مسعود رجوی پس از تیرباران همرزمانش در 30فروردین سال51، از شکنجهگاه اوین به قزلقلعه منتقل شد و در بین راه از طریق برادر مجاهد عباس داوری از شهادت یاران و تبدیل حکم اعدام خود به حبس ابد مطلع گردید. بلافاصله پس از ورود به قزل قلعه این پیام را نوشت و مخفیانه از قزل قلعه به بیرون از زندان فرستاد. پیامی که بلافاصله بهشکل گستردهیی در جامعه منعکس شد.
بهنام خدا
هموطنان مبارز، رزمندگان انقلابی، برادران مجاهد
بهعنوان یک مجاهد ناچیز و بهاقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشکیلاتی، خود را آماده کرده بودم تا ناچیزترین سرمایهٴ خود، یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ تقدیم کنم، تا پیرو صدیقی برای قهرمانان ملی و رزمندگان بزرگواری باشم که با جانبازی و نثار خون خود ثابت کردهاند که خلق ما تصمیم قطعی را برای نجات خویش گرفته است. تصمیمی که بر اساس آن هر خلقی از لحظهیی که مرگ را بر تسلیم مرجح میداند، پیروزیش مسلم گشته است. اما منافع دیکتاتوری حاکم مخصوصاً در خارج از ایران مرا فعلاً از این سعادت جاویدان محروم کرده است و در مقابل، دشمن مرا در مظان اتهام سنگینی قرار داده است. اگر چه این موضوع مرا بهیاد این پیام آسمانی میاندازد که: لتسمعنّ … من الّذین أشرکوا أذًی کثیراً. یعنی از بتپرستان آزار و اذیت فراوان خواهید دید. همچنین مضمون این سخن یکی از انقلابیون که: برای ما چه حزب و ارتش یا فرد هر چه بیشتر در معرض تهمتهای ناروای دشمن قرار گیریم، مسأله این است که او را بیشتر خشمگین کردهایم. لیکن آنچه در این لحظات مهم است تجدیدعهد با شهدای بهخون خفته خلق است که در آخرین دم لبهای تبدارشان را بوسیده و صدای پرطنین قلبشان را که جز بهخاطر سعادت و آزادی خلق نتپیده است، شنیدهام و متفقاً سوگند خوردهایم: تا پیروزی!
وسیعلم الّذین ظلموا أیّ منقلبٍ ینقلبون
بهزودی ستمگران خواهند دید که چگونه آنها را درهم میکوبیم
مسعود رجوی
3اردیبهشت1351
زندان قزل قلعه
بهنام خدا
هموطنان مبارز، رزمندگان انقلابی، برادران مجاهد
بهعنوان یک مجاهد ناچیز و بهاقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشکیلاتی، خود را آماده کرده بودم تا ناچیزترین سرمایهٴ خود، یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ تقدیم کنم، تا پیرو صدیقی برای قهرمانان ملی و رزمندگان بزرگواری باشم که با جانبازی و نثار خون خود ثابت کردهاند که خلق ما تصمیم قطعی را برای نجات خویش گرفته است. تصمیمی که بر اساس آن هر خلقی از لحظهیی که مرگ را بر تسلیم مرجح میداند، پیروزیش مسلم گشته است. اما منافع دیکتاتوری حاکم مخصوصاً در خارج از ایران مرا فعلاً از این سعادت جاویدان محروم کرده است و در مقابل، دشمن مرا در مظان اتهام سنگینی قرار داده است. اگر چه این موضوع مرا بهیاد این پیام آسمانی میاندازد که: لتسمعنّ … من الّذین أشرکوا أذًی کثیراً. یعنی از بتپرستان آزار و اذیت فراوان خواهید دید. همچنین مضمون این سخن یکی از انقلابیون که: برای ما چه حزب و ارتش یا فرد هر چه بیشتر در معرض تهمتهای ناروای دشمن قرار گیریم، مسأله این است که او را بیشتر خشمگین کردهایم. لیکن آنچه در این لحظات مهم است تجدیدعهد با شهدای بهخون خفته خلق است که در آخرین دم لبهای تبدارشان را بوسیده و صدای پرطنین قلبشان را که جز بهخاطر سعادت و آزادی خلق نتپیده است، شنیدهام و متفقاً سوگند خوردهایم: تا پیروزی!
وسیعلم الّذین ظلموا أیّ منقلبٍ ینقلبون
بهزودی ستمگران خواهند دید که چگونه آنها را درهم میکوبیم
مسعود رجوی
3اردیبهشت1351
زندان قزل قلعه