728 x 90

ابوالحسن منتظر

ابوالحسن منتظر
ابوالحسن منتظر

در یک جنایت وحشیانهٔ دیگر توسط دژخیمان رژیم آخوندی بامداد امروز شنبه ۱۵فروردین دو مجاهد قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر در زندان قزلحصار سر بدار شدند.

خبرگزاری قضاییهٔ جلادان دلیل اعدام این دو مجاهد سرفراز را «عضویت در مجاهدین با هدف برهم زدن امنیت نظام»، «انجام عملیات و تهیه لانچرهای انفجار» و «اقدامات متعدد و انفجارهایی در سطح شهر تهران» اعلام کرد.
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان: وحید بنی‌عامریان «عضو تیم تشکیلاتی مجاهدین در این پرونده بوده که به همراه ابوالحسن منتظر در حالی‌که قصد انجام عملیات پرتاب لانچر را داشتند با چهار قبضه لانچر» دستگیر شده است.
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان: ابوالحسن منتظر «کارگاه ساخت لانچر و بمبهای دست‌ساز» ایجاد کرده و «با همکاری دیگر اعضای تیم اقدامات مسلحانه در راستای اهداف مجاهدین انجام داده» است.
مجاهد قهرمان وحید بنی‌عامریان، ۳۳ساله، مهندس برق و فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد، او از سال ۹۶ چند نوبت دستگیر شده و جمعاً شش سال زندانی بوده است.
مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر ۶۶ساله، دارای مهندس معماری از زندانیان سیاسی زمان شاه و هم‌چنین دهه۶۰ است که در سال‌های ۹۶، ۹۷ و ۹۹ نیز چند بار دستگیر و زندانی شده است. وی آخرین بار در ۳۰ آذر ۱۴۰۲ دستگیر شد و جمعاً ۱۱سال را در زندانهای رژیم آخوندی به‌سر برد.
دژخیمان رژیم آخوندی روز دوشنبه ۱۰ فروردین نیز مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشورکار و روز سه‌شنبه مجاهدان قهرمان بابک علیپور و پویا قبادی را در زندان قزلحصار به دار آویختند.

*****

سوگند ابوالحسن منتظر (سیاوش) شب قدر ۱۴۰۲

با سلام و درود فراوان به شیر همیشه بیدار برادر مسعود و مریم رهایی

یاد و خاطره شهدای قهرمان فروغ کبیر اشرف را من و دیگر زندانیان مجاهد خلق از بندرسته را گرامی می‌داریم.

و سلامی بر فرزندانم در کانون‌های شورشی دست مریزاد. دست مریزاد به درستی اذعان باید نمود کانون‌های شورشی بر هم زننده مناسبات رایج دیکتاتوری موجود می‌باشند چرا که دارای رهبری و تشکیلاتی سازمان‌یافته می‌بوده و رهبری ایدون نگر و از سویی با نگرش جهانی دارد. با توجه به این‌که انقلاب در شرف تکوین میزان تضادهای درونی‌اش به حدی بالاست که فقط و فقط با چنین رهبری می‌توانست توجهات جهانی را به خود جلب نماید. در صورتی که رژیم مستبد استبداد حاکم در عرصه کوچک از جهان ماوا گزیده و منزوی از عالم عینی است

در پایان لازم می‌دانم که بدین گونه بر عهد و سوگند خود وفاداریم را اعلام دارم.

بنام خدا و به‌نام خلق قهرمانم

من ابوالحسن منتظر قسم یاد می‌نمایم که هم‌چنان مجاهد بمانم مجاهد بجنگم مجاهد بمیرم با درود به برادر مسعود و مریم رهایی. بدرود

 

*****

پیام مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر از زندان قزلحصار

۲۱ آذر ۱۴۰۴

«بنام خدای آزادی»

با سلام و هزاران درود بر رهبری مقاومت ایران برادر مسعود رجوی و خواهر مریم رهایی – رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران

اینجانب ابوالحسن منتظر دوسالی است که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران بازداشت گردیده‌ام. پس از طی نمودن بیش از پنج ماه از تاریخ ۱۴۰۲/۲/۱ در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات رژیم، و آنگاه به بازداشتگاه اوین منتقل شدم و پس طی چند ماهی سرانجام به زندان قزلحصار انتقال یافته‌ام.

در تاریخ ۱۴۰۳/۷/۲۵ طی دادگاهی فرمایشی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب رژیم به اعدام محکوم گردیده. که پس از اعتراض وکیلم، پرونده اینجانب به دیوان عالی رژیم ارسال شد، که پس از وارد نمودن چندین نقض از سوی آن نهاد به شعبه بدوی ارجاع گردید. سپس در تاریخ ۱۴۰۴/۸/۲۵ مجدداً طی برگزاری دادگاهی هم‌چون جلسه قبلی حکم اعدام اینجانب توسط شعبه فوق تأیید گردیده است.

آنچه مسلم است تمامی مراحل و پروسه طی نموده در این دادگاه چیزی جزء اعمال نفوذ وزارت اطلاعات رژیم نمی‌باشد. چرا که موضوع مابین ما و رژیم نه فقط قضاوت نامشروع و فاقد صلاحیت - بلکه مابین در حقیقت یک مقاومت سازمان‌یافته به‌معنای انقلاب و ضد انقلاب است که چندین دهه است مبدل به قهر انقلابی و در نهایت سرنگونی آن است.

مابین ما و رژیم جویی از خون عزیزانمان جاری است- این فلسفه تعهد ما به تداوم خواسته آنان مبنی بر تحقق آزادی مردم ایران از زیر تیغ ارتجاع مذهبی و جور و ستم هم‌چون خمینی و خلفش خامنه‌ای است.

براستی مگر آن عزیزانمان چه مسأله‌ای را در بعد از سرنگونی شاه و سلطنت از خمینی طلب می‌نمودند که سزاوار قتل‌عام آن‌چنانی بوده باشند.

مگر چیزی جز آزادی تمامی اقشار جامعه ایران از گروهها و سازمانهایی که مردم این سرزمین را نمایندگی می‌نمودند می‌بود. مگر اساس فلسفه آزادی جزء این مفهوم است که همه انسان‌ها از خرد بهره‌مندند و خردمندی ضامن آزادی فردی است و فرد تنها در آزادی می‌تواند به حکم خرد چنان که می‌خواهد زندگی کند.

خردمندی و آزادی فکر و اندیشه دو جزء جدایی ناپذیرند، سلب آزادی از فرد به‌معنی نفی خردمندی اوست و نفی توان خرد ورزی انسان به نفی آزادی او می‌انجامد.

فرد نابخرد و دربند طبعاً می‌باید به حکم عقل برتر (شاه و شیخ) زندگی کند.

از همین جاست که بر مخالفت شدید با تسلط و دخالت حاکمیت شاه و شیخ در زندگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زندگی جمعی به‌خصوص فکری را در برمی‌گیرد.

جا دارد که این سؤال را برای نسل امروز میهنم، طرح نمایم.

براستی چرا خمینی با دموکراتیک خواندن حکومت در حقیقت با مفهوم آن مخالفت ورزید؟!

از دیدگاه دموکراتیک جامعه آزاد تنها در صورت پذیرش حق برابر همگانی برای مشارکت در تصمیم‌گیری سیاسی تحقق می‌یابد و این حق از ارزش داتا یکسان همه افراد، در جامعه سیاسی ناشی می‌شود. هیچ گروه اجتماعی نمی‌تواند به بهانه تبار والا، دسترسی به منابع حقیقت، برگزیده بودن و جز آن خود را از حیث حق مشارکت سیاسی برتر بشمارد.

حال آن‌که خمینی آینده‌ای چنین که می‌توانست در دسترس مردم ایران قرار گیرد را با جنگ‌افروزی و در پی آن سرکوب و قتل‌عام ـ زن و مرد و جوان و پیر را رقم زد. ولی سرانجام سراسر این سرزمین را درخواهد گرفت که به یقین چنین خواهد شد. زمانی با کندی و هم‌اکنون با شتاب

ولی سرانجام ـ نشان بشریت برپا خواسته و زنجیرهایی که جهل راهبانه ارتجاع و خرافات دین سنتی بر خواسته از این قشر که در طول قرون بر دست و پایش بسته، تا او را به فرمان خویش بخواند ـ از هم بگسلاند و پاره پاره‌اش سازد و سرانجام خویش را از مواهب امنیت جامعه‌یی دموکراتیک و پرتوی حقیقتی را بر همگان تابانیده تا آشکار کند که توده‌های انسانی زین بر پشت آفریده نشده‌اند و نه مشتی نور چشمی ـ تاج و عمامه بر سر تازیانه در دست زاده شده‌اند تا سوار بر گرده مردم به هر سویی که بخواهند برانند و مشروعیت اهریمنی تاج و عمامه خویش را موهبتی بنامند که از جانب پرودگارشان به ایشان اعطاء شده است.

اما انسان برای ایجاد جامعه شایسته خود گریزی از چنگ زدن به ناممکن ها ندارد.

در چنین مبارزه‌یی تا به آخر است که هر ایرانی تاریخ خود را خلق می‌کند و مالک سرنوشت خویش می‌گردد و می‌جنگد که امروز شاهد کاربرد چنین چنگ زدن‌هایی است که مقاومتی با سابقه شصت ساله، سر بلند نموده، هم در مجامع بین‌الملل و هم در داخل ایران می‌درخشد و روز بروز در دلهای هر ایرانی وطن‌پرستی جای باز نموده و بیش از پیش جای باز خواهد نمود و تمام وقت و وجود خود را جهت آماده‌سازی چنین گذاری نموده است. که مرز و مقطع گذار به مرحله حق تعیین سرنوشت خویش همراه و شانه به شانه مردم این سرزمین به سوی تحقق جامعه‌یی دموکراتیک گام توده‌واری را بر خواهد داشت، چرا که مقاومتی سازمان‌یافته بوده که به درستی تاکتیکهای اتخاذیش در راستا، استراتژیک هدفدار بنا بر کلام رهبری آن مسعود رجوی و خانم مریم رجوی مبنی بر این‌که می‌توان و باید، ناممکن‌ها را با همراهی شما جوانان و پیران ـ رنج و ستم دیده چنین دورانی را به ممکن تبدیل گرداند.

پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران

به رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران

سید ابوالحسن منتظر

زندان قزلحصار کرج

۱۴۰۴/۹/۲۱

حاضر حاضر حاضر

بیا بیا بیا

 

*****

تجدید عهد مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر از زندان اوین - ۲۰ آذر ۱۴۰۳

تجدید عهد مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر

از زندان اوین

۲۰ آذر ۱۴۰۳

با درود فراوان خدمت رهبری برادر مسعود - خواهر مریم

لفاظی نمی‌باشد که اذعان نمایم انقلاب دموکراتیک مردم ایران طبعاً به اصولی متوسل است که دارای ارزش جهانی بوده و قابل‌قبول تمام انسان‌ها در تمام جوامع و ازمنه می‌باشد. این اصل از نقطه‌نظر عمومی و جهانی چنان با ارزش است که به‌عنوان اصل بدیهی به‌سرعت قبول عام یافته، هم‌چون آزادی، خوشبختی و غیره برای هر فرد که عمدتاً مبتنی بر تجسم و معرفی انسان است، که ابعاد وجودش در جامعه کنونی خرد و مرعوب گردیده است و تقریباً همیشه ایدئولوژی انقلابی قصد نجات انسان مطلق یا انسان به تمام معنی را دارد.

بالاخره برای نجات انسان در تمامیت خود، ایدئولوژی انقلابی تجدید بنا یا بازسازی کلی جامعه را بر اساس معیارهای نو اعلام می‌نامید که این خود عاملی تلقی می‌گردد که جامعه نوینی را مستقر خواهد ساخت، در آن انسانی با معیارها و ارزشهای جدیدی زندگی خواهد نمود. چرا که ایدئولوژی انقلابی می‌خواهد فردایی نو و منزه را بیافریند. بدین ترتیب با گسستن از وضع کنونی و گذشته‌ای نزدیک می خواهد خود را به آینده‌ای ایده‌آل و کاملتر از آنچه تاکنون بشر به خود دیده است به جامعه ایران پیوند دهد.

