گزارش و گفتگو با حوری سیدی، حسن ظریف و رضا شمیرانی
امروز صدمین هفته کارزار سهشنبههای نه به اعدام است. در برنامه امروز روی خط ایران میخواهیم به این موضوع بپردازیم میهمانان برنامه امروز ما خانم حوری سیدی و شماری از زندانیان سیاسی و شاهدان قتلعام سال ۶۷ آقایان حسن ظریف، محمد زند و رضا شمیرانی و بیژن ذوالفقاری که در خلال برنامه به ما خواهند پیوست.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به صدمین هفته رسید لطفاً توضیح دهید که اساس و بنیان این کارزار چیست و چگونه توانسته است از چند زندان به ۵۵ زندان در سراسر کشور به صد هفته برسد؟
«اجازه دهید در ابتدا بهصورت مختصر توضیح دهم که این کارزار، با تکیه بر اعتصاب غذای زندانیان در روزهای سهشنبه، در پی آن است که صدای زندانیان محکوم به اعدام را از فضای بسته و محدود زندانها به عرصه عمومی جامعه منتقل کند.
هدف اصلی این کنش، جلب توجه جامعه ایران و همچنین افکار عمومی جهانی به ابعاد گسترده خشونت و سرکوب ساختاری در حاکمیت موجود است.
از این منظر، «سهشنبههای نه به اعدام» را نمیتوان صرفاً یک اعتراض مقطعی تلقی کرد، بلکه باید آن را شکلی از اعتراض سازمانیافته و مستمر دانست؛ اعتراضی که اهمیت آن فراتر از سرنوشت فردی چند زندانی بوده و در عمل به چالش کشیدن ساختارهای یک نظام سرکوبگر با تمامی نهادهای وابسته به آن، از جمله دستگاههای امنیتی و نظامی، را هدف قرار داده است.
این کارزار که اکنون وارد صدمین هفته فعالیت پیوسته خود شده، از یک کنش اعتراضی محدود در زندان قزلحصار آغاز شد و بهتدریج به شبکهیی گسترده و منسجم از اعتراض علیه مجازات اعدام در ۵۵ زندان واقع در شهرهای مختلف کشور گسترش یافت. آنچه در ابتدا واکنشی محدود به شرایط خاص یک زندان بود، در گذر زمان به حرکتی جمعی، هماهنگ و پایدار بدل شد.
در زندان قزلحصار، گروهی از زندانیان سیاسی در واکنش به افزایش آمار اعدامها، بهویژه پس از اعدام دو تن از همبندیهای خود، محمد قبادلو (از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۴۰۱) و فرهاد سلیمی (از هموطنان اهل سنت)، تصمیم گرفتند هر سهشنبه که بهعنوان روز اجرای احکام اعدام در این زندان شناخته میشود، با اعتصاب غذا اعتراض خود را اعلام کنند. این حرکت از هشتم بهمنماه ۱۴۰۲ آغاز شد.
این زندانیان بر این باورند که اعدام، مجازاتی غیرانسانی و غیرقابل بازگشت است و باید بهطور کامل لغو شود. پس از اجرای حکم اعدام محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، آنان نخستین اعتصاب غذای خود را آغاز کرده و اعلام کردند که این اعتراض را بهصورت هفتگی و در روزهای سهشنبه ادامه خواهند داد. انتخاب روز سهشنبه از آن روست که زندانیان معمولاً در روز دوشنبه به سلولهای انفرادی منتقل میشوند و اجرای احکام اعدام در روز سهشنبه صورت میگیرد.
این زندانیان هر هفته با انتشار بیانیهیی، اعدامهای انجام شده در هفته گذشته و احکام جدید صادر شده علیه زندانیان سیاسی را گزارش میکنند و همزمان سایر زندانیان را به مقاومت در برابر اعدامها و اشکال مختلف خشونت و سرکوب تشویق مینمایند.
امروز «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» به یکی از مؤلفههای مهم جنبش مقاومت در زندانهای تحت حاکمیت دیکتاتوری در ایران تبدیل شده و زندانیان در ۵۵زندان کشور حمایت خود را از آن اعلام کردهاند.
شایان تأکید است که چنین حرکت سازمانیافته، مستمر و گستردهیی که اکنون به صدمین هفته خود رسیده، پدیدهیی کمسابقه و در ابعادی بینظیر است و نمونهیی مشابه با این سطح از همبستگی و تداوم، بهسختی در دیگر نقاط جهان قابل مشاهده است. از این رو، شایسته است به عزم، اراده و پایداری تمامی زندانیانی که در «سهشنبههای نه به اعدام» مشارکت دارند، درود فرستاده شود».
گفتگوی سیمای آزادی با خانم حوری سیدی از مسئولان مجاهدین همزمان با صدمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تاریخ: ۲ دی ۱۴۰۴
مجری: با سلام به شما و تشکر از شرکتتان در این گفتگو:
سؤالم را از اینجا شروع کنم که اساس و بنیان این کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» چیست و چگونه توانسته این کمپین از چند زندان به ۵۵ زندان در سراسر کشور و به صد هفته برسه؟
حوری سیدی: سلام خدمت شما و هموطنان عزیز:
اجازه بدین که من ابتدا بهصورت کوتاه اشاره کنم که این کارزار با اعتصاب غذای زندانیان در هر سهشنبه در تلاش است تا صدای زندانیان محکوم به اعدام را از فضای بسته زندانها به عرصه عمومی جامعه منتقل کند.
هدف اصلی این کنش، جلب توجه جامعه ایران و افکار عمومی جهانی به ابعاد وحشیگری در این رژیم است.
از این منظر، «سهشنبههای نه به اعدام» را میتوان نه صرفاً یک اعتراض مقطعی، بلکه شکلی از اعتراض سازمانیافته بدانیم که اهمیت آن فراتر از سرنوشت فردی چند ده زندانی، به چالش کشیدن ساختارهای یک نظام سرکوبگر با همه نهادهاش مثل اطلاعات و سپاه و بسیج تلقی کنیم.
این کارزار که امروز در صدمین هفته فعالیت مستمر خود قرار دارد، از یک کنش اعتراضی در زندان قزلحصار آغاز شد و بهتدریج به شبکهیی سازمانیافته و گسترده از اعتراض علیه مجازات اعدام در ۵۵ زندان در شهرهای مختلف گسترش پیدا کرد. آنچه در ابتدا واکنشی محدود به شرایط خاص در یک زندان بود، در طول زمان به حرکتی جمعی و هماهنگ بدل شد.
در زندان قزلحصار، گروهی از زندانیان سیاسی با افزایش آمار زندانیان اعدام شده بهخصوص ۲تن از هم بندیان خود زندانیان سیاسی، محمد قبادلو (از بازداشتیهای قیام ۱۴۰۱) و فرهاد سلیمی (از هموطنان اهل سنت) تصمیم گرفتند هر سهشنبه که روز سیاه اعدامها در این زندان هست، با اعتصاب غذا اعتراض خود را به اعدام زندانیان نشان دهند. این حرکت از هشتم بهمنماه ۱۴۰۲ آغاز شد.
این زندانیان میگویند که اعدام یک مجازات غیرانسانی و برگشتناپذیر است و باید بهطور کامل لغو شود.
بعد از اعدام دو زندانی سیاسی محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، آنها اولین اعتصاب غذای خود را شروع کردند و گفتند که هر سهشنبه این اعتراض را ادامه خواهند داد. روز سهشنبه انتخاب شد چون زندانیان روز دوشنبه به سلولهای انفرادی منتقل میشوند و اعدامها روز سهشنبه انجام میشوند.
این زندانیان هر هفته بیانیهیی منتشر میکنند که در آن اعدامهای هفته گذشته و احکام جدید اعدام زندانیان سیاسی را گزارش. آنها همچنین دیگر زندانیان را تشویق میکنند تا در برابر اعدامها و رفتارهای خشونتآمیز مقاومت کنند.
امروز «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» به یکی از مهمترین بخشهای جنبش مقاومت در زندانهای دیکتاتوری حاکم بر ایران تبدیل شده و زندانیان در ۵۵زندان از آن حمایت کردهاند.
من اشاره کنم که چنین حرکت سازمانیافته و ادامه داری که اکنون در صدهفتگی خودش قرار داره واقعاً بی سابقه است و ما چنین چیزی را در جای دیگری از جهان با چنین ابعادی از گستردگی و اتحاد، پیدا نمیکنیم. بنابراین به عزم و اراده به همه زندانیانی که در این سهشنبههای نه به اعدام حضور دارند درود میفرستیم.
سؤال: اجازه بدین به نکته دیگهای در ارتباط با زندانها و این مقاومتها بپردازیم و او نهم نقش و فعالیت زنان زندانی سیاسی هست. پس ابتدا اجازه بدین شعارهاشون در اوین رو بشنویم: افکت زنان زندانی اوین و شعارها
سؤال: شما نقش زنان زندانی رو در این اعتراضات چطور میبینید که یک نمونه از شعارهاشون رو شنیدیم
پاسخ: شما میدونین که چنین اقدامات و فعالیتهایی از درون زندانها قیمت بسیار سنگینی برای زندانیان داره. یعنی زندانیان بعد از این فعالیت هاشون تنبیه میشن، تماسهای تلفنی و یا ملاقاتهاشون با خانواده هاشون قطع میشه، پیگیریهای پزشکی و درمانی شون رو قطع میکنند اما ارادهای پشت این مقاومت ها هست که خوب میبینیم هر گاه زندانیان بتوانند صدای خودشون رو به بیرون زندانها بفرستند، دست به اعتراض زده و حاضر به پرداخت هر قیمتی هم برای اون هستند. که بهطور خاص باید به زنان و خواهرانمون در زندانها اشاره کنیم.
بند زنان اوین درست در سومین هفته شروع اعتصابها به کارزار پیوست. یعنی از سهشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲ اولین بند زنان به این اعتصابها پیوستند.
در تیرماه ۴۰۳ بند زنان زندان تبریز اعلام پیوستگی کرد. بعد از اون ۱۶ مرداد بود که بند زنان لاکان هم دست به اعتصاب در سهشنبهها زدند در دیماه ۱۴۰۳ بند زنان زنان عادلآباد در شیراز با اعتصاب همراه شدند.
سؤال: همین موضوع حمایتها از زندانیان در داخل کشور به چه صورت هست؟
پاسخ: پاسخ جامعه به اعدامهای رژیم روشنه، این آخرین پیامه اعدام کنی قیامه و طناب دار جلاد بر گردن دماوند دیگر اثر ندارد.
حمایت خانوادهها و پشتیبانی آنان و رفتن این خواسته عمومی یعنی لغو حکم اعدام در میان مردم و حمایت عموم مردم و جوانان در شهرهای مختلف علیه اعدام هم جریان دارد.
سؤال: تقریباً نزدیک به دو سال هست که ما هر هفته شاهد حرکتهای اعتراضی از جانب خانوادههایی که مستمراً تهدید و احضار میشوند و همچنین جوانان شورشی در شهرهای مختلف علیه اعدام هستیم. در سرما و گرما این حمایت متوقف نشده.
پاسخ: وقتی که احکام اعدام زندانیان سیاسی صادر میشه، وجدانهای مردم نسبت به اون واکنش نشون میدن مثل شرایطی که دو مجاهد خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی هر روز به اجرای حکم اعدامشون نزدیکتر می شدند.
حالا اجازه بدین که به نقش بیمانند و حمایت خانواده زندانیان سیاسی از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اشاره کنم.
حضور خانوادههای زندانیان اکنون پس از نزدیک به دو سال، به یکی از ستونهای اصلی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تبدیل شده است. در این حرکت اعتراضی، خانوادههای زندانیان سیاسی، عملاً به موتور محرک این کارزار بدل شدهاند. آنان با در دست داشتن تصاویر عزیزانشان، روایتهای خاموشمانده قربانیان اعدام و سرکوب را به فضای عمومی جامعه منتقل میکنند و اجازه نمیدهند این نامها به فراموشی سپرده شوند.
مادران و پدرانی که با حضور مستمر خودشون، کارزار «نه به اعدام» را از یک اعتراض مقطعی به مطالبهای پایدار تبدیل کردهاند. فریاد «نه به اعدام» که از سوی این خانوادهها سر داده میشود، تنها یک شعار نیست، بلکه بیان رنج، مطالبه حق و اعتراض به چرخهای از کشتار دولتی است که دههها است جان زندانیان و بخصوص زندانیان سیاسی را برای منکوب و خاموش کردن جامعه هدف قرار داده است.
برای نمونه، بایستی از زنده یاد آقای ولیالله دانشور کار یاد کرد؛ که با تنی رنجور که حتی بر تخت بیمارستان نیز از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کرد. حضوری که نشان داد اعتراض به مرگ، تا واپسین نفس زنده است. یادش گرامی.
این فعالیتها پیام روشنی به جامعه و حاکمیت ارسال میکند. این پیام تأکید دارد که جامعه دیگر اعدام را امری عادی تلقی نمیکنه و نمیپذیرد و رژیم آب در هاون میکوبه. زندان و اعدام دیگر اثر ندارد. بگیر ببند بکش گور خود کنی بهدست خود
سؤال نهم: بهعنوان آخرین سؤال از این مجموعه مقاومتهایی که صحبت شد و در زندانها و خارج زندانها شما چه نتیجهای میگیرید؟
پاسخ: کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در مرحله کنونی بهعنوان یک کنش جمعی پایدار و روبهگسترش، از یک زندان به زندانهای دیگر تسری یافته و توانسته است شکلی منظم از اعتراض علیه مجازات اعدام ایجاد کند. این کارزار نشان داده است که حتی در شرایط حداکثر سرکوب و در مواجهه مستقیم با مرگ، باید از موقعیت سلبشده خود ابزاری مؤثر برای مقاومت ساخت و حاکمیت مرگمحور را به چالش کشید.
پیشبرد این کارزار با هزینههای انسانی سنگینی همراه بوده است.
روز سهشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، بهروز احسانی و مهدی حسنی، دو مجاهد شهید قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی در حالی که روز پیش از اون در هجوم وحشیانه مأموران رژیم زخمی و مجروح شده بودند اعدام شدند.
ـ سمیه رشیدی، دیگر عضو این کارزار، در مهرماه ۱۴۰۴ در نتیجه تأخیرهای عامدانه در انتقال به مراکز درمانی و محرومیت از دسترسی به درمان بهموقع، جان خود را از دست داد.
یاد و نام این قهرمانان، نهتنها سندی از ماهیت سرکوبگر نظام اعدامی است، بلکه بیانگر ظرفیت مقاومت انسانی در برابر سازوکارهای نهادمند مرگ نیز بهشمار میرود. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بهرغم همه فراز و نشیب هایش متوقف نشده، بلکه به سطحی بالاتر از آگاهی و مطالبهگری ارتقا پیدا کرده و به صدایی رساتر در ضرورت لغو مجازات اعدام بدل شد.
صدمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نه تنها یادآور پایداری و شجاعت زندانیان است، بلکه آزمونی جدی برای وجدان جمعی جامعه ایران و جامعه جهانی محسوب میشود. صد هفته اعتصاب غذا، صد هفته هشدار و صد هفته ایستادگی در برابر مجازاتی غیرقابل بازگشت، این پیام رو داره که بارها هم خواهر مریم خطاب به جامعه جهانی اون رو یادآوری کردند که این رژیم رو باید بهخاطر نقض گسترده حقوقبشر و جنایت علیه بشریت در جریان قتلعام سال ۶۷ و کشتار جوانان و مردم در قیامها، محکوم کرد، هر گونه رابطه با این رژیم رو باید مشروط به رعایت حقوقبشر کرد و مبارزه مردم و جوانان ایران علیه این حاکمیت ضدبشری رو بهرسمیت شناخت. جامعه جهانی و دولتها باید سکوت خودشان علیه این رژیم و سرکوبگریهایش را درهم بشکنند و صدایشان را به نفع مردم ایران بلند کنند.
بدون شک سران این رژیم و کلیه عوامل سرکوبگر اون که دستشون در خون مردم ایران هست، به پای میز محاکمه و عدالت کشانده خواهند شد.
اکنون، با فعالیت گسترده کانونهای شورشی در شهرهای مختلف ایران که نور امید به فردای روشن آزادی رو در تمام شهرها روشن میکنند، بیش از هر زمان دیگری ایمان داریم که تغییر ممکن است و نیروی جمعی و متحد و سازمانیافته میتواند صدای خودش را بلند کند و اثرگذار باشه.