بازتاب رسانههای حکومتی در ۱۸ دیماه تصویری آشفته از حاکمیتی گرفتار در چند بحران همزمان ارائه میدهد: هراس از درگیری خارجی، تشدید اعتراضات داخلی، فروپاشی اعتماد عمومی و ناتوانی در کنترل اقتصاد و ارتباطات. از تهدید نظامی و گروگان گرفتن منافع آمریکا تا قطع اینترنت و فحاشی تلویزیون رژیم به معترضان، مجموعه روایتها نشان میدهد رژیم آخوندی بیش از هر زمان، در وضعیت تدافعی و بحران مشروعیت قرار گرفته است.
گزیده رسانهها:
فرهیختگان:
با لحنی آشکارا تهدیدآمیز، سناریوی «حماقت ترامپ» را بهانه کرده و از آتشزدن منافع آمریکا در منطقه سخن میگوید؛ از تبدیل پایگاههای نظامی آمریکا به «گروگان» تا تهدید مستقیم جنگ. این ادبیات، بیش از قدرت، نشانه بنبست راهبردی و فرار به جلوست.
آرمان ملی – حسن بهشتیپور:
در تحلیل بحران ونزوئلا، ناخواسته به یک واقعیت کلیدی اذعان میکند: بیتوجهی به اصلاحات داخلی و مطالبات اجتماعی، راه را برای مداخله خارجی باز میکند. اعترافی غیرمستقیم به اینکه بحرانهای امروز، محصول سیاستهای خود رژیم است، نه توطئه بیرونی.
تابناک / وزارتخارجه رژیم:
طبق معمول، اعتراضات داخلی به «تحریک خارجی» نسبت داده میشود و سیاست فشار حداکثری آمریکا سپر توجیه سرکوب معرفی میگردد؛ روایتی تکراری برای پاککردن صورت مسأله نارضایتی مردم.
خبرآنلاین – ظریف:
با اشاره به تجربه ونزوئلا، پایان «وفاداری» در نظام جهانی را اعلام میکند و میپذیرد که روسیه و چین در بزنگاهها منافع خود را ترجیح میدهند؛ اعترافی مهم به توهم راهبردی رژیم در اتکا به بلوک شرق.
کیهان:
در جدال درونقدرت، دولت را به مشورتهای مشکوک و بیپاسخگویی متهم میکند؛ حملهیی که عمق شکاف و بیاعتمادی در رأس حاکمیت را عیان میسازد.
تابناک و چند ثانیه:
از اختلال گسترده اینترنت و احتمال قطع سراسری خبر میدهند؛ اقدامی که مستقیماً معیشت مردم را هدف گرفته و نشانه آمادهباش امنیتی در برابر خیزش اجتماعی است. همزمان، استعفای معاون ارزی بانک مرکزی، پرده دیگری از آشفتگی اقتصادی را کنار میزند.
ایلنا:
روایت رسمی دستگاه قضایی از «دستگیری عناصر مسلح» در تجمعات، تکرار همان سناریوی همیشگی امنیتیسازی اعتراضات است.
هممیهن:
با انتقاد تند از توهین مجری تلویزیون رژیم به معترضان و بازی با آمار کشتهها، هشدار میدهد که عادیسازی مرگ و تحقیر مردم، شکاف جامعه و حاکمیت را عمیقتر میکند.
کامل رسانهها:
فرهیختگان: منافع حیاتی آمریکا زیر ذرهبین
در صورت حماقت ترامپ چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد
واشنگتن بهمدت یکدهه کوشید بر هر دو نقطه غرب آسیا و شرق آسیا تمرکز کند اما این اقدام به نتیجه نرسید؛ زیرا تمرکز بر دو نقطه امکانات و توان را تقسیم میکرد.
آمریکا که نه میتواند یکی از این دو منطقه را رها کند و نه بهطور همزمان بر آنها متمرکز شود؛ پس احتمالاً واشنگتن تصمیم گرفته بهسمت حل مرحلهای ماجرا برود. طبق این راهحل، منطقه آسانتر انتخاب شده و این منطقه در بازهای کوتاه مورد تمرکز و فشار شدید قرار میگیرد تا با حل و فصل آن، آمریکا بتواند بر اولویت بعدی متمرکز شود. …
آمریکا پایگاههای نظامی، تأسیسات اقتصادی، سیاسی و ارتباطی مهمی در منطقه دارد که نباید با وجود تهدید و یا مبادرت این کشور به تهاجم، مصون بمانند. … پایگاههای نظامی آمریکا باید همانند گروگان در دستان محور مقاومت باشند…؛ تهاجم نظامی به ایران معادل آتش انداختن بر منافع آمریکا در منطقه خواهد بود.
آرمان ملی: آمریکا در مسیر بحران سازی بینالمللی- حسن بهشتیپور:
چرا روسیه و چین بهعنوان کشورهای بزرگ متحد ونزوئلا در این بحران از مادورو حمایت نکردند؟
این تجربه هشداری چندلایه برای دولتها و ملتهاست. برای دولتها پیام روشن است که بیتوجهی به اصلاحات داخلی و مطالبات اجتماعی زمینه را برای دخالتهای خارجی فراهم میکند و برای اپوزیسیونها نیز درس اصلی آن است که اتکای مطلق به قدرتهای خارجی نه تنها راهگشا نیست…این واقعیت درس مهمی برای تمامی جریانهای سیاسی در کشورهای در حال توسعه دارد که اتکای صرف به حمایت خارجی نه تنها تضمین کننده دستیابی به قدرت نیست بلکه میتواند به حذف کامل از معادله منجر شود
تابناک - وزارتخارجه: مواضع ترامپ در امتداد سیاست فشار حداکثری علیه ایران است. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اظهارات مداخلهجویانه و فریبکارانه مقامهای آمریکایی در رابطه با تحولات داخلی ایران را محکوم کرده و آن را نشانهای آشکار از ادامه کیسهدوزی دولت آمریکا نسبت به ملت بزرگ ایران میداند. اینگونه مواضع، نه از سر دلسوزی برای مردم ایران، بلکه در امتداد سیاست فشار حداکثری، تهدید و مداخله در امور داخلی ایران و با هدف تحریک به خشونت و تروریسم، و ایجاد اغتشاش و ناامنی در کشور اتخاذ میشود.
تابناک – فرهیختگان- پرواز هواپیماهای فوق سنگین نظامی روسی در آسمان ایران چه پیامی دارد؟ هواپیماهای ایلیوشین روسیه که اخیراً به ایران پرواز کردهاند، احتمالاً حامل قطعات بالگردهای تهاجمی پیشرفته Mi-۲۸ بودهاند. … برخی گمانهها احتمال درز اطلاعات یا منابع نفوذی را مطرح میکند، مشروط بر صحت اصل این ادعا.
خبرآنلاین - ظریف: دوران وفاداری در نظام جهانی گذشته است / جنگ ۱۲روزه نشان داد که نباید توقع فداکاری از قدرتهای جهانی داشته باشیم - در ونزوئلا مشاهده کردیم که وفاداری جواب نمیدهد. نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه. دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشته است. … میشنویم که تئوریهای توطئهیی در مورد معامله آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و ونزوئلا رخ دادهاست
کیهان: چرا با مردم و کارشناسان حرف نمیزنند؟
رئیسجمهور همچنین یک هفته قبل، در شهرکرد گفته بود: «آقای همتی با اختلاف بالا از ۱۸نفر از اساتید و خبرگان، نمره قبولی گرفت… این ۱۸نفر دقیقاً چه کسانی هستند که در میان انبوه افراد، کسی بهتر از آقای همتی را برای ریاست بانک مرکزی نیافتند؟ آنها چقدر خود را در قبال هزینههای ناشی از مشورتهای منتهی به تصمیمات دولت پاسخگو میدانند؟… که آیا برخی مشورتهای نادرست، صرفاً از سر کمدانشی است یا میتواند تعمدی هم باشد و دولت را از اتخاذ تصمیمات صحیح، گمراه
کند؟!
سیاست روز: مجلس دور دور
رسایی نماینده مجلس… «همین الآن سازمان تأمین اجتماعی دارد مجلس را دور میزند و از سران قوا مجوز میگیرد. بانکها مجلس را دور زده و از سران مجوز میگیرند». …
اولا مشخص نیست که ایشان چرا از سال ۱۳۹۷ که شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا شکل… خم به ابرو نیاورد
تابناک - اختلال گسترده در اینترنت شهرهای مختلف ایران - بر اساس گزارشهای گسترده کاربران از شهرهای مختلف ایران، اینترنت ثابت و همراه با کندی شدید، ناپایداری و قطع و وصلهای متعدد مواجه شده است که موجب کاهش محسوس کیفیت دسترسی شده و نگرانیهایی را درباره وضعیت ارتباطات ایجاد کرده است.
حامد بیدی، مدیر سایت کارزار از قطع اینترنت ظرف چند ساعت آینده خبر داد! کارهای مهمی که با اینترنت دارید تا چند ساعت آینده انجام دهید. فیلترشکنهایتان را به روز نگهدارید و چند وی.پی.ان یدکی هم داشته باشید.
تابناک - روزنامه جمهوری اسلامی: یارانه یک میلیونی عملاً ناموفق خواهد بود؛ به جای این کارها ارزش پول ملی را حفظ کنید. متأسفانه در این هفته آنچه در این شرایط ویژه نباید اتفاق میافتاد، روی داد و دولت برای تأمین منابع مالی و اداره کشور ناگزیر به اجرای طرح یکسانسازی قیمت ارز شد.
تابناک - انتقاد روزنامه هم میهن از مقایسه تعداد معترضان با معتکفان/ چنین استدلالی هیچ نتیجهیی جز خود و دیگرفریبی ندارد… در این نگاه اعتراض از یک مسأله اجتماعی و اقتصادی به توطئهیی بیرونی تقلیل داده میشود و عاملیت داخلی بهکلی انکار میگردد و این روایتی اغواگرانه است. در چنین روایتی دیگر نیازی به پرسش از سیاستهای ناکارآمد، بحران اعتماد عمومی یا انباشت نارضایتیها و گرانی و تحریم و جنگ و فساد نیست؛ همهچیز به خباثت دشمنان حواله داده میشود.
چند ثانیه - بهروز عزیزی، فعال رسانهیی اصلاحطلب - علیرضا گچ پز زاده یکی از افراد تیم فرزین که معاون ارزیاش بود، استعفا داد.
چرا؟ به خیال اینکه میتواند از پاسخگویی در مورد بلایی که به سر بازار ارز آورده شانه خالی کند! آیا قوه قضاییه با مقصرین شرایط امروز برخورد خواهد کرد یا باید منتظر قسر در رفتنشان باشیم؟
ایلنا - دادستان عمومی و انقلاب بروجرد: در جریان تجمعات غیرقانونی شب گذشته شهرستان، برخی افراد فرصتطلب با حمله به اماکن مذهبی و وارد کردن خسارت به اموال عمومی، موجب جریحهدار شدن احساسات مردم شدند. این افراد بلافاصله توسط نیروهای انتظامی و امنیتی شناسایی و دستگیر شدند. گروهی دیگر که با سلاح و مهمات که قصد ایجاد ناامنی و برهم زدن نظم عمومی را داشتند، در عملیات سریع و قاطع نیروهای انتظامی بازداشت شدند و پرونده آنان برای رسیدگی قانونی در حال بررسی است. این افراد دارای سوابق اعمال خشونتآمیز و حمله به نیروهای نظامی و از شهرستانهای دیگر وارد بروجرد شده بودند. /
هم میهن: آن سخنهای چو مار و کژدم/ درباره توهین مجری صدا و سیما به معترضان
همه اهالی رسانه میدانند که اگر در این شرایط کسی از روزنامهنگاران مستقل کوچکترین صحبتی کند که باعث شعلهورتر شدن بحران شود، حسابش با کرامالکاتبین است. … . در حالیکه همه مقامات کشور اعتراض مردم را پذیرفتهاند و سعی میکنند بحران گستردهتر نشود، مجری سیمای مثلاً ملی چرا باید به آتش این بحران بدمد؟… . این خروجی صدا و سیماست که هر سال بخش قابل توجهی از بودجه کشور را میبلعد تا چنین صحبتهای متعفنی تولید کند. مجری مردم را تفاله خوانده است. تفاله پسمانده میوه و دانهای است که عصاره آن را گرفته باشند و آن قسمت بهدردنخوری که دیگر هیچ خاصیتی نداشته باشد را تفاله مینامند.
در این صورت باید به او گفت: پسمانده و بیمصرفتر از صدا و سیما در همه این سالها کدام نهاد و سازمانی در ایران سراغ دارد؟ صدا و سیمایی که حتی دیگر بهعنوان رقیب جایی هم محسوب نمیشود. تنها قسمتهایی که از صدا و سیما دیده میشود، آن هم در شبکههای اجتماعی، برشهایی از لَاطائلاتی است که بعضاً در آن گفته میشود یا عفنهایی که اینچنین از زبان بعضی از مجریان و کارشناسان این سازمان بیرون میریزد.
از این منظر، از مجری بیادب باید پرسید که پسمانده شمایید یا آنها که از بهتنگآمدن وضعیت اقتصادی معترض شدند و راهی جز خیابان ندیدند؟ باید به او گفت اگر هزاران همت پول این کشور صرف چون شمایی و برنامه نامحترمت نشده بود و به جامعه تزریق شده بود، دیگر این مردم شبِ سردِ سیاهِ زمستان نمیخواست به بیرون بیایند و بزنند و بخورند. دور خانواده مینشستند، چای گرمی برای شب سرد میگذاشتند و برنامه دلخواهشان را از تلویزیونِ مورد علاقهشان نگاه میکردند. دیگر نیاز نبود خودشان را به خطر بیاندازند که مجری هم بخواهد عصاره خود را برونریزد.
مسئولان امنیتی دائم از الگوی آشوب در این سالها صحبت میکنند که نفوذیهای آموزشدیده در میان مردم واقعی نفوذ میکنند…؟ آیا وقتی رئیس اسبق صدا و سیما از نفوذ بزرگ صحبت میکند، نباید رگههایی از آن هم در همین لایهها ردیابی کرد؟ آیا رئیس صدا و سیما آنقدری به امنیت ملی (و نه حتی مردم) باور دارد که لااقل با این مجری فحاش قطع ارتباط کند؟
سالها پیش مردی معترضان را خس و خاشاک نامید. امروز او چون خسی در بیابان است. حتی هواداران آن روزش هم دیگر به او احترامی ندارند. برایشان دقیقاً مصداق میوهای شده که شیره آن رفته باشد. آنکه رئیسجمهور بود چنین سرنوشتی پیدا کرد. مردم هرگز آنکه را در سختی با آنها چنین سخن گفت فراموش نخواهند کرد. همان مولانا گفته است:
هم میهن: اعتراض، اعتکاف، بازی با آمار
جلسه اخیر مجلس درباره اعتراضات برگزار شد و در آن اعلام گردید که تعداد کشتههای نظامی حدوداً چهار برابر کشتهشدگان معترض بوده است. همچنین، یک روزنامه تندرو نیز کوشید با نوعی سفیدنمایی، چنین القا کند که اساساً مسألهای وجود ندارد.
این روزنامه نوشت تعداد افراد حاضر در اعتکافهای مساجد بیش از معترضان بوده و افزوده است: «حضور بیسابقه جوانان (حدود ۵.۱میلیون معتکف) در مراسم اعتکاف امسال، آن هم با رشد ۳۰درصدی نسبت به سال گذشته، نشان داد که ریشه جوان ایرانی در معنویت است، نه در دلارهای نایاک و موساد». فارغ از اینکه هر یک از این دو ادعا تا چه اندازه با واقعیت منطبق است، باید گفت چنین استدلالهایی هیچ نتیجهیی جز خود و دیگرفریبی ندارد.
این رویکرد نهتنها کمکی به حل مسأله نمیکند، بلکه میکوشد با جابهجا کردن بحث، صورت مسأله را پاک کند. اساساً مسأله این نیست که نسبت کشتهشدگان طرفین چقدر است. مگر از جنگ با دشمن خارجی سخن میگوییم که بخواهیم تلفات دو طرف را با هم مقایسه کنیم؟
این رویکرد بهطور ضمنی مرگ انسانها را عادیسازی میکند. چه نظامی، چه معترض، هر کشته نشانهای از شکست سیاست مرسوم در مواجهه با مسائل جامعه است. استفاده از مرگ بهعنوان ابزار جدل سیاسی، نه توجیهپذیر است و نه اخلاقی. اتفاقاً طرح این گزاره غلط که کشتههای نظامی سه برابر معترضان بودهاند، بیش از آنکه توجیهکننده وضع موجود باشد، پرسشبرانگیز است. این سخن نه به نفع حاکمیت، بلکه به زیان نیروی انتظامی تمام میشود؛ زیرا بلافاصله این سؤال را پیش میکشد که این چه نوع سیاست و شیوه مواجههای است که در آن معترضان باید یکسوم نیروی مقابلهکننده تلفات بدهند؟