«دانشگاه همیشه مانند فشارسنجه!» این حرف را چند هفته پیش صادق زیباکلام از مهرههای باند رفسنجانی زد. پس با همین فشارسنج نگاهی به گوشهیی از حرفهای ولیفقیه آخوندها در دیدارش با کسانی که تلویزیون رژیم آنها را بهعنوان اساتید دانشگاه معرفی کرد، میاندازیم.
خامنهای در شروع صحبتهاش در حالی که از نفوذ کارگزاران مزدور رژیم در دانشگاهها بهعنوان یک «فرصت استثنایی» برای مهار و کنترل دانشجویان اسم میبرد، دست به دامان عواملش در دانشگاه شد که: «از این امکان بسیار بزرگ، برای تربیت جوانان... بهره بگیرند!» بعد هم با بهاصطلاح «انتقاد شدید از حاشیهسازی و سیاستبازی در محیطهای علمی» درجهی وحشت نظام را ازگسترش فعالیتهای ضد رژیم در دانشگاهها و افزایش خیزشها و حرکتهای اعتراضی ابراز کرد و گفت: «بنده معتقدم محیط دانشگاه، محیط فهم سیاسی، محیط تحلیل سیاسی، دانش سیاسی، آگاهی سیاسی است این را من مانع نیستیم نه، سیاست بازی نشود، سیاسی کاری نشود، حاشیهسازی نشود، این حاشیه سازیها بهکار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه خصوصیاتی که این مسأله دارد لطمه میزند». مشخص است که منظور از کدهایی از قبیل ممنوعیت «سیاسی کاری» و «حاشیه سازی» آن هم از زبان ولیفقیه آخوندها، در موقعیتی که آخوند امامی کاشانی از آن تحت عنوان «شرایط حساس و بیسابقه» برای نظام اسم میبرد، جز فرمان تشدید سرکوب و بالا بردن فشار و ایجاد خفقان هر چه بیشتر در دانشگاه نیست. اما چرا؟
در سخنانی که سایت بازتاب از رفسنجانی در 11تیر منعکس کرده بود، مشخص بود که منظور رفسنجانی از برخوردهای «معقول» و «منطقی» با جوانان، قفل و زنجیر زدن به افکار آنها با ایجاد سوپاپ اطمینان برای مقابله با خیزشهای اجتماعی است. حالا ولیفقیه ارتجاع که در حال آماده شدن برای مراحل بعد از ضربالاجل میباشد، رودرروی باند رقیب تنها راه کنترل قشر آگاه جامعه یعنی دانشجویان را که میتوانند موتور خیزشها در سراسر کشور باشند، تنها در تشدید هرچه بیشتر و مطلق کردن تمامعیار سرکوب اعلام میکند. اما اگر بر اساس گفتهی زیباکلام همین دانشگاه را بهعنوان «فشارسنج نظام» در نظربگیریم، میشود فهمید دوران بعد از ضربالاجل چه دوران خطرناکی برای تمامیت نظام ولایت خواهد بود و چه لرزه و پس لرزههایی در تقدیر رژیم است.
خامنهای در شروع صحبتهاش در حالی که از نفوذ کارگزاران مزدور رژیم در دانشگاهها بهعنوان یک «فرصت استثنایی» برای مهار و کنترل دانشجویان اسم میبرد، دست به دامان عواملش در دانشگاه شد که: «از این امکان بسیار بزرگ، برای تربیت جوانان... بهره بگیرند!» بعد هم با بهاصطلاح «انتقاد شدید از حاشیهسازی و سیاستبازی در محیطهای علمی» درجهی وحشت نظام را ازگسترش فعالیتهای ضد رژیم در دانشگاهها و افزایش خیزشها و حرکتهای اعتراضی ابراز کرد و گفت: «بنده معتقدم محیط دانشگاه، محیط فهم سیاسی، محیط تحلیل سیاسی، دانش سیاسی، آگاهی سیاسی است این را من مانع نیستیم نه، سیاست بازی نشود، سیاسی کاری نشود، حاشیهسازی نشود، این حاشیه سازیها بهکار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه خصوصیاتی که این مسأله دارد لطمه میزند». مشخص است که منظور از کدهایی از قبیل ممنوعیت «سیاسی کاری» و «حاشیه سازی» آن هم از زبان ولیفقیه آخوندها، در موقعیتی که آخوند امامی کاشانی از آن تحت عنوان «شرایط حساس و بیسابقه» برای نظام اسم میبرد، جز فرمان تشدید سرکوب و بالا بردن فشار و ایجاد خفقان هر چه بیشتر در دانشگاه نیست. اما چرا؟
در سخنانی که سایت بازتاب از رفسنجانی در 11تیر منعکس کرده بود، مشخص بود که منظور رفسنجانی از برخوردهای «معقول» و «منطقی» با جوانان، قفل و زنجیر زدن به افکار آنها با ایجاد سوپاپ اطمینان برای مقابله با خیزشهای اجتماعی است. حالا ولیفقیه ارتجاع که در حال آماده شدن برای مراحل بعد از ضربالاجل میباشد، رودرروی باند رقیب تنها راه کنترل قشر آگاه جامعه یعنی دانشجویان را که میتوانند موتور خیزشها در سراسر کشور باشند، تنها در تشدید هرچه بیشتر و مطلق کردن تمامعیار سرکوب اعلام میکند. اما اگر بر اساس گفتهی زیباکلام همین دانشگاه را بهعنوان «فشارسنج نظام» در نظربگیریم، میشود فهمید دوران بعد از ضربالاجل چه دوران خطرناکی برای تمامیت نظام ولایت خواهد بود و چه لرزه و پس لرزههایی در تقدیر رژیم است.