728 x 90

فقر و بيكارى,

بازی با آمار بیکاری؛ چرا؟

-

بیکاری
بیکاری
تناقض‌گویی‌ها در آمار بیکاران ایران، تبدیل به یک حرفه وشغل جدیدی شده است که در رژیم ولایت‌فقیه، عده‌یی از آن نان می‌خورند! والبته بعد از پرکردن جیبشان، شروع به جنگ و دعوا می‌کنند تا با کمک علم آمار! وتحقیقات فنی! ثابت کنند حریف چیزی از این موضوعات سردر نمی‌آورد و اگر باند ما حاکم شود در یک برنامه‌ریزی دراز مدت! درصد بیکاری را کم می‌شود!

تناقض‌گویی در مورد آمارهای متفاوت ارائه شده از طرف ارگانهای حکومتی رژیم را روزنامه حکومتی قانون این‌گونه نوشته است: اما شاغلین! “مرکز آمار تعداد بیکاران را 7/2 میلیون، شاغلین! مقامات دولتی 5/3 میلیون، نمایندگان شاغل! و کارشناسان نیز ۵ تا ۷ میلیون نفر می‌دانند. برخی نمایندگان مجلس و کارشناسان بازار کار می‌گویند، محاسبات مرکز آمار ایران چندان دقیق نیست و نمی‌توان آن را ملاک اصلی برنامه‌ریزی‌ها دانست چون نشان‌دهنده تعداد واقعی بیکاران و سیمای بازار کار ایران نیست

اگر تعداد بیکاران برخلاف چیزی که مرکز آمار می‌گوید بین ۵ تا ۷ میلیون نفر باشد، نرخ بیکاری نیز دیگر نمی‌تواند ۱۱ درصد باشد و باید آن را تا ۳ برابر این میزان درنظر گرفت؛ بنابراین اگر نرخ بیکاری عمومی‌ کشور ۳۰ درصد باشد، بازار کار در شرایط بحران کامل قرار دارد“. (روزنامه قانون۷/۲/۹۵)

بحران بیکاری و بازی شیادانه با آمار آن، در حدی است که مهره‌ها و رسانه‌های رژیم را هم به وحشت انداخته است، از جمله همین روزنامه حکومتی می‌نویسد: ”به عبارت دیگر در حال حاضر به نظر می‌رسد بیشتر اظهارنظرها بیش از آن که کارشناسی باشد رنگ و روی سیاسی دارد و وسیله‌ای برای زدن انگ‌های مختلف بر یکدیگر شده است. در واقع به جای آن که نگاه به این مقوله بسیار مهم وحیاتی ملی باشد، تبدیل به ابزاری برای سرکوبی میان جناحی شده وکسی از فاجعه در راه، حرفی نمی‌زند. آنچه در این میان مغفول مانده ارائه راه‌کار برای رفع بیکاری است“. (روزنامه قانون۷/۲/۹۵)

یک کارگزار رژیم با عنوان استادی اقتصاد دانشگاه اهواز نیز به نوبه خود از خطرناک بودن بی‌عملی یا بهتر بگوییم ناتوانی رژیم در حل بحران بیکاری، با اشاره به رقم بالای آن می‌گوید: ”شواهد نشان می‌دهد آماری که مراکز رسمی‌ارائه می‌کنند چندان کامل نیست و شواهد موجود فراتر از آن است وبا توجه به فضای سیاسی موجود چندان خوشبین نیستم که کسی به فکرحل این مشکل به‌شدت خطرناک باشد. ایجاد فضای انتقادی که بیشتر شبیه تنش است افق سرمایه‌گذاری یا خوشبینی نسبت به سرمایه‌گذاری را به‌شدت کاهش می‌دهد. در این فضا که بیشتر ضدایجاد اشتغال است طبیعی است که اقدامی‌برای ایجاد اشتغال صورت نمی‌گیرد“. (دانشگاه موسوم به چمران -بررسی سیاستهای حمایتی دولت)

آژیر نابودی اشتغال دو میلیون و 400هزار نفر
بحران بیکاری، تنها محدود به بیکاران موجود نیست، بلکه مانند بهمن بزرگی در حال نابودی حداقل مشاغل موجود و بیکار کردن گروههایی از شاغلان است. خبرگزاری حکومتی مهر در این رابطه می‌نویسد: ”در یکساله اخیر به تعداد افرادی که اشتغال آنها در معرض نابودی قرار دارد، ۱۰۵ هزار نفر افزوده شد و در حال حاضر ۲.۴ میلیون نفر در خطر بیکاری قرار دارند و درآمدشان کفاف هزینه‌های زندگی آنها را نمی‌دهد.

بررسی تحولات بازار کار کشور نشان می‌دهد که علاوه بر بیکاران مطلق، بخشی از شاغلان نیز دچار بیکاری پنهان بوده و در واقع در مرز بین بیکاری و اشتغال قرار دارند. به بیان ساده‌تر، اشتغال آنها در حدی نیست که بتواند هزینه‌های زندگی را تأمین کند و از اینرو، فعالیتشان بیشتر به شرایط بیکاران شباهت دارد تا افرادی که شاغل محسوب می‌شوند.

افزایش تعداد افراد دارای اشتغال ناقص در شرایطی که برخی با اشتغال کامل امکان تأمین هزینه‌های زندگی خود را ندارند نشان‌دهنده شکننده بودن فعالیتهای اقتصادی و همچنین تاثیر رکود بر تولیدکنندگان داخلی است. این شرایط نشان می‌دهد که با وجود تلاش و علاقه برخی واحدها برای ماندن در فعالیت اقتصادی، اما هر لحظه امکان نابودی و تعطیلی برخی واحدها و ریزش میلیونی مشاغل وجود دارد“. (خبرگزاری حکومتی مهر۷/۲/۹۵)

واقعیت این است که بحران بیکاری در ایران محصول یک ساختار غیرتولیدی و فاسد است که در آن واردات بی‌رویه و قاچاق حرف اول را می‌زند. در این دستگاه ”تولید توجیه اقتصادی ندارد“ و تئوری واردات کلان کالاهای مصرفی از کشورهای دیگر اصل می‌شود. به گفته کارشناسان رژیم سود واردات چند برابر کار تولیدی در داخل است لذا دیگر کار تولیدی توجیه اقتصادی نداشته و در حالی‌که کارخانه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند جیب چپاولگران حاکم در رژیم آخوندی پر می‌شود.

وقتی سود بانکی و معاملات پولی چند برابر تولید سود می‌آورد چه کسی حاضر به سرمایه‌گذاری در تولید می‌شود؟

وقتی بهره‌کشی شدید بانکها از تولید و مصادره کردن کارخانه‌ها و کارگاههای تولیدی، به یک روش غارتگرانه فعال بانکها تبدیل می‌شود، دیگر کدام تولیدگر با کدام پشتوانه بانکی و تسهیلات آنها می‌تواند چر خ کارخانه را بچرخاند و اشتغال نیروی کارش را حفظ کند؟

وقتی رژیم مدعی است که آه در بساط ندارد و سرمایه‌گذاری خارجی با سد سپاه پاسداران که عمده شرکتهای بزرگ را در تیول خود دارد روبه‌روست، و امنیت سرمایه‌گذاری برای خارجیان فراهم نیست، کدام سرمایه‌گذار خارجی حاضر به سرمایه‌گذاری در ایران می‌شود؟

و وقتی... .
واقعیت این است که خانه اقتصاد رژیم آخوندی از پای بست ویران است. بحران بیکاری محصول این خانه در حال فرو ریختن است و طبعاً بازی با آمار بیکاری، این صورت مسأله را پاک نخواهد کرد.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/929c88bc-0d12-4c84-96c9-059accda3132"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات