728 x 90

گردهمایی جهانی ایران آزاد - سفیر آدام ارلی، سفیر لینکلن بلومفیلد و سفیر رابرت جوزف

گردهمایی جهانی ایران آزاد
گردهمایی جهانی ایران آزاد

گردهمایی جهانی ایران آزاد

همبستگی با قیام مردم ایران

حمایت از کانون‌های شورشی و ارتش آزادی

سفیر آدام ارلی – سخنگوی پیشین وزارت‌خارجه، سفیر پیشین آمریکا در بحرین

سلام به‌همهٔ شما. مفتخرم که با شما هستم. فقط متأسفم که نمی‌توانم به‌طور حضوری در این رویداد مهم با شما مشارکت کنم. ولی بسیار انگیزاننده است که می‌بینیم حتی بدترین پاندمی جهان از سال۱۹۱۸ به‌این سو، نتوانسته مانع تجمع شما شود تا به‌جهان یادآوری کنید که نه تنها مقاومتی سازمان‌یافته و قدرتمند علیه رژیم مذهبی که امروز در تهران حکم می‌راند وجود دارد، بلکه با اهمیتی معادل آن، یک دولت وجود دارد که می‌تواند همین فردا قدرت را به‌دست گیرد.

برای من کاملاً روشن است که مجاهدین خلق اقدامات بسیاری برای مردم ایران و جهان انجام داده‌اند. ولی شاید بزرگ‌ترین گواه تأثیرگذاری شما، در واقع نفرت فوق‌العاده زیاد رژیم ایران از شما باشد. رژیم از هیچ کاری برای نابود کردن شما کوتاهی نمی‌کند. و از نظر من، این معادل چندین کتاب است. این نشان می‌دهد که آنها شما را تهدید می‌دانند و راستش، هر چه که برای رژیم ایران بد باشد برای باقی جهان، خوب است.

ما در جریان گفتگوهایمان، بارها در مورد استفادهٔ حکومت ایران از سفارتهایش در خارج، دیپلمات‌هایش، ابزار اطلاعاتی و اهرم‌های غیرنظامی حکومت برای کارهای تروریستی صحبت کرده‌ایم. آن‌هم نه فقط در قبال مخالفانش، بلکه حتی در مورد طرف‌هایی مثل دولت آمریکا و دولتهای اروپایی حامی شما. این هم از نظر من، گواهی است بر تأثیرگذاری و قدرت مجاهدین خلق. آنچه این خصومت را تشدید کرده، علاوه بر اقدامات شما در خارج از ایران، چیزی است که در ایران رخ می‌دهد. ما طی ۱.۵سال گذشته دیده‌ایم که مردم ایران، هم از آخوندها بیزارند و هم به‌قیام برخاسته‌اند. و به‌رغم همهٔ تلاش‌های رژیم برای جلوگیری از بلند شدن صدای مردم و این‌که مردم به‌رژیم اسلامی انتقاد کنند، مردم ایران، قوم و خویشان شما، متوقف‌شدنی نیستند. آنها به‌پیش می‌روند. قوی‌تر از همیشه و به‌نظر می‌رسد که هیچ‌چیز توان متوقف‌کردن آ‌نها را ندارد.

هم‌چنان‌که در معرفی من گفته شد، من بیش از ۲۵سال به‌عنوان دیپلمات آمریکایی در خاورمیانه خدمت کردم. من سفیر آمریکا در بحرین بودم. می‌توانم گواهی بدهم که شاهد دست اول مواردی بوده‌ام که شما خیلی خوب به‌آن واقفید. منظورم این واقعیت است که رژیم ایران یک طرح پیچیده و هماهنگ‌شده برای گسترش تروریسم و خشونت و بی‌ثبات‌سازی در سراسر منطقه دارد.

می‌دانید که حرفشان را در عمل هم اجرا می‌کنند. همان سرکوب و خشونتی را که علیه مردم در داخل به‌کار می‌گیرند، علیه هر کسی که با آنها مخالفت کند نیز انجام می‌دهند، چه ایرانی و چه خارجی.

مجاهدین خلق و تلاش‌های شما، نقشی تعیین‌کننده در افشای توطئهٔ ترور توسط حکومت تهران طی سالیان سال داشته است. شما به‌نظر من پیروزیهای بسیار مهمی در مختل کردن فعالیت‌های تروریستی رژیم ایران داشته‌اید. به‌همین دلیل هم هست که نه‌تنها تلاش کرده‌اند شما را در ایران از بین ببرند، بلکه تلاش کرده‌اند در خارج از ایران شما را بی‌اعتبار کنند و علیه شما شیطان‌سازی کنند. آنها به‌تأمین مالی کارزارهای اطلاعات دروغین علیه شما پرداخته‌اند. آنها تلاش کرده‌اند روزنامه‌نگاران، دولتها و بانک‌های فکری را قانع کنند که مجاهدین خلق یک سازمان قانون‌شکن است و مردم ایران را نمایندگی نمی‌کند و حمایتی در داخل ایران ندارد.

خب باز هم، همین حرف از نظر من، نشان‌دهندهٔ این است که خلاف این حرف درست است. وگرنه چنین پول و تلاشی را صرف ارائهٔ یک گفتمان دروغین نمی‌کردند.

خب حالا گام بعدی چیست؟ این چهارمین یا پنجمین گردهمایی است که من در آن شرکت داشته‌ام. همهٔ شما به‌مدتی بسیار طولانی‌تر مبارزه کرده‌اید. از بسیاری از سخنرانان شنیدید که چه کارهایی باقی مانده. اگر قرار باشد فقط دو پیشنهاد بدهم، خواهم گفت، اول این‌که قدرت ایران نزد مردم است. آمریکا و دوستان ایران و دوستان مجاهدین خلق در اروپا و سایر جاها باید هر چه در توان دارند انجام دهند تا مردم ایران قوی‌تر شوند و از مبارزه آنها برای آزادی حمایت کنند؛ و از جنبش‌های اپوزیسیون مثل مجاهدین خلق حمایت کنند. جنبش‌هایی که در صف مقدم تلاش برای ساختن ایرانی شکوفاتر و صلح‌جوتر، در راستای برنامهٔ ۱۰ماده‌یی مریم رجوی قرار دارند.

دوم این‌که به‌نظر من هم‌چنان‌که سناتور توریسلی به‌زیبایی بیان کرد، باید تمرکزمان را بر مقابله با کارزار تبلیغات دروغین علیه مجاهدین خلق بگذاریم، کارزاری علیه آنچه شما نمایندگی می‌کنید و آنچه انجام می‌دهید. چرا که علاوه بر تلاش برای بمباران یا کشتار شما برای ساکت‌کردنتان، به‌نظرم رژیم ایران تلاش می‌کند تبلیغاتی گسترده‌تر از شما داشته باشد. و آنچه انجامش برای ما اهمیت دارد این است که به‌جهان، حقیقت را در مورد اپوزیسیون ایران بگوییم و آنچه در گردهمایی‌هایمان مثل همین گردهمایی می‌بینیم به‌اشتراک بگذاریم تا باقی جهان بتواند بفهمد که مردم ایران خواهان چیزی بهتر برای کشورشان هستند و این چشم‌انداز توسط همهٔ شما و خانم رجوی و کار عظیمی که به‌پیش می‌برید نمایندگی می‌شود.

در پایان اجازه بدهید تبریک بگویم به‌خاطر غلبه بر طبیعت و برگزاری یک گردهمایی در این ابعاد و با این درجه از اهمیت و چشم‌گیری و تأثیرگذاری در سخت‌ترین شرایط. این گردهمایی، انعکاسی از عشق شما، تعهد شما و از خود گذشتگی شما در مسیر آرمانی بسیار ارزشمند و والا است.

از شما خانم رجوی تشکر می‌کنم به‌خاطر رهبری‌تان و به‌خاطر این‌که برای همهٔ ما الگو هستید.

(سومین اجلاس ایران آزاد ـ کنفرانس بین‌المللی در مورد تروریسم رژیم ۹۹۰۴۳۰)

سفیر لینکلن بلومفیلد – معاون پیشین وزیر امور خارجهٔ آمریکا

بسیار متشکرم. سلام می‌کنم به‌اعضای مقاومت و خانم رجوی.

تبریک به‌خاطر گردهمایی اینترنتی شگفت‌انگیزتان در روز جمعه.

متشکرم که مرا در این برنامه شرکت دادید. ۹سال پیش یک مؤسسهٔ حقوقی از من خواست در مورد مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران تحقیق کنم. آنها درخواستی از یکی از اعضای سازمان جوامع ایرانیان مقیم آمریکا دریافت کرده بودند که در خارج‌کردن این گروه از لیست تروریستی آمریکا کمک کنند. من در کار لابی‌کردن و تبلیغ سیاسی نیستم. ولی علاقهٔ زیادی به‌خاورمیانه دارم. بنابراین موضوع را بررسی کردم. در اولین تظاهرات در سال۲۰۱۱ شرکت کردم.

آمریکایی‌هایی که در تظاهرات۲۰۱۱ سخنرانی کردند مورد انتقاد مطبوعات آمریکا قرار گرفتند. اتهامات زیادی به مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران وارد شد. گفته شد که آنها خلاف‌کاریهای بسیاری داشته‌اند. ولی من این اتهامات را بررسی کردم. به‌دنبال معتبرترین منابع بودم تا ببینم چه چیزی در پشت اتهامات قرار دارد. متوجه شدم که در مطبوعات و بانک‌های فکری غرب، اتهامات از شواهد معتبری برخوردار نبودند. از این‌رو، یک گزارش مستقل تهیه کردم که در اختیار مقام‌های ارشد دولت آمریکا از جمله وزیر خارجه و اعضای کنگره قرار گرفت.

از آن پس، به‌عمق ماجرا بسیار علاقمند شدم. می‌خواستم تاریخچهٔ مجاهدین خلق را بدانم. باز هم هر چه بیشتر تحقیق کردم، بیشتر دریافتم که داستان این گروه، داستان واقعی مجاهدین خلق، محو شده است. به‌کلی وارونه جلوه داده شده است. دریافتم که مجاهدین خلق، مدافع دموکراسی و آزادی تجمعات، آزادی بیان و نوعی از اسلام هستند که با زندگی مدرن هماهنگ است، نه با سوءاستفاده مسخره از اعتقادات مذهبی برای پشتیبانی از استبداد سیاسی.

خمینی از مسعود رجوی می‌خواست که از قانون اساسی جدید او در سال۱۹۷۹ حمایت کند. ولی آقای رجوی خودداری کرد از پذیرش ولایت‌فقیه. خمینی، نیروها و سلاحهایش را به‌خیابان فرستاد تا شهروندان را به‌قتل برسانند. درست همان کاری که بشار اسد در سال۲۰۱۱ در سوریه انجام داد.

یک آتش‌بس سازمان‌ملل برقرار بود وقتی‌که عملیات مجاهدین به‌نام فروغ جاویدان در ۱۹۸۸ انجام شد. برای من تکان‌دهنده است که رژیم این دروغ را تکرار می‌کند تا مجاهدین را به‌عنوان خائنان به‌کشورشان تصویر کند. در حالی‌که آنها مدافعان سرسخت حقوق مردم ایران و استقلال کشور هستند. به‌همین شکل اتهامات مبنی بر این‌که مجاهدین سکت هستند، توسط وزارت اطلاعات (رژیم) ایران منتشر می‌شد و بخشی از کارزار شیطان‌سازی آن بود. دروغهای بسیار بیشتری هم بودند که توسط رسانه‌ها و تحلیل‌گران غربی دامن زده می‌شدند.

در سال۲۰۱۳، من خلاصه‌یی از این داستان ناگفتهٔ ۵۰ساله نوشتم. این کار را با کمک دانشگاه بالتیمور و پروفسور شیهان انجام دادم. بخشی از داستان، هم‌چنان‌که می‌دانید، به‌کارهایی بر می‌گشت که در حق این افراد شجاع انجام شده بود. هم‌چنان‌که می‌بینید، به‌گونه‌یی باور نکردنی، هفت سال بعد از انتشار این کتاب، در سال۲۰۲۰ هم رسانه‌ها و گزارشهای بانک‌های فکری غرب هنوز اتهاماتی را تکرار می‌کنند که بطلان تام و تمام و رسمی آنها در شکایات حقوقی و توسط دادگاههای فرانسه، اتحادیه اروپا، انگلستان و ایالات متحده، سالهاست که اثبات شده.

چرا هم‌چنان این اتهامات و این دروغ‌ها را تکرار می‌کنند؟ نتیجه‌گیری من یک چیز بیشتر نیست. هر کاری هم که رژیم بکند، دلیلش ثابت است. چرا در پی بی‌اعتبار کردن شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق هستند؟ چرا در سال۲۰۱۱ به‌دفاع از رژیم بشار اسد علیه مردم سوریه شتافتند؟ چرا وارد مذاکرات طولانی با اروپا و آمریکا و پنج به‌علاوهٔ یک بر سر تسلیحات اتمی شدند؟ برای این‌که آمریکا و اروپا را از اقدام علیه رژیم بازدارند. پاسخ همیشه یکی است. دلیل همیشه همین است. حفظ یک رژیم ضعیف و نامشروع در قدرت.

سال گذشته من رساله‌یی نگاشتم که با جزییات به‌توضیح سیاست‌ها و میراث این جنبش می‌پرداخت. نام این رساله «آیت‌الله‌ها و مجاهدین خلق، عملیات درهم‌شکستهٔ نفوذ (رژیم) ایران» بود. این تلاشی بود برای این‌که نشان بدهم، چرا مجاهدین خلق مورد سوءتفاهم قرار گرفته‌اند. چگونه مجاهدین هم‌چنان‌که امروز از خانم رجوی هم شنیدیم، پرچم‌دار میراث محمد مصدق هستند. می‌خواستم تکرار دروغهای کهنه را برای تحلیل‌گران و روزنامه‌نگاران معتبر و مورد احترام در غرب، غیرممکن کنم. متأسفانه هنوز موفق نشده‌ایم که جلوی تکرار این حرف‌ها را توسط آنان بگیریم.

ولی امروزه بسیاری چیزها تغییر کرده‌اند. شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق در امنیت هستند و در اشرف۳ فعالیت بسیار زیادی دارند. ایرانیان در تبعید و بسیاری شخصیت‌های برجسته در سراسر جهان، که برخی از آنها امروز سخنرانی کردند، خانم رجوی و شورای ملی مقاومت را خیلی خوب می‌شناسند. با آنها آشنایی شخصی دارند. داستان زندگی آنها را می‌دانند. نسبت به‌رژیم و تاکتیک‌ها و جنایاتش، بسیار بیشتر از رسانه‌ها و ایران‌شناسان بانک‌های فکری که این حرف‌ها را تکرار می‌کنند می‌دانند. سران رژیم از جمله ولی‌فقیه علی خامنه‌ای علناً از تأثیرگذاری مجاهدین خلق شکوه می‌کنند که به‌سازمان‌دادن اعتراضات در سراسر ایران کمک کرده و آمار قربانیان پاندمی ویروس کرونا را دنبال می‌کنند. به‌زودی خواهیم دید کدام آمار درست است. آمار ناچیز رژیم یا آمار شورای ملی مقاومت ایران که حاکی از بیش از ۷۰هزار جان‌باخته است. به‌زودی خواهیم دید چه کسی راست می‌گوید.

ولی در غرب، جایی که من مستقر هستم، گزارشهای خبری همان دروغهای کهنهٔ بی‌اعتبار را در مورد مجاهدین خلق تکرار می‌کنند. چرا این کار را می‌کنند؟ مقاومت از زمان انقلاب۱۹۷۹ همواره مدافع انتخابات آزاد بوده است. از آنچه خود شنیده‌ام می‌دانم که خانم رجوی همواره هدف شورای ملی مقاومت ایران را برجسته کرده که بازگرداندن حق حاکمیت ملی به‌مردم ایران است و نه تصاحب قدرت برای خودشان.

همین جمعه، دو روز پیش خانم رجوی همین را گفت. او گفت: «ما مردم ایران، ما مقاومت ایران، ایران دموکراتیک و آزاد را بنا می‌کنیم». او متعهد شد که «به‌حاکمیت و رأی جمهور مردم وفادار» بمانند، «نه در پی دستیابی به‌قدرت به‌هر قیمت، بلکه در پی برقراری آزادی و عدالت به‌هر قیمت» باشد و «هرگز به‌دیکتاتوری شاه و شیخ» باز نگردند. «و هم‌چنان‌که اکثریت قانون‌گذاران منتخب مردم در آمریکا و اروپا خاطرنشان کرده‌اند، در پی برقراری یک جمهوری دموکراتیک، غیردینی و غیراتمی» باشند.

آیا هیچ گروه مقاومت دیگری هست که مروج ارزش‌های دموکراتیک جهان‌شمول در ایران باشد؟ آیا هیچ گروه مقاومت دیگری هست که به حمایت از برابری زن و مرد در برابر رژیم وحشی و فاسدی برخیزد که صددرصد توسط مردان کنترل می‌شود؟ آیا هیچ گروه مقاومت دیگری هست که توان سازمان‌دادن یک گردهمایی جهانی مجازی با هزاران نفر در بیش از ۱۰۰کشور را داشته باشد؟

این تصویر را می‌شناسید. صحنه چشمگیری است. جهان هرگز چنین چیزی ندیده است. رژیم این رویدادها را می‌بیند و می‌داند که شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق بیش از هر کس دیگر از توانمندی سازمان‌دادن انتقال دموکراتیک به‌حکومتی مشروع و قانونی پس از سرنگونی رژیم برخوردارند.

خانم‌ها و آقایان، همین امروز همزمان با سخنان خانم رجوی، خبری در رسانه‌ها منتشر شد از وکیل ۳جوان ایرانی محکوم به‌مرگ که اعدام آنها متوقف شده و محاکمهٔ مجددی خواهند داشت. این خبر در پی یک کارزار در رسانه‌های اجتماعی بود که در سراسر جهان گسترش یافت. آیا کسی می‌تواند یک گروه مقاومت دیگر نشان دهد که برای حفظ جان این جوانان ایرانی به‌پا خاسته باشد؟ البته که نه. هیچ گروهی نیست.

دوستان، سال‌ها احساس کردم که آمریکایی‌هایی که با شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق دیدار کرده‌اند و در مراسمشان سخنرانی کرده‌اند، با فشارها و انتقادات زیادی مواجه شدند. این گروه در لیست‌های تروریستی مختلفی در جهان بود. امروز به‌اعتقاد من صحنه عوض شده است. در آمریکا ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید کفش به‌پای دیگر پوشیده شده. دیپلمات (رژیم) ایران، اسدالله اسدی در حال محاکمه به‌اتهام تروریسم در دادگاه بلژیک است. توطئهٔ او برای بمب‌گذاری در گردهمایی شورای ملی مقاومت ایران در ویلپنت در سال۲۰۱۸، سفارتهای (رژیم) ایران را در چند کشور در برمی‌گرفت.

چند روزنامه‌نگار از وزیر خارجه، ظریف خواسته‌اند توضیح دهد که چرا از امتیازات دیپلماتیک برای حمایت از تروریسم استفاده می‌کند؟ در حالی‌که مقام‌های دانمارک، فرانسه، بلژیک، آلمان، اتریش و آلبانی، همگی با فعالیت‌های تروریستی مورد حمایت حکومت ایران در خاک خود در ۲سال گذشته مواجه بوده‌اند.

و جهت اطلاع کسانی که ممکن است مطلع نباشند، این‌را چندین بار گفته‌ام که هیچ عضو مجاهدین خلق یا شورای ملی مقاومت ایران، هرگز مورد محاکمه یا اتهام تروریستی در هیچ کشور دموکراتیک با قضاییهٔ مستقل و پایبند به‌حکومت قانون قرار نگرفته است.

پس اینک وقتی گزارشهای خبری غربی را در مورد گردهمایی اینترنتی جمعه و انتقادات توئیتری می‌خوانم که می‌خواهند از اسم‌بردن از مقاومت جلوگیری کنند، نوبت گزارشگران و تحلیل‌گران است که انگیزه‌هایشان مورد سؤال قرار گیرد. آیا جزو حقوق‌بگیران (حکومت) تهران هستند؟ آیا خویشاوندانشان مورد تهدید و آزار قرار گرفته‌اند؟ آیا مأموران رژیم هستند که تاکتیک ۲۰-۸۰ را اجرا می‌کنند؟ حتماً می‌دانید که تاکتیک ۲۰-۸۰ چیست. ۸۰درصد اوقات به‌رژیم انتقاد کنید، ولی حتماً ۲۰درصد به‌شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق انتقاد کنید که واقعی و معتبر جلوه کند.

بله، خانم‌ها و آقایان، جهان تغییر کرده است. من از حقایق خبر دارم. منتقدان شورای ملی مقاومت ایران در تار عنکبوتی ساخته‌شده از تبلیغات دروغ گیر افتاده‌اند. به‌عنوان یک مقام پیشین آمریکایی که عمیقاً معتقد است باید حقیقت را دربارهٔ همهٔ موضوعات بدانیم، شما را فرا می‌خوانم که رسانه‌های جهان را مستمراً به‌چالش بکشید که حقیقت را بگویند.

زیرا دوستان من، حقیقت در مورد این رژیم اینک در دسترس همهٔ جهان قرار دارد تا در اشرف۳ آن‌را نظاره کند؛ با ارائهٔ شهادت‌های شخصی بازماندگان شجاع و شواهد همراه با جزییات که در معرض تماشا هستند، مطمئنم که حقیقت بارز خواهد شد. و وقتی چنین شود، حقیقت، ایران را آزاد خواهد کرد.

متشکرم که از من برای پیوستن به‌این گرامی‌داشت دعوت کردید. متعهد می‌شوم که به‌دنبال تحقق عدالت در رابطه با جنایات سران رژیم در ایران باشم. در نهایت وقتی به‌حقیقت اذعان شود، عدالت محقق خواهد شد و وقتی عدالت محقق شود، ایران آزاد خواهد شد. متشکرم.

(دومین اجلاس ایران آزاد –جلسه دادخواهی۹۹۰۴۲۹)

سفیر رابرت جوزف - معاون پیشین وزیر امور خارجهٔ آمریکا

متشکرم. همیشه مایه افتخار است که بخشی از این گردهمایی فوق‌العاده باشم که سالانه توسط رزم‌آوران آزادی برگزار می‌شود. هر سال احساس می‌کنم به‌هدفمان که یک ایران آزاد است نزدیک‌تر می‌شویم. و امسال قطعاً همین‌طور است. پایان دیکتاتوری دینی در چشم‌انداز است. آخوندها این‌را می‌دانند. می‌دانند که روزهایشان به‌شماره افتاده. این‌را می‌توان دید و حس کرد؛ در اقدامات مذبوحانهٔ‌شان و ناتوانی‌شان در اصلاحات.

آخوندها می‌دانند که اقتصادشان از هم پاشیده است به‌ورشکستگی کشانده شده. علت این امر، فساد سیستماتیک، ناکارآمدی و تحریم‌های بین‌المللی به‌خاطر حمایت رژیم از تروریسم، تلاش برای دستیابی به‌سلاح اتمی و ماجراجویی‌های خارجی است که مردم ایران را از شکوفایی و حتی امرار معاش محروم کرده است. رژیم راهی برای معکوس‌کردن روند سقوط آزاد اقتصادش ندارد و پیش‌فروش کردن خائنانهٔ آینده اقتصادی کشور به‌چین، فقط یک گام مذبوحانهٔ دیگر است که فنای رژیم را بیش‌از‌پیش تضمین می‌کند.

آخوندها می‌دانند که مشروعیت خود را به‌کلی از دست داده‌اند. مردم ایران اینک به‌اصلی‌ترین تهدید رژیم تبدیل شده‌اند. کشتار جمعی در خیابانهای سراسر ایران، اقدامات مذبوحانهٔ یک رژیم رو به‌فنا هستند. در اینجا هم چاره‌یی برای رژیم باقی نمانده است. جایی برای پنهان‌شدن کسانی وجود ندارد که در سمت غلط تاریخ هستند.

آخوندها می‌دانند که مردم هرگز آنها را به‌خاطر نقششان در فاجعهٔ انسانی فعلی نخواهند بخشید. فاجعه‌یی که باعث مرگ دهها هزار تن بر اثر پاندمی کرونا شد. این پاندمی هم‌چنان کشور را به‌ورطهٴ نابودی می‌کشاند. به‌رغم تلاش آخوندها برای پنهان‌کردن حقیقت، مردم مطلع هستند. و آخوندها هم می‌دانند که مردم مطلع هستند. هم‌چنان‌که سناتور توریسلی گفتند، بازی به‌پایان رسیده. بازی به‌پایان رسیده.

در حالی‌که آمادهٔ پایان این رژیم می‌شویم، تنها پاسخ آخوندها فساد بیشتر و سرکوب بیشتر مردم است. پس چه باید کرد؟ باید فشار را از خارج روی رژیم حفظ کنیم. این فشار ثمربخش بوده و نباید با سیاست‌های مماشات‌گرانه تضعیف شود. نباید طناب نجات در اختیار رژیم گذاشت. رفتن به‌دنبال توافق‌های معیوب و مرگبار در ازای وعده‌های دروغین و زیرپا گذاشته‌شده، همین طناب نجات خواهد بود. باید برای قطع دسترسی به‌سلاح از طریق گسترش تحریم تسلیحاتی اقدام کرد.

هم‌چنان‌که خانم رجوی گفته‌اند، حتی یک گلوله نباید به‌رژیم برسد. نباید هیچ مشروعیتی برای رژیم باقی گذاشت. برای این کار، باید حقیقت را گفت و تمرکز را روی حاکمیت ۴۰سالهٔ ترور نگه داشت.

قطعنامهٔ اخیر مجلس نمایندگان آمریکا با حمایت گستردهٔ دو حزبی، گامی مهم در این مسیر است و هم‌چنین فراخوانهای فزاینده به‌حسابرسی از افراد رژیم که مسؤل جنایات علیه بشریت هستند. ما برای این کار، مدیون شهدا و مدیون آینده هستیم.

مهم‌تر از همه، باید از اپوزیسیون دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق و کانون‌های شورشی شجاع در داخل ایران حمایت کنیم. باید هم‌چنین به‌جنگ با دروغ‌پردازیهای پیرامون مجاهدین خلق ادامه دهیم. دروغهایی که در کارزار گسترده و مستمر دروغ‌پردازی رژیم به‌شدت رنگ‌آمیزی شده‌اند. توجیه‌گران و مدافعان رژیم، اتاقک‌های پژواک خود را در خدمت رژیم قرار داده‌اند. آنها اغلب جامهٔ مبدل روزنامه‌نگار و کارشناس بانک‌های فکری به‌تن می‌کنند.

می‌دانیم که تغییر رژیم باید از داخل کشور صورت بگیرد. می‌دانم که تغییر رژیم از داخل کشور صورت خواهد گرفت. آنچه خانم رجوی و برنامهٔ ۱۰ماده‌یی ارائه می‌کنند، چشم‌انداز اقدام مؤثر و اهرم‌های تضمین انتقال آرام به‌یک ایران برخوردار از جدایی دین از دولت، غیراتمی، دموکراتیک و آزاد است.

خانم رجوی، من از شما حمایت می‌کنم. من از شما حمایت می‌کنم. حاضر، حاضر، حاضر!

بسیار متشکرم.

(گردهمایی ایران آزاد – کهکشان ۱۷ژوییه ۲۰۲۰-۲۷تیر۹۹)