یکشنبه 27تیر آخوند حسن روحانی در سفر استانی خود به کرمانشاه در مورد مسائل مختلفی صحبت کرد. بهطور مشخص او به 5 موضوع پرداخت که در واقع همان 5 بحران اصلی گریبانگیر نظام است. یکی از آنها بحران اتمی یا بحران برجام است. در این مورد ضمن دفاع از برجام در حمله به باند رقیبش گفت: «مگر کسی پیدا میشود که از قطع شدن دست متجاوزان به حقوق ملت ملت، تثبیت حق هستهیی و از بین رفتن تحریمها ناراحت باشد؟» .
بهراستی دجالیت از این روشنتر؟ البته دجالیتی که این بار هدفش دلواپسان نظام هستند. اجرای برجام و متوقف شدن بساط هستهیی را تثبیت حق هستهیی نام گذاری میکند تا دهان رقبا را ببندد.
در مورد بحران اقتصادی و اجتماعی هم ابراز یأس کرد که در این جمله میشود آثار آن را دید: «حل مشکل بیکاری به دست پرتوان مردم میسر است. راهی جز اقتصاد مقاومتی نداریم. باید شرایط را برای کار و فعالیت فراهم کنیم. عدهیی اقلیت در این کشور بهدنبال یاس پراکنی هستند و کارهای بزرگ را در این سرزمین نمیبینند» .
آخوند روحانی در مورد بحران منطقه هم با دجالگری حرفهایی زد که از یک طرف رنگ وحشت داشت و از طرف دیگر بوی زهر منطقهیی و برجام2 ر ا میداد. از جمله گفت: «امروز روزی است که صندوق آرا تعیین کننده سرنوشت ترکیه، سوریه، عراق، بحرین و.. است. حکومتهای کودک صفتی در منطقه داریم که بهدنبال تروریسم هستند» .
آخوند روحانی همچنین در مورد فیشهای نجومی هم تلاش کرد مثل اظهارات قبلی این نمود فساد فاجعهبار را رفع و رجوع کند و کوچک جلوه بدهد.
بیتردید با دقت در حرفهای روحانی میشد فهمید که داستان فیشهای نجومی و پیامدهای آن مهمترین موضوع حرفهای روحانی بود. او بهشدت تلاش کرد تقصیر را گردن دولت قبلی رژیم یعنی احمدینژاد بیندازد و در عینحال تمامی دستگاههای رژیم را مسئول آن معرفی کند. او گفت کسانی که به مسأله فیشهای نجومی دامن میزنند، منظورشان این است که مردم دزدیهای بزرگ 3میلیاردی و دزدیهای سالهای گذشته را فراموش کنند. روحانی در عین حال تلاش کرد این داستان را کوچک جلوه بدهد، اما در یک بیان مفتضحانه و مضحک از یک طرف گفت تعداد کسانی که تخلف کردند و حقوقهای نجومی گرفتند کم و انگشتشمار بوده، که البته در توضیح انگشتشمار میگوید: 100، 200، 300نفر. یعنی اینکه اولاً واحدش صد نفر صد نفر است و ثانیا این چه انگشتشماری است؟ به نظر میرسد دجالیت این شیاد به دست کاری در علم ریاضی هم رسیده. تازه این در حالی است که خود دستگاههای حکومتی و رسانههای حتی باند خودش از 950نفر که حقوقهای نجومی میگیرند، اسم بردند.
اما از طرف دیگر بلافاصله میگوید: «متأسفانه شکافها و نقطههای مبهمی در قوانین ما وجود داشته که ابتدا باید آنها را اصلاح کنیم» . بالاخره کدام را باور کنیم استثنا و انگشتشمار بودن را یا جریانی و سیستماتیک بودن این حقوقها را که ناشی از شکافهای قانونی است؟ این هم تناقضی است که روحانی نمیتواند از آن خلاص شود. تناقضی که انعکاس تناقضها و بنبست همهجانبه در کل نظام ولایت است.
واقعیت این است که از آنجا که افشای فیشهای حقوقی در جنگ و دعوای باندی با هدف دست بالا داشتن در نمایش انتخابات آینده ریاستجمهوری رژیم صورت گرفته، بعبارت دیگر این مسأله در بستر جنگ انتخابات مطرح شده است، لذا این جنگ و جدال ادامهدار خواهد بود.
مشخصا حرفهای روحانی در این سفر استانی در ادامه سلسله اقداماتی است که باند رفسنجانی روحانی از مدتی پیش بهصورت یک بسیج علیه باند رقیب شروع کردند و طبعاً تا روز نمایش انتخابات سال96 که روز به اوج رسیدن جنگ قدرت در رژیم است ادامه خواهد یافت.
در این رابطه سفرهای دیگر استانی حسن روحانی و مصاحبههای متعدد رفسنجانی یا سخنرانیهایی این طرف و آن طرف او ادامه خواهد داشت. کشمکشهای گسترده رسانهیی باندها در پی خواهد بود و طبعاً باند خامنهای هم هجوم متقابل را گستردهتر خواهد کرد. از دست روکنی باند روحانی مثل همین فیشهای نجومی تا انواع و اقسام حملات و در رأس همهٴ اینها هم خود خامنهای که در فرصتهایی که مناسب احساس میکند به صحنه خواهد آمد تا به شکل پایهیی و البته با نعل و به میخ زدن زیرآب رفسنجانی و روحانی را بزند. بنابراین بیتردید روند اوجگیری جنگ قدرت در درون رژیم و در عینحال روند هرچه ضعیفتر شدن کل نظام همچنان ادامه خواهد یافت.
بهراستی دجالیت از این روشنتر؟ البته دجالیتی که این بار هدفش دلواپسان نظام هستند. اجرای برجام و متوقف شدن بساط هستهیی را تثبیت حق هستهیی نام گذاری میکند تا دهان رقبا را ببندد.
در مورد بحران اقتصادی و اجتماعی هم ابراز یأس کرد که در این جمله میشود آثار آن را دید: «حل مشکل بیکاری به دست پرتوان مردم میسر است. راهی جز اقتصاد مقاومتی نداریم. باید شرایط را برای کار و فعالیت فراهم کنیم. عدهیی اقلیت در این کشور بهدنبال یاس پراکنی هستند و کارهای بزرگ را در این سرزمین نمیبینند» .
آخوند روحانی در مورد بحران منطقه هم با دجالگری حرفهایی زد که از یک طرف رنگ وحشت داشت و از طرف دیگر بوی زهر منطقهیی و برجام2 ر ا میداد. از جمله گفت: «امروز روزی است که صندوق آرا تعیین کننده سرنوشت ترکیه، سوریه، عراق، بحرین و.. است. حکومتهای کودک صفتی در منطقه داریم که بهدنبال تروریسم هستند» .
آخوند روحانی همچنین در مورد فیشهای نجومی هم تلاش کرد مثل اظهارات قبلی این نمود فساد فاجعهبار را رفع و رجوع کند و کوچک جلوه بدهد.
بیتردید با دقت در حرفهای روحانی میشد فهمید که داستان فیشهای نجومی و پیامدهای آن مهمترین موضوع حرفهای روحانی بود. او بهشدت تلاش کرد تقصیر را گردن دولت قبلی رژیم یعنی احمدینژاد بیندازد و در عینحال تمامی دستگاههای رژیم را مسئول آن معرفی کند. او گفت کسانی که به مسأله فیشهای نجومی دامن میزنند، منظورشان این است که مردم دزدیهای بزرگ 3میلیاردی و دزدیهای سالهای گذشته را فراموش کنند. روحانی در عین حال تلاش کرد این داستان را کوچک جلوه بدهد، اما در یک بیان مفتضحانه و مضحک از یک طرف گفت تعداد کسانی که تخلف کردند و حقوقهای نجومی گرفتند کم و انگشتشمار بوده، که البته در توضیح انگشتشمار میگوید: 100، 200، 300نفر. یعنی اینکه اولاً واحدش صد نفر صد نفر است و ثانیا این چه انگشتشماری است؟ به نظر میرسد دجالیت این شیاد به دست کاری در علم ریاضی هم رسیده. تازه این در حالی است که خود دستگاههای حکومتی و رسانههای حتی باند خودش از 950نفر که حقوقهای نجومی میگیرند، اسم بردند.
اما از طرف دیگر بلافاصله میگوید: «متأسفانه شکافها و نقطههای مبهمی در قوانین ما وجود داشته که ابتدا باید آنها را اصلاح کنیم» . بالاخره کدام را باور کنیم استثنا و انگشتشمار بودن را یا جریانی و سیستماتیک بودن این حقوقها را که ناشی از شکافهای قانونی است؟ این هم تناقضی است که روحانی نمیتواند از آن خلاص شود. تناقضی که انعکاس تناقضها و بنبست همهجانبه در کل نظام ولایت است.
واقعیت این است که از آنجا که افشای فیشهای حقوقی در جنگ و دعوای باندی با هدف دست بالا داشتن در نمایش انتخابات آینده ریاستجمهوری رژیم صورت گرفته، بعبارت دیگر این مسأله در بستر جنگ انتخابات مطرح شده است، لذا این جنگ و جدال ادامهدار خواهد بود.
مشخصا حرفهای روحانی در این سفر استانی در ادامه سلسله اقداماتی است که باند رفسنجانی روحانی از مدتی پیش بهصورت یک بسیج علیه باند رقیب شروع کردند و طبعاً تا روز نمایش انتخابات سال96 که روز به اوج رسیدن جنگ قدرت در رژیم است ادامه خواهد یافت.
در این رابطه سفرهای دیگر استانی حسن روحانی و مصاحبههای متعدد رفسنجانی یا سخنرانیهایی این طرف و آن طرف او ادامه خواهد داشت. کشمکشهای گسترده رسانهیی باندها در پی خواهد بود و طبعاً باند خامنهای هم هجوم متقابل را گستردهتر خواهد کرد. از دست روکنی باند روحانی مثل همین فیشهای نجومی تا انواع و اقسام حملات و در رأس همهٴ اینها هم خود خامنهای که در فرصتهایی که مناسب احساس میکند به صحنه خواهد آمد تا به شکل پایهیی و البته با نعل و به میخ زدن زیرآب رفسنجانی و روحانی را بزند. بنابراین بیتردید روند اوجگیری جنگ قدرت در درون رژیم و در عینحال روند هرچه ضعیفتر شدن کل نظام همچنان ادامه خواهد یافت.