گزارش تلویزیون سی.ان.ان:
در سکوت شب در حالیکه راننده مراقب بودکه تحت تعقیب نباشیم، در خیابانهای دمشق حرکت کردیم. سپس در یک کوچه تاریک خودرو را عوض کردیم. اینجا در «کپرسوسا» در مرکز دمشق یک جوان ۲۱ساله بهنام ابومروان که دانشجوی پزشکی است، در مورد مشاهداتش صحبت میکند.
ابومروان: صحنههای بسیار وحشتناکی بودند. بهخصوص در مورد دوستانم. میدانید وقتی دوستتان مورد آزار قرار میگیرد و نمیتوانید کاری برای او بکنید چه معنایی دارد؟ برخی از مردم در دستان من جان دادند، و این برای من بسیار سخت بود. بهخصوص وقتی دوستان خودم جزو آنها بودند. کسانی که از بچگی با آنها بزرگ شده بودم.
اما این تلفات مانند سوخت بیشتر برای عزم و اراده مردم است. ۱۱ماه از شروع قیام گذشته است و مخالفان شیوههای پیچیدهیی برای ادامه اعتراضاتشان ایجاد کردهاند.
هدفیابها در محل خود مستقر شدهاند.
قبل از حرکت بیش از ۲۰نفر در مناطق مختلف گذاشته میشوند تا مراقب باشند که آیا نیروهای امنیتی حضور دارد یانه.
پوسترها و امکانات دیگر در یک خانه امن نگهداری میشوند. همراه با اعلامیههایی که آماده پخش هستند.
پیام آنها به کسانیکه تاکنون ساکت ماندهاند این است: آیا وقتش نرسیده که از شر این رژیم خلاص شویم؟
تظاهرکنندگان برای اینکه جلب توجه نکنند، در گروههای ۲تا ۳نفره تردد میکنند.
آنها خیلی با احتیاط میایند. به خیابانهای مجاور رفته و پنهان میشوند.
بعد با یک علامت، مخالفان به خیابان میریزند و شروع به تظاهرات میکنند. هرکس وظیفهای دارد. پرچم انقلاب بر بالای جمعیت برافراشته میشود. این پرچم سوریه بود قبل از اینکه حزب بعث ۴۰سال پیش قدرت را به دست بگیرد. اعلامیه مانند کاغذهای رنگی از آسمان ریخته میشوند.
یکی از شعارهایی که داده میشود، لبیک یاالله است. این شعار برای مخالفان مفهوم خاصی دارد، چون از نظر آنها اتحادیه عرب، سازمان ملل و جامعه بینالمللی، همه آنها را رها کردهاند. آنها میگویند در این مرحله تنها چیزی که برای آنها باقی مانده، شجاعت، عزم و ایمانشان به خدا است.
معترضان هرشب اینکار را تکرار میکنند. تعداد آنها ممکن است زیاد نباشد اما عزم آنها فراوان است.
یکی از نفرات: این فقط یک تظاهرات کوچک نیست، بلکه کار بزرگی است. چون ما با رژیم بدی مواجه هستیم و این سختترین کاری است که ما هر روز باید انجام دهیم.
مردم فریاد میزنند: آه، آزادی چقدر زیباست.
اما این اعتراضات عمر کوتاهی دارند. فقط ۱۰دقیقه بعد از شروع تظاهرات نیروهای دولتی سرمیرسند. آنها پرچمها را در پشت سر بهجا میگذارند تا بگویند که حتی اگر برای مدت کوتاهی هم شده، آنها اینکار را کردند. آنها میگویند باید سریعتر از اینجا خارج شویم، زیرا نیروهای امنیتی از همه اطراف سر میرسند. این ترتیب یک جنگ و گریز دیگر در پایتخت شروع میشود.
در سکوت شب در حالیکه راننده مراقب بودکه تحت تعقیب نباشیم، در خیابانهای دمشق حرکت کردیم. سپس در یک کوچه تاریک خودرو را عوض کردیم. اینجا در «کپرسوسا» در مرکز دمشق یک جوان ۲۱ساله بهنام ابومروان که دانشجوی پزشکی است، در مورد مشاهداتش صحبت میکند.
ابومروان: صحنههای بسیار وحشتناکی بودند. بهخصوص در مورد دوستانم. میدانید وقتی دوستتان مورد آزار قرار میگیرد و نمیتوانید کاری برای او بکنید چه معنایی دارد؟ برخی از مردم در دستان من جان دادند، و این برای من بسیار سخت بود. بهخصوص وقتی دوستان خودم جزو آنها بودند. کسانی که از بچگی با آنها بزرگ شده بودم.
اما این تلفات مانند سوخت بیشتر برای عزم و اراده مردم است. ۱۱ماه از شروع قیام گذشته است و مخالفان شیوههای پیچیدهیی برای ادامه اعتراضاتشان ایجاد کردهاند.
هدفیابها در محل خود مستقر شدهاند.
قبل از حرکت بیش از ۲۰نفر در مناطق مختلف گذاشته میشوند تا مراقب باشند که آیا نیروهای امنیتی حضور دارد یانه.
پوسترها و امکانات دیگر در یک خانه امن نگهداری میشوند. همراه با اعلامیههایی که آماده پخش هستند.
پیام آنها به کسانیکه تاکنون ساکت ماندهاند این است: آیا وقتش نرسیده که از شر این رژیم خلاص شویم؟
تظاهرکنندگان برای اینکه جلب توجه نکنند، در گروههای ۲تا ۳نفره تردد میکنند.
آنها خیلی با احتیاط میایند. به خیابانهای مجاور رفته و پنهان میشوند.
بعد با یک علامت، مخالفان به خیابان میریزند و شروع به تظاهرات میکنند. هرکس وظیفهای دارد. پرچم انقلاب بر بالای جمعیت برافراشته میشود. این پرچم سوریه بود قبل از اینکه حزب بعث ۴۰سال پیش قدرت را به دست بگیرد. اعلامیه مانند کاغذهای رنگی از آسمان ریخته میشوند.
یکی از شعارهایی که داده میشود، لبیک یاالله است. این شعار برای مخالفان مفهوم خاصی دارد، چون از نظر آنها اتحادیه عرب، سازمان ملل و جامعه بینالمللی، همه آنها را رها کردهاند. آنها میگویند در این مرحله تنها چیزی که برای آنها باقی مانده، شجاعت، عزم و ایمانشان به خدا است.
معترضان هرشب اینکار را تکرار میکنند. تعداد آنها ممکن است زیاد نباشد اما عزم آنها فراوان است.
یکی از نفرات: این فقط یک تظاهرات کوچک نیست، بلکه کار بزرگی است. چون ما با رژیم بدی مواجه هستیم و این سختترین کاری است که ما هر روز باید انجام دهیم.
مردم فریاد میزنند: آه، آزادی چقدر زیباست.
اما این اعتراضات عمر کوتاهی دارند. فقط ۱۰دقیقه بعد از شروع تظاهرات نیروهای دولتی سرمیرسند. آنها پرچمها را در پشت سر بهجا میگذارند تا بگویند که حتی اگر برای مدت کوتاهی هم شده، آنها اینکار را کردند. آنها میگویند باید سریعتر از اینجا خارج شویم، زیرا نیروهای امنیتی از همه اطراف سر میرسند. این ترتیب یک جنگ و گریز دیگر در پایتخت شروع میشود.