728 x 90

مجاهد صدیق شهین قاسمی در اوج سرفرازی جاودانه شد

مجاهد صدیق شهین قاسمی
مجاهد صدیق شهین قاسمی

سحرگاه جمعه ۲۱شهریور۹۹، خواهر مجاهد شهین قاسمی از شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، پس از ۴۴سال مبارزه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در بیمارستان در آلبانی درگذشت و در اوج سرفرازی و وفای به عهد به سوی جاودانه فروغها و یاران شهیدش پرکشید.

شهین قاسمی متولد ۱۳۳۷ در مسجد سلیمان، فعالیت‌های سیاسی خود را از سال۱۳۵۵ که وارد دانشکده پزشکی دانشگاه جندی شاپور شد آغاز کرد و تا سال ۱۳۵۷ سه بار توسط ساواک شاه خائن دستگیر شد.

پس از انقلاب ضدسلطنتی درحالیکه دانشجوی سال سوم پزشکی بود با پیوستن به سازمان مجاهدین خلق، مشتاقانه و با تمام وجود پای در میدان مبارزه تمام‌عیار با ارتجاع غاصب انقلاب ایران نهاد.

مجاهد خلق شهین قاسمی، در دوران مبارزه سیاسی افشاگرانه، پس از سی خرداد و آغاز نبرد انقلابی سراسری، در مقطع شکل‌گیری نیروهای آزادیبخش در منطقه مرزی و به‌ویژه پس از تأسیس ارتش آزادیبخش ملی مسئولیتهای متعدد و متنوعی را در زمینه‌های مختلف سیاسی و نظامی و تشکیلاتی برعهده گرفت و با تمام توان و اخلاص مجاهدی به انجام آن همت گماشت.

برای این شیرزن مجاهد خلق، انقلاب ایدئولوژیک درونی و پیام مریم رهایی تولدی نوین در مسیر صدق و فدا و گذشتن از همه چیز در راه رهایی خلق و مهین بود. او که در رمضان سال ۱۳۹۱ در اوج دوران پایداری پرشکوه ثمرات این تحول را در مقاومت و پاکبازی خودش و همرزمان مجاهدش به عیان می‌دید، در این باره نوشت:

«چقدر به‌خودم می‌بالم که تحت رهبری ذیصلاح مسعود و خواهر مریم به‌خوبی می‌توان تاثیرات شگرف انقلاب خواهر مریم را در استواری، ‌پایداری و استحکام مجاهدین در طی این مسیر پر از ابتلا را دید. و شاهد و گواه گرفت و امشب نیز در مهمانی مولا علی از وی خواستم که مرا تا به آخر و تا آخرین قطره خون و نفس پر انرژی‌تر و جنگنده‌تر از همیشه، ثابت قدم در این مسیر نگه بدارد. و مجدداً از وی خواستم که برادر مسعود و خواهر مریم را در کنف حمایت و حفاظت خودش قرار دهد».

دوران پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی، براستی درخشان‌ترین فراز زندگی مجاهد صدیق شهین قاسمی بود.

در پی یورش وحشیانه ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸ برای رساندن صدای اشرف به جهان، او همراه با بقیهٔ مجاهدان دست به اعتصاب غذا زد که تا درهم‌شکستن توطئه و آزادی گروگانها به مدت ۷۰روز ادامه داشت.

قهرمان صدیق مجاهد خلق شهین قاسمی در میدان رزم سیاسی هم‌چون نبرد ایدئولوژیک پیشگام و جنگ‌آور بود.

او در رمضان سال۹۲ توفانهای پرتلاطم توطئه‌های دشمن را با یاد مولا علی، درهم می‌کوبد:

«اگر چه زمانه و شرایط ما هم‌چون زمانهٔ خودت پر از ابتلا و پر از فتنه‌های دشمن ضدبشری و در طوفانهای پر‌تلاطم توطئه‌های دشمن از ارتجاع و استعمار تا خنجر زدن از پشت توسط خائنین هم‌چون خوارج زمان خودت بوده‌ایم، اما در پرتو رهبری پاکبازانهٔ عقیدتی‌مان مسعود و مریم که در بهترین و بالاترین صورت ممکن به تأسی از دریافتگی از دین و آیین شما ما را هدایت کردند، نه تنها ارتجاع و استعمار نتوانستند این مقاومت سازمان‌یافته و مستحکم و پولادین را به‌زعم طرح‌ها و توطئه‌ها از بین ببرند، بلکه سر همهٔ آنها را در کارزار خونین و با دادن فدیه و شهدای بسیار به سنگ کوبیدند و مجاهدین سربلند‌تر، مفتخرتر از همیشه در بام جهان، در اوج قلهٔ انسانیت و شرافت که الهام‌گرفته از انقلاب ایدئولوژیک خواهر مریم است قرار گرفتند و دشمن در باتلاق خوردن جام‌زهر دوم دست و پا می‌زند».

نبرد سخت و طولانی با بیماری برای مجاهد صدیق شهین قاسمی ‌بخشی از نبرد و مقاومتی بود که در راه آزادی خلق محبوبش آغاز کرده بود. به‌همین دلیل یارانش جز چهرهٔ گشاده و سرزنده و شاداب در تمام دوران بیماری از او ندیدند. خودش در رمضان سال۹۷ در نیایشی با مولای متقیان علی علیه ‌السلام این باره نوشته است: «یا علی از تو می‌خواهم به من کمک کنی در ابتلا بیماریم سربلند و سرافراز در بیایم و همیشه یک مجاهد جنگنده و شیر اوژن در پهنه‌های نبرد با این بیماری باشم و آنرا به‌مثابه یک نبرد و جنگ ببینم و کم و کاستی هایم را در این مسیر ببشخای و بر استقامت و پایداریم بیافزا تا در مقابل خلق قهرمانم و رهبران عقیدتی‌ام از این ابتلا سربلند و روسفید درآیم. و گرد و غباری از افسردگی و حیف و حسرت در من نباشد. همیشه یک مجاهد شاداب و جنگنده و بشاش باشم».

مجاهد صدیق شهین قاسمی که زندگی‌اش را وقف آزادی مردم ایران از دیکتاتوریهای شاه و شیخ و اسارت دژخیمان کرده بود، در پرواز و سفر رستگاری نیز به همین می‌اندیشید. او که ارزشها و صدق و فدای مبارزاتیش را در تعهدات و پیمانهای همه یاران مجاهدش و در تاروپود سازمان محبوبش جاری و ماندگار کرده است، در وصیت نامه‌اش نوشته است: «فقط و فقط یک سازمان یکه و تنها و با یاری خلقش بدون هیچ‌گونه استعانتی از دیگران پا به عرصه نبرد نهاده و هر روز برای رهایی این خلق از یوغ اسارت دژخیم، بهترین فرزندانش یعنی مجاهد خلق را به قربانگاه رهایی و آزادی می‌فرستد، تا بلکه از خون آنان سیلابی خروشان و از آتش سلاحشان شعله‌های ستم سوز برخیزد و بنیان این پیرکفتار را برکندخداوندا از تو می‌خواهم که این رهبری و سازمانش را کمک کنی تا در راه تو بتواند پیروز و سربلند بماند و دژخیم را هر چه زودتر نابود کند چرا که تنها یاورمان تو هستی. ». . .

خانم مریم رجوی پرواز مجاهد پاکباز و صدیق شهین قاسمی را به همه مجاهدین و به‌خصوص به خواهرانش در شورای مرکزی مجاهدین و هم‌چنین به دختر گرامی‌اش ضحی تسلیت گفت و افزود: «درود به روان پاک خواهر عزیزم شهین که در اوج مجاهدت و روحیه والای انقلابی، در پایان نبردی چند ساله با بیماری از این جهان پرگشود.

۴۴سال مبارزه پیگیر با دو دیکتاتوری و به‌ویژه سالهای سخت محاصره و نبرد در اشرف و لیبرتی و صدق و فدا در نبرد ایدئولوژیک، از او مجاهدی تمام‌عیار و رویین تن ساخت که با امید و ایمان راه می‌پیمود و نمونه‌یی تحسین‌برانگیزی از زن انقلابی مجاهد بود.

شهین عزیزم در مبارزه با رژیم آخوندی صلابت و عزمی آهنین، و رو به مردم و میهنش، روحی لطیف و بی‌آلایش داشت و چهره خندان، مصمم و پیکارجوی او به‌رغم بیماری، برای همرزمانش فراموش ناشدنی است.

یقین دارم که ارزشهای مبارزاتی این مجاهد صدیق در قلب و ضمیر یارانش پیوسته تکثیر می‌شود و راه آزادی خلق و برابری و رهایی زن ایرانی را روشن می‌کند».