728 x 90

پیام خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - سالگرد شهادت و جاودانگی بنیان‌گذاران مجاهدین

پیام خواهر مجاهد زهرا مریخی

مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

 

سالگرد شهادت و جاودانگی بنیان‌گذاران مجاهدین یک لحظه سنگین و البته پرمعنا و ماندگار در تاریخ مبارزه ۱۲۰ ساله پس از مشروطه و یک لحظه الهام‌بخش برای مجاهدینی است که از آنجا سرچشمه گرفتند.

۴ خرداد برای ما مجاهدین روز تجدید عهد است با بنیانگذار کبیرمان محمد حنیف و یارانش سعید محسن، اصغر بدیع‌زادگان، محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام.

تجدید عهد می‌کنیم که جز در مسیر صدق و فدا که آنها با الهام از پیامبر جاودان آزادی امام حسین، راهگشایش بودند قدم برنداریم.

و تجدید عهد می‌کنیم که آرمان انقلابی حنیف شهید را به پیروزی برسانیم.

در مرداد گذشته دو مجاهد خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی سربه‌دار شدند، اکبر دانشورکار، مجاهد سرفرازی که در فروردین امسال سربدار شد خطاب به آنها نوشت: «هم‌رزمان خوبم، می‌دانید پرچمی که در دستان محمد حنیف‌نژاد بود و دست به دست به دستان شما رسید، بر زمین نیفتاده و اکنون در دستان من است».

ما هم تجدید عهد اکبر و یکان شهید آنها را تکرار می‌کنیم که پرچم حنیف را به دست‌های مشتاق نسل بپا خاسته امروز ایران برسانیم.

۵۴ سال از شهادت بنیانگذاران ما گذشته. ولی در تمام این مدت، آنها و به‌خصوص حنیف کبیر در همه نبردهای مجاهدین و در همه کشاکش‌های ایدئولوژیکی‌شان برای گشودن راه پیروزی و آزادی استمرار داشته‌اند. با بذرافشانی حنیف و آنچه او بنیاد گذاشت و سپس راهبری برادر مسعود و خواهر مریم با بنای رفیع مجاهدت و مقاومت.

دست‌آوردهای نظری سازمان در سال‌های شروع بنیان‌گذاری که در کتاب‌ها و بحثهایی مانند شناخت، تکامل، راه انبیا و دینامیزم قرآن تدوین شد، ایده‌های نو و خلاقانه‌یی بود که دو دهه بعد در انقلاب خواهر مریم شکوفا شد.

با حنیف‌نژاد مجاهدین آن روزگار آموختند که مبارزه علمی است که باید آن را در عمل آموخت و غَنا بخشید. اکنون این تعهد همه اعضای مجاهدین است که دانش مبارزه را به نسل‌های نو منتقل کنند. تعهدی که طبعاً شامل شناساندن سمبل‌های بزرگ تاریخ ۱۲۰ سال اخیر به‌خصوص حنیف کبیر است. چرا که بیش از هر بحث نظری، انسان‌ها تحت تأثیر الگوهای واقعی و سمبل‌های عملی قرار می‌گیرند و از آنها می‌آموزند چه مسیر و ارزشهایی انتخاب کنند.

حنیف کبیر بیش از هر چیز ـ چه در زندگی و مبارزه‌اش و چه در اوج کمالش در روز شهادت ـ ارزش فدا و صداقت را برجسته کرد.

همواره در تکاپو بود برای فهم عمیق تاریخ و جامعه ایران. دانش‌های تازه‌یی را که برای پیشبرد مبارزه لازم بود بی‌وقفه مطالعه می‌کرد و همیشه در حال آموختن بود و همان را آموزش می‌داد.

اسلام را به‌عنوان یک اعتقاد رهایی‌بخش شناساند و گفت این آرمانی است که نافی بهره‌کشی است

شرکت ناپیگیر و بدون پشتکار در مبارزه را رد کرد و بر حرفه‌یی بودن در مبارزه تأکید داشت.

ساده‌زیست بود و به انضباط و کار منظم جمعی و رعایت ضوابط پای‌بند بود.

با هم‌رزمانش صمیمی و یگانه بود. وقتی به کسی انتقاد داشت با صمیمیت و صراحت انتقاد می‌کرد و اهل مماشات با هیچ‌کس نبود.

از هر شکستی که پیش می‌آمد درس می‌گرفت و می‌گفت باید آن را به‌پیروزی کنیم.

هر اشتباهی که پیش می‌آمد در پی آن بود که عواقبش را به‌طور دینامیک فهم کند تا بتوان با آن مقابله کرد.

وفاداری به قول‌ها و تعهدات و قوانین و مرزهای سرخ انقلابی‌گری از ارزش‌هایی بودند که رواج می‌داد.

نمونه و سرمشقی بود از این‌که انسان چگونه می‌تواند وقتی در محاصره انواع تیرگی‌ها و موانع است منبع امید باشد.

و به‌راهی که در پیش گرفته بود و به عهدی که با خدا و خلق بسته بود تا بن‌استخوان ایمان داشت.

جنایت بزرگ رژیم شاه و ساواک مخوف آن‌که خون بنیانگذاران مجاهدین را بر زمین ریخت یک واقعه هولناک در تاریخ معاصر است. چون آنها چکیده رنج‌های یک خلق و چکیده پیشروترین تجربه‌های انقلابی در نوک پیکان مبارزه میهنی و انقلابی بودند.

پنج سال و اندی قبل از شهادت آنها، مصدق بزرگ در تنهایی در احمدآباد درگذشته بود. و پیش از او نسلی از رهبران صدیقی که ثمره انقلاب مشروطه بودند ـ از ستارخان و باقرخان تا میرزا کوچک خان و خیابانی و پسیان و مدرس و ارانی ـ بر اثر خیانتها و جنایتهای ستمگران حاکم از میان برداشته شده بودند. در آغاز دهه ۵۰ نوبت به راهبران و بنیانگذاران مجاهدین و چریک‌های فدایی خلق رسید.

آری تاریخ ۱۲۰ ساله سراپا رنج و خون و شکنجه است. آزادی یک خلق به رایگان به‌دست نمی‌آید. اما با همین قیمت و با راهگشایی همین سمبل‌ها و پیشوایان بود که جامعه ایران از قرون وسطی به دنیای امروز جهش کرد. هر پیشرفت یا جهش حقیقی نتیجه جان‌فشانی و خون دل همین راهبران پاکباز بوده است.

به‌طور خاص حنیف شهید با بنیانگذاری مجاهدین یک فکر نو یک افق فکری تازه در ایران تأسیس کرد که سنگ‌بنای آن اصالت دادن به مرزبندی استثمارکننده و استثمارشونده، و ستمگر و ستمزده است.

با این شاخص دسته‌بندی نیروها و احزاب، به مذهبی و غیرمذهبی حاکی از عقب‌ماندگی تاریخی و در خدمت طبقات استثمارگر و حاکمان ستمگر است. ایدئولوژی و مرام و مکتب خاص هر نیرو و جریانی در جبهه خلق به جای خود محفوظ، اما مرزبندی دینی و غیردینی و با خدا و بی‌خدا که حنیف کبیر آن را در هم شکست به‌غایت مطلوب آخوندهای حاکم و قشریون غیرحاکم از هر دسته و گروهی است و در عرصه سیاسی در خدمت شیخ و شاه بوده است.

اکنون ما مجاهدین، وقتی به راه پرشکوهی می‌نگریم که بنیانگذاران سازمان از ۶۱ سال پیش گشودند، وقتی بهای عظیمی را در نظر می‌آوریم که جنبش انقلابی با شهادت این راهبران بزرگ پرداخت، وقتی به راه بغرنج و پرخطری می‌اندیشیم که برادر مسعود در ۵۴ سال گذشته برای به اوج رساندن پیام حنیف پیمود و ۴۱ سال آن با خواهر مریم امکانپذیر و محقق شد، آری به سنگینی مسئولیتی می‌رسیم که در «جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات» برای آزادی خلق و میهن با «چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ» در پیش داریم. باشد که یک به یک برای بر دوش کشیدن این امانت بزرگ و تاریخی، شایسته و توانا شویم. می‌توان و باید.

زهرا مریخی

خرداد ۱۴۰۵

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/f577265e-b56f-466e-b97b-8f63eeff0acd"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات