روز چهارشنبه 15اردیبهشت دژخیمان اطلاعات در زندان گوهردشت ایمان صادقی، فرزند زندانی سیاسی حسن صادقی را که برای ملاقات با پدرش به زندان رفته بود، بازداشت کرده و طی چندین ساعت وی را تحت بازجویی قرار میدهند.
دژخیمان سپس وی را با دستبند به داخل خودرو برده و تمامی وسایل خودرو را تخلیه و مورد بازرسی قرار میدهند. این جنایتکاران کلیه اطلاعات موبایل ایمان صادقی را تخلیه کرده و طی بازجویی و سؤالات مختلف وی را مورد تحقیر و شکنجه روحی و تهدید قرار دادهاند.
قابل ذکر است که خانم فاطمه مثنی مادر ایمان صادقی نیز در زندان اوین تهران محبوس میباشد.
به دنبال این اقدام سرکوبگرانه زندانی سیاسی حسن صادقی طی نامهیی به شورای حقوقبشر مللمتحد به دادخواهی پرداخت:
دژخیمان سپس وی را با دستبند به داخل خودرو برده و تمامی وسایل خودرو را تخلیه و مورد بازرسی قرار میدهند. این جنایتکاران کلیه اطلاعات موبایل ایمان صادقی را تخلیه کرده و طی بازجویی و سؤالات مختلف وی را مورد تحقیر و شکنجه روحی و تهدید قرار دادهاند.
قابل ذکر است که خانم فاطمه مثنی مادر ایمان صادقی نیز در زندان اوین تهران محبوس میباشد.
به دنبال این اقدام سرکوبگرانه زندانی سیاسی حسن صادقی طی نامهیی به شورای حقوقبشر مللمتحد به دادخواهی پرداخت:
متن نامه به تاریخ 15اردیبهشت 95 از این قرار است:
نامه به شورای حقوقبشر سازمان ملل
امروز چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه که قرار بود برای ملاقات بروم، از طریق نگهبانان و مأموران زندان متوجه شدم که مرا ممنوع ملاقات کردهاند و کار به همین جا خاتمه نیافته و از نگهبانان دیگری شنیدم که پسرم را هم که برای ملاقات آمده بود، دستگیر کرده، او را با دستان بسته برده و ماشینش را هم بازرسی و تفتیش کرده و علاوه بر آن موبایل شخصی او را گرفته و همه اطلاعات شخصی داخل موبایلش را هم تخلیه کردهاند... گویا این اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی تا ساعتها ادامه داشته و او را تا ساعت 5 عصر تحت بازجویی، توهین، تحقیر و در بازداشت نگه داشتهاند... از آنجایی که هیچ مرجع تظلم خواهی برای ما که تنها اتهاممان خویشاوندی با اعضای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است، وجود ندارد، از آن مرجع بینالمللی استمداد میطلبم... این حکومت و مأموران زندان (بهطور مشخص مردانی رئیس زندان و مروی رئیس حفاظت اطلاعات زندان) هر بلایی را بر سر زندانیان میآورند و در مقابل هیچ کس هم پاسخگو نیست... در همین مورد حتی پسرم که یک روز هفته را به زندان اوین برای ملاقات مادرش میرود و یک روز دیگر برای ملاقات من، هم دستگیر، بازجویی و تفتیش میکنند لابد به این بهانه که چه اطلاعات مهمی را در داخل گوشی موبایل ذخیره و قرار است به من بدهد. کجای دنیا چنین چیزی باور کردنی است که حتی ملاقات کننده هم در ملاقات عزیزانش وقتی میخواهد وارد زندان شود، هیچ امنیتی ندارد... لازم به ذکر است که اینجانب هم وقتی برای ملاقات همسرم رفته بودم دستگیر و به 15سال زندان محکوم شدم، تصورش را بکنید بر سر زندانیان چه میآورند... ؟ ؟ لطفاً صدای ما زندانیان را بشنوید... !
