کاتالونیا، واقع در شمال شرقی اسپانیا، در میان ۱۷ منطقه خودمختار اسپانیا ثروتمندترین ایالت است. کاتالونیا که مرکز آن بارسلون است، مساحتی بهاندازه بلژیک (یعنی ۳۲۱۰۰ کیلومتر مربع) و جمعیتی حدود هفتونیم میلیون نفر (معادل کل جمعیت فنلاند و سوئد) دارد. این منطقه بهلحاظ مالی و بانکی و امور بندری مهمترین استان اسپانیا بهشمار میرود. نزدیک به ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی اسپانیا در کاتالونیا است.
کاتالونیا بهلحاظ جغرافیایی دروازه مهم اسپانیا بهشمار میآید و بخش عمدهای از کالاهایش به اسپانیا میرود. کاتالونیا سال گذشته از صادرات به مناطق دیگر اسپانیا ۱۸ میلیارد یورو درآمد داشت.
بهلحاظ تاریخی، مردم کاتالونیا میگویند توسط دولت مرکزی در محرومیت نگه داشته شدهاند. در قرن گذشته کاتالانها از پایههای اصلی مبارزه برای برقراری جمهوریدر اسپانیا بودند. در دوران کوتاه ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ که چنین حکومتی در اسپانیا برپا شد مردم کاتالونیا از حقوق قابل توجهی در اداره امور منطقه خود برخوردار شدند. با شکست جمهوریخواهان در برابر نیروهای ژنرال فرانکو و برقراری دیکتاتوری در اسپانیا، حقوق مردم کاتالونیا و سایر مناطق کشور، پایمال شد و زبان آنها که مستقل و تلفیقی از فرانسوی و اسپانیایی است ممنوع گردید. در دوران فرانکو صحبتکردن به این زبان در ملأعام و تدریس آن در مدارس ممنوع بود.. با مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵ و بازگشت دموکراسی به اسپانیا کاتالانها و باسکها از بیشترین حقوق خودمختاری در قانون اساسی سال ۱۹۷۹ برخوردار شدند.
در کاتالونیا این درک و دریافت وجود دارد که در گرماگرم بحران مالی در اسپانیا بخشی از درآمدهای این منطقه (نزدیک به ۱۰درصد مالیاتها) برای توسعه مناطق دیگر و غلبه دولت مرکزی بر بحران مالی به خزانه آن ریخته میشود. آنها میگویند ما نمیخواهیم تاوان سیاست اقتصادی دولت مرکزی را بپردازیم
با این وجود شماری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که «کاتالونیای مستقل» بهویژه اگر در اتحادیه اروپا پذیرفته نشود بهلحاظ اقتصادی قادر به ادامه حیات نیست». اما جداییخواهان کاتالونیا و شماری از اقتصاددانان در مقابل استدلال میآورند که کاتالونیا هفتمین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا است و به جای دریافت کمک از این اتحادیه به آن کمک میکند.
کاتالونیا بهلحاظ جغرافیایی دروازه مهم اسپانیا بهشمار میآید و بخش عمدهای از کالاهایش به اسپانیا میرود. کاتالونیا سال گذشته از صادرات به مناطق دیگر اسپانیا ۱۸ میلیارد یورو درآمد داشت.
بهلحاظ تاریخی، مردم کاتالونیا میگویند توسط دولت مرکزی در محرومیت نگه داشته شدهاند. در قرن گذشته کاتالانها از پایههای اصلی مبارزه برای برقراری جمهوریدر اسپانیا بودند. در دوران کوتاه ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ که چنین حکومتی در اسپانیا برپا شد مردم کاتالونیا از حقوق قابل توجهی در اداره امور منطقه خود برخوردار شدند. با شکست جمهوریخواهان در برابر نیروهای ژنرال فرانکو و برقراری دیکتاتوری در اسپانیا، حقوق مردم کاتالونیا و سایر مناطق کشور، پایمال شد و زبان آنها که مستقل و تلفیقی از فرانسوی و اسپانیایی است ممنوع گردید. در دوران فرانکو صحبتکردن به این زبان در ملأعام و تدریس آن در مدارس ممنوع بود.. با مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵ و بازگشت دموکراسی به اسپانیا کاتالانها و باسکها از بیشترین حقوق خودمختاری در قانون اساسی سال ۱۹۷۹ برخوردار شدند.
در کاتالونیا این درک و دریافت وجود دارد که در گرماگرم بحران مالی در اسپانیا بخشی از درآمدهای این منطقه (نزدیک به ۱۰درصد مالیاتها) برای توسعه مناطق دیگر و غلبه دولت مرکزی بر بحران مالی به خزانه آن ریخته میشود. آنها میگویند ما نمیخواهیم تاوان سیاست اقتصادی دولت مرکزی را بپردازیم
با این وجود شماری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که «کاتالونیای مستقل» بهویژه اگر در اتحادیه اروپا پذیرفته نشود بهلحاظ اقتصادی قادر به ادامه حیات نیست». اما جداییخواهان کاتالونیا و شماری از اقتصاددانان در مقابل استدلال میآورند که کاتالونیا هفتمین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا است و به جای دریافت کمک از این اتحادیه به آن کمک میکند.