بحران بیکاری آنچنان گریبان نظام ولایت را گرفته که خود خامنهای مجبور شد در صحبت هایش برای اعضای جدید مجلس ارتجاع حرفهای عجیب و غریبی بزند. ولیفقیه ارتجاع با اشاره به اینکه دولتیها، مجلسیها، اقتصاددانها و روزنامهنگاران هر روز از تعطیلی کارخانهها و پایین آمدن ظرفیت تولید در آنها خبر میدهند، گفت که خودش شخصاً شرمنده است و در ادامه همچنین حرفهایی زد: «ایشان حل موضوع رکود و اشتغال از طریق رونق تولید داخلی را از اولویتهای اصلی و بسیار مهم در بخش برشمردند و خاطرنشان کردند خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری یک جوان از خجلت و شرمندگی جوان بیکار در خانوادهٴ خود بیشتر است. بنابراین باید برای حل این مشکل اقدامات جدی انجام شود» .
وقاحت خامنهای را ملاحظه بفرمایید! طوری حرف میزند که انگار بحران بیکاری و اشتغال جوانان هیچ ربطی به نظام ندارد. انگار ارگانهای حکومتی چیزی جدا از او هستند! انگار که حالا بهعنوان ریش سفید قوم وارد شده و دارد دستاندرکاران این بحران را نصیحت میکند! چه ژستهای تو خالی و خندهداری! آیا با این ژست ها میتواند کسی را گول بزند؟ ! یا اینکه با این حرفها فقط درماندگی و فلاکت خودش را عیان میکند؟ !.. ژست شرمساری آن هم از طرف ولیفقیه خونریز ارتجاع، خودش پدیده عجیبی است! اما چه پتانسیلی خامنهای را مجبور به این ژست ها کرده؟ ! پاسخ روشن است! ارتش میلیونی بیکاران.
در همین رابطه محسن رنانی که رسانههای حکومتی از او بهعنوان استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان نام بردند گفته: ”اگر تمام فارغالتحصیلان دانشگاهی را محاسبه کنیم تعداد بیکاران کشور ۱۰ میلیون نفره. “ پر واضح است که این آمار، بیانگر عدد واقعی نیست. چرا که ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی رژیم در مصاحبهیی با تی وی ریش در 18اسفند 94 از 15 میلیون بیکار خبر میداد که تازه این هم بسا کمتر از واقعیت است، علت هم این است که در آمارسازیهای نظام ولایت حتی کسی را که هفتهای یک ساعت کار داشته باشد، شاغل محسوب میکنند.
حالا خامنهای در ترس از سونامی ارتش بیکاران، به ورطهٴ شرمساری دروغین افتاده تا فرجی حاصل بشود و بتواند این پتانسیل عظیم را مهار کند. شرمساری خامنهای از سر ضعف و زبونی و بهدلیل جام زهری است که سر کشیده. او که امواج قدرتمند این سونامی را بالای سر خودش میبیند، به زاری و گرفتن قیافة شرمساری را آورده تا دستان خونین خودش را زیر این عبای دجالیت بپوشاند و باند رقیب یعنی آخوند روحانی و دولتش را مقصر جلوه دهد. اما آیا اظهار شرمندگی دروغین خامنهای برایش سودی دارد و به عبارت دیگر آیا این دیوار کاهگلی ترک خورده یارای مقابله با امواج سهمگین آن سونامی را خواهد داشت؟ !
وقاحت خامنهای را ملاحظه بفرمایید! طوری حرف میزند که انگار بحران بیکاری و اشتغال جوانان هیچ ربطی به نظام ندارد. انگار ارگانهای حکومتی چیزی جدا از او هستند! انگار که حالا بهعنوان ریش سفید قوم وارد شده و دارد دستاندرکاران این بحران را نصیحت میکند! چه ژستهای تو خالی و خندهداری! آیا با این ژست ها میتواند کسی را گول بزند؟ ! یا اینکه با این حرفها فقط درماندگی و فلاکت خودش را عیان میکند؟ !.. ژست شرمساری آن هم از طرف ولیفقیه خونریز ارتجاع، خودش پدیده عجیبی است! اما چه پتانسیلی خامنهای را مجبور به این ژست ها کرده؟ ! پاسخ روشن است! ارتش میلیونی بیکاران.
در همین رابطه محسن رنانی که رسانههای حکومتی از او بهعنوان استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان نام بردند گفته: ”اگر تمام فارغالتحصیلان دانشگاهی را محاسبه کنیم تعداد بیکاران کشور ۱۰ میلیون نفره. “ پر واضح است که این آمار، بیانگر عدد واقعی نیست. چرا که ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی رژیم در مصاحبهیی با تی وی ریش در 18اسفند 94 از 15 میلیون بیکار خبر میداد که تازه این هم بسا کمتر از واقعیت است، علت هم این است که در آمارسازیهای نظام ولایت حتی کسی را که هفتهای یک ساعت کار داشته باشد، شاغل محسوب میکنند.
حالا خامنهای در ترس از سونامی ارتش بیکاران، به ورطهٴ شرمساری دروغین افتاده تا فرجی حاصل بشود و بتواند این پتانسیل عظیم را مهار کند. شرمساری خامنهای از سر ضعف و زبونی و بهدلیل جام زهری است که سر کشیده. او که امواج قدرتمند این سونامی را بالای سر خودش میبیند، به زاری و گرفتن قیافة شرمساری را آورده تا دستان خونین خودش را زیر این عبای دجالیت بپوشاند و باند رقیب یعنی آخوند روحانی و دولتش را مقصر جلوه دهد. اما آیا اظهار شرمندگی دروغین خامنهای برایش سودی دارد و به عبارت دیگر آیا این دیوار کاهگلی ترک خورده یارای مقابله با امواج سهمگین آن سونامی را خواهد داشت؟ !