«دانشگاه مقاومت و انقلاب»؛ وقتی چ۴ روز همیاری به کلاس عشق، مسئولیت و مبارزه تبدیل شد
سلام و درود به همه شما هموطنان عزیز و همیاران سیمای آزادی. در چهارمین و در ساعات پایانی این همیاری با شما همراه هستیم. همانطور که میدانید امروز دوشنبه بنا به درخواست هموطنانمان که نتوانستیم پاسخگوی وصل تماسهایشان باشیم، این برنامه تمدید شد. البته کماکان با مشکل وقت و تعداد تماسها مواجه هستیم و بار دیگر از همه شما سپاسگزاری میکنیم بابت این حمایتها و پشتیبانی شما که بسیار برای ما تعهدآوره. خوشبختانه در این ساعت برنامه آقای محمد محدثین با ما همراه هستند. خیلی تشکر میکنم آقای محدثین که در این همیاری واقعاً ما رو پشتیبانی کردید.
سلام عرض میکنم خدمت شما و همه خواهران و برادرانمان در سیمای آزادی که در این روزها با تمام توش و توانشان تماموقت مشغول اداره این کارزار بزرگ و فراموشنشدنی هستند. راستش وقتی شما میگین در ساعات آخر هستیم، احساس دلتنگی میکنم چون در این شبها به این همیاری عادت کرده بودیم و به کلمات زیبا و احساسات و عواطفی که در این روزها نثار میشد؛ نثار خلق ایران، نثار مقاومت ایران، نثار در راه آزادی.
از سیل خوزستان تا زندان اوین؛ تاریخی که همیاری را به یک پیوند ناگسستنی تبدیل کرد
واقعیت این است که این همیاری در این روزها بهخصوص این همیاری بیش از همیشه از یکطرف نقطه بههم پیوستن عاطفهها، رابطهها، تاریخی از از خود گذشتگی، تاریخی از همیاری. یکی از برادران از کانادا، رضای عزیز از کانادا ریشه این همیاری رو برد به فاز سیاسی در سال ۵۸-۵۹ و در خوزستان و با چه احساسات ارزندهای، احساسات تاثربرانگیزی، تأثیرگذاری از ماجراهای آن موقع و کمکهایی که، همیاری که آن موقع با مردم سیلزده در خوزستان داشتند، جنبش ملی مجاهدین، مشابهاش در شهرهای دیگر هم بود ولی رضا خیلی قشنگ توضیح داد. خودشم بهاصطلاح بغض کرده بود در بیان این. تا بچههایی که از کردستان و از نقاط مختلف میآمدند تا قهرمانان زندانیمان علی آقای معزی، مسافر همیشگی زندان در طول این سالها، در طول این ۴۰ سال، ۴۰ و چند سال تقریباً نیمه از عمرشو در زندان گذرانده و یا لقمان عزیز با آن پیامهای تاثیرگذار یا زندانیان قزلحصار و اوین و بندر انزلی و جاهای دیگر. این همیاری نقطه گرهی این عواطف و این خاطرات و این تاریخچه است.
البته با این بهاصطلاح یادآوری و با اینکه در فضایی است که دشمنمان در شرایط بسیار نامطلوبی هست، در شرایطی هست که بهقول عربها کسی حسودیش به وضعیت رژیم نمیشه. در همین اواخر مطالبی که رژیم نوشته، خودشان نوشتند از اطلاعات سپاه پاسداران در سالگرد فروغ جاویدان تا مطلبی که روزنامه مشرق به واسطه اطلاعات سپاه نوشته بود تا این مطلبی که خبرگزاری حوزه نوشته بود که همین ۲ روز پیش دیدم سیما داشت میخوند، همه وحشت رژیم رو از سازمان مجاهدین، از مقاومت ایران، از قیام سراسری مردم که کانون شورشی و مجاهدین و همین زندانیان مقاومت درش نقش دارند. گفته بود که مجاهدین در تمام تمام بدبختیهای ما، بدبختیهای رژیم در ۴۰ و چند سال گذشته نقش داشتند و از جمله نقش تاثیرگذارشان در قیام دیماه ۱۴۰۱، متن اطلاعات سپاه پاسداران.
وقتی خود رژیم از «نقش مجاهدین» میگوید؛ چرا نام مقاومت همچنان کابوس حکومت است؟
بههرحال خیلی مجموعه با ارزشیه. من هرچی فکر میکردم واقعاً یکی از فکر کنم کمککنندگان و همیاران هم فکر کنم این کلمه رو به کار برد ولی کلمه بسیار زیبایی است که این همیاری دانشگاه مقاومت و انقلابه، کلاسی آموزنده، آموزش برای نسل انقلاب، برای همه ماها. من هرچی گوش کردم یاد گرفتم از همه هموطنان از اشرفنشانها، هواداران مقاومت که در این کارزار شرکت داشتند. ببخشید، این احساساتی هست که نمیشه خیلی جلوشو گرفت.
بله، خیلی هم بجاست. یکی از دوستانی که تماس گرفته بود آقای محدثین گفت که بینظیر هست چنین رابطهای بین این در واقع این همه از هموطنان با این مقاومت، چنین رابطه در واقع نزدیک، صمیمی و مملو از عشق و واقعاً خیلی حرف درستی زد. این رابطه هم هست و این راه و رسمی که از همونکه آقای رضا کافی گفتند از اون اول بین مجاهدین و مردم و مردم و مجاهدین بالعکس همیشه بوده.
«دانشگاه انقلاب» فقط یک تعبیر نیست؛ از همیاری چه میشود یاد گرفت؟
دقیقاً. و آنچه که خیلی چشمگیر هست در این دوره از همیاری در همیاری امسال، سطح دانش، اطلاعات، اشراف سیاسی به مسائل سیاسی که در میهنمان میگذره، وضعیتی که بین رژیم و مردم هست، بحرانهای رژیم. شرکتکنندگان در این همیاری با یک درک عمیق و خطوط بسیار روشن صحبت میکنند. کما اینکه این یک وجهه، یعنی برای من واقعاً چشمگیره که میگم دانشگاه انقلاب، تعارف نیست، یک واقعیته، واقعاً یاد میگیره هر کسی که گوش میده. و از اون طرف یک برانگیختگی ایدئولوژیک، برانگیختگی اعتقادی، برانگیختگی وجدانی، قیام به مسئولیت و وظیفه، چیزی که همین یکی دو ساعت پیش من مقداری از برنامه خانوم هرسین رو که بود داشتم نگاه میکردم، مقداری برادر حبیب که بود داشتم نگاه میکردم، عکسالعمل این همیاران نسبت به پیامهای همین دو بزرگوار زندانی، این دو رادمرد که واقعاً از آزمایشها و ابتلاءات مختلف عبور کردند، عکسالعمل همیاران نسبت به این پیامها و افزودن بر همیاریشان و مجدداً آمدن و فراخواندن دوباره، احساس مسئولیت قابل توجهی رو در این اشرفنشانها، در هواداران این مقاومت، در ایرانیان واقعاً آزادگی و منش انقلابی و مبارزاتی رو خیلی خوب نشان میده. هرکس میآمد حداقل تو یک ساعتی که من دیدم این رو یادآوری میکرد و واقعاً چقدرتاثیرگذار و چقدر برازنده البته این زندانیانی هست که در مقابل رژیم نه گفتند. اینها همزادها و همفکران و همپرونده که نه ولی همعقیدهگان و هممنشهای وحید و ... و بقیه اون شهدا هستند. با تشکر از شما.
محمد محدثین در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز چهارم ـ قسمت اول
محمد محدثین در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز چهارم ـ قسمت دوم
محمد محدثین در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز چهارم ـ قسمت سوم
محمد محدثین در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز چهارم ـ قسمت چهارم
محمد محدثین در سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی؛ روز چهارم ـ قسمت پنجم