728 x 90

اجلاس شورای ملی مقاومت ایران - قسمت پنجم

اجلاس شورای ملی مقاومت ایران
اجلاس شورای ملی مقاومت ایران

استاد محمد شمس- آهنگساز و رهبر ارکستر، عضو شورای ملی مقاومت ایران

با درود به شما خانم رجوی و بعد از این تماشای این همه افتخارات، آدم احساس غرور بی‌نظیری بهش دست میده. تبریک میگم.

خانم مریم رجوی: مبارکه به همه شما

با سلام و درود به سرکار خانم رجوی اعضای محترم شورا و ناظران و ناظران عزیز و ارتش آزادیبخش در اشرف۳ و کانون‌های شورشی دلاور در ایران. در آغاز سخن لازم می‌دانم پیروزی بزرگ مقاومت ایران در غلبه بر توطئه‌های ارتجاع و استعمار را صمیمانه تبریک بگویم. این پیروزی یک اتفاق مقطعی یا لحظه‌ای نیست بلکه حاصل بیش از ۴۵ سال نبرد، ایستادگی و مبارزه بی‌امان است؛ مبارزه‌یی که ریشه در باور اراده و تعهد این تشکیلات و شورای ملی مقاومت دارد.

امسال ۴۵‌مین سالگرد تأسیس این شورا را گرامی می‌داریم. شورایی که توسط آقای مسعود رجوی بنیان‌گذاری شده و در طول این سال‌ها توانسته تبدیل به دژ استقلال و آزادی ایران و پایدارترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران شود. امروز با حضور شورای ملی مقاومت ایران وقتی به تاریخ کشورمان نگاه می‌کنیم دیگر تنها شاهد شکستها و رنج‌ها نیستیم بلکه روایتگر پیروزی‌هایی نیز هستیم، پیروزی بر توطئه‌های سهمگینی که پی‌ در پی با آن روبه‌رو بودیم؛ پیروزی اراده مردم بر ظلم و استبداد.

آخرین و البته یکی از جلوه‌های برجسته این پیروزی، غلبه بر توطئه‌یی بود که مانع برگزاری تظاهرات در هفته گذشته بود. بی‌تردید خنثی کردن چنین توطئه‌یی کار آسانی نبود و از عهده هر جریان یا گروهی بر نمی‌آمد. این موفقیت نشان‌دهنده ویژگی‌های منحصر به‌فرد این مقاومت است. از جمله پویایی، انعطاف‌پذیری و قدرت تطبیق با شرایط پیچیده و پیش‌بینی‌ناپذیر و قبل از هر چیز آماده بودن برای هر گونه از خود گذشتگی.

فراموش نکنیم که این توانمندی‌ها نتیجه سال‌ها مبارزه با یکی از خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین نظامهای معاصر است، یک نظام فاشیستی مذهبی. برای نمونه، روز شنبه ۲۰ ژوئن ما شاهد جلوه‌ای روشن از اراده شکست‌ناپذیر مردم و مقاومت ایران بودیم، اراده‌ای که نه با تهدید متوقف می‌شود و نه با فشار از مسیر خود منحرف می‌گردد و از صحنه خارج می‌شود. در این میان نقش زنان و مردان اشرفی و اشرف‌نشان بسیار درخشان و الهام‌بخش است، به‌ویژه زنان استوارتر از همیشه ایستاده‌اند و نقش پیشتاز در مسیر مقاومت و آزادیخواهی ایفا می‌کنند. آنها نماد شجاعت، آگاهی و پایداری هستند. هم‌چنین جوانان ایران به‌عنوان نیروی آگاه و پرانرژی، حضوری فعال و تعیین‌کننده در خنثی کردن این توطئه و به‌قول آقای مسعود رجوی تبدیل شر کثیر به خیر عظیم داشتند. جوانانی که با شناخت عمیق با امید به آینده‌ای درخشان در صفوف مقدم ایستاده‌اند و مسیر تغییر را هموار می‌کنند.

از سوی دیگر مقاومت زندانیان سیاسی در ایران نیز منبع الهامی بزرگ برای همه ماست. یاد و نام کسانی که جان خود را در این راه فدا کردند همواره در دل این حرکت زنده خواهد ماند. از جمله می‌توان به پویا قبادی اشاره کرد. یکی از یگان وحید بنی‌عامریان که اعدام شدند. پویا مبارز و از جان گذشته از جمله خواننده و نوازنده پرتوان سنتور بود که بسیار خوب می‌نواخت. من چون نگاه کردم نوازندگی‌شو و بی‌نهایت خوب بود. حضور چنین گوهرهایی در میان هنرمندان مقاومت نشانه عمق انسانی و فرهنگی این جریان است.

در پایان، بار دیگر این پیروزی را به همه شما تبریک می‌گویم و امیدوارم که این مسیر پرافتخار با قدرت و همبستگی بیشتری ادامه یابد، تا روزی که آزادی و عدالت به دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته‌شان و رزمندگان کانون‌های شورشی در سرزمین ما تحقق یابد. توپخانه هنری آماده شلیک است.

خانم مریم رجوی: درود بر شما

 

 

دکتر صوفی سعیدی- استاد روابط بین‌الملل، عضو شورای ملی مقاومت ایران

با سلام خدمت خانم رجوی، اعضای محترم شورا و هم‌چنین ناظران گرامی.

گاهی مهم‌ترین رویداد آن اتفاقی نیست که رخ می‌دهد، بلکه اتفاقی است که دیگران تلاش می‌کنند تا مانع وقوع آن بشوند. قرار بود ایرانیان آزاده در پاریس گردهم آیند، اما آنچه بیش از هر چیز برجسته شد، تلاشی بود که برای جلوگیری از برگزاری این گردهمایی صورت گرفت. اگر یک جنبش سیاسی، بی‌اهمیت باشد، چرا باید دولتی از برگزاری گردهمایی آن هراس داشته باشد؟ پاسخ روشن است؛ زیرا ایده‌ها قدرت دارند و هنگامی که یک آلترناتیو سازمان‌یافته، ریشه‌دار و دموکراتیک با ۴۷ سال سابقه مبارزه وجود داشته باشد، حتی جلوگیری از شنیده شدن صدای آن نیز به یک موضوع سیاسی تبدیل می‌شود.

امروز می‌خواهم در همین رابطه صحبت کنم. چرا این مقاومت ایستاده است؟ چه چیزی آن را متمایز می‌کند و چرا آینده ایران به آن تعلق دارد؟

برای تبیین این موضوع، باید به یک سؤال مهم پاسخ داد: چرا با وجود بیش از ۴۷ سال مبارزه، هنوز این رژیم سر پاست؟ پاسخ را باید در دو عامل جستجو بکنیم: نخست سیاست مماشات غرب که طی دهه‌ها به این رژیم فرصت داد زمان بخرد، بحرانهای خود را مدیریت کند و از فشارهای بین‌المللی بگریزد؛ و دوم اتکای رژیم به یک ماشین گسترده سرکوب، از اعدام‌های بی‌شمار و زندانهای سیاسی گرفته تا نقض سیستماتیک حقوق‌بشر، سرکوب زنان، سرکوب اقوام و مذاهب، و خاموش کردن هر صدای معترض.

دولت‌های غربی یکی پس از دیگری تلاش کردند که وضع موجود را حفظ کنند. این رژیم بقای خودش رو بر یک ساختار ایدئولوژیک مبتنی بر سرکوب، اطاعت و حاکمیت مطلقه سوار کرده. به همین دلیل است که حتی با فشار خارجی، حتی با تحریم، حتی با حذف برخی رهبرانش، سیستم به حیات خودش ادامه داره میده؛ چون پشت اون یک ساختار عقیدتی قرار داره که سپاه، بسیج و دستگاه امنیتی رو به هم متصل می‌کنه.

یکی از معدود صداهایی که این واقعیت رو به صراحت بیان کرده، آقای نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا بوده. اون اخیراً در یک مطلبی نوشت که آنچه که غرب با اون روبه‌روست، یک اختلاف سیاسی معمولی نیست که با دیپلماسی حل بشه. به باور اون، این یک نبرد ایدئولوژیک است و تنها زمانی می‌توان آن را به چالش کشید که در برابر آن یک آلترناتیو فکری و سیاسی واقعی قرار بگیره.

مقاومت ایران البته از همان ابتدا به‌خوبی آگاه بود. در طول ۴۷ سال، مقاومت نه تنها ایستادگی کرد، بلکه یک آلترناتیو واقعی و دموکراتیک برای آینده ایران ساخت.

رژیم بر سرکوب زنان بنا شده، مقاومت بر برابری کامل زن و مرد تأکید دارد. رژیم با اعدام و ترس حکومت می‌کند، مقاومت خواهان لغو مجازات اعدام است. رژیم دین را ابزار سرکوب کرده است، مقاومت بر جدایی دین و دولت تأکید دارد. رژیم آزادی را تهدید می‌داند، مقاومت بر آزادی بیان، آزادی احزاب و انتخابات آزاد تأکید دارد. رژیم ایران را در انزوا و جنگ نگه داشته است، مقاومت خواهان ایرانی غیراتمی، صلح‌طلب و همزیست با جهان است. این فقط مخالفت با رژیم نیست، این تصویری است از ایرانی که مردم برای آن مبارزه می‌کنند.

و یک نکته مهم: مردم ایران انقلاب نکردند که از یک دیکتاتوری وارد دیکتاتوری دیگر شوند. در سال ۵۷ دیکتاتوری موروثی را رد کردند، امروز هم دیکتاتوری مذهبی را رد می‌کنند. نه به ولایت فقیه نیاز دارند، نه به بازگشت حکومت موروثی و فردی. آنها یک جمهوری دموکراتیک می‌خواهند. و این دقیقاً تفاوت اصلی مقاومت ایران با هر دو نوع استبداد است. این جنبش بر پایه یک قدرت موروثی تشکیل نشده است، بلکه بر پایه فداکاری، سازمان‌یافتگی و اصول دموکراتیک بنا شده است. به همین دلیل رژیم از مقاومت سازمان‌یافته بیشتر از هر چیز می‌ترسد، چون می‌داند وقتی مردم یک آلترناتیو واقعی را ببینند، ترس فرو می‌ریزد.

آینده ایران نه در جنگ خارجی است، نه در مماشات و نه در باز تولید استبداد گذشته. آینده ایران در دست مردم ایران و مقاومتی است که برای آزادی، برابری و حاکمیت ملی ایستاده است. متشکرم.

 

 

فلور صدودی: عضو شورای ملی مقاومت ایران

۴۵مین سالگرد شورای ملی مقاومت را خدمت آقای مسعود رجوی و شما خانم رجوی عزیز و همه اعضای شورای ملی مقاومت تبریک می‌گویم و با تشکر از تصاویر زیبا و خاطره‌انگیز شورای ملی مقاومت در جلسه امروز.

تظاهرات امسال مقاومت همزمان با سالگرد ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود که هواداران این مقاومت به‌خصوص بعد از سال‌ها مبارزه و مقاومت به این تظاهرات آمدند. لغو تظاهرات تأسف‌بار بود، در کشوری که ادعا دارد مهد دموکراسی و حقوق‌بشر است. اما با تمام مشکلاتی که پلیس فرانسه آفرید، این تظاهرات به تظاهراتی بسیار بسیار پربارتر از آنچه انتظارش می‌رفت مبدل شد و صدای آن به گوش همه آزادیخواهان چه در ایران و چه در کشورهای دیگر رسید. باور کردنی نبود تظاهراتی که قرار بود در یک میدان باشد، به چند میدان در پاریس کشیده شد و آن هم با ایستادگی جوانان و هوادارانی که شگفتی آفریدند.

همان روز در صحنه دیگر ما شاهد حضور سیاستمداران شریف جهانی در یک گردهمایی شدیم که قرار بود در روزی دیگر باشد. باور کردنی نبود که چگونه با این سرعت ترتیب حضور آنان داده شده بود، آن هم با صحنه‌آرایی زیبای مجاهدین. از یک‌سو فیلم‌های فیلمهای تظاهرات پرشور در میدانهای پاریس و از یک‌طرف دیگر شخصیتها در حال سخنرانی و اعتراض به دولت فرانسه و پشتیبانی از مقاومت سرفراز ما و برنامه ده ماده‌ای خانم رجوی بودند. من در حالی که شاهد این دو صحنه پرشور بودم، باورم نمی‌شد و فقط می‌توانم بگویم که مقاومت ما شاهد سرفصلی تازه و نقطه‌عطف دیگری شد.

سالی که گذشت، سالی سخت و پرهزینه برای مردم ایران بود، اما در دل این سختی‌ها مشعل آزادی و کرامت انسانی خاموش نشد. سالی که گذشت سالی پر از درد و رنج اما سرشار از ایستادگی بود. رسیدن به آزادی شاید زمانی طولانی را طلب کند، ولی هر صدای حق‌طلبانه و هر گام آگاهانه ما را به آن نزدیک‌تر می‌کند. هرگز فکر نمی‌کردم روزی شاهد وقایعی باشم که باور کردنش آسان نباشد. من همیشه امید به دموکراسی داشتم که باورش کنم و فقط در حد یک کلمه نباشد. در دنیای امروز در کشورهایی که مهد تمدن هستند، این کلمه معنی خود را از دست داده است. در این کشورها ما شاهد حضور حکومتهایی هستیم که نه به حقوق‌بشر احترام دارند و نه به دموکراسی و نه به کرامت انسانی. به‌راحتی چشم‌های خود را به روی کشورهایی که رفتاری دیکتاتوری دارند می‌بندند، آنها حتی از مماشات با آن کشورها دست‌بردار نیستند.

در گذشته با وقایعی که در ایران گذشته بود تصمیم گرفتم دگربار مقاومت‌های مختلف را در سال‌های دور و نزدیک در این دنیا مرور کنم. می‌خواستم بیشتر بدانم چه گذشته است و آن را به قیاس با مقاومت خودمان بپردازم. برای من نتیجه‌اش این بود که مقاومت ما از نظر ویژگی و به زبان ساده کیفیت بالا و قدمت آن یکی از بالاترین مقاومت‌هاست، یا بهتر بگویم بی‌همتاست.

در سال گذشته هم‌چنان شاهد جریاناتی بودیمتعجب‌آور. عده‌یی تصور بر آن داشتند که می‌توانند با سوءاستفاده از ملی‌گرایی و اعتماد به دول خارجی رژیم را سرنگون کنند و دوباره سلطنت را به ایران برگردانند. زهی خیال باطل. در دنیای امروز در ایران سلطنت جایی ندارد. مردم می‌خواهند که خودشان بر کشورشان حاکم باشند، نه این‌که قیم داشته باشند، به‌خصوص که ما تجربه آن را داشته‌ایم. این حقایق با وقایعی که در سال گذشته شاهد بودیم، بار دیگر ثابت شد. پیام همیشگی شما خانم رجوی واقعی‌ترین راهبرد سرنگونی آخوندهاست، سرنگونی به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن.

مبارزات بی‌امان مجاهدین خلق با تمام حماسه‌هایی که آفریده‌اند، از ۳۰ خرداد سال ۶۰ تا به امروز بی‌بدیل بوده است و ای کاش غربیان به فراخوان شما در سال‌های گذشته گوش فرا می‌دادند که تحجر آخوندی بسا بدتر و مخرب‌تر از بمب اتم است و ما دیدیم که آخوندها نه فقط ایران را به قبل از مشروطیت بردند، بلکه بلای جان کشورهای منطقه هم شده‌اند.

صحبت‌های انگیزاننده جوانان در جلسات روزهای گذشته در مورد مناسبات مجاهدین مرا به یاد عمادجان انداخت که همیشه درباره روابط درونی مجاهدین می‌گفت در دنیای امروز اثری از آن نیست. این مرا به یاد دو خط شعری انداخت که عمادجان در حضور آقای رجوی خواند. با این دو سطر شعر نوشته‌ام را به پایان می‌برم:

منم که رو به نمازم به قبله‌گاه محبت

منم فتاده چو یوسف درون چاه محبت

امیر ملک وجود و اسیر درگه عشقم

منم که گوشه گرفتم به خانقاه محبت.

 

پروفسور حسین سعیدیان- دکترا در علوم کامپیوتر، مدیر بخش انفورماتیک در دانشگاه کانزاس، عضو شورای ملی مقاومت ایران

خانم رجوی مجدداً سلام می‌کنم خدمت شما و خدمت همه اعضای شورا و ناظران محترم هم‌چنین چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورا را به شما و به برادر بزرگوارم آقای رجوی و به همه اعضای شورا و ناظران محترم تبریک می‌گم.

می‌دونید که من دانشگاهی هستم دوست داشتم چند کلمه درباره پیوند بین شایستگی علمی و تعهد اجتماعی صحبت بکنم با اجازه شما.

محیط دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست بلکه نهادی برای پرورش آگاهی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی‌ست.

سال‌ها تدریس و پژوهش در دانشگاههای آمریکا به من آموخته که میان تحلیل علمی و حساسیت نسبت به واقعیت‌های جامعه پیوندی عمیق وجود داره.

هر چه توانایی دیدن واقعیتها بیشتر باشد چشم بستن بر بی‌عدالتی دشوارتر می‌شود.

منظورم و یا سخنم از جوانان تحصیل کرده‌ای‌ست که آینده‌ای درخشان در معتبرترین دانشگاهها و مراکز علمی در انتظارشان بود اما آگاهانه راهی را انتخاب کردند که می‌دانستند می‌تواند به زندان شکنجه محرومیت و حتی فدای جانشان بیانجامد.

این پیوند بین علم و مبارزه تصادفی نیست بنیان‌گذاران مجاهدین از برجسته‌ترین دانشجویان زمان خود بودند آقای رجوی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شدن و خانم رجوی از دانشگاه صنعتی شریف فارغ‌التحصیل شدن. دستاوردی که برای یک زن ایرانی در دهه ۱۳۵۰ شکستن مرزهای رایج آن دوران بود.

این پایبندی به تحصیل و آگاهی علمی در دهه‌های بعد نیز ادامه یافت ترکیب تحصیلی شهدای مجاهدین و زندانیان مجاهدین و نیز کسانی که از اروپا و آمریکا به آنها پیوستن الگویی روشن را نشان می‌دهد حضور پررنگ دانش‌آموختگان دانشگاههای معتبر ایران و جهان در صفوف مجاهدین.

این الگو امروز نیز در میان نسل جدید هواداران به‌ویژه جوانان پرورش یافته در دانشگاههای غرب دیده می‌شود ما شاهد تعهد این نسل در روز شنبه ۳۰ خرداد بودیم همان‌طور که در ویدیوها هم نشان داده شد جایی که همین جوانان با وجود تهدیدها و محدودیتها با سربلندی، پایداری و مسئولیت‌پذیری چشم‌گیر، مخالفت خود را با ممنوعیت گردهمایی پاریس به‌روشنی ابراز کردن.

برمی‌گردم به سال ۵۸ که خمینی پیش از انقلاب ضدفرهنگی‌اش دانشگاهها را ریشه مصیبت‌های رژیمش خواند این سخنان خمینی یک اعتراف تاریخی به هراس از این واقعیت بود که دانشجویان نه تنها به ارتجاع تن نمی‌دادند بلکه به‌طور طبیعی و سازمان‌یافته جذب مجاهدین می‌شدند.

به‌عنوان یک استاد وقتی به تیم وحید بنی‌عامریان و دیگر استعدادهای در بند فکر می‌کنم قلبم فشرده می‌شود جای طبیعی جوانانی با چنین استعدادهایی در دانشگاهها و پیشرفته‌ترین آزمایشگاه جهان است نه در سلول‌های انفرادی زیر احکام سنگین یا بر چوبه دار.

اما آنچه فراتر از حسرت مرا به تحسین وا می‌دارد انتخاب آگاهانه آنان است. آنها با شناخت بهای این مسیر، عافیت‌طلبی را کنار گذاشتند و راه مجاهدین را انتخاب کردند. حتی از پشت میله‌های زندان عفو فرمایشی رژیم را رد کردند و با مرزبندی با استبداد شیخ و شاه پای فشردند آنان ثابت کردند که این نسل آزادی را گدایی نمی‌کند بلکه برای آن می‌جنگد و وحید و یارانش با فدای جان خود این حقیقت را به اثبات رساندند.

تأکید می‌کنم که این نخبگی و پویایی در خلأ شکل نگرفته و حاصل بستری‌ست که بنیان‌گذاران مجاهدین و در رأس آنها محمد حنیف‌نژاد پی ریختند و در تمام این دهه‌های پرفراز و نشیب توسط آقای مسعود رجوی حفظ، هدایت و صیقل داده شد. بستری که در طول نسل‌ها زمینه شکوفایی چنین استعدادهای متعهدی را فراهم کرده.

و در پایان خانم رجوی اجازه می‌خواهم که پرسشی را مطرح کنم و جواب آن را به حضار محترم و مخصوصاً به ناظران محترم بسپارم سؤالم اینه:

رمز و راز مجاهدین چیه و یا مجاهدین چی دارند که با وجود شیطان‌سازیهای بسیار گسترده با وجود این‌که مجاهدین مرز قرمز ارتجاع و استبداد هستند و با وجود سانسور مطلق آنها می‌توانند نه تنها از اصفهان و تهران و کردستان و بلوچستان بلکه از قلب زندانهای رژیم و حتی از قلب بورژوازی غرب که با فردیت فروبرنده انسان‌ها را می‌بلعه چه‌ شکلی می‌توانند این انسان‌ها این جوانهای تحصیل کرده را نه تنها جذب بکنند بلکه پرورش هم بدهند به نظرم جای تامله از شما خیلی‌خیلی تشکر می‌کنم همین‌طور از خانم سلیمیان که به من اجازه صحبت دادن

 

 

نصرالله اسماعیل‌زاده - کارشناس ارشد در مهندسی، و طراحی سیستم‌های ارتباطات، عضو شورای ملی مقاومت ایران
خانم رجوی، با درود بر شما که می‌دونم در بالای تمام این کارها خلاصه شب و روز، خستگی‌ناپذیر کارها پیش برده شده؛ و درود به دوستان شورا و همین‌طور ناظران گرامی جلسه.

با درود به همه دست‌اندرکاران و شرکت‌کنندگان کهکشان ۱۰۰ هزار نفری ۳۰ خرداد. ۳۰ خرداد خودش یک نقطه‌عطف تاریخی بود در مقاومت ما و این روز هم روزی ماندگار در مقاومت ما. قدردانی از همه کسانی که با حضور و پایداری خود در پاریس توطئه شیخ و ته‌مانده سلطنت رو، دستیاری ته‌مانده سلطنت و سیاست مماشات را در صحنه به شکست کشاندند و صدای مردم ایران و زندانیان مقاوم را به گوش جهانیان رساندند. در این خروش انقلابی یاد و پیام فرمانده نعیمی، هشت مجاهد شهید، فرمانده بنی‌عامریان، و فداکاری کانون‌های شورشی و عملیات پتک آهنین در چهار اسفند در شعارها و استقامت حاضران زنده بود. بازتاب این تظاهرات و پایداری در گرمای ۴۰ درجه پاریس خود روایت یک روز تاریخی‌ست. این گردهمایی بار دیگر نشان داد که آلترناتیو واقعی برای انتقال حاکمیت به مردم ایران که ۴۵ سال قبل تشکیل شد، کیست و از چه پشتوانه‌ای ریشه‌دار برخوردار است.

چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران را گرامی می‌داریم، ائتلافی پایدار که از آغاز بر شعار نه شاه و نه شیخ استوار بوده است. یاد شکرالله پاک‌نژاد (شکری) گرامی باد.

نه شاه و نه شیخ یعنی استقلال و آزادی. تاریخ معاصر ایران برای این‌که قهرمان ملی دکتر محمد مصدق بر پایه موازنه منفی، حاکمیت مردم و استقلال کشور ترسیم کرد، هم‌چنان الهام‌بخش مبارزه ملت ایران برای آزادی و حاکمیت مردم است. در اینجا وظیفه خود می‌دانم از برادر عزیزم مسعود رجوی، مسئول شورا و فرمانده ارتش آزادی، صمیمانه قدردانی کنم که طی ۴۵ سال گذشته با درایت، استواری و نقش تعیین‌کننده او کشتی مقاومت و شورا از میان طوفانهای سیاسی، توطئه‌های ارتجاعی و استعماری و دشوارترین فراز و نشیب‌ها عبور کرده و انسجام دیرپاترین ائتلاف سیاسی در طولانی‌ترین و خونین‌ترین و بغرنج‌ترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران حفظ شده است. درود و هزاران درود بر او.

سخن کوتاهی هم خطاب به هموطنانم. شورای ملی مقاومت در مجامع سیاسی جهانی در سطح آلترناتیو مطرح است. برنامه‌ها و مصوبات شورا و ده ماده‌ای خانم رجوی برای دوران انتقال قدرت به مردم و بهروزی مردم تدوین شدند و در اختیار عموم قرار دارد. بر اساس مصوبات شورا در ایران آینده آزادی انتخاب و کرامت انسانی اصل خواهد بود. ایران آزاد کشوری خواهد بود که در آن استعدادها شکوفا می‌شوند، اقتصاد و فرهنگ رشد می‌کند و در آن هیچ‌کس به‌خاطر عقیده، پوشش یا باور خود مورد اجبار و سرکوب قرار نمی‌گیرد.

البته باید هوشیار بود. توطئه ارتجاع و استعمار برای ضربه زدن و ربودن انقلاب مردم ایران تمام نشده؛ اما همان‌طور که برادر عزیزم مسعود در ۲۵ آذر گفت، اگر کسی گمان می‌کند می‌تواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است. انقلابیون و شورش‌گران هوشیار و بیدارند، این گوی و این میدان.

بله، میدان، میدان کانون‌های شورشی و ارتش آزادی و مردم مقاوم است. کانون‌های شورشی با عملیات قهرمانانه شعله آتش مقاومت را در اختناق مطلق بعد از قیام هم فروزان و شعله‌ور نگه‌داشتند. و در چهار اسفند قبل از شروع جنگ چهل روزه، یگانهای ارتش آزادی بیت‌العنکبوت خامنه‌ای ضحاک را در امنیتی‌ترین محدوده به مدت ده ساعت مورد تهاجم قرار دادند و سپاه تروریستی و ارکان بیت را به وحشت انداختند. در عین‌حال، این عملیات تأکید مجددی بود بر راه‌حل ارائه شده توسط خانم رجوی، راه‌حل سوم. نه به جنگ خارجی و نه به مماشات، راه‌حل سوم پیامی بود بر مخالفت به جنگ خارجی و این‌که مقاومت مستقل سازمان‌یافته، کانون‌های شورشی قهرمان و گردانهای ارتش آزادی با حمایت و همراهی مردم رژیم را سرنگون خواهند کرد و حاکمیت برقرار خواهد شد. اکنون پس از بی‌اثری مماشات و جنگ و آلترناتیوهای جعلی، وقت آن است که آلترناتیو واقعی شورای ملی مقاومت به‌رسمیت شناخته شود. درود به شهیدان راه آزادی و زندانیان مقاوم،

پیروز باد جمهوری دموکراتیک،

پیش به سوی دولت موقت دوران گذار. با تشکر.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/08d7b134-00ff-414b-a12a-b39dcc715d83"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات