728 x 90

شقه دروني رژيم,

رفسنجانی و معنی و تفسیر «اعتدالگرایی» ـ حسین قائمی

-

رفسنجانی
رفسنجانی
رفسنجانی در تهاجمی دیگر، ولی‌فقیه و تتمه باند او را زیر ضرب گرفت و این جماعت را «یک گروه بی‌هنر و عقب‌افتاده خواند که نمی‌تواند سرمشق باشد». رفسنجانی در جدیدترین مصاحبه خود که در ویژه‌نامه نوروزی روزنامه دولتی ایران به چاپ رسیده، بار دیگر کوشید اصل و نسب خط وابسته‌گرایی خود را که آن را با عبارت «اعتدالگرایی» چکیده و بیان می‌کند، به خود خمینی برساند. وی در این رابطه باز هم از خورجین امام دجالان خرج کرد و گفت: «امام بارها در مسائل داخلی و خارجی، ترمز بی‌ترمزها را کشیدند تا انقلاب در مسیر اعتدال بماند».

از آنجا که همهٴ باندهای رژیم، حرفها و اعمال خود را به حرفها و اقدامات خمینی مستند می‌کنند، مصاحبه‌گر نیز همین را از رفسنجانی سؤال می‌کند و او با به رخ کشیدن نزدیکی غیرقابل انکار خود به خمینی گفت: «خلاف می‌گویند. هر انسانی می‌تواند هر ادعایی بکند». اما از آنجا که رفسنجانی بهتر از هر کسی می‌داند که خمینی دجال، به‌عنوان مظهر دورویی و تزویر که همواره به اقتضای شرایط و به حسب منافع، حرفش را عوض می‌کرد و از این‌رو انبوهی حرفهای ضد و نقیض دارد، خودش این مسأله را مطرح کرد و از جمله موضع خمینی درباره جنگ را مثال زد. رفسنجانی با اعتراف به این‌که «کم کم به این‌جا رسیدیم که دیگر نمی‌توانیم بجنگیم» افزود:
«با این‌که امام گفته بودند «ما تا آخر می‌مانیم»، «20سال هم طول بکشد، می‌مانیم»، «تا آخرین نفس» و «تا آخرین قطره خون می‌جنگیم»، ولی وقتی دیدند جنگ دیگر به صلاح کشور نیست، خیلی آسان مسأله را حل کردند». این نقل‌قولها، آشکارا توسری به خامنه‌ای است. چرا که رفسنجانی در مصاحبه‌های دیگر خود این موضوع را با تفصیل بیشتری آورده و حرفش این است که خمینی وقتی به این نتیجه رسید که «دیگر نمی‌توانیم بجنگیم» و چاره‌ای جز خوردن زهر آتش‌بس نیست. قدم جلو گذاشت و روی همهٴ حرفهایی که تا آن موقع زده بود، مهر باطل زد و گفت آبروی خودم را معامله کردم و از آنچه گفته بودم گذشتم و خلاصه همه چیز را خودش به گردن گرفت و مسأله را این طوری حل کرد، در حالی که خامنه‌ای از آنجا که جربزة خمینی را ندارد به نعل و به میخ می‌زند و استخوان لای زخم باقی می‌گذارد که در نتیجه، عناصری از باند خودش هم در برابرش می‌ایستند و با علم کردن خمینی، جلو خطی که می‌خواهد پیش ببرد می‌پیچند.

رفسنجانی با ذکر مورد دیگری از نان به نرخ روز خوردن خمینی می‌گوید: موضع خمینی در قبال بلوای مکه را یادآوری می‌کند که گفت: «ما از هرکس، از صدام هم بگذریم، از فهد نمی‌گذریم» ولی بعداً ما را (که البته منظور خودش است) صدا زد و گفت: «این مسأله را حل کنید». رفسنجانی که این قضیه را به‌عنوان مقدمه و مجوز برای رابطه با آمریکا بیان کرده، سپس وارد اصل موضوع می‌شود و در حالی که دولت روحانی را «مصداق اعتدال» می‌نامد، می‌گوید: «در طول سالها تبلیغات فراوانی کردیم که خیلیها از اسم آمریکا متنفّر هستند. در مثل مناقشه نیست و گویا اسم آمریکا و ایران مثل جن و بسم الله بود. ولی وقتی نیاز شد، رفتند مذاکره کردند». رفسنجانی سپس برای این‌که از سوی باند رقیب متهم نشود، یک بار دیگر روی این موضوع انگشت می‌گذارد که «اواخر زمان دولت گذشته یکی، دو مذاکره (با آمریکا) در عمان انجام شد که بی‌نتیجه بود. منتها اینها (دولت روحانی) جدی‌تر و علنی وارد شدند و کار خوبی کردند».

حرف رفسنجانی روشن و بدون ابهام است و همواره هم با بیانهای مختلف که البته پیوسته صریح و صریحتر شده، آن را مطرح کرده است. حرفش این است که مثل خمینی که زهر آتش‌بس را خورد، خامنه‌ای هم باید زهر اتمی را بخورد و تا تهش هم بخورد و سیاست یکی به تعل و یکی میخ و شعارهای بسیجی رنگ کن در رابطه با آمریکا را هم کنار بگذارد. این، تنها راه نجات نظام است. اگر خامنه‌ای خودش جسارت و جربزة آن را ندارد، مثل خمینی که مسأله رابطه با عربستان را به من سپرد، او هم کار را به من و دولت روحانی بسپارد.

اما واقعیتی که رفسنجانی، یا از سر توهم و خوش‌خیالی، یا از سر لاعلاجی بر آن چشم می‌بندد، این است که نه شرایط این رژیم شرحه شرحه، شرایط سه دهه پیش است که خمینی در رأس آن بود، نه شرایط منطقه‌یی و بین‌المللی و نه شرایط اقتصادی و اجتماعی، شرایط آن زمان است و نه مقاومت و نیروی آلترناتیو و جایگزین در موقعیت آن روزگار قرار دارد. در یک کلام، آب رفته دوباره به جوی برنمی‌گردد. با این همه خیلی خوب است که خامنه‌ای و رفسنجانی آن را امتحان کنند!
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/8566c26a-6af6-4ab8-8622-68050885f06f"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات