بهنظر میرسد عبارت مسخرهٴ «نرمش قهرمانانه» که خامنهای برای در ابهام نگه داشتن موضع نهاییاش تا هنگام رسیدن روحانی به میز مذاکره عنوان کرده، کار دست نظام پوسیده ولایت داده است. این حرف، در شرایطی که رژیم آخوندی در محاصره بحرانهای سیاسی، درونی، اجتماعی و اقتصادی نفسگیر است، مانند ریخته شدن آب وحشت در خوابگه مورچگان عمل کرده و انواع سردمداران و سرکردگان نظام را به صحنه آورده است.
طیفی از تفسیرها در مورد «نرمش قهرمانانه» رسانههای باندهای متخاصم را پرکرده است. از «تغییر تاکتیک» تا «زمان نوشیدن جام زهری دیگر»، از «تغییر روشهای تعامل با دنیا» تا «ضعف و ناتوانی نظام»، از «اصل انعطاف پذیری در دیپلوماسی» و «فعلاً شلیک نکنید» و «نرمش تلخ» تا «دیپلوماسی خردمندانه».
این جدال لفظی گسترده و گاه شدید به ویژه در رسانههای باند خامنهای بیشتر ظاهر شده است. برخی مینویسند که عبارت «نرمش قهرمانانه» اساساً «تحریف» شده است. برخی مینویسند که از آن برداشت غلط شده است. ارگان پاسداران موسوم به جوان برداشتهای مختلف از حرف مضحک خامنهای را دشمنی با نظام عنوان کرده و میپرسد: «بهراستی چگونه قابل پذیرش است که رهبری حدود24سال به لزوم پافشاری بر مبانی و اصول انقلاب اسلامی تأکید کند و بهیکباره حاضر به عقبنشینی از اصول اساسی امام و انقلاب شود؟» و نتیجه میگیرد که اصلاً منظور خامنهای این چیزها نبوده است.
رسانههای نزدیک به رفسنجانی البته بهگونهیی یکدستتر بیقراری روحانی برای رسیدن به نیویورک و رفتن پشت میز مذاکره را بهنمایش گذاشتهاند، آنقدر که ارگان پاسداران رفتار و ادبیات آنها را تحت عنوان «ذوقزدگی» مورد حمله قرار داده است. البته بهنظر میرسد که واژه «ذوقزدگی» از نمایاندن درجه دامن از کف دادگی دستجات و رسانههای این باند ناتوان است. در نامهیی که خبرگزاری حکومتی ایلنا تحت عنوان «نامه تعدادی از احزاب جریانهای اصلاحطلب و اعتدالگرا» به اوباما منتشر کرده، «سبزی مراتع و بیشههای پرگل شمال ایران» به «طراوت وصفناپذیر جنگلهای تونگا در آلاسکا» پیوند زده شده و در سلام و درود «گرمای ریگهای کویر مرکزی ایران» به «رنگ دلنشین حیات دربیابانهای سرخ گون آریزونا» پیوند زده شده تا «درخواست ورود مؤثربه موضوعات مورد علاقه در جهت رفع تحریمها» مطرح شود.
در این میان واکنش رفسنجانی در آن سرطیف قابلتوجه است که حتی عبارت «نرمش قهرمانانه» را نیز عقب مانده توصیف میکند و با روش آخوندی ویژه خودش یک سخنرانی مربوط به سال67 را از آرشیوش بیرون میکشد و تحت عنوان «قبول قطعنامه نرمش شجاعانهٴ امام بود»، در سایتش درج میکند تا با طعنه، به خامنهای بگوید که باید از کلمه پوشالی «قهرمانانه» هم کوتاه بیایی و اینگونه «تعصبها و تحجرها و رودربایستیها» ی مزاحم را هم کنار بگذاری و جام زهر را سر بکشی والا کار پیش نمیرود و خطر انفجار اجتماعی در پیش است. البته رفسنجانی خیال میکند که زمانه مانند دوران آتشبس است و خودش هم میتواند پا توی کفش خمینی کند. اما واقعیت میگوید زهی خیال باطل، از آن زمان بیش از دو دهه گذشته و خمینی هفت کفن پوسانده است و نظام طی بیش از سه دهه مصاف سخت با مجاهدین و مقاومت ایران، تمامی ذخایر و ظرفیت دجالیت و جنایت خود را مصرف کرده و اکنون جسم فرتوتی است که زهر به سرعت تا اعماق آن خواهد دوید، پایههای تخت ولایت سست خواهد شد، طلسم اختناق درهم خواهد شکست و مردم و مقاومت ایران، پشتگرم به ارتش آزادی چنان نظام ولایت را جارو خواهند کرد که تا ابد عبرت هر دیکتاتوری در تاریخ باشد.
طیفی از تفسیرها در مورد «نرمش قهرمانانه» رسانههای باندهای متخاصم را پرکرده است. از «تغییر تاکتیک» تا «زمان نوشیدن جام زهری دیگر»، از «تغییر روشهای تعامل با دنیا» تا «ضعف و ناتوانی نظام»، از «اصل انعطاف پذیری در دیپلوماسی» و «فعلاً شلیک نکنید» و «نرمش تلخ» تا «دیپلوماسی خردمندانه».
این جدال لفظی گسترده و گاه شدید به ویژه در رسانههای باند خامنهای بیشتر ظاهر شده است. برخی مینویسند که عبارت «نرمش قهرمانانه» اساساً «تحریف» شده است. برخی مینویسند که از آن برداشت غلط شده است. ارگان پاسداران موسوم به جوان برداشتهای مختلف از حرف مضحک خامنهای را دشمنی با نظام عنوان کرده و میپرسد: «بهراستی چگونه قابل پذیرش است که رهبری حدود24سال به لزوم پافشاری بر مبانی و اصول انقلاب اسلامی تأکید کند و بهیکباره حاضر به عقبنشینی از اصول اساسی امام و انقلاب شود؟» و نتیجه میگیرد که اصلاً منظور خامنهای این چیزها نبوده است.
رسانههای نزدیک به رفسنجانی البته بهگونهیی یکدستتر بیقراری روحانی برای رسیدن به نیویورک و رفتن پشت میز مذاکره را بهنمایش گذاشتهاند، آنقدر که ارگان پاسداران رفتار و ادبیات آنها را تحت عنوان «ذوقزدگی» مورد حمله قرار داده است. البته بهنظر میرسد که واژه «ذوقزدگی» از نمایاندن درجه دامن از کف دادگی دستجات و رسانههای این باند ناتوان است. در نامهیی که خبرگزاری حکومتی ایلنا تحت عنوان «نامه تعدادی از احزاب جریانهای اصلاحطلب و اعتدالگرا» به اوباما منتشر کرده، «سبزی مراتع و بیشههای پرگل شمال ایران» به «طراوت وصفناپذیر جنگلهای تونگا در آلاسکا» پیوند زده شده و در سلام و درود «گرمای ریگهای کویر مرکزی ایران» به «رنگ دلنشین حیات دربیابانهای سرخ گون آریزونا» پیوند زده شده تا «درخواست ورود مؤثربه موضوعات مورد علاقه در جهت رفع تحریمها» مطرح شود.
در این میان واکنش رفسنجانی در آن سرطیف قابلتوجه است که حتی عبارت «نرمش قهرمانانه» را نیز عقب مانده توصیف میکند و با روش آخوندی ویژه خودش یک سخنرانی مربوط به سال67 را از آرشیوش بیرون میکشد و تحت عنوان «قبول قطعنامه نرمش شجاعانهٴ امام بود»، در سایتش درج میکند تا با طعنه، به خامنهای بگوید که باید از کلمه پوشالی «قهرمانانه» هم کوتاه بیایی و اینگونه «تعصبها و تحجرها و رودربایستیها» ی مزاحم را هم کنار بگذاری و جام زهر را سر بکشی والا کار پیش نمیرود و خطر انفجار اجتماعی در پیش است. البته رفسنجانی خیال میکند که زمانه مانند دوران آتشبس است و خودش هم میتواند پا توی کفش خمینی کند. اما واقعیت میگوید زهی خیال باطل، از آن زمان بیش از دو دهه گذشته و خمینی هفت کفن پوسانده است و نظام طی بیش از سه دهه مصاف سخت با مجاهدین و مقاومت ایران، تمامی ذخایر و ظرفیت دجالیت و جنایت خود را مصرف کرده و اکنون جسم فرتوتی است که زهر به سرعت تا اعماق آن خواهد دوید، پایههای تخت ولایت سست خواهد شد، طلسم اختناق درهم خواهد شکست و مردم و مقاومت ایران، پشتگرم به ارتش آزادی چنان نظام ولایت را جارو خواهند کرد که تا ابد عبرت هر دیکتاتوری در تاریخ باشد.