728 x 90

فقر در ایران,

اعتراف به خطر «پایین آمدن آستانهٴ تحمل مردم»

-

 -
-
تا به‌حال
افتادن شاه توت را دیده ای!؟
که چگونه سرخی‌اش را
با خاک قسمت می‌کند؟
[هیچ چیز مثل افتادن درد آور نیست]
من کارگرهای زیادی را دیدم
از ساختمان که می‌افتادند
شاه توت می‌شدند!

قصه، قصه پر درد مردان و زنانی است که سوز زمهریر را به جان می‌خرند و بار محنت بر دوش می‌کشند تا لقمه نانی برای سفره‌های خالی و چشمهای منتظر ببرند. فرزندانشان هر شب با رویای شیرین داشتن یک زندگی ساده و به دور از هر گونه رنجی به خواب می‌روند، اما با سپیده صبح، رویای شیرین‌شان با واقعیتی تلخ رقم می‌خورد و آن را به فرضی محال برایشان مبدل می‌سازد. حکایت تکراری پدران و مادران آن‌ها، سوگنامه‌ای شده است...
مرگ خاموش کارگران در حوادث ناشی از کار، بخشی از ماهیت وجودی رژیم آخوندی حاکم بر ایران است.

مرگ سالانه 2000 کارگر حین کار در ایران
«بررسیها نشان می‌دهد، سالانه در حدود 2000 نفر در حوادث ناشی از کار، جان خود را از دست می‌دهند که این مسأله نیز در حوزه معادن و کار‌های ساختمانی قرار می‌گیرد. یکی از معاونین وزارت کار هم می‌گوید: ”بیماریهای شغلی منتهی به مرگ کارگران برخاسته از محیطهای کاری آکنده از مواد و گاز های خطرناک، حدود 12 برابر حوادث و سوانح مرگبار فیزیکی است“ » (خبرگزاری حکومتی ایرنا- 11 اردیبهشت 95)
تردیدی نیست که آمارهای ارائه شده توسط رژیم آخوندی، در هر موردی به‌ویژه در ارتباط با توده‌های میلیونی کارگر همیشه با واقعیت، اختلاف فاحش داشته و دارد. اما همین آمار اعلام شده قربانیان، توسط رژیم نیز، بیانگر واقعیتی هولناک در مورد شرایط کار و وضعیت کارگران در فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران است.

در کنار شدت کار و بهای نازل نیروی کار کارگران و استثمار آنها در ایران که موجب جمع شدن ارزشهای اضافی هزار و چند درصدی نزد صاحبان سرمایه می‌گردد، حکومت آخوندی همچنین از مکانیسمهای دیگری مانند کاهش حداکثری هزینه تولید نیز در جهت افزایش چپاول و غارت دسترنج کارگران استفاده می‌کند. رذیلانه‌ترین و در عین‌حال در دسترسترین راه و روش کاهش هزینه تولید، حداکثر صرفه‌جویی در هزینه‌های مربوط به ایمن سازی شرایط و محیط کار و تولید می‌باشد. شرکتهای دولتی و شبه دولتی و پیمانکاران وابسته به آنها، به قیمت در خطر بودن همیشگی جان توده‌های کارگر در محلهای کار و تولید به این عمل شریرانه مبادرت کرده و می‌کنند.

فقدان وسایل و تجهیزات پیشرفته ‌ایمنی و عدم توجه مطلق به شرایط قلمرو های تولیدی و کاری خطرناک مانند معادن، ساختمان و کار با مواد آتش‌زا و مضر برای سلامتی انسان و… طی سال‌های اخیر عامل اصلی تمامی سوانح کاری منتهی به کشته شدن و یا ناقص گشتن فیزیکی کارگران بوده است.
 


20هزار حادثه ناشی از کار، سهم سالانه کارگران ایرانی
بر اساس آمارهای منتشر شده، سالانه حدود 20هزار حادثه ناشی از کار اتفاق می‌افتد که از این تعداد نزدیک به 15هزار حادثه در بخش ساختمانی است. پس از آن، بیشترین میزان مرگ و میر در محیط کار به کارگران معادن و کارگران صنایع اختصاص دارد. پزشکی قانونی این آمار را 1891نفر، وزارت کار 1150نفر و سازمان تأمین اجتماعی آن را 120نفر در سال گذشته اعلام کرده‌اند. 90 درصد قربانیان این حوادث تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی نیستند و وزارت کار نیز آمار کارگرانی را اعلام می‌کند که در پیوند با وزارت کار بیمه هستند، مانند بیمه حوادث و غیره.
 
روزانه پنج کارگر ایرانی جان می‌دهند
با توجه به این آمار، به‌طور متوسط حدود پنج نفر در هر روز فوت میکنند. این حوادث بیشتر در فصل تابستان و صبح‌ها، اولین سال اشتغال، در میان افراد متاهل و زنان، کودکان و مهاجران آسیب پذیرتر، اتفاق می‌افتد. گروه سنی 20 تا 23سال بیشتر از سایر گروه‌های سنی در معرض حادثه قرار دارند.

بیش از12هزار نفر در حوادث کار جان خود را از دست داده‌اند
سازمان پزشکی قانونی گزارش داده است که در 10سال بین سال‌های ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۳ حدود ۱۲ هزار و ۴۳۶ نفر در حوادث کار جان خود را از دست داده‌اند. ۵۱ درصد حوادث شغلی مربوط به حوزه ساختمان است. ۳۹ درصد از دلایل بروز حوادث حین کار به عدم نظارت بازمی‌گردد. به‌طور کلی کارگران آموزش دیده در زمینه ایمنی در کل کشور چهار درصد و 90 درصد معادن فاقد بهداشت و ایمنی لازم هستند.
 
 


بیماریهای شغلی در کمین کارگران
«در حال حاضر، بیماریهای شغلی منجر به فوت شش تا 12 برابر حوادث ناشی از کار است. 20 درصد کارگران ایرانی وضعیت ارگونومی مناسبی ندارند؛ یعنی تطابقی میان بدن کارگر با ابزار کار وجود ندارد. همچنین 48 درصد ابزار کار کارگران نامناسب و 90 درصد کارگاههای کشور از نظر صدا وضعیت مطلوبی ندارند. در خصوص رشد قابل ملاحظه بیماریهای ناشی از کار نیز آمار قابل استنادی تهیه و منتشر نمی‌شود.

تعداد تسهیلات سلامت کارگری
در حال حاضر 3000 خانه بهداشت کارگری، 1800 بهداشت‌کار، 800 بازرس برای 12 میلیون کارگر یا ۲.۵ میلیون کارگاه تحت پوشش قانون کار و 5400 معدن وجود دارد؛ یعنی هر 15هزار نفر یک بازرس

شایع‌ترین آسیب‌های محیط‌های کاری در ایران
بنا بر تحقیق مشترک وزارت رفاه و مرکز تحقیقات سلامت کشور، ایمن نبودن محیط کار، فقدان آموزش‌های لازم به کارگران و نبود تجهیزات و امکانات پیشرفته و بی‌توجهی کارفرمایان به قانون کار باعث شده این آمار در کشور ما بالاتر از استاندارد‌های بین‌المللی باشد. موضوعی که همواره بازرسان کار در بازدید‌های خود از مراکز صنعتی و تولیدی بر آن تأکید دارند بریدگی، شکستگی، سقوط، قطع دست و انگشت دست شایع‌ترین آسیب‌های محیط‌های کار در ایران است.

حوادث کار که عمدتاً در فصل گرما رخ می‌دهد، به ترتیب عبارت است از: سقوط از بلندی، اصابت اجسام سخت، برق گرفتگی، سوختگی و خفگی ناشی از کمبود اکسیژن. سقوط از ارتفاع، برخورد مصالح ساختمانی با سر و کمر و در نهایت فلج شدن. به علاوه، کارگرانی که با سیمان کار می‌کنند با مشکلات و بیماریهای زیادی اعم از خورده شدن نسوج بدن، آسیب به شش و چشم و حساسیت مواجه هستند.

دستمزد پایین، بلای جان کارگران
یکی از علت‌های حوادث کاری، دستمزدهای پایین است؛ زیرا کارگران مجبورند اضافه کاری کنند یا دو شغله و سه شغله کار کنند. بنابراین کارگری که مجبور است به‌جای هشت ساعت بین ۱۵ تا ۱۸ ساعت در روز کار کند، آسیب پذیری بیشتری در کار با دستگاهها پیدا می‌کند، چون تمرکز کمتری در کار دارد. افزون بر آن کارگری که احساس امنیت شغلی ندارد و از معاش فردای خود مطمئن نیست، بیشتر در معرض حوادث کاری قرار دارد.

نبود تشکل‌های مستقل کارگری را از عوامل فقدان کنترل در مورد امکانات ایمنی و بهداشتی کار می‌داند. افزایش سود باعث می‌شود که کارفرمایان در دادن وسایل ایمنی صرفه‌جویی کنند، مثلاً کمربند ایمنی بر روی داربست‌ها، کاسک ایمنی، دستگاه تهویه در کارخانه، ماسک یا حتی شیر برای کارگرانی که با سرب سر و کار دارند، به مقدار کافی در اختیار کارگران قرار نمی‌گیرد.

ابهام در آمار حوادث کارگران غیربیمه
یکی از مشکلات آمار حوادث در ایران، وجود ابهام در آمار افرادی است که تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی نیستند و این شامل تعداد زیادی از کارکنان کارگاههای کوچک می‌شود» . (ایسنا- 19 اردیبهشت 95)

شواهد و نتایج مطالعات حاکی از آن است که در یک دهه گذشته نشانگرهای سلامت کارگران در بیماریهای غیرواگیر و آسیب‌های اجتماعی شامل فقر، طلاق، خشونت خانگی و محیط کار و... رو به بهبود نبوده است.

دکتر بهزاد دماری، معاون مؤسسه ملی تحقیقات سلامت به خبرگزاری حکومتی ایسنا 20 اردیبهشت 95 در توضیح وضعیت ارایه خدمات بهداشتی و سلامتی به کارگران، می‌گوید: «بررسیها نشان می‌دهد از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۱ حوادث شغلی سه برابر شده است. ضمن این‌که ۹۰ درصد قربانیان این حوادث تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی نیستند» .
 
 


معضلات خانه‌های بهداشت کارگری
طبق این بررسی که در سال 94 انجام شده است، در حال حاضر بسته خدمتی مدونی برای هر یک از مشکلات سلامت کارگران یا مشاهده نمی‌شود یا این‌که ناقص، جزیره‌ای و غیرمستمر است. ضعف همکاری بین بخشی از سوی سازمان تأمین اجتماعی در خصوص تجهیز و راه‌اندازی خانه‌های بهداشت کارگری، به‌ویژه در مناطق محروم، ضعف در توجیه کارفرمایان در خصوص سوددهی تأسیس واحد ارائه خدمات بهداشت حرفه‌ای و کمبود آگاهی کارگران نسبت به مبانی بهداشت حرفه‌ای از موارد دیگر مطرح شده در این مطالعه به‌عنوان معضلات فعلی خانه‌های بهداشت کارگری است.

رشد بیماریهای غیرواگیر در کارگران
حداقل در یک دهه گذشته نشانگرهای سلامت کارگران در بیماریهای غیرواگیر مانند سرطانها، سکته‌های قلبی - عروقی، فشارخون و دیابت و بیماریهای اسکلتی - عضلانی و بیماریهای تنفسی، حوادث شغلی و اختلالات روانی که در سال 94، 24درصد شیوع داشته است و همچنین آسیب‌های اجتماعی شامل فقر، طلاق، خشونت خانگی و محیط کار، اختلافات خانوادگی رو به بهبود نبوده است.
 


کارگران ایرانی چند سال پس از بازنشستگی، زنده می‌مانند؟
طبق آخرین تحقیقات، کارگران آلمانی ۳۰ سال بعد از بازنشستگی هم‌چنان امید به زندگی دارند، اما کارگران ایرانی شاغل در کارهای سخت و زیان آور معمولاً حدود سه سال بعد از بازنشستگی به علت بیماری فوت می‌کنند. در حال حاضر، بیماریهای شغلی منجر به فوت شش تا ۱۲ برابر حوادث ناشی از کار است.

نبود تشکل‌های مستقل کارگری از مهمترین عوامل فقدان کنترل در مورد امکانات ایمنی و بهداشتی کار محسوب می‌شود. این در حالیست که پیش از این ابلاغیه‌هایی مبنی بر ممنوعیت اعتراضات صنفی کارگران منتشر شده است» . (مرکز تحقیقات کارگران ۲۳/۱۲/۹۲)
پس از گذشت ۳۷ سال از عمر رژیم ستمگر آخوندی، وضعیت معیشت امنیت شغلی کارگران روز به روز تحلیل رفته و خط فقر و بیکاری گلوی یکایکشان را تا حد خفگی و مرگ زودرس فشرده است.

در پایان خوب است به آخرین اعترافها کارگزاران رژیم هم اشاره‌یی کنیم:
وحشت سران رژیم از این شرایط و خیزش کارگران محروم و بیکاران محرومتر، به دفعات در حرفهای آنها بیرون زده است. در این رابطه تنها به حرفهای کاظم جلالی عضو مجلس رژیم که 26اردیبهشت در مجلس ارتجاع مطرح کرد توجه کنید: «باید اعتراف کنیم که اوضاع داخلی کشور به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد؛ منفی و یا بسیار پایین است و بیکاری جوانان به‌ویژه تحصیل‌کردگان همانند بمب ساعتی به ساعت صفر نزدیک می‌شود. همه باید هوشیار باشیم که آستانه تحمل مردم مستضعف پابرهنه در حال پایین آمدن است…»

آری واقعیت همین است. اعتراف مقامات و مهره‌های رژیم به وضعیت بحرانی کارگران از هردو باند، نه از سر دلسوزی، بلکه در وحشت از سقوط نظام غارتگر آخوندی به دست همین کارگران محروم و مقاومت مردم ایران است. مساله‌ای که البته دیر و زود دارد ولی قطعاً سوخت و سوز نخواهد داشت. به امید آن‌روز.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/a8a57acf-7e1f-46f2-9730-66e3e15d25db"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات