فاش گویی مستند سازانی که یک سی دی مستند تحت عنوان من روحانی هستم در مورد سوابق و فعالیتهای آخوند حسن روحانی در نظام ولایتفقیه ساختهاند، روایتگر نقش این آخوند در بسیاری از تصمیمگیریهای سرکوبگرانه نظام و باند خامنهای در مقاطع مختلف است.
به نظر میرسد که مستند سازان به فرموده این کار را کرده باشند و در پشت صحنه جریانی قوی از باند ولایت پشت آنها باشد که در چنین شرایطی اقدام به ساخت و پخش این مستند کردهاند.
صرفنظر از اهداف مستند سازان که در جهت اهداف باندی خود این کار را کردهاند، اما به نظر میرسد بهرغم انکار باند رفسنجانی- روحانی و انکار مهرههایی نظیر محسن رضایی و علی لاریجانی مبنی بر تکذیب بخشی از موارد فاش شده در این مستند، تا آنجا که به نقش سرکوبگرانه آخوند روحانی برمیگردد، کمتر جای تردیدی باشد.
مواردی که در این سی دی به آن اشاره شده و بسیاری از رسانههای باند ولایت به آن پرداختهاند، مواردی است که تماماً با موضعگیریهای امروزی روحانی و پز بهاصطلاح ”اعتدالگرایانه“ او در تناقض و تعارض است.
به نظر میرسد که مستند سازان و مراکز قدرت پشت آنها، شجره نامه عقدیتی و سیاسی او را به او یادآوری میکنند، و میخواهند به او بفهمانند هرکاری که بکند و هر پز ظاهرالصلاحی که بگیرد، بهلحاظ اعتقادی و سیاسی با امام دجالان و ولایت مطلقه فقیه نسبت دارد و بر اساس آن ضربالمثل معروف الجزایری نباید بیهوده تلاش کند برای خود شجره نامه و سابقه شرافتمندی جعل کند.
به نظر میرسد مستند سازان و مراکز قدرت پشت صحنه از ساختن این مستند و پخش آن سه منظور را دنبال میکنند.
اول، اینکه میخواهند با انگشت گذاشتن روی سوابق روحانی به او تفهیم کنند که تو هم همپای نظام و باند ولیفقیه، در خیلی از تصمیمات سرکوبگرانه نقش داشتهیی و بیخودی برای خود سابقه ”اعتدال“ و ”تدبیر و امید“ نتراش چرا که تو بخشی از ماشین سرکوب نظام بودهیی
دوم، مواردی از فاش گویی این مستند که به مخالفت خمینی با بعضی از مواضع روحانی در زمینه جنگ و... اشاره میکند، ناظر بر این است که مستند سازان و مراکز قدرت پشت سر آنها، به نیروهای رژیم میگویند که خمینی با روحانی مخالف بوده و ولایت مداری او مورد تردید است
روزنامه جوان مینویسد: ”مهمترین بخشهای خبرساز این مستند مربوط به سه اتفاق، یکی درباره ماجرای سفر گروه مذاکرهکننده آمریکایی (به بهانه آزادسازی گروگانهای آمریکایی اسیر شده توسط حزبالله لبنان در لبنان) به ایران به سرپرستی مکفارلین، دیگری موضوع جلسات گروه موسوم به «99نفر» و بالاخره ماجرای اتفاقات رخ داده شده در شورای نظارت بر صدا و سیما (عزل محمد هاشمی توسط شورای نظارت بر صدا و سیما) است که تمامی آنها با ورود مستقیم خمینی ختم به خیر میشوند) “.
سوم، به آنان نیز که خام خیالانه دل در گرو سراب تغییر توسط باند رفسنجانی- روحانی دارند و در سواحل امن از دوردست برای این شیخ شیاد دست تکان میدهند، بفهمانند که ول معطل هستید، ادا و اطوارهای روحانی که آب از لب ولوچه شما راه انداخته است، راه به جایی نمیبرد و روحانی افعی است که 35سال درلانه مار ولایت لانه کرده بود و این هم سوابق مشعشع او در سرکوب و...
روزنامه جوان وابسته به باند خامنهای، در نوشتهای به پیام سیاسی سی دی و واکنش باند رفسنجانی- روحانی به آن اشاره میکند و به روحانی توصیه میکند که موضعگیری کند و به جای موضعگیری صریح دچار ”فلسفه بافی، جابهجایی، انتقال، تصعید، فرافکنی و همانندسازی“ نشود.
ارگان سپاه ضمن توصیه به روحانی در مورد توضیح پیرامون سوابق افشاشدهاش در این سی دی مینویسد: ”آنچه اصلاحطلبان را ناراحت کرده و بازخوانی آن را در فضای امروز که تلاش میشود روحانی و اصلاحطلبان در یک قایق دیده شوند، تاب نمیآورند این است که وی در قضیه حصر آیتالله منتظری نقش اساسی داشته است. دوم اینکه با دستور وی بسیج وارد گود 18تیرماه 78 میشود و غائله را در روز 23تیر جمع میکند و شب ۲۳/۴/۷۸ بسیاری از غائلهآفرینان دستگیرمیشوند و روحانی این مسأله را در سخنرانی خود اعلام میکند. بنابراین نقش محوری روحانی در جمع کردن یک بحران، باعث گردید که همسویی و چفتشدگی امروز با اصلاحطلبان دچار آسیب شود و آنها نمیتوانند پرستیژ اصلاحطلبی و قبای شکلاتی اصلاحات را بر قامت رئیسجمهوری کنند که روزی گونه دیگری بوده است. البته روحانی از اقدامات خود در قضیه آیتالله منتظری و حادثه تیر 78 ناراحت نیست اما واقعیت این است که ژست روشنفکریاش علنی شدن آن برای نسلهای بعدی را نمیپسندد“.
نویسنده مقاله روزنامه جوان معتقد است که روحانی از این جهت از افشای عملکردهای سابقش در نظام دلخور است که افشای آنها مغایر با پزهای چرخش مداری امروزی او است: ”دو نکتهیی که شخص روحانی را نگران کرده بخشهایی است که اگر مخاطب آنان را کنار هم بگذارد و به مواضع امروز روحانی بنگرد، احساس میکند این فرد در بزنگاههای حیاتی ساز دیگری را میزده است که چینش تاریخی آن برای امروز به صلاح نیست“.
حرفهای نویسنده روزنامه جوان از این جهت هم حایز اهمیت است که نویسنده معتقد است در حال حاضر نیز روحانی از نقشش در سرکوب قیام دانشجویی در سال 87 و داستانهای مربوط به حصر منتظری ناراحت نیست. اما از این دلخور است که چرا در زمانی که به مقتضای زمان و در بحبوحه زهرخوران نظام رنگ عوض میکند و پزی به ظاهر متمایز با نقش یک آخوند مؤمن به سرکوب قیام دانشجویان و مؤمن به حذف و تصفیه رقبای سیاسی ”مقام عظمای ولایت“ میگیرد ورقبا ناگزیر به فاش کردن سوابق جرم و جنایت او شدهاند.
روزنامه رسالت ارگان باند فاشیستی مؤتلفه نیز آنجا که میخواهد مچ روحانی را در مورد پزهای ”اعتدالگرایانه“، بگیرد و به او تفهیم کند که خودت هم با ما در تمامی سرکوبگری مردم شریک بودهای به مضامین سی دی من روحانی هستم استناد میکند و به روحانی تفهیم میکند که نمیشود دو جایه خوری کرد و خاطرات مشعشع برای خود ساخت، اما آنجا که یک سی دی مستند به گفتههای خودت و رفسنجانی سوابقت را آشکار میکند، آن را انکار کرد. رسالت در این زمینه مینویسد: ”نمی شود یک فعل از عملکرد سیاسی آقای رئیسجمهور در خاطرات خود یا خاطرات هاشمی رفسنجانی بیاید حرف درستی باشد اما اگر در یک فیلم مستند مورد استفاده قرار گیرد، «دروغ» و «فریب» و «تخریب» نام بگیرد. چرا دست دشمن را در تخطئه دین و ارزشهای الهی باز بگذاریم و بگوییم نیازی به ارشاد و گشت ارشاد نداریم اما به یک فیلم مستند گیر بدهیم و بگوییم مجوز ارشاد ندارد؟ میزان این قبض و بسط سیاسی و فرهنگی چیست؟“
به نظر میرسد که مستند سازان به فرموده این کار را کرده باشند و در پشت صحنه جریانی قوی از باند ولایت پشت آنها باشد که در چنین شرایطی اقدام به ساخت و پخش این مستند کردهاند.
صرفنظر از اهداف مستند سازان که در جهت اهداف باندی خود این کار را کردهاند، اما به نظر میرسد بهرغم انکار باند رفسنجانی- روحانی و انکار مهرههایی نظیر محسن رضایی و علی لاریجانی مبنی بر تکذیب بخشی از موارد فاش شده در این مستند، تا آنجا که به نقش سرکوبگرانه آخوند روحانی برمیگردد، کمتر جای تردیدی باشد.
مواردی که در این سی دی به آن اشاره شده و بسیاری از رسانههای باند ولایت به آن پرداختهاند، مواردی است که تماماً با موضعگیریهای امروزی روحانی و پز بهاصطلاح ”اعتدالگرایانه“ او در تناقض و تعارض است.
به نظر میرسد که مستند سازان و مراکز قدرت پشت آنها، شجره نامه عقدیتی و سیاسی او را به او یادآوری میکنند، و میخواهند به او بفهمانند هرکاری که بکند و هر پز ظاهرالصلاحی که بگیرد، بهلحاظ اعتقادی و سیاسی با امام دجالان و ولایت مطلقه فقیه نسبت دارد و بر اساس آن ضربالمثل معروف الجزایری نباید بیهوده تلاش کند برای خود شجره نامه و سابقه شرافتمندی جعل کند.
به نظر میرسد مستند سازان و مراکز قدرت پشت صحنه از ساختن این مستند و پخش آن سه منظور را دنبال میکنند.
اول، اینکه میخواهند با انگشت گذاشتن روی سوابق روحانی به او تفهیم کنند که تو هم همپای نظام و باند ولیفقیه، در خیلی از تصمیمات سرکوبگرانه نقش داشتهیی و بیخودی برای خود سابقه ”اعتدال“ و ”تدبیر و امید“ نتراش چرا که تو بخشی از ماشین سرکوب نظام بودهیی
دوم، مواردی از فاش گویی این مستند که به مخالفت خمینی با بعضی از مواضع روحانی در زمینه جنگ و... اشاره میکند، ناظر بر این است که مستند سازان و مراکز قدرت پشت سر آنها، به نیروهای رژیم میگویند که خمینی با روحانی مخالف بوده و ولایت مداری او مورد تردید است
روزنامه جوان مینویسد: ”مهمترین بخشهای خبرساز این مستند مربوط به سه اتفاق، یکی درباره ماجرای سفر گروه مذاکرهکننده آمریکایی (به بهانه آزادسازی گروگانهای آمریکایی اسیر شده توسط حزبالله لبنان در لبنان) به ایران به سرپرستی مکفارلین، دیگری موضوع جلسات گروه موسوم به «99نفر» و بالاخره ماجرای اتفاقات رخ داده شده در شورای نظارت بر صدا و سیما (عزل محمد هاشمی توسط شورای نظارت بر صدا و سیما) است که تمامی آنها با ورود مستقیم خمینی ختم به خیر میشوند) “.
سوم، به آنان نیز که خام خیالانه دل در گرو سراب تغییر توسط باند رفسنجانی- روحانی دارند و در سواحل امن از دوردست برای این شیخ شیاد دست تکان میدهند، بفهمانند که ول معطل هستید، ادا و اطوارهای روحانی که آب از لب ولوچه شما راه انداخته است، راه به جایی نمیبرد و روحانی افعی است که 35سال درلانه مار ولایت لانه کرده بود و این هم سوابق مشعشع او در سرکوب و...
روزنامه جوان وابسته به باند خامنهای، در نوشتهای به پیام سیاسی سی دی و واکنش باند رفسنجانی- روحانی به آن اشاره میکند و به روحانی توصیه میکند که موضعگیری کند و به جای موضعگیری صریح دچار ”فلسفه بافی، جابهجایی، انتقال، تصعید، فرافکنی و همانندسازی“ نشود.
ارگان سپاه ضمن توصیه به روحانی در مورد توضیح پیرامون سوابق افشاشدهاش در این سی دی مینویسد: ”آنچه اصلاحطلبان را ناراحت کرده و بازخوانی آن را در فضای امروز که تلاش میشود روحانی و اصلاحطلبان در یک قایق دیده شوند، تاب نمیآورند این است که وی در قضیه حصر آیتالله منتظری نقش اساسی داشته است. دوم اینکه با دستور وی بسیج وارد گود 18تیرماه 78 میشود و غائله را در روز 23تیر جمع میکند و شب ۲۳/۴/۷۸ بسیاری از غائلهآفرینان دستگیرمیشوند و روحانی این مسأله را در سخنرانی خود اعلام میکند. بنابراین نقش محوری روحانی در جمع کردن یک بحران، باعث گردید که همسویی و چفتشدگی امروز با اصلاحطلبان دچار آسیب شود و آنها نمیتوانند پرستیژ اصلاحطلبی و قبای شکلاتی اصلاحات را بر قامت رئیسجمهوری کنند که روزی گونه دیگری بوده است. البته روحانی از اقدامات خود در قضیه آیتالله منتظری و حادثه تیر 78 ناراحت نیست اما واقعیت این است که ژست روشنفکریاش علنی شدن آن برای نسلهای بعدی را نمیپسندد“.
نویسنده مقاله روزنامه جوان معتقد است که روحانی از این جهت از افشای عملکردهای سابقش در نظام دلخور است که افشای آنها مغایر با پزهای چرخش مداری امروزی او است: ”دو نکتهیی که شخص روحانی را نگران کرده بخشهایی است که اگر مخاطب آنان را کنار هم بگذارد و به مواضع امروز روحانی بنگرد، احساس میکند این فرد در بزنگاههای حیاتی ساز دیگری را میزده است که چینش تاریخی آن برای امروز به صلاح نیست“.
حرفهای نویسنده روزنامه جوان از این جهت هم حایز اهمیت است که نویسنده معتقد است در حال حاضر نیز روحانی از نقشش در سرکوب قیام دانشجویی در سال 87 و داستانهای مربوط به حصر منتظری ناراحت نیست. اما از این دلخور است که چرا در زمانی که به مقتضای زمان و در بحبوحه زهرخوران نظام رنگ عوض میکند و پزی به ظاهر متمایز با نقش یک آخوند مؤمن به سرکوب قیام دانشجویان و مؤمن به حذف و تصفیه رقبای سیاسی ”مقام عظمای ولایت“ میگیرد ورقبا ناگزیر به فاش کردن سوابق جرم و جنایت او شدهاند.
روزنامه رسالت ارگان باند فاشیستی مؤتلفه نیز آنجا که میخواهد مچ روحانی را در مورد پزهای ”اعتدالگرایانه“، بگیرد و به او تفهیم کند که خودت هم با ما در تمامی سرکوبگری مردم شریک بودهای به مضامین سی دی من روحانی هستم استناد میکند و به روحانی تفهیم میکند که نمیشود دو جایه خوری کرد و خاطرات مشعشع برای خود ساخت، اما آنجا که یک سی دی مستند به گفتههای خودت و رفسنجانی سوابقت را آشکار میکند، آن را انکار کرد. رسالت در این زمینه مینویسد: ”نمی شود یک فعل از عملکرد سیاسی آقای رئیسجمهور در خاطرات خود یا خاطرات هاشمی رفسنجانی بیاید حرف درستی باشد اما اگر در یک فیلم مستند مورد استفاده قرار گیرد، «دروغ» و «فریب» و «تخریب» نام بگیرد. چرا دست دشمن را در تخطئه دین و ارزشهای الهی باز بگذاریم و بگوییم نیازی به ارشاد و گشت ارشاد نداریم اما به یک فیلم مستند گیر بدهیم و بگوییم مجوز ارشاد ندارد؟ میزان این قبض و بسط سیاسی و فرهنگی چیست؟“