در جنوب سیبری جایی که روسیه، چین، قزاقستان و مغولستان به هم میرسند، زمینهای بکری وجود دارد که در آن مردم سعی میکنند در هماهنگی با طبیعت زندگی کنند.
استپهای بیکران هممرز با تایگا چشمانداز خارقالعادهایست. دشتهای بیدرخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی و بیابانهای احاطه شده از کوهستانهای پوشیده از برف. این تنوع در سرتاسر رشته کوههای آلتایی که نزدیک به دو هزار کیلومتر است، دیده میشود، تنوعی که انواع دوستداران طبیعت را به آلتایی کشانده است. مانند عاشقان پاراگلایدر که برای شرکت در مسابقات ملی در این مکان جمع میشوند.
بعضی برای پیاده روی در طبیعت و برخی در کوهستان، تعدادی برای ماهیگیری و قایقرانی در رودخانهها (که توسط یخچالهای طبیعی آلتایی تغذیه میشود) و بعضی دیگر برای سوارکاری و عدهیی برای صخره نوردی به اینجا میآیند.
این طبیعت دست نخورده از زمانهای قدیم بهعنوان یک عشق مقدس برای چادرنشینان آلتایی بوده است. قبایل محلی، روح پرستان و کاهنان از قدیم در کوهها، جنگلها، رودخانهها و طبیعت اینجا حضور داشتهاند.
این منطقه، طبیعت بکر خود را هنوز حفظ کرده است. اگر چه در حال حاضر مکانهای مختلفی از آن تبدیل به استراحتگاههای بزرگی شده است اما بسیاری از آنها دست نخورده باقی مانده است. هنوز هم اسب مهمترین وسیله حمل و نقل است. در مناطق صعب العبوری که اتوموبیلها نمیتوانند از آن عبور کنند.
واژه آلتایی از کلمه ”طلا“ در زبان مغولی میآید. نیمه ماه مه مصادف است با آغاز بهار در رشته کوههای طلایی که پوشیده از گل و گیاهان وحشی مختلف است. مردم از این گیاهان بهعنوان داروهای طبیعی شفابخش استفاده میکنند.
وجود غارهای متعدد در آلتایی گواهیست بر سابقه باستانی این منطقه. سنگ نوشتهها و حکاکیهای اتاقهای تو در تو و راههای عبور کوچک و هم اندازه نشان از حضور انسانهای نخستین در این منطقه دارد. بقایایی مربوط به انسانهای نخستین در اینجا کشف شده است
تامارا باتویوا مدیر موزه تاریخ میگوید: ”اینجا به روح شما کمک میکند که به پرواز در بیاید و آواز بخواند. تمام مشکلات و دردها توسط این کوهها بهبود پیدا میکند“..
استپهای بیکران هممرز با تایگا چشمانداز خارقالعادهایست. دشتهای بیدرخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی و بیابانهای احاطه شده از کوهستانهای پوشیده از برف. این تنوع در سرتاسر رشته کوههای آلتایی که نزدیک به دو هزار کیلومتر است، دیده میشود، تنوعی که انواع دوستداران طبیعت را به آلتایی کشانده است. مانند عاشقان پاراگلایدر که برای شرکت در مسابقات ملی در این مکان جمع میشوند.
بعضی برای پیاده روی در طبیعت و برخی در کوهستان، تعدادی برای ماهیگیری و قایقرانی در رودخانهها (که توسط یخچالهای طبیعی آلتایی تغذیه میشود) و بعضی دیگر برای سوارکاری و عدهیی برای صخره نوردی به اینجا میآیند.
این طبیعت دست نخورده از زمانهای قدیم بهعنوان یک عشق مقدس برای چادرنشینان آلتایی بوده است. قبایل محلی، روح پرستان و کاهنان از قدیم در کوهها، جنگلها، رودخانهها و طبیعت اینجا حضور داشتهاند.
این منطقه، طبیعت بکر خود را هنوز حفظ کرده است. اگر چه در حال حاضر مکانهای مختلفی از آن تبدیل به استراحتگاههای بزرگی شده است اما بسیاری از آنها دست نخورده باقی مانده است. هنوز هم اسب مهمترین وسیله حمل و نقل است. در مناطق صعب العبوری که اتوموبیلها نمیتوانند از آن عبور کنند.
واژه آلتایی از کلمه ”طلا“ در زبان مغولی میآید. نیمه ماه مه مصادف است با آغاز بهار در رشته کوههای طلایی که پوشیده از گل و گیاهان وحشی مختلف است. مردم از این گیاهان بهعنوان داروهای طبیعی شفابخش استفاده میکنند.
وجود غارهای متعدد در آلتایی گواهیست بر سابقه باستانی این منطقه. سنگ نوشتهها و حکاکیهای اتاقهای تو در تو و راههای عبور کوچک و هم اندازه نشان از حضور انسانهای نخستین در این منطقه دارد. بقایایی مربوط به انسانهای نخستین در اینجا کشف شده است
تامارا باتویوا مدیر موزه تاریخ میگوید: ”اینجا به روح شما کمک میکند که به پرواز در بیاید و آواز بخواند. تمام مشکلات و دردها توسط این کوهها بهبود پیدا میکند“..