کدام تبریک و به کدام دانش آموز؟ آن دانش آموزانی که در انقلاب ضدسلطنتی جان خود را در راه آزادی فدا کردند تا خمینی، همکلاسهایشان را به جبهههای جنگ بفرستد؟

یا به آن دانش آموزانی که 440هزار تن از آنان را رژیم به گفته آخوند محمد خاتمی بهعنوان سرباز یک بار مصرف به میدانهای مین فرستاد؟
از جنگ نگوئیم؟ گذشتهها گذشته؟
ازدانش آموزانی که در قتلعام زندانیان سیاسی اعدام شدند چی؟
از دانش آموزانی که خمینی صدصد در مقابل جوخههای اعدام قرارداد میشود گفت؟
پس به زمان حال بیائیم. تبریک به 3 میلیون و 200هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل در امسال، که به لشکر کودکان خیابانی و کودکان کار پیوستهاند.
تبریک به دانشآموزان سوختة شین آبادی و 3 میلیون دانش آموزی دیگری که روز هشتم مهرماه روزنامه شرق نوشت 150هزار کلاس درسشان در معرض خطر آتشسوزی است.

یا گرامی باد، یاد دانشآموزان کشته شده در مسیر راهیان نور، از بروجرد، زاهدان، شاهرود، مشهد، و بسیاری شهرهای دیگر

شاید بهتر باشداز دانشآموزان کلاسهای چادری و کپری در کرمان و بندرعباس یاد کنیم.
نه همین هفته قبل روزنامه حکومتی بهار از دانشآموزان شپش زدهٴ مدارس شمال شهر تهران اسم برد.
تبریک به آنها و تبریک به کودکان سیستانی که 40 درصد پسران بیماری کچلی دارند و بیش از 60 درصد دختران سرشان شپش زده است.
بالاخره 13آبان است، باید نام و یاد دانشآموزان را گرامی داشت.
روز دانشآموز است میتوان به کودکان گل فروش و فال فروشی که در پیادهروها با حسرت به کیف و دفتر پشت ویترینها نگاه میکنند تبریک گفت.

و میتوان به نام دانش آموزانی که کنار خیابان درس میخوانند و نانی برای خانواده به دست میآورندتبریک گفت.

آری، آری، باز میتوانی روز دانشآموز را به همهٴ کودکان میهن که هر یک به نوعی قربانی رژیم شدند تبریک بگویی، تنها به یک شرط! که پاسخت به این همه تلخی و سیاهی، «فراموشی» نباشد. یا حتی «اشک»! بلکه «کاری» باشد، حتی نگهداشتن یک «امید» به هر قیمت.