روز چهارشنبه آخوند روحانی، در جلسه کابینهاش در مورد مذاکرات سهجانبهٴ مسقط اظهارنظر کرد اما هیچ اشارهیی بهنتیجه آن نکرد. اظهاراتش طبق معمول دوپهلو و مبهم بود. از یک طرف در یک ژست ولایت پسند و در حملهیی بسیار ملایم به آمریکا گلایه کرد که چرا دنبال «زیادهخواهیهای ناحق و نابجا و نادرست» است و از طرف دیگر در باغ سبز نشان داد که «ایران تلاشهای خودش را انجام داده، تعاملهای لازم را انجام داده. تعدیلهای لازم را درخواستهای خودش مد نظر قرار داده» و ابراز امیدواری کرد که در فرصت باقیمانده «تفاهم و توافقی» حاصل شود که این «به نفع همه خواهد بود». بهاین ترتیب و با این دوگانهگویی معلوم نشد که بالاخره در مذاکرات سهجانبه و مهمی که در مسقط صورت گرفت پیشرفت بوده است یا پسرفت؟
اگر بهتمام گزارشهایی که تلویزیون رژیم از این مذاکرات پخش کرده است و بههمهٴ اظهارنظرهای ظریف و عراقچی و هر کدام از دستاندرکاران رژیم در این مذاکرات هم گوش بدهید، بازه هم هیچ چیز بیشتری دستگیرتان نخواهد شد. اگر همهٴ روزنامههای حکومتی از باند خامنهای یا رفسنجانی را هم بخوانید، عنوانها و مطالب بسیاری را در مورد مذاکرات اتمی خواهید دید، در مورد چگونگی آمدن و رفتن خانم اشتون و وزیر خارجه آمریکا و حتی در مورد سوغاتی خریدن آنها از بازار مسقط، اما مطلقاً اشارهیی به نتیجه مذاکرات نخواهید یافت.
اعضای تیم مذاکرهکننده رژیم سکوت سفت و سختی را درباره مذاکرات، حفظ کردهاند و بهجز حرفهای کلی و دوپهلو حتی به شرکای حکومتی خود، باند ولیفقیه هم چیزی بروز ندادهاند و در جواب اعتراضات آنها، یا میگویند یک هفته دیگر صبر کنید همه چیز روشن میشود، یا میگویند «آقا»، یعنی خامنهای، خودش در جریان ریز همهٴ امور هست و همه چیز به اطلاع وی رسانده شده است!
این در حالی است که خبرگزاریها و رسانههای بینالمللی مانند آسوشیتدپرس، رویتر و تلویزیون الجزیره صراحتاً از شکست و بینتیجه بودن مذاکرات گزارش دادهاند. بیجهت نیست که ابوابجمعی باند خامنهای از نمایندگانش در مجلس ارتجاع گرفته تا رسانههای این باند بهشدت ابراز دلواپسی میکنند و فریاد و فغان سر میدهند که در پشت پرده چه خبر است؟ چرا به ما چیزی نمیگویید؟
تلویزیون رژیم (21آبان) که تحت کنترل باند خامنهای است، گزارش خبری خود درباره مذاکرات مسقط را با این جمله شروع میکند که «هیچ خبری نیست!» و بعد اضافه میکند که «اصل مذاکرات در سکوت پایان یافت!».
کیهان خامنهای (21آبان) هم با یادآوری حرف چندی پیش ظریف که گفته بود حتی اگر استیضاح هم بشوم، جزییات مذاکرات را فاش نخواهم کرد، به طعنه نوشت «بر خلاف تأکید تیم هستهیی کشورمان، مذاکرات مسقط محرمانه نبود! کری به نتانیاهو گزارش داد!» و بعد اضافه میکنه: که گویا «تنها مردم و رسانههای ایران هستند که از جزییات و کلیات مذاکرات اطلاعی ندارند!» و نامحرم هستند! البته روشن است که منظور کیهان از مردم و رسانههای ایران، باند ولیفقیه است.
در این میان ولیفقیه طلسمشکسته که بین فشارهای دو باند اصلی رژیم که یکی او را به سمت میز مذاکره و زهر خوردن میکشاند و دلواپسان باند خودش که او را به سمت رفتن بهدنبال بمب اتم و زدن زیر میز مذاکره فرا میخواند و میکشاند، سختگیر کرده است. حرف هر کدام از باندها تا آنجا که به نفی نقشه مسیر طرف مقابل برمیگردد، درست و جدی است. باند رفسنجانی ـ روحانی میگویند، تنها راه نجات رژیم آویختن به دامن غرب و قلاب کردن خودمان به اقتصاد سرمایهداری است، در این راستا، باید با سودای اتمی خداحافظی کنیم و از سایر دعاوی خودمان کوتاه بیاییم. شعر و شعارهای مفت مثل «اقتصاد مقاومتی» را هم که خودمان میدانیم حرف مفتی بیش نیست، کنار بگذاریم. یکی از مهرههای این باند، اکبر ترکان که مشاور ارشد روحانی و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی در دولت اوست، در مورد اقتصاد مقاومتی صراحتاً گفته است: «بگذارید با خودمان روراست باشیم؛ ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قرمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم!»
اما حرف دلواپسان هم در چارچوب منطق خودشان جدی است؛ حرفشان این است که در حالی که اوضاع منطقه از عراق و سوریه تا فلسطین و لبنان، به زیان ما دگرگون شده و عمق استراتژیک ما در حال فرو ریختن است، اگر تضمین بمب اتمی را هم از دست بدهیم، کارمان تمام است!
خامنهای که توان آن را ندارد بین این دو رویکرد استراتژیک که هر دو برای نظامش بهغایت خطرناک است، بهطور نهایی تعیینتکلیف کند، همچنان مهر سکوت بر لب زده است و هرچه عمیقتر شدن شکاف در رژیمش را نظاره میکند.
آخرین اظهارنظری که از او در حساب توییتریاش منعکس شده، متنی است که باز هم در آن، بنبست و سرگردانی وکلیگویی و دوگانه گویی، قابل رؤیت است. او در این متن، حداقلهای مورد نظر خود در زمینه هستهیی را مطرح کرده، اما با بیانی که میتوان انواع تعبیرها را از آن کرد، از «اراده رژیم برای بستن پرونده اتمی، بهرغم اراده دشمنان»، حرف زده است. جالب است که رسانههای باند ولایت حتی همین حرفهای دوپهلو را هم بهعنوان «منتسب به دفتر مقام معظم» منتشر کرد و سعی کردهاند به روی خودشان نیاورند! سؤال اصلی دلواپسان در این روزنامهها این است که بالاخره نامحرم اصلی که سکوت خبری در مورد نتیجه مذاکرات برای نرسیدن خبر به اوست، کیست؟
چرا چنین است؟ چرا تیم مذاکرهکننده حتی در درون رژیم نمیگوید در این مذاکرات چه گذشته است؟ روشن است! چون باند باند دلواپسان روی آن سوار شده و سنگاندازی میکند. چرا ولیفقیه که از پشت پرده خبر دارد، چیزی نمیگوید و سکوت میکند؟ روشن است! چون طلسمشکسته و ناتوان است و اگر موضع مشخص و شفاف بگیرد، قادر به مهار جنگی که متعاقباً در درون رژیم بالا میگیرد، نیست؛ همچنین چون تصمیمگیری نهایی برای خامنهای بسیار دشوار است. همان است که زمانی روزنامههای حکومتی از آن تحت عنوان «مرگ یا خودکشی از ترس مرگ» یاد میکردند.
ینتیجه اینکه رژیم ولایت در یک بنبست ناگشودنی یا در یک تله گیر افتاده است، از هر طرف که میرود با چشمانداز و کابوس مرگ و سقوط مواجه است و در این تردید و سرگردانی، باز این شقه و شکاف است که در سراپای رژیم روز به روز گستردهتر و عمیقتر میشود.
اگر بهتمام گزارشهایی که تلویزیون رژیم از این مذاکرات پخش کرده است و بههمهٴ اظهارنظرهای ظریف و عراقچی و هر کدام از دستاندرکاران رژیم در این مذاکرات هم گوش بدهید، بازه هم هیچ چیز بیشتری دستگیرتان نخواهد شد. اگر همهٴ روزنامههای حکومتی از باند خامنهای یا رفسنجانی را هم بخوانید، عنوانها و مطالب بسیاری را در مورد مذاکرات اتمی خواهید دید، در مورد چگونگی آمدن و رفتن خانم اشتون و وزیر خارجه آمریکا و حتی در مورد سوغاتی خریدن آنها از بازار مسقط، اما مطلقاً اشارهیی به نتیجه مذاکرات نخواهید یافت.
اعضای تیم مذاکرهکننده رژیم سکوت سفت و سختی را درباره مذاکرات، حفظ کردهاند و بهجز حرفهای کلی و دوپهلو حتی به شرکای حکومتی خود، باند ولیفقیه هم چیزی بروز ندادهاند و در جواب اعتراضات آنها، یا میگویند یک هفته دیگر صبر کنید همه چیز روشن میشود، یا میگویند «آقا»، یعنی خامنهای، خودش در جریان ریز همهٴ امور هست و همه چیز به اطلاع وی رسانده شده است!
این در حالی است که خبرگزاریها و رسانههای بینالمللی مانند آسوشیتدپرس، رویتر و تلویزیون الجزیره صراحتاً از شکست و بینتیجه بودن مذاکرات گزارش دادهاند. بیجهت نیست که ابوابجمعی باند خامنهای از نمایندگانش در مجلس ارتجاع گرفته تا رسانههای این باند بهشدت ابراز دلواپسی میکنند و فریاد و فغان سر میدهند که در پشت پرده چه خبر است؟ چرا به ما چیزی نمیگویید؟
تلویزیون رژیم (21آبان) که تحت کنترل باند خامنهای است، گزارش خبری خود درباره مذاکرات مسقط را با این جمله شروع میکند که «هیچ خبری نیست!» و بعد اضافه میکند که «اصل مذاکرات در سکوت پایان یافت!».
کیهان خامنهای (21آبان) هم با یادآوری حرف چندی پیش ظریف که گفته بود حتی اگر استیضاح هم بشوم، جزییات مذاکرات را فاش نخواهم کرد، به طعنه نوشت «بر خلاف تأکید تیم هستهیی کشورمان، مذاکرات مسقط محرمانه نبود! کری به نتانیاهو گزارش داد!» و بعد اضافه میکنه: که گویا «تنها مردم و رسانههای ایران هستند که از جزییات و کلیات مذاکرات اطلاعی ندارند!» و نامحرم هستند! البته روشن است که منظور کیهان از مردم و رسانههای ایران، باند ولیفقیه است.
در این میان ولیفقیه طلسمشکسته که بین فشارهای دو باند اصلی رژیم که یکی او را به سمت میز مذاکره و زهر خوردن میکشاند و دلواپسان باند خودش که او را به سمت رفتن بهدنبال بمب اتم و زدن زیر میز مذاکره فرا میخواند و میکشاند، سختگیر کرده است. حرف هر کدام از باندها تا آنجا که به نفی نقشه مسیر طرف مقابل برمیگردد، درست و جدی است. باند رفسنجانی ـ روحانی میگویند، تنها راه نجات رژیم آویختن به دامن غرب و قلاب کردن خودمان به اقتصاد سرمایهداری است، در این راستا، باید با سودای اتمی خداحافظی کنیم و از سایر دعاوی خودمان کوتاه بیاییم. شعر و شعارهای مفت مثل «اقتصاد مقاومتی» را هم که خودمان میدانیم حرف مفتی بیش نیست، کنار بگذاریم. یکی از مهرههای این باند، اکبر ترکان که مشاور ارشد روحانی و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی در دولت اوست، در مورد اقتصاد مقاومتی صراحتاً گفته است: «بگذارید با خودمان روراست باشیم؛ ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قرمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم!»
اما حرف دلواپسان هم در چارچوب منطق خودشان جدی است؛ حرفشان این است که در حالی که اوضاع منطقه از عراق و سوریه تا فلسطین و لبنان، به زیان ما دگرگون شده و عمق استراتژیک ما در حال فرو ریختن است، اگر تضمین بمب اتمی را هم از دست بدهیم، کارمان تمام است!
خامنهای که توان آن را ندارد بین این دو رویکرد استراتژیک که هر دو برای نظامش بهغایت خطرناک است، بهطور نهایی تعیینتکلیف کند، همچنان مهر سکوت بر لب زده است و هرچه عمیقتر شدن شکاف در رژیمش را نظاره میکند.
آخرین اظهارنظری که از او در حساب توییتریاش منعکس شده، متنی است که باز هم در آن، بنبست و سرگردانی وکلیگویی و دوگانه گویی، قابل رؤیت است. او در این متن، حداقلهای مورد نظر خود در زمینه هستهیی را مطرح کرده، اما با بیانی که میتوان انواع تعبیرها را از آن کرد، از «اراده رژیم برای بستن پرونده اتمی، بهرغم اراده دشمنان»، حرف زده است. جالب است که رسانههای باند ولایت حتی همین حرفهای دوپهلو را هم بهعنوان «منتسب به دفتر مقام معظم» منتشر کرد و سعی کردهاند به روی خودشان نیاورند! سؤال اصلی دلواپسان در این روزنامهها این است که بالاخره نامحرم اصلی که سکوت خبری در مورد نتیجه مذاکرات برای نرسیدن خبر به اوست، کیست؟
چرا چنین است؟ چرا تیم مذاکرهکننده حتی در درون رژیم نمیگوید در این مذاکرات چه گذشته است؟ روشن است! چون باند باند دلواپسان روی آن سوار شده و سنگاندازی میکند. چرا ولیفقیه که از پشت پرده خبر دارد، چیزی نمیگوید و سکوت میکند؟ روشن است! چون طلسمشکسته و ناتوان است و اگر موضع مشخص و شفاف بگیرد، قادر به مهار جنگی که متعاقباً در درون رژیم بالا میگیرد، نیست؛ همچنین چون تصمیمگیری نهایی برای خامنهای بسیار دشوار است. همان است که زمانی روزنامههای حکومتی از آن تحت عنوان «مرگ یا خودکشی از ترس مرگ» یاد میکردند.
ینتیجه اینکه رژیم ولایت در یک بنبست ناگشودنی یا در یک تله گیر افتاده است، از هر طرف که میرود با چشمانداز و کابوس مرگ و سقوط مواجه است و در این تردید و سرگردانی، باز این شقه و شکاف است که در سراپای رژیم روز به روز گستردهتر و عمیقتر میشود.