حسن صادقی زندانی سیاسی بند 4سالن 12 زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت)
رو نوشت به:
- گزارشگر ویژه حقوقبشر جناب دکتر احمد شهید
- گزارشگران بدون مرز
- پارلمان اروپا.
امروز چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه که قرار بود برای ملاقات بروم، از طریق نگهبانان و مأموران زندان متوجه شدم که مرا ممنوع ملاقات کردهاند و کار به همین جا خاتمه نیافته و از نگهبانان دیگری شنیدم که پسرم را هم که برای ملاقات آمده بود، دستگیر کرده، او را با دستان بسته برده و ماشینش را هم بازرسی و تفتیش کرده و علاوه بر آن موبایل شخصی او را گرفته و همه اطلاعات شخصی داخل موبایلش را هم تخلیه کردهاند... گویا این اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی تا ساعتها ادامه داشته و او را تا ساعت 5 عصر تحت بازجویی، توهین، تحقیر و در بازداشت نگه داشتهاند... از آنجایی که هیچ مرجع تظلم خواهی برای ما که تنها اتهاممان خویشاوندی با اعضای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است، وجود ندارد، از آن مرجع بینالمللی استمداد میطلبم... این حکومت و مأموران زندان (بهطور مشخص مردانی رئیس زندان و مروی رئیس حفاظت اطلاعات زندان) هر بلایی را بر سر زندانیان میآورند و در مقابل هیچ کس هم پاسخگو نیست... در همین مورد حتی پسرم که یک روز هفته را به زندان اوین برای ملاقات مادرش میرود و یک روز دیگر برای ملاقات من، هم دستگیر، بازجویی و تفتیش میکنند لابد به این بهانه که چه اطلاعات مهمی را در داخل گوشی موبایل ذخیره و قرار است به من بدهد. کجای دنیا چنین چیزی باور کردنی است که حتی ملاقات کننده هم در ملاقات عزیزانش وقتی میخواهد وارد زندان شود، هیچ امنیتی ندارد... لازم به ذکر است که اینجانب هم وقتی برای ملاقات همسرم رفته بودم دستگیر و به 15سال زندان محکوم شدم، تصورش را بکنید بر سر زندانیان چه میآورند... ؟ ؟ لطفاً صدای ما زندانیان را بشنوید... !
حسن صادقی زندانی سیاسی بند 4سالن 12 زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت)
رو نوشت به:
- گزارشگر ویژه حقوقبشر جناب دکتر احمد شهید
- گزارشگران بدون مرز
- پارلمان اروپا.
بیشتر بخوانید:
نامه زندانیان سیاسی رضا اکبری منفرد و حسن صادقی به نخستوزیر ایتالیا
زندان گوهردشت - 22 فروردین- زندانیان سیاسی رضا اکبری منفرد و حسن صادقی در نامههای جداگانه به نخست ایتالیا از جنایتهای رژیم در درون زندانها اطلاع داده و از وی خواستهاند از زندانها بازدید کند.
نامه زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد به نخستوزیر ایتالیا
جناب آقای نخستوزیر ایتالیا
اطلاع یافتم که جنابعالی میخواهید به ایران سفر کنید.
وظیفه خود دانستم که بهعنوان یک زندانی چند نکاتی را به عرض شما برسانم.
اینجانب به مدت 5سال و نیم به زندان محکوم شدهام و هماکنون 39ماه است که در زندان بهسر میبرم بهخاطر اینکه دوبار با برادرم تماس تلفنی داشتهام. شما میخواهید با رژیمی که 36 بار در مجمع عمومی سازمان ملل بهخاطر نقض حقوقبشر محکوم شده است ملاقات کنید. این رژیم یک قلم فقط 4نفر از اعضای خانواده اینجانب را بهخاطر هواداری از سازمان مجاهدین خلق بدون محاکمه و بدون داشتن وکیل بهشهادت رسانده و با توجه به اینکه خودتان اطلاع دارید این رژیم تمام منطقه را به آتش کشیده است. این رژیم مطمئناً در تمامیتش نه میخواهد و نه میتواند بنا به ماهیت خود با جهان تعامل کند. اعتدال و تعادل یک شعار بیاساس و بیپایهیی بیش نیست. آقای نخستوزیر در زمان همین حسن روحاني بیش از دو هزار و سیصد نفر اعدام شده است. آمدن شما به ایران مشروعیت دادن به رژیم برای جنایت بیشتر است.
رضا اکبری منفرد زندانی سیاسی زندان گوهردشت کرج
نامه زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد به نخستوزیر ایتالیا
جناب آقای نخستوزیر ایتالیا
اطلاع یافتم که جنابعالی میخواهید به ایران سفر کنید.
وظیفه خود دانستم که بهعنوان یک زندانی چند نکاتی را به عرض شما برسانم.
اینجانب به مدت 5سال و نیم به زندان محکوم شدهام و هماکنون 39ماه است که در زندان بهسر میبرم بهخاطر اینکه دوبار با برادرم تماس تلفنی داشتهام. شما میخواهید با رژیمی که 36 بار در مجمع عمومی سازمان ملل بهخاطر نقض حقوقبشر محکوم شده است ملاقات کنید. این رژیم یک قلم فقط 4نفر از اعضای خانواده اینجانب را بهخاطر هواداری از سازمان مجاهدین خلق بدون محاکمه و بدون داشتن وکیل بهشهادت رسانده و با توجه به اینکه خودتان اطلاع دارید این رژیم تمام منطقه را به آتش کشیده است. این رژیم مطمئناً در تمامیتش نه میخواهد و نه میتواند بنا به ماهیت خود با جهان تعامل کند. اعتدال و تعادل یک شعار بیاساس و بیپایهیی بیش نیست. آقای نخستوزیر در زمان همین حسن روحاني بیش از دو هزار و سیصد نفر اعدام شده است. آمدن شما به ایران مشروعیت دادن به رژیم برای جنایت بیشتر است.
رضا اکبری منفرد زندانی سیاسی زندان گوهردشت کرج
کرج - نامه زندانی سیاسی حسن صادقی به نخستوزیر ایتالیا
خدمت نخستوزیر محترم کشور ایتالیا جناب آقای ماتئو رنتزی
با سلام
شنیدهام تصمیم دارید به ایران سفری داشته باشید؟! تشریف بیاورید! اگر چه از هدف جنابعالی مطلع نیستم ولی میدانم کشور شما (ایتالیا) یکی از دمکراتیکترین کشورهای اروپایی است. اگر هدفتان آوردن دموکراسی و یا صلح حاکمیت کنونی این ابوداعش است پیشنهاد میکنم وقتتان را هدر ندهید. اما چنانچه هدفتان غیر از این است و تشریف آوردید من از شما میخواهم دعوت اینجانب را هم بپذیرید و سری به ما بزنید تا با ملاقات با جنابعالی از نزدیک شما را متوجه ماهیت این نظام فاسد کنم ولی اگر میزبانتان گفتند زندان گوهردشت (رجایی شهر)، از محل شما دور است از شما میخواهم به زندان اوين در بند زنان بروید و با همسر بنده ملاقاتی داشته باشید تا کامل به ماهیت این نظام پی ببرید. چنانچه باز هم مانع این دیدارها شدند ایرادی نیست باز هم من از شما میخواهم با دو فرزندم که اکنون بدون داشتن پدر و مادر در تهران زندگی میکنند ملاقاتی داشته باشید تا با چشمان مبارک ببینید ظالم کیست و داعش کجاست...
حسن صادقی زندانی سیاسی زندان گوهردشت کرج.
کرج - نامه زندانی سیاسی حسن صادقی به شورای حقوقبشر ملل متحد
با سلام
شنیدهام تصمیم دارید به ایران سفری داشته باشید؟! تشریف بیاورید! اگر چه از هدف جنابعالی مطلع نیستم ولی میدانم کشور شما (ایتالیا) یکی از دمکراتیکترین کشورهای اروپایی است. اگر هدفتان آوردن دموکراسی و یا صلح حاکمیت کنونی این ابوداعش است پیشنهاد میکنم وقتتان را هدر ندهید. اما چنانچه هدفتان غیر از این است و تشریف آوردید من از شما میخواهم دعوت اینجانب را هم بپذیرید و سری به ما بزنید تا با ملاقات با جنابعالی از نزدیک شما را متوجه ماهیت این نظام فاسد کنم ولی اگر میزبانتان گفتند زندان گوهردشت (رجایی شهر)، از محل شما دور است از شما میخواهم به زندان اوين در بند زنان بروید و با همسر بنده ملاقاتی داشته باشید تا کامل به ماهیت این نظام پی ببرید. چنانچه باز هم مانع این دیدارها شدند ایرادی نیست باز هم من از شما میخواهم با دو فرزندم که اکنون بدون داشتن پدر و مادر در تهران زندگی میکنند ملاقاتی داشته باشید تا با چشمان مبارک ببینید ظالم کیست و داعش کجاست...
حسن صادقی زندانی سیاسی زندان گوهردشت کرج.
کرج - نامه زندانی سیاسی حسن صادقی به شورای حقوقبشر ملل متحد
کرج - نامه زندانی سیاسی حسن صادقی به شوراي حقوق بشر ملل متحد
شورای محترم حقوقبشر سازمان ملل:
این جانب حسن صادقی در سال 60در حالی که بیش از 16سال نداشتم دستگیر و تا سال 66 در زندان بودم، اتهام اصلی من، در واقع اتهامی بود که حکومت آن را متوجه پدر و مادرم میدانست ولی مرا بهخاطر آنها محاکمه و محکوم کرد، پس از آزادی از زندان (بعد از 6سال) از آنجایی که پدر و مادرم کماکان تحت تعقیب بودند، مسئولیت خانواده تماماً بر دوش من افتاده بود ولی بهخاطر پدر و مادرم، هیچگاه از آزار و اذیت این حکومت در امان نبودم و تقریباً از همه حقوق اجتماعی نیز محروم بودم بهطوری که بهرغم اینکه تمام اموال و داراییهای ما را به بهانه پدر و مادر مصادره کردند اجازه دفاع و یا رسیدگی عادلانه به ما داده نشد و نه تنها مغازه (تنها منبع درآمد) بلکه حتی خانه پدریمان را هم مصادره کردند. در سال 91 که پدرم فوت نموده بود از آنجایی که از وابستگان و فعالان سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت بودند نه تنها اجازه برگزاری مراسم یادبود (اولیهترین حقوق) پدرم را ندادند و با هجوم به خانه مراسم خانوادگی را هم برهم زدند، با توهین و اهانت به خویشان و بستگان، من و همسرم (فاطمه مثنی) و سپس دو فرزندم (ایمان و مریم) را دستگیر و به بند209اوين بردند. جرم من تنها مراسمی بود که برای پدرم آن هم در خانه خودمان گرفته بودیم و جرم همسرم هم، تنها داشتن برادری بود که او نیز از فعالان سازمان مجاهدین بود. من این نامه را هم در زندان گوهردشت کرج برایتان مینویسم چون تصور میکنم از جمله اقدامات غیرانسانی و ضد حقوقبشری این حکومت که اغلب شورای حقوقبشر سازمان ملل از آن بیاطلاع مانده و یا توجه چندانی بدان نشده، علاوه بر همه موارد مطرح شده تا کنون (عدم وجود حقوق اولیه شهروندی، عدم امکان دفاع و... ..) موضوع خانواده و وابستگان فعالان سیاسی است که هیچ امنیتی نداشته و پیوسته بهخاطر اعضای فعال خانوادهشان، مجرم و محروم از هر حقی تلقی میشوند و بدون هیچ محدودیتی پیوسته در معرض دستگیری، احضار، تهدید، تعهد کتبی... و بعضاً مورد هجوم قرار میگیرند. زمانی من و همسرم بهخاطر وابستگان خانوادگیمان به محاکمه، حبس و محدودیت از حقوق اجتماعی محکوم بودیم و حال نوبت فرزندانمان است که بهخاطر متهم بودن ما از اولیهترین حقوقشان محروم شوند و معلوم نیست، تا چه نسل مجاهدین و یا اعضا و هواداران شورای ملی مقاومت را مجرم تلقی میکنند و در نبود هر گونه مرجع تظلم خواهی به چه مرجعی جز شما میتوانیم مراجعه کنیم. شاید برای شما پذیرش این واقعیتها قدری مشکل باشد ولی در اینجا اینکه فرزندان را بهخاطر والدین و والدین را بهخاطر فرزندان و همه اینها بهخاطر وابستگان و... را به محاکمه کشاندن و محروم کردن کاملاً عادی و معمول شده است و بعضاً تعجب هم نمیکنند... در آخر همین جرم خانوادگی ما (فعال سیاسی بودن پدر و مادر خودم) مرا به 15سال زندان محکوم کرده و همسرم هم به جرم داشتن برادری مخالف حکومت نیز به 15سال زندان محکوم شده، جالب است که تصریح کنم که از موارد بازخواست ما این بود که اصلاً شما چرا با هم ازدواج کردهاید. ؟ ؟ ؟ ؟
آری... . شاید چنین مواردی بسیار عجیب به نظر برسد ولی من و همسرم الآن داریم تاوان این فقدان اولیهترین حقوق انسانی را میدهیم و مهمتر از همه و موضوع نگرانی ما در حال حاضر دو فرزند نوجوانمان هستند که واقعاً نمیدانیم کجا هستند و چه میکنند، مگر تنها یک روز در هفته که 20دقیقه ملاقات میدهند، یکبار باید ملاقات مادرشان بروند و یکبار در زندانی دیگر به ملاقات پدرشان... . فلذا من با توجه به وضعیت خودم و خانوادهام به تأکید میگویم که حتی بهرغم تعیین گزارشگر ویژه حقوقبشر و رصد و نظارت مستمر نقض حقوقبشر آری... به تأکید میگویم که انبوهی از موارد نقض حقوقبشر هنوز که هنوز است مورد رسیدگی و بعضاً حتی مطرح و یا شنیده نشده است، لذا از آن شورای محترم حقوقبشر خواستار رسیدگی به این موارد بوده و به نوبه خود بر تداوم کار گزارشگر ویژه اصرار و تأکید دارم که در غیراینصورت امثال من تنها مرجع تظلم خواهی را در شرایطی که در اینجا هیچ حقی برایمان قایل نیستند را از دست میدهیم.
به امید رسیدگی مستمر و دقیقتر به موارد نقض حقوق اولیه
حسن صادقی زندان گوهردشت
رو نوشت گزارشگر ویژه حقوقبشر
عفو بینالملل.
این جانب حسن صادقی در سال 60در حالی که بیش از 16سال نداشتم دستگیر و تا سال 66 در زندان بودم، اتهام اصلی من، در واقع اتهامی بود که حکومت آن را متوجه پدر و مادرم میدانست ولی مرا بهخاطر آنها محاکمه و محکوم کرد، پس از آزادی از زندان (بعد از 6سال) از آنجایی که پدر و مادرم کماکان تحت تعقیب بودند، مسئولیت خانواده تماماً بر دوش من افتاده بود ولی بهخاطر پدر و مادرم، هیچگاه از آزار و اذیت این حکومت در امان نبودم و تقریباً از همه حقوق اجتماعی نیز محروم بودم بهطوری که بهرغم اینکه تمام اموال و داراییهای ما را به بهانه پدر و مادر مصادره کردند اجازه دفاع و یا رسیدگی عادلانه به ما داده نشد و نه تنها مغازه (تنها منبع درآمد) بلکه حتی خانه پدریمان را هم مصادره کردند. در سال 91 که پدرم فوت نموده بود از آنجایی که از وابستگان و فعالان سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت بودند نه تنها اجازه برگزاری مراسم یادبود (اولیهترین حقوق) پدرم را ندادند و با هجوم به خانه مراسم خانوادگی را هم برهم زدند، با توهین و اهانت به خویشان و بستگان، من و همسرم (فاطمه مثنی) و سپس دو فرزندم (ایمان و مریم) را دستگیر و به بند209اوين بردند. جرم من تنها مراسمی بود که برای پدرم آن هم در خانه خودمان گرفته بودیم و جرم همسرم هم، تنها داشتن برادری بود که او نیز از فعالان سازمان مجاهدین بود. من این نامه را هم در زندان گوهردشت کرج برایتان مینویسم چون تصور میکنم از جمله اقدامات غیرانسانی و ضد حقوقبشری این حکومت که اغلب شورای حقوقبشر سازمان ملل از آن بیاطلاع مانده و یا توجه چندانی بدان نشده، علاوه بر همه موارد مطرح شده تا کنون (عدم وجود حقوق اولیه شهروندی، عدم امکان دفاع و... ..) موضوع خانواده و وابستگان فعالان سیاسی است که هیچ امنیتی نداشته و پیوسته بهخاطر اعضای فعال خانوادهشان، مجرم و محروم از هر حقی تلقی میشوند و بدون هیچ محدودیتی پیوسته در معرض دستگیری، احضار، تهدید، تعهد کتبی... و بعضاً مورد هجوم قرار میگیرند. زمانی من و همسرم بهخاطر وابستگان خانوادگیمان به محاکمه، حبس و محدودیت از حقوق اجتماعی محکوم بودیم و حال نوبت فرزندانمان است که بهخاطر متهم بودن ما از اولیهترین حقوقشان محروم شوند و معلوم نیست، تا چه نسل مجاهدین و یا اعضا و هواداران شورای ملی مقاومت را مجرم تلقی میکنند و در نبود هر گونه مرجع تظلم خواهی به چه مرجعی جز شما میتوانیم مراجعه کنیم. شاید برای شما پذیرش این واقعیتها قدری مشکل باشد ولی در اینجا اینکه فرزندان را بهخاطر والدین و والدین را بهخاطر فرزندان و همه اینها بهخاطر وابستگان و... را به محاکمه کشاندن و محروم کردن کاملاً عادی و معمول شده است و بعضاً تعجب هم نمیکنند... در آخر همین جرم خانوادگی ما (فعال سیاسی بودن پدر و مادر خودم) مرا به 15سال زندان محکوم کرده و همسرم هم به جرم داشتن برادری مخالف حکومت نیز به 15سال زندان محکوم شده، جالب است که تصریح کنم که از موارد بازخواست ما این بود که اصلاً شما چرا با هم ازدواج کردهاید. ؟ ؟ ؟ ؟
آری... . شاید چنین مواردی بسیار عجیب به نظر برسد ولی من و همسرم الآن داریم تاوان این فقدان اولیهترین حقوق انسانی را میدهیم و مهمتر از همه و موضوع نگرانی ما در حال حاضر دو فرزند نوجوانمان هستند که واقعاً نمیدانیم کجا هستند و چه میکنند، مگر تنها یک روز در هفته که 20دقیقه ملاقات میدهند، یکبار باید ملاقات مادرشان بروند و یکبار در زندانی دیگر به ملاقات پدرشان... . فلذا من با توجه به وضعیت خودم و خانوادهام به تأکید میگویم که حتی بهرغم تعیین گزارشگر ویژه حقوقبشر و رصد و نظارت مستمر نقض حقوقبشر آری... به تأکید میگویم که انبوهی از موارد نقض حقوقبشر هنوز که هنوز است مورد رسیدگی و بعضاً حتی مطرح و یا شنیده نشده است، لذا از آن شورای محترم حقوقبشر خواستار رسیدگی به این موارد بوده و به نوبه خود بر تداوم کار گزارشگر ویژه اصرار و تأکید دارم که در غیراینصورت امثال من تنها مرجع تظلم خواهی را در شرایطی که در اینجا هیچ حقی برایمان قایل نیستند را از دست میدهیم.
به امید رسیدگی مستمر و دقیقتر به موارد نقض حقوق اولیه
حسن صادقی زندان گوهردشت
رو نوشت گزارشگر ویژه حقوقبشر
عفو بینالملل.