728 x 90

اخبار دانشجویی,

«متأسفانه در کنکور سراسری نهم شدم»

-

سهمیه دانشجویان
سهمیه دانشجویان
یادمان هست در دوران مدرسه همیشه آرزو داشتیم که در انتهای دوران تحصیل، اسم ما در میان قبول شدگان کنکور سراسری باشد تا بتوانیم به دانشگاه برویم و مدارج علمی را طی کنیم. اما این‌که درکجای این لیست قرار بگیریم، و یا در مراحل بعدی تحصیل‌مان، رتبه چندم باشیم جزو افکار و آرزوهای بعدی ما به‌حساب می‌آمد. راستش، عموماً به این فکر نمی‌کردیم که رتبه اول تا دهم، یا بیستم کشور، باشیم یا نباشیم. چون اینرا یک مزیت و خواست مضاعف می‌دیدیم و این جزو رویاهایمان بود. اما حالا باید چه اتفاقی افتاده باشد، که اسم یکی از ما در کنکور، در رده نهم بیاید، ولی بگوید «متأسفانه من نهم شدم». یا نفر هفدهم بگوید: «متأسفانه هفدهم شدم». چرا؟! چرا؟! مگر این تأسف دارد؟ مگر غرور و افتخار ندارد؟ مگر آفرین ندارد؟ وقتی به حرفهای آنها کمی دقت می‌کنیم، بلافاصله حق‌ را به آنها خواهیم داد. حقی که با جفای مضاعف از این نخبگان کشور خورده شده و آه از نهادشان برآمده است.

چندی پیش تلویزیون رژیم، گزارشی پخش کرد که در آن دانشجویان کشورمان گوشه‌یی از دردهای خودشان را بیان می‌کردند. در میان این دانشجویان یکی از آنان جمله تعجب برانگیزی را گفت: «اگر این را اول سال اعلام می‌کردند من امتحان کنکور نمی‌دادم. من برای فوق‌لیسانس و مدیریت اجرایی امتحان دادم و متأسفانه رتبه نهم در کشور را کسب کردم».

خبرنگار می‌پرسد: «چرا متأسفانه؟»
و دانشجو جواب می‌دهد: «چون من رتبه9 هستم، ولی من با رتبه 9 نمی‌توانم به‌صورت روزانه در دانشگاه تهران ثبت‌نام کنم. به من می‌گویند ظرفیت نداریم و باید به‌صورت شبانه بروم پول بدهم ثبت‌نام کنم».

دانشجوی دیگری نیز با رتبه 17 در کشور می‌گوید: «متأسفانه فکر نکنم با رتبه 17 بتوانم انتخاب رشته بکنم چون می‌گویند ظرفیت نداریم». (27 /2/94)

در این نظام آموزشی ساخته و پرداخته آخوندها، وقتی جا برای ثبت‌نام رتبه نهم و هفدهم کنکور نیست، پس جای چه کسانی است؟ حالا این دانشجویان با آینده‌شان چه باید بکنند؟ اینها که با بی‌خوابی و فقر و گرانی عمرشان را صرف درس خواندن کردند و حالا با این اجحاف مواجه می‌شوند، چه باید بکنند؟ به‌راستی چه کسی جوابگوی این درد دانشجویان کشورمان است. شکی نیست که این سکه، روی دیگری هم دارد. معلوم است که سهم تحصیل رایگان با بورسیه‌های کلان و مخفیانه، برای ایادی سپاه و بسیج آخوندهاست. بیسوادهایی که بسیاری از آنها رشته زبان فارسی در دانشگاههای خارج را انتخاب کرده‌اند! تا هم در شغل جاسوسی علیه پناهندگان سیاسی و صدور تروریسم به کشورهای دیگر برایشان وقت گیر نباشد و هم مدرک آن سریع الحصولتر باشد. گندزاری که در جنگ گرگها نوک کوه آن بیرون زد و حداقل 3هزار بورسیه به این شکل در سالهای آخر کابینهٴ احمدی‌نژاد تأمین مالی شده است. به‌صورتی‌که حالا اخبار فسادش آن‌قدر بیرون زده که ولی‌فقیه ارتجاع خودش مجبور شده برای سرپوش گذاشتن و کتمان آن وارد صحنه شده و به صراحت از فضاحت انجام شده حمایت کند و بی‌پرده روشن سازد که سرچشمه همه این فسادها خود اوست.

در این‌باره روزنامه حکومتی فارس نوشت: «رهبر انقلاب به‌عنوان یکی از مصداقهای سیاست بازی در دانشگاهها، به حاشیه‌سازی درباره موضوع بورسیه‌ها اشاره کردند و آن را از غلط‌ترین کارهای چند سال اخیر دانستند. مسأله بورسیه‌ها، به آن شکلی که در روزنامه‌ها با آن بازی کردند نبود. اما اگر هم بود باید از راههای قانونی امتیازاتی که عده‌یی برخلاف قانون گرفته بودند لغو می‌شد نه این‌که سر و صدا و جنجال درست شود». (۱۵/۴/۹۴)

از سویی دیگر مهدی دواتگری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس رژیم در گفتگو با یک روزنامه حکومتی، با اشاره به پرونده بورسیه‌ها گفت: «ما شاهد هستیم در حال حاضر 300هزار نفر در کنکور کارشناسی ارشد و دکتری صف کشیده‌اند. اما متأسفانه در مقابل، افرادی بدون شرکت در آزمون، بورسیه دریافت کردند. لابد فردا هم عضو هیأت علمی می‌شوند». (روزنامه حکومتی مردم‌سالاری ۱/۲/۹۴)

دو سال قبل نیز شاهد بودیم که تلویزیون حکومتی در همین رابطه خبری را منتشر کرده بود. خبری که با شنیدنش راحت‌تر می‌شد این ظلمی که در حق دانشجویان ایرانی روا شده بود را فهم کرد: «فرجی دانا در گفتگو با عدنان حسین محمود سفیر سوریه با اعطای 50 بورسیه تحصیلی در دوره کارشناسی ارشد و 30 بورسیه دردوره دکترا به دانشجویان سوری موافقت کرد. او گفت: هم‌اکنون 356 دانشجوی سوری در دانشگاههای وزارت علوم ایران تحصیل می‌کنند که 223نفر از آنها بورسیه کامل هستند و هزینه تحصیل 66 دانشجوی دیگر نیز پرداخت می‌شود». (۱۶/۱۰/۹۲)

حالا می‌توانیم معنای کلمه «تاسف» را در صحبتهای آن دو دانشجو، برای اخذ رتبه نهم یا هفدهم کنکور فوق‌لیسانس در کشور بهتر درک کنیم. دیگر با این اوصاف کدام دانشجو انگیزه‌ای برای تحصیل خواهد داشت؟ پرواضح ا ست که دادن جای تحصیل به دانشجویان خارجی، فقط برای پرکردن جیب چپاولگران این حاکمیت و رسیدن به مطامع کثیف صدور ارتجاع خودشان به کشورهای دیگر است. مطمئناً برای دانشجویان ایرانی رتبه 9 و17 که با خون دل و دود چراغ درس خوانده و می‌خواهند به کشورشان خدمت کنند، بورسیه‌ای و یا حتی جایی باقی نمی‌ماند. به‌خاطر همین تعجب نخواهیم کرد که هر روز شاهد حرکتهای اعتراضی دانشجویان در کوچه‌ها و خیابانها و دانشگاهها برای گرفتن حقوق به غارت رفته‌شان باشیم، چرا که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/33067dca-a850-484e-8eab-0e0ee052afb3"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات