استان مازندران موقعیت:
استان مازندران، استان ساحلی شمال ایران: از شمال به دریای خزر یا دریای مازندران، از شرق به استان گرگان، از جنوب به استانهای سمنان و تهران و از مغرب به استان گیلان محدود میشود.استان مازندران، مساحت: 75623 کیلومتر مربع است.
مرکز استان مازندران: شهر ساری.
استان مازندران، بندرهای مهم:1- بندر امیرآباد (بهشهر) 2-بندر فریدونکنار 3-بندر نو شهر
استان مازندران: شهرها
ساری- نکا - بهشهر-کلاردشت- سیمرغ- عباس آباد- نوشهر- نور- محمودآباد-آمل- بابلسر-بابل- قائمشهر- جویبار- سواد کوه- چالوس- تنکابن-فریدونکنار- گلو گاه- میانرود و رامسر شهرستانهای استان مازندران میباشندنوع زبان: فارسی و مازندرانی (طبری)
استان مازندران کوهها و رودها:
استان مازندران بلندترین و پستترین نقاط ایران یعنی قله دماوند (در محدوده شهرستان آمل) و دریای خزر را در خود جای داده است. دماوند یکی از 7آتشفشان معروف دنیا است. رشته کوه البرز که دماوند در آن قرار دارد، مازندران را به دو قسمت جلگهای و کوهستانی تقسیم کرده است. رشته کوه البرز همچنین دارای کوههای فرعی میباشد که از جنوب به شمال و یا به موازات دریا کشیده شدهاست. قلههای سیالان با ارتفاع ۴۱۲۵ متر و تخت سلیمان با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن از این جملهاند. قسمت جنوبی استان مازندران کوهستانی و قسمت شمالی بواسطه دریای خزر جلگهای میباشد. جلگه مازندران بهدلیل تهنشین شدن رسوبات ناشی از فراوانی آب، در اثر فرسایش کوهها تشکیل شده است.رودهای هراز- بابلرود- تالار-چالوس-تجن-چشمه کیله از مهمترین رودهای استان مازندران میباشند که پس از مشروب کردن زمینهای کشاورزی به دریای مازندران میریزند.
استان مازندران، آب و هوا
استان مازندران بهدلیل شرایط جغرافیایی ویژه دارای آب و هوای معتدل و مرطوب در نواحی جلگهای، و آب و هوای کوهستانی دارای زمستانهای سرد همراه با یخ بندانهای طولانی و تابستانهای کوتاه و خشک میباشد. استان مازندران با پوشش گیاهی و آب و هوای متنوع خود، دارای جلگهها، علفزارها، بیشهها و جنگلهای منحصربهفرد در جهان است.منابع گوناگون زیرزمینی آن، از جنگل، دشت، کوه، و تالابها و دریا آن را از غنیترین استانهای ایران کرده است.
گردشگاههای اصلی استان مازندران
دریای مازندران یا خزر (کاسپین)دریای مازندران بهدلیل عدم ارتباط با دریاهای آزاد در واقع دریاچه است. اما چون بزرگترین دریاچه جهان است به آن دریا میگویند. وسعت آن حدود ۳۶۰هزار کیلومتر مربع و بین کشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان قرار دارد و دارای میدانهای غنی نفتی میباشد.
عمده آب آن (%۸۷) از رودخانههای ولگا و اورال، در روسیه و بقیه آن (12% ) از رودخانههای سواحل غربی و سواحل جنوبی ایران تأمین میشود.
رودهایی که از سمت استان مازندران به دریای خزر میریزند عبارتند از: هراز-بابلرود-تالار-چالوس-تجن-چشمه کیله.
ریشهٴ نام مازندران:
برخی نام مازندران را بهمعنی جایگاه دیو بزرگ معنی کردهاند. گفتهاند ماز یعنی بزرگ و ایندیرا را هم پسوند مکان دانستهاند.گروهی دیگر «ایندرا» را خدای افسانهای آریایی دانسته که در نوشتههای به زبان سانسکریت مثل ریگ ودا به آن اشاره شده است. ایندرا خدای باران، و رعد و برق و خدای جنگاور و فرمانروای دیوان است و بهشت را هم در اختیار دارد. ایندرا سوار بر ابرها، باران میآورد و زمینها را بوستان میکند.
عدهیی دیگر اسم مازندران را ترکیبی از ماز+اندر+آن میدانند و میگویند ماز بهمعنی زنبور عسل است و مازندران یعنی جایی که زنبور عسل جای دارد.
و بالاخره جمع دیگری وجود کوه ماز را علت این اسم گذاری میدانند. مردم دماوند هنوز هم به کوه بلندی که در شمال شهرشان امتداد دارد، ماز میگویند. در لاسم در میان رشته کوه دوبرار، قله بلند ماز قرار دارد.
نام قبلی مازندران، طبرستان بود. که طبرستان هم از اسم قوم تپور گرفته شده که قبلاً این منطقه به نام آنان تپورستان خوانده میشد. قوم تپور از گرگان کنونی تا بابل گسترده بودند.
ریشهٴ نامهای مختلف دریای مازندران (خزر)
این دریا در طول تاریخ نامهای متعددی داشته است. برخی از این اسامی عبارتند از: دریای کاسپین، دریای دیلم، دریای گیلان، دریای خزر، دریای مازندران، دریای طبرستان.1ـ دریای طبرستان: از نام اقوام تپورها یا تاپوران که چند قرن پیش از میلاد در کوهستانهای شمالی استرآباد و مازندران در جنوب دریای خزر زندگی میکردند گرفته شده است.
دریای کاسپین منسوب به نام قبایلی موسوم به کاسپیهاست که در قرن اول میلادی در کرانهٴ جنوب غربی دریای خزر میزیستند.
دریای دیلم نام قومی است که در دیلم سرزمین واقع بین طبرستان و آذربایجان زندگی میکردند. نام دیلم در قرن نهم میلادی به این دریا داده شد.
دریای گیلان، نام قبایل و مردمانی است که از چند قرن قبل از میلاد در سرزمین گیلان زندگی میکردند.
دریای خزر، نام قومی است ترک که از آسیای مرکزی در قرنهای 7 و 8میلادی به مناطق اطراف این دریا مهاجرت نمودند. و در قرن یازدهم حکومت آنها منقرض شد.
دریای مازندران، که نام آن از استان مازندران گرفته شده است.
2-دریاچه سما (ولشت) در استان مازندران
دریاچه سما یا ولشت در شمال غربی مرزن آباد، در شهر چالوس قرار دارد. این دریاچه از آب چشمههای فراوان اطراف آن بهوجود آمده است.
3- چشمههای آب معدنی در استان مازندران
در استان مازندران همچنین چشمههای آب معدنی فراوان با خاصیت درمانی وجود دارند. از جمله چشمه آبگرم آزرود بابل و حمامهای آب معدنی در شهرهای رامسر و کتالم شهرستان رامسر و رینه بخش لاریجان، شهرستان آمل.
4-آبشارها در استان مازندران
سلسله جبال البرز با شیبهای تندش، آبشارهای کوچک و بزرگی را بهوجود میآوردکه عمده آنها در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. این آبشارها هم در کوهستان و هم در بیشهها و جنگلها وجود دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از: آبشار ایج یا ده قلو، ساواشی، لاسم، هفت آبشار تیرکن، آبشار کیمون، هریجان، سواسره، زیار، تیمره، پرومه، آب پری، آبشار یخی، آبشار نجار و آبشار سوادکوه.
سایر گردشکاههای آن عبارتند از: دماوند، باداب سورت، پارک ملی لار، علم کوه، غار دانیال، آبگرم لاریجان، آبگرم استرابکوه، پارک پایین لموک.
استان مازندران، حیات وحش
تنوع حیات وحش آن، پلنگ، خرس، گرگ، گربه وحشی، و پرندگانی همچون قرقاول، شاهین، اردک، قو، کبک، تیهو و خزندگانی هم چون انواع مار و لاکپشت را شامل میشود. در گذشته ببر نیز در آن زندگی میکرده است ولی اکنون ببر مازندران منقرض شده است.انواع ماهیها در آبگیرها و رودهای این استان وجود دارد. پرندگان مهاجر از جمله اردک، غاز، پلیکان به کنارههای ساحل آن مهاجرت میکنند.
استان مازندران، اقتصاد
اقتصاد مازندران بهدلیل کشاورزی و تولید فرآوردههای غذایی دریایی از جمله خاویار، همچنین صنایع و جنگل از اهمیت بالایی برخوردار است. اما در نظام ولایتفقیه با برداشتهای بیرویه از دریا و جنگل نسل ماهی خاویار را رو به انقراض بردند و درختان جنگلها را بیرویه برای پرکردن کیسه ایادی خود ریشهکن کردند و زمینهای آن را بالا کشیدند. از اینرو، طبیعت این استان بهدلیل از بین بردن جنگل ها، عملاً تغییر کرده و دیگر توان جذب بارانهای موسمی را ندارد. کشاورزی این استان هر سال در برابر سیلهای ناشی از باران آسیبهای جدی میبیند. این هم از نتایج عملکردهای رژیم ولایتفقیه در استان مازندران است. صنعت نساجی استان مازندران از بارزترین نمونههای انهدام صنعت در رژیم ولایتفقیه است.استان مازندران، صنایع دستی
صنایع دستی در استان مازندران جایگاه خاص خود را از دست داده است. در رژیم ولایتفقیه، بهدلیل واردات بیرویه از یک سو و بحران اقتصادی مردم از سوی دیگر، صنایع دستی عملاً برای تولیدکنندگان محلی غیراقتصادی شده و دیگر اثری از صنایع دستی استان مازنداران نمانده است. صنایعی مثل قالی بافی، گلیم بافی و حصیر بافی و انواع دیگر آن، رنگرزی و چاپ سنتی، سفالگری و سرامیک سازی، فرآوردههای پوست و چرم، طراحی سنتی، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی تبدیل به تولیداتی گران و در حد بسیار کم باقی ماندهاند.استان مازندران، فرهنگ و موسیقی
موسیقی مازندران در ناحیه شرقی بهدلیل نزدیکی به خراسان و ترکمن صحرا با آن ترکیب میشود. ولی در غرب و مجاورت با گیلان، خصوصیت خود را حفظ کرده است.
استان مازندران، انواع موسیقی
مقام: بیان کننده ارزش و جایگاه موسیقی مازندران میباشد. مقام امیری در دو نوع امیری بلند و امیری کوتاه اجرا میشود. استاد ابوالحسن صبا، مقام امیری مازندران را ثبت کرد و جزیی از آثار او میباشد.2- کتولی
این نوع موسیقی در شمال مازندران رایج است. دارای محتوای اخلاقی، قومی، اعتقادی و گاه توصیفی میباشد. در 3نوع کوتاه، متوسط، بلند اجرا میشود.
3-چاووش خوانی
چاووش خوان، پیک خبر دهنده است که مردم را در حال و هوای اعتقادی و توجه به مقدسات قرار میدهد. مضمون عمومی آن مسائل حماسی و اعتقادی و پرداختن به بیان ارزشهاست.
4-نوروزخوانی
متداولترین نوع موسیقی این استان است. نوروز خوانان، گروههای سیاری هستند که رسیدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم نوید میدهند. مردم هم با خوراکی و شیرینی و پول به استقبال آنها میروند.
استان مازندران، پیشینه تاریخی:
استان مازندران یا طبرستان، سرزمین بخشی از اساطیر ایران است. بنا بر حکایتهای شاهنامه رستم در پیمودن هفتخوان به مازندران سرزمین دیوان رفت. و آرش کمانگیر از آمل به سمت مرو تیر انداخت.استان مازندران مطابق شواهد باستانشناسی یکی از قدیمیترین مکانهای سکونت بشر بهشمار میرود. نشانههای باستانشناسی در غارهای «کمربند» و هوتو در بهشهر و در گوهر تپه، قدمت زیست انسان در این مناطق را تا حدود 9500سال قبل از میلاد نشان میدهد. مازندران جزیی از قلمرو پادشاهی ورگانا، و یکی از استانهای مهم طبرستان بوده است.
قبل از ورود آریائیها به آن طوایف مختلف از جمله، تپوریها، آماردها و کادوسیها در آن سکونت داشتند.
1-اقوام تپور: در حد فاصل میان آمل و گرگان امروزی زندگی میکردند. مرز شرقی آنها استرآباد و مرز غربی آنها چالوس بود. به این صورت مازندران بخشی از تپورستان و مرکز آن شهر تاریخی ساری بوده است.
تپورها در حد فاصل آماردها و هیر کانیه زندگی میکردند که منطقهیی میان آمل و گرگان امروزی را شامل میشد. اما بنا بهنوشته دیاکونف تاریخ شناس معروف: «تپورها ساکن و تحت نفوذ هیرکانیه بودند» مرز شرقی آنها استرآباد و مرز غربی آنها چالوس بود.
2-قوم مارد یا آمارد: که مرکز حکومت آنها تنکابن فعلی بوده است. وسعت سرزمین قوم مارد از شرق تا علمدار از غرب تا رودسر فعلی و از جنوب تا نصف قزوین بود. ویژگی این قوم دلاور و جنگجو ایستادگی در مقابل حاکمان زورگو و ظالم بوده است. زبان آنها به پارسی و گیلکی متمایل بوده است و امروزه در لهجه شهسواری شناخته میشود.
3-کادوسیها: در گیلان سکونت داشتند. نام گیلان از قوم جل یا گل که از سفید رود تا لومیر ساکن آن بودند گرفته شده است. این اقوام پیش از آمدن آریاییها به کوهستانهای بلند آن پناه بردند ولی نهایتاً فرهنگ و دین آنان را پذیرفتند.
استان مازندران در دوران مادها
در زمانی که فلات ایران بهخصوص نواحی زاگرس صحنه جنگ و خونریزی آشوریان و اقوام دیگر بود اقوام این سرزمین در آرامش زندگی میکردند و اقوام نواحی دیگر به آنها پناهنده میشدند. از جمله طوایفی که به نواحی جنوب خزر پناهنده شد طایفه مغان، یکی از طوایف شش گانه ماد بود.استان مازندران در دوران هخامنشیان
هخامنشیان از حدود (675 ق. م) تا سال (330 ق. م) حکومت کردند. کوروش کبیر پس از فروپاشی دولت آریایی ماد، پایههای یک حکومت نیرومند را گذاشت. کورش سپاه ایران و حاشیه دریای خزر را با شرکت اقوام این مناطق تشکیل داد. در زمان کوروش، ایران بهصورت ملوک الطوایفی اداره میشد. اداره طبرستان به یکی از بزرگان یا شاهزادهگان فارس داده شد.استان مازندران در دوران سلوکیان
در حمله اسکندر (331 ق. م) تمامی اقوام کناره خزر با تشکیل سپاهی تحت فرماندهی مازه به کمک داریوش سوم هخامنشی رفتند. «جنگ گوگامل» یکی از این سلسله نبردها بود که بهدلیل شجاعت بسیار سپاهیان تحت فرماندهی مازه یکی از درخشانترین جنگهای ایران و یونان شناخته میشود. نهایتاً طبرستان به تصرف سپاه اسکندر درآمد که در تاریخ ایران از بازماندگان اسکندر با نام سلوکیان نام برده میشود.استان مازندران در دوران اشکانیان
با شکست بازماندگان اسکندر توسط اشکانیان سلسله اشکانیان در ایران و مازندران شکل گرفت. اشکانیان از عشایر محدوده شرق دریای خزر و از ایالت پارت که شامل خراسان فعلی بود برخاستند. محدوده دولت اشکانیان از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس بود و آمل پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.استان مازندران در دوران ساسانیان
استان مازندران و گیلان بعد از اسکندر و جانشینانش، حالت استقلال داشت. و گشنسب شاه بر آن حکومت میکرد. فرماندهی خاندان او تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشت و پس از آن به ساسانیان منتقل شد. با ظهور مزدک و گسترش افکار او، قباد شاه ساسانی به پیروان این مذهب و به تبلیغ آن پرداخت. اما با یک توطئه پنهان از قدرت برکنار شد و انوشیروان به قدرت رسید. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند. بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند.در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران حکومتی با قدرت تحت فرمانروایی گیلانشاه تشکیل شد. عمران و آبادانی از گیلان تا گرگان رونق گرفت. در همین دوران بود که اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. پایتخت ساسانیان (مدائن) در نبرد قادسیه توسط اعراب تصرف شد. سقوط ساسانیان تاخت و تاز ترکان ماوراءالنهر به مازندران را فراهم کرد.
استان مازندران (طبرستان) تنها قسمت ایران بود که اعراب در فتوحات اولیه خود به آن دست نیافتند و در زمان بنی عباس (۷۶۵ میلادی) فتح شد. در قرن دهم پس از حمله مغولها نیز پایتخت از آمل به ساری منتقل شد و نام مازندران برای آن گذاشته شد.