در حالی که دو روز بیشتر به پایان مذاکرات وین و ضربالاجل سوم آذر باقی نمانده، فضای هر دو باند حاکم سراسر تیرگی و یأس و شکست است.
باند رفسنجانی ـ روحانی که چند روز پیش، از پیروزی ملی حرف میزد و به نظر میرسید که در حال تدارک جشن پیروزی است، اکنون تماماً آیهٴ یأس میخواند: «هر چه زمان میگذرد و حجم گمانه زنی و نگرانیها بیشتر میشود، دورنمای مذاکرات تار شده و امیدها کاهش مییابد» (سرمقاله روزنامه ابتکار اول آذر 93).
این تنها فضای یک روزنامه یا یک باند نیست، سایهٴ یأس و شکست بر سراسر رژیم گسترده است:
کیهان خامنهای، در یادداشت روز (اول آذر) توافق کلی برای تمدید مذاکرات را «ادامه فریب ژنو» مینامد و معتقد است که رژیم از همان ژنو که وارد ریل مذاکره و چانهزنی با 5+1 شد، این بازی را باخت و سپس ملاک موفقیت مذاکرات را به یک امر ناممکن یعنی لغو کامل همهٴ تحریمها مشروط کرده و تصریح میکند: «بدون حصول این نتیجه، بیهیچ تعارفی باید گفت که چیزی به دست نیاوردهایم».
باند رفسنجانی ـ روحانی که چند روز پیش، از پیروزی ملی حرف میزد و به نظر میرسید که در حال تدارک جشن پیروزی است، اکنون تماماً آیهٴ یأس میخواند: «هر چه زمان میگذرد و حجم گمانه زنی و نگرانیها بیشتر میشود، دورنمای مذاکرات تار شده و امیدها کاهش مییابد» (سرمقاله روزنامه ابتکار اول آذر 93).
این تنها فضای یک روزنامه یا یک باند نیست، سایهٴ یأس و شکست بر سراسر رژیم گسترده است:
کیهان خامنهای، در یادداشت روز (اول آذر) توافق کلی برای تمدید مذاکرات را «ادامه فریب ژنو» مینامد و معتقد است که رژیم از همان ژنو که وارد ریل مذاکره و چانهزنی با 5+1 شد، این بازی را باخت و سپس ملاک موفقیت مذاکرات را به یک امر ناممکن یعنی لغو کامل همهٴ تحریمها مشروط کرده و تصریح میکند: «بدون حصول این نتیجه، بیهیچ تعارفی باید گفت که چیزی به دست نیاوردهایم».

روزنامه دیگر باند ولیفقیه، رسالت (اول آذر) بهنقل از «یک دیپلومات با سابقه آمریکایی» آب پاکی روی دست کیهان و شرط ناممکن آن میریزد و مینویسد: «دستیابی به توافق جامع غیرممکن است… توافق نیازمند معجزه است».
سپس در حالی که نهایت امید و آرزویی را که باند رفسنجانی ـ روحانی همچون داروی شفابخشی تبلیغ میکنند، تمدید مذاکرات است، اما رسالت باز از قول همان دیپلومات آمریکایی، میافزاید: «تمدید مذاکرات کار را سختتر میکند».
سایت الف متعلق به احمد توکلی از نمایندگان باند ولیفقیه در مجلس رژیم نیز همین نظر را تأیید میکند و مینویسد: «تمدید توافق ژنو در شرایطی که هیچ پیشرفتی حاصل نشده، نه تنها به نفع دولت نیست، بلکه به غرب یک امتیاز مهم را واگذار خواهد کرد. امتیازی که اجازه میدهد تحریمها همچنان پابرجا بماند، برنامه صلحآمیز هستهیی ایران دوباره محدودتر شود تا دوباره در این فرجه زمانی، ایران مجبور به قبول زیادهخواهیها و رفتار کجدار و مریز آمریکا بشود».
آنچه که باعث میشود عموم ناظران و تحلیلگران تمدید را چیزی مشابه زهر مجدد و زهر مضاعف به کام رژیم ارزیابی کنند این است که به نظر میرسد چرخ همهٴ تحولات داخلی، منطقهیی و بینالمللی به زیان رژیم شروع به حرکت کرده است. در آمریکا جمهوریخواهان که خواستار شدت عمل بیشتر در برابر رژیم و مخالف دادن کمترین امتیازی به دیکتاتوری تروریستی آخوندها هستند، کنترل کنگره و سکان سیاست خارجی این کشور را تا دو ماه دیگر به دست خواهند گرفت.
و این روزنامه رسالت (اول آذر) است که از طرد و انزوای فزایندهٴ منطقهیی و بینالمللی رژیم آه و ناله میکند و از: «تاثیرگذاری بازیگران مخرب منطقهیی و بینالمللی در صحنه مذاکرات» مینویسد و از «نقش منفعلانه دو کشور چین و روسیه و حتی در مواردی نقش بازدارنده مسکو در حل مسائل اختلافی اصلی» فریاد و فغان سر میدهد.
بحران درونی رژیم و آتش جنگ باندهای رژیم که با وزیدن باد مخالف از وین در حال شعلهور شدن است، پس از ضربالاجل سوم آذر و قطعی شدن شکست و ذلت رژیم (در هر تابلویی) تماشایی خواهد بود.
مضحک اینکه در چنین شرایطی که همه چیز حاکی از شکست و بنبست و درماندگی مطلق نظام ولایت است، کسانی از هر دو باند دست به تلاش مذبوحانه و رقتباری زدهاند که همین وضعیت را عین پیروزی جلوه دهند. شنیدن استدلالهای عجیب و غریب و بهکلی متضاد دو باند در این زمینه، هم خندهدار و هم عبرت آموز است. عبرت آموز از این نظر که کار رژیم برای توجیه وضعیت موجود برای نیروهایش به کجا رسیده است.
روزنامه جوان (اول آذر 93) ارگان بسیج ضدمردمی برای کوبیدن سر بسیجیهای گیج و سیلیخورده به تاق، عنوان سرمقاله امروزش را «ما پیروزیم!» انتخاب کرده است و دلایل این پیروزی را در 10محور که یکی از یکی خندهدارتر است، ردیف کرده است؛ کاش در این اندک مجال آن بود که به همهٴ آنها اشاره شود، اما اشاره به یکی دو مورد آنها برای تفریح هم که شده، بد نیست. از جمله مینویسد: «هر آنچه نتیجه مذاکرات باشد ما پیروز صحنهایم… زمانی ما باید احساس شکست کنیم که بهدنبال ساخت بمب اتم بوده باشیم و اکنون ناکام شدهایم!».
و در یک محور دیگر: «ما پیروزیم، حتی اگر مذاکرات هیچ نتیجه عینی نداشته باشد چرا که مفهوم مذاکره و چانهزنی شش قدرت جهانی این است که: ایران کشوری است قدرتمند که راهی جز مذاکره با آن نیست… اینکه وزیر خارجه آمریکا صدها ساعت مسافرت و نشست انجام میدهد تا با ما چانهزنی کند خود پیروزی است!».
و دست آخر پیروزی را شکست و ذلت آن یکی جناح تعریف میکند و مینویسد: «ما پیروزیم، چرا که به پایان خط خوشبینان داخلی نزدیک میشویم. طرفداران غرب اکنون در حال پاک کردن عرق شرم از چهره خویش هستند».
جالب اینکه باند رفسنجانی ـ روحانی هم از وجهی دیگر ادعای پیروزی میکند و یکی از تئوریسینهای این باند به نام عباس عبدی که به گفته خودش 16ماه است که هیچ یادداشت و مطلبی ننوشته، بهطور قابل فهمی اکنون احساس وظیفه کرده که وارد صحنه شود و مطلب مهمی را در صفحه تاریخ ثبت کند. نامبرده در روزنامه اعتماد شنبه اول آذر، مذاکرات بینتیجه و شکست خورده را عین پیروزی دانسته و با اشاره به اینکه «احتمال اینکه ایران وارد یک چالش جدی در روابط خارجی خود شود، خیلی زیاد بود»، مینویسد: «مدیریت ١٦ماهه این مذاکرات و پیشبردن آن تا این نقطه، فارغ از هر گونه دستاوردی که در پایان آن باشد، یک موفقیت مهم برای دولت و از آن مهمتر برای ساختار سیاسی کشور است».
حرف وی اگرچه خندهدار اما بیان همان حرف چندی پیش رفسنجانی است که گفته بود خطری موجودیت رژیم را تهدید میکرد و با روی کارآمدن روحانی و افتادن روند امور در مجرای مذاکرات، آن خطر عاجل از سر رژیم دور شد.
به هر حال، این اظهارات و نوشتهها، گویای فلاکت و درماندگی رژیمی است که بهچشم میبیند از هر طرف که برود و از هر طرف که اوضاع بچرخد، جز سرنگونی چشمانداز دیگری پیش روی ندارد. وصف حال ولیفقیه این بیت خواجه شیراز است که:
«از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت».