این که خامنهای ولیفقیه ارتجاع 4روز بعد از مراسم اربعین در کربلا، روز سوم آذر تازه یادش آمد به صحنه بیاید و از «حضور میلیونی مردم» در این مراسم که نشانه «عشق و جاذبه همراه با بصیرت» بود، و همچنین از مردم عراق که از این جمعیت پذیرایی کردند تشکر کند، ربطی به اختلال در مشاعرش نداشت، بلکه برعکس حواسش جمع بود که برخلاف میل و نقشهاش، زودتر نباید بیاید. چون که خامنهای خیز برداشته بود مثل آن ضربالمثل معروف بین خربزه و هندوانه، «هردوانه» را بخورد، می خواست هم جمعیت زائران ایرانی را «اجتماع سازمانیافته و ایثارگرانه مومنان، حول محور ولایت» وانمود کند (تلویزیون رژیم 29آبان مراسم اربعین در حضور خامنهای)، و همه جمعیت جمع شده در عراق را زیر عبای ولایت جا بدهد تا انزوای اجتماعی روزافزون نظام و نفرت مردم منطقه یک جا لاپوشانی شود، و هم دست به نمایش قدرت در عراق بزند.
اما چند واقعهٴ مختصر میز شله زرد خوری خامنهای در روز اربعین را بهم ریخت. و چرب و شیرینی آن را به کام مقام عظما زهر کرد.
اول از همه آن جمعیت «میلیونی» که «عاشقان ولایت» وانمود شده بودند، در مرز مهران خشمگینانه به پاسدار اشتری سرکرده نیروی انتظامی تحتامر خامنهای گفتند: «سردار ابن زیاد»، و به سپاه پاسداران خامنهای هم گفتند «سپاه شام خجالت، خجالت». و یک دفعه تمام ادعاهای «ولایت پذیری» مردم را با واقعیت «ولایت ستیز» خود دود کردند.
آخر یک قلم کیهان خامنهای مدعی شده بود: «این خیل عزادار که با پای برهنه و پر از تاول خود، تمام نقشههای شیطان را نقش برآب کرده است و فریب خوردگان اسلام متحجر سعودی، اسلام متعصب عثمانی و اسلام آمریکایی لیبرالها را متحیر نموده، تنها به خونخواهی حسین بهپانخاسته است. آنها بهدنبال آنند که آسمان را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند» (کیهان 29آبان). و خود خامنهای روز 27آبان به صحنه آمده و گفته بود: «راهپیمایی اربعین ضامن بقای کشور است». اما در صحنه عمل چنان شد که وزیر کشور رژیم روز دوم آذر در گفتکوی مطبوعاتی خود اذعان کرد: «خانم، مرد جوان، کودک و پیر در منطقه بودند در این مسأله متأسفانه به نیروی انتظامی حمله و جسارت شده و با سنگ و چوب به آنان حمله شد» (ابتکار3آذر). به این ترتیب آن «خیل عزا دار با پای برهنه» مورد اشاره کیهان خامنهای نشان دادند آن آسمانی که میخواهند سقفش را بشکافند و طرحی دیگر اندازند، آسمانی جز آسمان «نظام ولایت» نیست. در این میان باند رقیب هم با زدن زیرآب سایر ادعاهای خامنهای و باندش نشان دادند «ولایت» چقدر «آسمان جل» شده است. یکی نوشت: «بهجرأت میتوان گفت در راهپیمایی اربعین برنامهریزی حکومتی وجود ندارد. بهطوری که دولت ایران و عراق در مقابل این موج راهپیمایی مردمی گاه دچار مشکل شدهاند» و افزود «نقطه قوت راهپیمایی اربعین در این است که رنگ و لعاب سیاسی ندارد و شعارهای سیاسی در این مراسم داده نمیشود» (آرمان، اول آذر95). بعد هم علاوه بر زدن پنبه ادعای سازمانیافتگی در رسانههای خود رژیم نوشتند: «مگر مسئولان ما سعودیها را به بیتوجهی به مسأله زائران محکوم نمیکنند. حال سؤال از مسئولان این است که شما پیشبینی این جمعیت را نمیکردید؟»
ورشکستگی دور خیز خامنهای برای بلعیدن مراسم اربعین که «از 20میلیون شرکت کننده سه و نیم میلیون نفرش زائران غیرعراقی بودند» (شرق اول آذر)، و خوردن نان اقتدار منطقهیی از آن بهصورت معکوس در روزنامههای باند خودش هم اذعان شد: «معدود رسانههای غربی نیز که به این راهپیمایی باشکوه اشارهیی کردند.. ، رویکرد تخریبی داشتند. در همین راستا «المانیتور» در گزارشی تحت عنوان «آیا شیعیان میخواهند اربعین را جایگزین حج کنند؟» سعی کرد با هزار آسمان ریسمان کردن ثابت کنند شیعیان درست در نقطه مقابل وحدت امت اسلامی ایستادهاند و خطری برای بقیه مسلمانان محسوب میشوند» (کیهان اول آذر).
حرف آخر اینکه رژیم و شخص خامنهای که از مدتها قبل با دادن وام بدون بهره زیارت، و راهاندازی ستادهای اربعین در استانها و تبلیغات گسترده از پذیراییهای «صلواتی» در مسیر، و با پذیرش قیمت مارک مداخله و در عراق، میخواستند هر طور شده دست به یک نمایش قدرت با مراسم اربعین بزنند، تا با آن حفرهٴ عمیق ایجاد شده در بدنه نظام که ناشی از تلفات در سوریه، و تنگتر شدن طناب تحریمها بر گلوی نظام بهدنبال تحولات بعد از انتخابات آمریکا است را هم بیاورند، اما نه خربزة نمایش قدرت در عراق را توانستند بخورند و نه هندوانه «ولایت مداری مردم» را. کاسه و کوزه هر دو بر سر خامنهای و رژیمش شکست.
البته که این واقعه هم اتفاقی نبود. نزدیک به 40سال فریب و دجالیت نظام ولایت از یک طرف، و سالهای ایستادگی مردم و مقاومت مردم ایران از طرف دیگر، این رژیم را به این نقطه رسانده است.
اما چند واقعهٴ مختصر میز شله زرد خوری خامنهای در روز اربعین را بهم ریخت. و چرب و شیرینی آن را به کام مقام عظما زهر کرد.
اول از همه آن جمعیت «میلیونی» که «عاشقان ولایت» وانمود شده بودند، در مرز مهران خشمگینانه به پاسدار اشتری سرکرده نیروی انتظامی تحتامر خامنهای گفتند: «سردار ابن زیاد»، و به سپاه پاسداران خامنهای هم گفتند «سپاه شام خجالت، خجالت». و یک دفعه تمام ادعاهای «ولایت پذیری» مردم را با واقعیت «ولایت ستیز» خود دود کردند.
آخر یک قلم کیهان خامنهای مدعی شده بود: «این خیل عزادار که با پای برهنه و پر از تاول خود، تمام نقشههای شیطان را نقش برآب کرده است و فریب خوردگان اسلام متحجر سعودی، اسلام متعصب عثمانی و اسلام آمریکایی لیبرالها را متحیر نموده، تنها به خونخواهی حسین بهپانخاسته است. آنها بهدنبال آنند که آسمان را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند» (کیهان 29آبان). و خود خامنهای روز 27آبان به صحنه آمده و گفته بود: «راهپیمایی اربعین ضامن بقای کشور است». اما در صحنه عمل چنان شد که وزیر کشور رژیم روز دوم آذر در گفتکوی مطبوعاتی خود اذعان کرد: «خانم، مرد جوان، کودک و پیر در منطقه بودند در این مسأله متأسفانه به نیروی انتظامی حمله و جسارت شده و با سنگ و چوب به آنان حمله شد» (ابتکار3آذر). به این ترتیب آن «خیل عزا دار با پای برهنه» مورد اشاره کیهان خامنهای نشان دادند آن آسمانی که میخواهند سقفش را بشکافند و طرحی دیگر اندازند، آسمانی جز آسمان «نظام ولایت» نیست. در این میان باند رقیب هم با زدن زیرآب سایر ادعاهای خامنهای و باندش نشان دادند «ولایت» چقدر «آسمان جل» شده است. یکی نوشت: «بهجرأت میتوان گفت در راهپیمایی اربعین برنامهریزی حکومتی وجود ندارد. بهطوری که دولت ایران و عراق در مقابل این موج راهپیمایی مردمی گاه دچار مشکل شدهاند» و افزود «نقطه قوت راهپیمایی اربعین در این است که رنگ و لعاب سیاسی ندارد و شعارهای سیاسی در این مراسم داده نمیشود» (آرمان، اول آذر95). بعد هم علاوه بر زدن پنبه ادعای سازمانیافتگی در رسانههای خود رژیم نوشتند: «مگر مسئولان ما سعودیها را به بیتوجهی به مسأله زائران محکوم نمیکنند. حال سؤال از مسئولان این است که شما پیشبینی این جمعیت را نمیکردید؟»
ورشکستگی دور خیز خامنهای برای بلعیدن مراسم اربعین که «از 20میلیون شرکت کننده سه و نیم میلیون نفرش زائران غیرعراقی بودند» (شرق اول آذر)، و خوردن نان اقتدار منطقهیی از آن بهصورت معکوس در روزنامههای باند خودش هم اذعان شد: «معدود رسانههای غربی نیز که به این راهپیمایی باشکوه اشارهیی کردند.. ، رویکرد تخریبی داشتند. در همین راستا «المانیتور» در گزارشی تحت عنوان «آیا شیعیان میخواهند اربعین را جایگزین حج کنند؟» سعی کرد با هزار آسمان ریسمان کردن ثابت کنند شیعیان درست در نقطه مقابل وحدت امت اسلامی ایستادهاند و خطری برای بقیه مسلمانان محسوب میشوند» (کیهان اول آذر).
حرف آخر اینکه رژیم و شخص خامنهای که از مدتها قبل با دادن وام بدون بهره زیارت، و راهاندازی ستادهای اربعین در استانها و تبلیغات گسترده از پذیراییهای «صلواتی» در مسیر، و با پذیرش قیمت مارک مداخله و در عراق، میخواستند هر طور شده دست به یک نمایش قدرت با مراسم اربعین بزنند، تا با آن حفرهٴ عمیق ایجاد شده در بدنه نظام که ناشی از تلفات در سوریه، و تنگتر شدن طناب تحریمها بر گلوی نظام بهدنبال تحولات بعد از انتخابات آمریکا است را هم بیاورند، اما نه خربزة نمایش قدرت در عراق را توانستند بخورند و نه هندوانه «ولایت مداری مردم» را. کاسه و کوزه هر دو بر سر خامنهای و رژیمش شکست.
البته که این واقعه هم اتفاقی نبود. نزدیک به 40سال فریب و دجالیت نظام ولایت از یک طرف، و سالهای ایستادگی مردم و مقاومت مردم ایران از طرف دیگر، این رژیم را به این نقطه رسانده است.