یکی از ژستهای نچسب و تکراری که خامنهای همیشه در دیدار با مزدورانش در دانشگاهها میگیرد راهاندازی بهاصطلاح کرسی آزاد اندیشی است و با ادا و اطوار آخوندی اینطور وانمود میکند که از انجام نشدن آن ناراحت است مثلاً خامنهای میگوید: «بنده گفتم که کرسی آزاد اندیشی را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب شما جوانها چرا بهوجود نیاورید؟».
یک بار هم روز 13مهر90 به صحنه آمد و با پز دموکراتمآبانه گفت: «فکر کنید، بگویید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید، آن کرسیهای آزاداندیشی را که من 100 بار تأکید کردهام راه بیندازید. وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهتگیری پیدا میکنند».
کرسی ”آزاد اندیشی ”یا مثل ”من اندیشی“. ظاهراً در این کرسیها تنها آزادی در چارچوب ولایت فکر کردن است. اما کمی که جلو میرویم نظام همین را هم تاب نمیآورد، ظاهراً مشکل فکرکردن است. همینکه کرسی آزاد اندیشی راه میافتد، کلمه اندیشه کار دست نظام میدهد. یکی از سایتهای حکومتی در مورد کرسی آزاداندیشی در گرگان مینویسد: «آنچه برگزار شد کرسی آزاداندیشی نبود، بلکه " معرکه رندانهیی " بود».
رئیس بسیج بهاصطلاح استادان این دانشگاه گفته است: ”عوامل مراسم تریبون آزاد دانشجویی و اهانت به شهدای مدافع حرم باید پاسخگوی عملکرد خسارتبار خود باشند».
البته تهدید کرسی آزاد اندیشی ولایی در این حد نمیماند چون سپاه هم قصد ورود به این حوزه را دارد تا آنجا که پاسدار رحمت الله صادقی سرکرده سپاه استان گلستان خط و نشان میکشد که «تصور نشود که سپاه نهادی نظامی است و در سایر عرصهها دخالت نمیکند».
اما موضوعات گفته شده در این کرسی آزاد اندیشی چه بوده است که نیروهای ولایی! بهجای منطق و قدرت استدلال تهدید به ورود سپاه کردهاند؟
یک دانشجو میگوید: ”مشکل ما در کشور نه بحث حقوق نجومی است نه اختلاس بلکه نبود آزادی و ترسیدن مردم است".
دانشجوی دیگری هم میگوید: "چرا مسئولان کشور ما با وجودی که کشور از این همه مشکل برخوردار است و مردم ما در مشکل اقتصادی بهسر میبرند به کشورهای منطقه عراق و افغانستان و سوریه کمک میکنند. به ما چه ربطی دارد، ما از کسانی که برای دفاع به سوریه میروند نمیگذریم!“.
دانشجویان دیگر با سوت و کف ابراز همبستگی میکنند.
واقعیت این است که در عمل آنچه تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت، به محل تمسخر بسیجیها تبدیل شده است. روز 27مهر امسال، آخوند مقدم، نماینده خامنهای در دانشگاههای کهکیلویه و بویراحمد به صحنه آمده و با آه و ناله اعتراف کرد که: «کرسیهای آزاداندیشی آنگونه که مد نظر خامنهای بوده برگزار نشده... متأسفانه برگزاری این کرسیها در چند سال اخیر بهشدت کاهش یافته است».
البته اصل مسأله وضعیت رژیمی است پا به گور که آنچنان از همه طرف در بنبست قرار دارد که خود ولیفقیهش هم، نمیتواند برای مانوری دجالگرانه، گام از گام بردارد. مسالهیی که، همین آخوند مقدم بهروشنی به آن اعتراف میکند: «ترس مسئولان از هیجانی برگزار شدن این کرسیها و همچنین اینکه دانشجویان در این کرسیها هر سخن و سوالی را بدون در نظر گرفتن ملاحظات قانونی مطرح میکنند، باعث برگزاری کمرنگتر این کرسیهای گفتمانی شده است».
نمونه دانشگاه گرگان بهروشنی این بنبست را آشکار میکند.
یک بار هم روز 13مهر90 به صحنه آمد و با پز دموکراتمآبانه گفت: «فکر کنید، بگویید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید، آن کرسیهای آزاداندیشی را که من 100 بار تأکید کردهام راه بیندازید. وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهتگیری پیدا میکنند».
کرسی ”آزاد اندیشی ”یا مثل ”من اندیشی“. ظاهراً در این کرسیها تنها آزادی در چارچوب ولایت فکر کردن است. اما کمی که جلو میرویم نظام همین را هم تاب نمیآورد، ظاهراً مشکل فکرکردن است. همینکه کرسی آزاد اندیشی راه میافتد، کلمه اندیشه کار دست نظام میدهد. یکی از سایتهای حکومتی در مورد کرسی آزاداندیشی در گرگان مینویسد: «آنچه برگزار شد کرسی آزاداندیشی نبود، بلکه " معرکه رندانهیی " بود».
رئیس بسیج بهاصطلاح استادان این دانشگاه گفته است: ”عوامل مراسم تریبون آزاد دانشجویی و اهانت به شهدای مدافع حرم باید پاسخگوی عملکرد خسارتبار خود باشند».
البته تهدید کرسی آزاد اندیشی ولایی در این حد نمیماند چون سپاه هم قصد ورود به این حوزه را دارد تا آنجا که پاسدار رحمت الله صادقی سرکرده سپاه استان گلستان خط و نشان میکشد که «تصور نشود که سپاه نهادی نظامی است و در سایر عرصهها دخالت نمیکند».
اما موضوعات گفته شده در این کرسی آزاد اندیشی چه بوده است که نیروهای ولایی! بهجای منطق و قدرت استدلال تهدید به ورود سپاه کردهاند؟
یک دانشجو میگوید: ”مشکل ما در کشور نه بحث حقوق نجومی است نه اختلاس بلکه نبود آزادی و ترسیدن مردم است".
دانشجوی دیگری هم میگوید: "چرا مسئولان کشور ما با وجودی که کشور از این همه مشکل برخوردار است و مردم ما در مشکل اقتصادی بهسر میبرند به کشورهای منطقه عراق و افغانستان و سوریه کمک میکنند. به ما چه ربطی دارد، ما از کسانی که برای دفاع به سوریه میروند نمیگذریم!“.
دانشجویان دیگر با سوت و کف ابراز همبستگی میکنند.
واقعیت این است که در عمل آنچه تحت عنوان کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت، به محل تمسخر بسیجیها تبدیل شده است. روز 27مهر امسال، آخوند مقدم، نماینده خامنهای در دانشگاههای کهکیلویه و بویراحمد به صحنه آمده و با آه و ناله اعتراف کرد که: «کرسیهای آزاداندیشی آنگونه که مد نظر خامنهای بوده برگزار نشده... متأسفانه برگزاری این کرسیها در چند سال اخیر بهشدت کاهش یافته است».
البته اصل مسأله وضعیت رژیمی است پا به گور که آنچنان از همه طرف در بنبست قرار دارد که خود ولیفقیهش هم، نمیتواند برای مانوری دجالگرانه، گام از گام بردارد. مسالهیی که، همین آخوند مقدم بهروشنی به آن اعتراف میکند: «ترس مسئولان از هیجانی برگزار شدن این کرسیها و همچنین اینکه دانشجویان در این کرسیها هر سخن و سوالی را بدون در نظر گرفتن ملاحظات قانونی مطرح میکنند، باعث برگزاری کمرنگتر این کرسیهای گفتمانی شده است».
نمونه دانشگاه گرگان بهروشنی این بنبست را آشکار میکند.