تصور انقلابی از انسان، از سرنوشتش از جامعه موجود و از آینده‌اش و در عین‌حال به‌گونه‌یی که به وی خصوصیتی اعطا کند که می‌توان آن را پیچیده هم تلقی نمود و در عین‌حال وی را با ارائه برنامه‌یی شفاف امیدوار به رستگاری آینده‌ای که خود می‌بایستی به دست‌آورد و بالاخره یادآور بهشتی زمینی بوده و کامل گرداند که تحقق انقلاب دموکراتیک مردم ایران خبر از جامعه‌یی است با نشاط و شادابی و برخوردار از عدالت اجتماعی که استقرار نظم جدیدی را نوید می‌دهد.

از جانب دیگر این نکته قابل ذکر است، پروسه‌یی که سمبلهای بیشماری به جای گذارده (شهدا) که شواهدی هستند بر اعمال و ایده‌های کسانی که نقش مهمی ایفا نوده‌اند. می‌توان به جد اذعان نمود، اکنون تحقق ایده‌های سمبل‌هائی که نقش مهم رهبری کننده را ایفا نموده‌اند در دسترس است. که به یقین چنین خواهد شد و سرانجام سراسر این سرزمین را در خواهد گرفت. نشان بشریت برپاخاسته و زنجیرهایی را که جهل راهبانه ارتجاع و خرافات بر خواسته از این قشر در طول دهه‌ها بر دست و پایش بسته تا او را به فرمان خویش بخوانند، از هم بگسلاند و خویش را از مواهب امنیت جامعه‌یی دموکراتیک تحت رهبر انقلابی‌شان برخوردار سازد. شکلی از دولتی را جایگزین سازد که حق اعمال آزادی بی‌حد و حصر بیان عقای را بازآورد و همه چشمها گشوده و گوش‌ها شنونده شده و یا می‌شنوند. نور فراگیر دانش پرتوی حقیقی را بر همگان تابانده تا آشکار کند که نه توده‌های انسانی زین بر پشت آفریده شده‌اند و نه مشتی نورچشمی – تاج و عمامه به سر – تازیانه در دست زاده شده‌اند تا سوار بر گرده مردم به هر سو که بخواهند برانند و مشروعیت خویش را موهبتی بدانند که از جانب پروردگار به ایشان اعطا شده است.

اینجانب ابوالحسن منتظر بر تجدید عهد خود با آرمانهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران تحت رهبری برادر مسعود و خواهر مریم پای فشرده و تا پایان همراه مجاهدین خلق خواهم بود.

زندان اوین – ابوالحسن منتظر

۱۴۰۳/۹/۲۰

*****

 

تجدید عهد مجاهد قهرمان ابوالحسن منتظر - ۲۸ شهریور ۱۳۹۹

با یاد و گرامیداشت شهیدان راه آزادی و در پنجاه و ششمین سالگرد سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران

لازم میدونم درودی بی‌پایان به شما پیشتازان راه آزادی، کانون‌های شورشی بفرستم. دست مریزاد

بنده حقیر سید ابوالحسن منتظر ساکن تهران ۶۳ ساله جهت تجدید عهد و پیمان با رهبری‌ام در شرایطی که سوگند می‌خورم 

البته عزمی جزم و انگیزه‌ای بالاتر می‌روم تا در کنار یارانم در زندان، درس مقاومت و ایستادگی را با هم استوارتر با دیو ولایت مبارزه‌مان را مصمم‌تر ادامه دهیم.

از این فرصت می‌خواستم استفاده کنم و سوگند یاد کنم که برای سرنگونی رژیم جنایتکار و ددمنش آخوندی تا آخرین نفس و آخرین قطره خونم لحظه‌ای از پا نمی‌نشینم با رهبری مقاومت جان جانان برادر مسعود و با مهر تابان آزادی خواهر مریم که چندی است درس انقلاب شما را فراگرفته‌ام عهد و پیمان می بندم و می خواهم که روی من به‌عنوان یک مجاهد تمام‌عیار و یک کانون شورشی در همه جا چه در بیرون از زندان و چه در زندان حساب کنید چرا که با اندیشه فردیت می‌جنگم تا بتوانم تمام قوایم را در جنگ با این نظام پلید بکار بگیرم.

بالاترین آرزویم این است که مجاهد بمانم. مجاهدگونه بجنگم و مجاهد بمیرم. چرا که این است رسم رستگاری

حاضر حاضر حاضر

*****

نامه ها و تجدید عهد و پیمانهای مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/1bef2bd5-9bb8-465c-9c81-1974551bdd1d"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات