با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت
درود برهمه شما
قبل هر چیز میخواهم تبریک بگویم به خواهر مریم و برادر مسعود بهخاطر این شهدای قهرمان و صحنه زیبایی که خلق کردند ای کاش که در کنارشان بودم. جای ما خیلی خالی ولی همین جا با همشون تجدیدعهد میکنیم که جای همه آنها را پر میکنیم و حق تکتک همه شهدا را از حلقوم رژیم بیرون میکشیم و رژیم را سرنگون میکنم. از اینکه منو اینجا صدا کردید میخواستم خیلی تشکر کنم.
پدر من سید علی سید احمدی یکی ا ز 52 اشرفی قهرمانیه که روز یکشنبه بهشهادت رسید.
از دوران کودکی من پدرم را ندیده بودم، برایم سخت بود، احساس کردم که هیچوقت رژیم این شانس را به ما نداد که پدر و مادرمونو و خانوادهمون را ببینیم. ولی اولین لحظهایکه بعد از شنیدن خبر شهادت پدرم داشتم این بود کهای کاش کنار همشون بودم چون همیشه آرزو داشتم و هنوز دارم که تو اشرف و لیبرتی باشم و لحظه دیگهای که داشتم خیلی احساس غرور کردم لحظه دیگری داشتم که چقدر خوشبختم که توانستم با سازمان آشنا بشوم و مجاهد بشم و انقلاب کنم و به این ارزشهای انسانی دست پیدا کنم.
تعهد من این است که جای شهدا را پر بکنیم و برای آرمانی که آنها بهخاطر آن شهید شدند هزار برابر بیشتر بجنگیم و تعهدم این است که این آرمان را در بین همه همسن و سالهای خودمان گسترش بدهیم، چون من تنها نیستم خیلی از جوانان در داخل و بین خودمان هستند که خیلی دوست داشتند کنار شهدا باشند، ما با هم این جنگ را ادامه میدهیم.
در آخر میخواستم رو به رژیم بگویم که اگر فکر میکنید بهخاطر کشتن ما بهخاطر اینکه فشار بیاورید روی ما تسلیم بشویم یا ذلت نشان بدهیم تمامتان کور خواندهاید. ما پرچم هیهات مناالذله همه این شهیدان را برمیداریم و راهشان را ادامه میدهیم و تا آخرین لحظه خواهیم جنگید و تمامی شما را سرنگون خواهیم کرد.
درود برهمه شما
قبل هر چیز میخواهم تبریک بگویم به خواهر مریم و برادر مسعود بهخاطر این شهدای قهرمان و صحنه زیبایی که خلق کردند ای کاش که در کنارشان بودم. جای ما خیلی خالی ولی همین جا با همشون تجدیدعهد میکنیم که جای همه آنها را پر میکنیم و حق تکتک همه شهدا را از حلقوم رژیم بیرون میکشیم و رژیم را سرنگون میکنم. از اینکه منو اینجا صدا کردید میخواستم خیلی تشکر کنم.
پدر من سید علی سید احمدی یکی ا ز 52 اشرفی قهرمانیه که روز یکشنبه بهشهادت رسید.
از دوران کودکی من پدرم را ندیده بودم، برایم سخت بود، احساس کردم که هیچوقت رژیم این شانس را به ما نداد که پدر و مادرمونو و خانوادهمون را ببینیم. ولی اولین لحظهایکه بعد از شنیدن خبر شهادت پدرم داشتم این بود کهای کاش کنار همشون بودم چون همیشه آرزو داشتم و هنوز دارم که تو اشرف و لیبرتی باشم و لحظه دیگهای که داشتم خیلی احساس غرور کردم لحظه دیگری داشتم که چقدر خوشبختم که توانستم با سازمان آشنا بشوم و مجاهد بشم و انقلاب کنم و به این ارزشهای انسانی دست پیدا کنم.
تعهد من این است که جای شهدا را پر بکنیم و برای آرمانی که آنها بهخاطر آن شهید شدند هزار برابر بیشتر بجنگیم و تعهدم این است که این آرمان را در بین همه همسن و سالهای خودمان گسترش بدهیم، چون من تنها نیستم خیلی از جوانان در داخل و بین خودمان هستند که خیلی دوست داشتند کنار شهدا باشند، ما با هم این جنگ را ادامه میدهیم.
در آخر میخواستم رو به رژیم بگویم که اگر فکر میکنید بهخاطر کشتن ما بهخاطر اینکه فشار بیاورید روی ما تسلیم بشویم یا ذلت نشان بدهیم تمامتان کور خواندهاید. ما پرچم هیهات مناالذله همه این شهیدان را برمیداریم و راهشان را ادامه میدهیم و تا آخرین لحظه خواهیم جنگید و تمامی شما را سرنگون خواهیم کرد.