در جریان توافق روسیه، اپوزیسیون سوریه و ترکیه در زمینه خروج رزمندگان و مردم حلب از این شهر، رسانهها و مهرههای رژیم با توجه به اینکه در این توافق رژیم نقشی نداشت وبا توجه به اینکه کارشکنیهای پاسداران ضدخلقی ونیروهای حزبالشیطان لبنان نیز نتوانست مانع خروج رزمندگان شود، ازبی کلاه ماندن سررژیم در صحنه سوریه و تحولات آتی آن، سوز و گداز و اظهار نگرانی کردند. این نگرانی از این جهت مضاعف میشد که ترکیه در کنار روسیه که نقش اصلی را داشت، نقش مهمی در این توافق ایفا کرد.
در کنفرانس مسکو نیز مغبون اصلی این کنفرانس رژیم آخوندی بود؛ زیرا مجبور شد در متن قراردادی که امضا کرد، اپوزیسیون مسلح سوریه را بهرسمیت بشناسد.
اما بهرغم این وضعیت کاملاً روشن، رژیم خامنهای سعی دارد که با نعل وارونه، حقایق روی زمین را وارونه جلوه دهد.
کیهان خامنهای مینویسد: ”استراتژی رهبری، روسیه را در سال پنجم جنگ به نفع جبهه مقاومت پای کار آورد بدون آن که مقدرات سوریه را در اختیار مسکو قرار دهد. استراتژی رهبری روابط ایران و روسیه را در پناه بحران سوریه به نقطهای رساند که اقدامات ضدایرانی را در سطح بینالمللی خنثی یا کماثر نماید“.
ملاحظه میشود که بر اساس این مهملات ارگان خامنهای، استراتژی خامنهای بوده است که روسیه را پای پیشبرد سیاستهای رژیم آورده، بهنحوی که حضور روسیه باعث شده که اقدامات ضدایرانی نیز در سطح بینالمللی خنثی شود.
ارگان خامنهای در22فروردین سال 95 نیز مینویسد: ”بدون شک روسیه یکی از کشورهای اثرگذار بر پرونده سوریه است. حضور نظامی روسیه در سواحل لاذقیه و طرطوس و نیز قراردادهای نظامی روسیه با سوریه جایگاه قابل توجهی را در اختیار روسیه گذاشته است. اما این جایگاه در مقایسه با جایگاه ایران و حزبالله به هیچوجه «راهبردی» به حساب نمیآید“.
بنابرادعای سایت انتخاب وابسته به باند رفسنجانی – روحانی نیز این رژیم است که توانسته است روسیه را برای ایفای نقش درسوریه متقاعد کند و رویکرد فعالانه تری در قبال بحران سوریه در پیش بگیرد.
اما جالب اینکه در حالی که ارگان خامنهای و سایت حامی دولت روحانی تلاش دارند، نقش روسیه را حاشیهای و در خدمت استراتژی رژیم به خورد نیروهای وارفته بهخصوص بسیجیها وسپاهیان خامنهای بدهند، دم خروس در نوشته روزنامه بسیج با عنوان ”زمینهچینی حلب برای مذاکرات سوری- سوری“ بیرون میزند، آنجا که بر نقش محوری روسیه در زمینه تحولات آتی و حل وفصل سیاسی بحران سوریه تأکید میکند: ”درست از زمانی که مشخص شد شرق حلب در آستانه بازپسگیری و آزادسازی کامل قرار گرفته است، مقامات روسیه و در رأس آن شخص ولادیمیر پوتین در سخنانی که حاکی از هماهنگی با متحدان خود در جنگ سوریه است، از آتشبس سراسری در سوریه و آغاز قریبالوقوع مذاکرات سیاسی برای حل بحران سوریه در شهر آستانه پایتخت قزاقستان خبر دادند. آنچه مسلم است اینکه روسیه با پیشنهاد آتشبس سراسری و از سرگیری سریع مذاکرات سوری- سوری پیشاپیش بهانه را از دست مخالفان و حامیان خارجی آنها سلب کرده است“
پیش از این نیز رسانههای وابسته به باند رفسنجانی- روحانی به نقش اصلی روسیه درتوافق مربوط به خروج رزمندگان و مردم شرق حلب از این شهراعتراف کرده بودند.
از جمله روزنامه حکومتی آرمان نگران این بود که روسیه ”تمام کیک توت فرنگی سوریه را به نفع خود مصادره و سهم دیگران را آنطور که مایل است، تقسیم کند وسهم ناچیزی ”ازخامه آن“ نصیب رژیم آخوندی گردد.
ضمن اینکه بهرغم رطب و یابسهای معمول رژیم دجال آخوندی روزنامه لوموند در زمینه نتیجه نشست مسکو نوشت: ”نشست مسکو، یک سیلی بر بنا گوش بشار اسد“ است.
واضح است که سیلی خوردن بشار اسد نیز به مفهوم سیلی خوردن نظام آخوندی است.
به این ترتیب اگر به وقایع و تحولاتی را که پس از اشغال حلب رخ داد، توجه کنیم بهروشنی میتوان دریافت که بهرغم یاوههای رژیم آخوندی و تبریک گفتن به همدیگر، روند اوضاع علیه رژیم ولایت است.
-قطعنامه 2328شورای امنیت با رأی موافق روسیه که روز 29آذر تصوب شد و ناظران سازمان ملل را در حلب شرقی برای خروج امن مردم و رزمندگان مقاومت مستقر کرد در حالیکه رژیم بهدنبال نابودی یا تسلیم تمامی رزمندگان بود.
-کنفرانس مسکو در روز 30آذر که فوقا اشاره شد و دراصل رژیم بازنده آن بود
ـ اول دی 95، تصویب قطعنامه مجمع عمومی ملل متحد، با اتفاق آرا، مبنی بر تحقیق مستقل بینالمللی درباره جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در سوریه و محاکمه عاملان آنها، جنایاتی که بر کسی پوشیده نیست اساساً با مشارکت پاسداران و شبهنظامیان اعزامی خامنهای صورت گرفته است.
دوم دی ماه، اجلاس فوقالعاده وزیران خارجه کشورهای اسلامی بدون حضور رژیم و صدور قطعنامه علیه جنایات درسوریه... .
حالا بگذارید رژیم برای حل مسایل داخلی و روحیه دادن به نیروهای وارفتهاش، ادعای پیروزی ونقش اصلی برای خود در سوریه بکند و روسیه را در خدمت سیاستهای خود قلمداد کند، اما واقعیت این است که تحولات ذکر شده نشان میدهد این رژیم است که دنبال حوادث باید بدود و بازنده اصلی این صحنه بوده و جریان امور علیه این رژیم کودک کش و به نفع مردم و مقاومت درخشان سوریه درحرکت است.
در کنفرانس مسکو نیز مغبون اصلی این کنفرانس رژیم آخوندی بود؛ زیرا مجبور شد در متن قراردادی که امضا کرد، اپوزیسیون مسلح سوریه را بهرسمیت بشناسد.
اما بهرغم این وضعیت کاملاً روشن، رژیم خامنهای سعی دارد که با نعل وارونه، حقایق روی زمین را وارونه جلوه دهد.
کیهان خامنهای مینویسد: ”استراتژی رهبری، روسیه را در سال پنجم جنگ به نفع جبهه مقاومت پای کار آورد بدون آن که مقدرات سوریه را در اختیار مسکو قرار دهد. استراتژی رهبری روابط ایران و روسیه را در پناه بحران سوریه به نقطهای رساند که اقدامات ضدایرانی را در سطح بینالمللی خنثی یا کماثر نماید“.
ملاحظه میشود که بر اساس این مهملات ارگان خامنهای، استراتژی خامنهای بوده است که روسیه را پای پیشبرد سیاستهای رژیم آورده، بهنحوی که حضور روسیه باعث شده که اقدامات ضدایرانی نیز در سطح بینالمللی خنثی شود.
ارگان خامنهای در22فروردین سال 95 نیز مینویسد: ”بدون شک روسیه یکی از کشورهای اثرگذار بر پرونده سوریه است. حضور نظامی روسیه در سواحل لاذقیه و طرطوس و نیز قراردادهای نظامی روسیه با سوریه جایگاه قابل توجهی را در اختیار روسیه گذاشته است. اما این جایگاه در مقایسه با جایگاه ایران و حزبالله به هیچوجه «راهبردی» به حساب نمیآید“.
بنابرادعای سایت انتخاب وابسته به باند رفسنجانی – روحانی نیز این رژیم است که توانسته است روسیه را برای ایفای نقش درسوریه متقاعد کند و رویکرد فعالانه تری در قبال بحران سوریه در پیش بگیرد.
اما جالب اینکه در حالی که ارگان خامنهای و سایت حامی دولت روحانی تلاش دارند، نقش روسیه را حاشیهای و در خدمت استراتژی رژیم به خورد نیروهای وارفته بهخصوص بسیجیها وسپاهیان خامنهای بدهند، دم خروس در نوشته روزنامه بسیج با عنوان ”زمینهچینی حلب برای مذاکرات سوری- سوری“ بیرون میزند، آنجا که بر نقش محوری روسیه در زمینه تحولات آتی و حل وفصل سیاسی بحران سوریه تأکید میکند: ”درست از زمانی که مشخص شد شرق حلب در آستانه بازپسگیری و آزادسازی کامل قرار گرفته است، مقامات روسیه و در رأس آن شخص ولادیمیر پوتین در سخنانی که حاکی از هماهنگی با متحدان خود در جنگ سوریه است، از آتشبس سراسری در سوریه و آغاز قریبالوقوع مذاکرات سیاسی برای حل بحران سوریه در شهر آستانه پایتخت قزاقستان خبر دادند. آنچه مسلم است اینکه روسیه با پیشنهاد آتشبس سراسری و از سرگیری سریع مذاکرات سوری- سوری پیشاپیش بهانه را از دست مخالفان و حامیان خارجی آنها سلب کرده است“
پیش از این نیز رسانههای وابسته به باند رفسنجانی- روحانی به نقش اصلی روسیه درتوافق مربوط به خروج رزمندگان و مردم شرق حلب از این شهراعتراف کرده بودند.
از جمله روزنامه حکومتی آرمان نگران این بود که روسیه ”تمام کیک توت فرنگی سوریه را به نفع خود مصادره و سهم دیگران را آنطور که مایل است، تقسیم کند وسهم ناچیزی ”ازخامه آن“ نصیب رژیم آخوندی گردد.
ضمن اینکه بهرغم رطب و یابسهای معمول رژیم دجال آخوندی روزنامه لوموند در زمینه نتیجه نشست مسکو نوشت: ”نشست مسکو، یک سیلی بر بنا گوش بشار اسد“ است.
واضح است که سیلی خوردن بشار اسد نیز به مفهوم سیلی خوردن نظام آخوندی است.
به این ترتیب اگر به وقایع و تحولاتی را که پس از اشغال حلب رخ داد، توجه کنیم بهروشنی میتوان دریافت که بهرغم یاوههای رژیم آخوندی و تبریک گفتن به همدیگر، روند اوضاع علیه رژیم ولایت است.
-قطعنامه 2328شورای امنیت با رأی موافق روسیه که روز 29آذر تصوب شد و ناظران سازمان ملل را در حلب شرقی برای خروج امن مردم و رزمندگان مقاومت مستقر کرد در حالیکه رژیم بهدنبال نابودی یا تسلیم تمامی رزمندگان بود.
-کنفرانس مسکو در روز 30آذر که فوقا اشاره شد و دراصل رژیم بازنده آن بود
ـ اول دی 95، تصویب قطعنامه مجمع عمومی ملل متحد، با اتفاق آرا، مبنی بر تحقیق مستقل بینالمللی درباره جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در سوریه و محاکمه عاملان آنها، جنایاتی که بر کسی پوشیده نیست اساساً با مشارکت پاسداران و شبهنظامیان اعزامی خامنهای صورت گرفته است.
دوم دی ماه، اجلاس فوقالعاده وزیران خارجه کشورهای اسلامی بدون حضور رژیم و صدور قطعنامه علیه جنایات درسوریه... .
حالا بگذارید رژیم برای حل مسایل داخلی و روحیه دادن به نیروهای وارفتهاش، ادعای پیروزی ونقش اصلی برای خود در سوریه بکند و روسیه را در خدمت سیاستهای خود قلمداد کند، اما واقعیت این است که تحولات ذکر شده نشان میدهد این رژیم است که دنبال حوادث باید بدود و بازنده اصلی این صحنه بوده و جریان امور علیه این رژیم کودک کش و به نفع مردم و مقاومت درخشان سوریه درحرکت است.