار سرنوشت تلخی بودند.
سفارت جمهوری اسلامی ایران در کویت همزمان با حمله ارتش عراق پیام رمزی از سوی وزارت‌خارجه ایران دریافت کرد مبنی بر این‌که از هیچ کمکی به ملت و دولت کویت دریغ نکند. این در حالی بود که کویت در طول 8سال جنگ تحمیلی صدام علیه ایران علاوه بر کمک مالی گسترده تمام پایانه‌های دریایی خود را برای تخلیه و ارسال سلاحهای پیشرفته غربی به ارتش صدام، در اختیار عراق قرار داده بود. سفارت جمهوری اسلامی ایران از یک منظر کاملاً اسلامی و انسانی در نخستین گام کلیه همسران و دختران امیر و وابستگان امیر کویت را در منطقه امنی اسکان داد و سپس با گذرنامه‌های ایرانی آنان را به مرز شلمچه و از آنجا به خرمشهر منتقل کرد.
امروز رهبران کویت که ظاهراً دوران سخت اشغال کشور خود را در سال‌های 1990تا 1991فراموش کرده‌اند تحت تاثیر فضای منطقه‌یی و جهانی اتهام‌زنی‌هایی را علیه سفارت جمهوری اسلامی در کویت آغاز کرده‌اند. اقدام ناگهانی و یکجانبه دولت کویت در اخراج 19تن از دیپلوماتهای ایران و کاهش سطح روابط خود با ایران درحد کاردار، نشان می‌دهد که قطب‌نمای سیاسی رهبران کویت جهت مناسب را نشان نمی‌دهد. دولت کویت بدون توجه به این‌که ایران در سخت‌ترین شرایط در کنار دولت و ملت کویت قرار گرفته تحت تاثیر فشارهای آمریکا و عربستان وارد فضای تقابل سیاسی با جمهوری اسلامی ایران شده است. هر چند کویت به‌دلیل بافت اجتماعی خاص و حجم جغرافیایی کوچک خود در جدول سیاست خارجی ایران در ردیف بسیار پائینی قرار دارد اما اینگونه اقدامات نتیجه کاملاً معکوسی برای دولت کویت به همراه خواهد داشت.

روزنامه‌های باند روحانی شکافهای باند علی خامنه‌ای و بی‌آیندگی آن را موضوع مقالات خود کرده‌اند:
آفتاب یزد:
ناطق نوری: موتلفه‌یی‌ها حتی قادر به جذب فرزندانشان نیستند

آفتاب یزد: اصول‌گرایان دچار تضاد و تناقض
جریان اصول‌گرا نه تنها تعریف روشنی از خود ندارد که نسبتش با مسائل مرتبط با جامعه و مردم هم مشخص نیست. یعنی اگر امروز بخواهیم جریان اصول‌گرا را تعریف کنیم نمی‌دانیم چه شاخصه‌هایی را باید برای آنها تبیین کنیم.
توضیح دهند مثلاً چه نسبتی میان اجزای این جریان با فردی چون محمود احمدی‌نژاد که نظرات بزرگان نظام را نادیده می‌گیرد وجود دارد آنهم در شرایطی که اصول‌گرایان تنها در برابر او سکوت اختیار می‌کنند و هم‌چنان از او حمایت می‌نمایند.
این رفتارهای نامشخص اصول‌گرایان را می‌توان به تمامی حوزه‌ها تعمیم داد.

در روزنامه‌های باند روحانی اذعان به ناکارآمدی اجتماعی و هشدار نسبت به پیامدهای آن موضوع مقالات مختلفی شده است:
ابتکار: وقتی سنسورهای جامعه ازکار می‌افتند
این روزها، خبرهای بد، کم نمی‌شنویم. آمارهای عجیب بزهکاری اجتماعی، طلاق، خودکشی و... . همه را نگران کرده است. گاهی نیز تک واقعه هایی، مانند پُتک بر سرِ روانِ جامعه فرو می‌آید.
قتل آتنا یکی از آن وقایع است.
سنسورهای متولیان جامعه، خوب کار نمی‌کند و مسائل اجتماعی پیش از رسیدن به مرز بحران کشف نمی‌شوند و یا این‌که اگر با خبر هم شویم آن را جدی نمی‌گیریم. هر چند آمارهای در دسترس شاید دقیق و موثق نباشند اما دست‌کم می‌توان از بحرانی بودنِ برخی مسائل با توجه به آمارهای موجود با خبر شد. آمارهای طلاق و خودکشی نشان از بحرانی عمیق می‌دهد.
مهم اما این است که آن جامعه مکانیزمی برای رفع مسائلش داشته باشد. بارِ این مکانیزم را نهادهای رسمی و اجتماعی به دوش می‌کشند. وقتی این نهادها از کارآمدی بیفتند معنای ان فروپاشی اجتماعی است. یعنی نظم موجود استعداد حل مسایل موجود را ندارد.
از طرف دیگر، سقوط اخلاقی در عرصه‌های رسمی و غیررسمی، بر دامنه و شدت این فروپاشی افزوده است. در این میان، قدرتهای رسمی و نهادهای اجتماعی نه تنها اقدامی ترمیمی و جدی انجام نداده‌اند بلکه، حتی گاهی در عرصه‌ی رسمی پاره‌ای از منازعات سیاسی به این فروپاشی دامن زده است. یعنی گاهی شعاع زلزله‌های سیاسی و گاهی نیز بداخلاقی‌های سیاسی، جامعه ایران را نوردیده است.

شرق: به فکر کوچ مریم‌ها باشیم
مرگ مریم میرزاخانی مرثیه‌ای است بر ملتی که نوابغش، قهرمانانش و نخبگانش را به‌راحتی از دست می‌دهد. برای ایران مریم مدتها پیش از دست رفته بود؛ آن موقع که به هر دلیلی از ایران خارج شد.
اگر مریم در ایران می‌ماند، نوبت که به جذب او در هیأت علمی دانشگاهها می‌رسید، هرچه کلیک می‌کرد، نمی‌توانست گزینه جذب استاد زن را انتخاب کند، اگر مریم ایران بود، برای خروج از کشور هر بار به مجوز همسرش و اجازه‌نامه رسمی‌اش نیاز داشت. اگر مریم ایران می‌ماند به احتمال زیاد هرگز جایزه فیلدز را نمی‌گرفت. اگر ایران بود و از سر بدشناسی گرفتار مردی می‌شد که با کارکردن او مخالف بود، از قضا مجوز خروج از خانه نداشت، مگر به اذن همسر. سری به کلاس‌های زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و ترکی بزنید، هر روز مریم‌های دیگری مشغول جمع‌کردن چمدانشان هستند... خسته از گرفتارآمدن و گذر مضطربانه در خیابانهای شهر. خیابانهای شهری که امنیت لازم را برای آنها تأمین نمی‌کند. دختران و پسران جوان بسیاری از این دیار می‌روند، با تنگ‌نظریها، با قدرندانستن‌ها، با فراهم‌نکردن محیطی امن و پر از آرامش به این کوچ‌های اجباری دامن نزنیم.
از رانتها و اختلاس‌ها بکاهیم و فرصت دهیم به جای ناسا و کمپانی‌های خارجی، جذب همین کارخانه‌های وطنی شوند.
به شعارهای خوش‌آب‌و‌رنگ پایان دهیم. فکری به‌حال نخبگانی کنیم که رفته‌رفته بار می‌بندند و‌ میلیونهای دیگری که رؤیای رفتن در سر دارند. ملتی که قدر زندگانش را نمی‌داند و برای مردگانش مرثیه می‌سراید، به‌راستی چقدر زنده است؟ مرگ مریم میرزاخانی تلنگری است بر جامعه‌ای نخبه‌ستیز و مسئولان مسئولیت‌گریز که مرگ را پاس می‌دارند، نه زندگی را.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/cddfa41d-a7a3-4aeb-9b96-23db7e6b5403"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات