جنگ انتخابات و مسائل پیرامون آن بیشترین عنوانهای روزنامه حکومتی را به خود اختصاص داده است:
آرمان: تشکیلات جدید لاریجانی و باهنر؛ رونمایی از جریان سوم قبل از انتخابات
آرمان: دوره احمدینژاد ۷هزار کارخانه تعطیل شد
آرمان: دوره احمدینژاد ۷هزار کارخانه تعطیل شد
ابتکار: کم اثری مجازاتهای برخورد با تخلفات انتخاباتی؛ جایی که قانون حریف نیست
اعتماد:خواست هاشمی یک چیز بود؛ آمدن روحانی- روحانی چارهیی جز آمدن ندارد- هنوز زیان فقدان هاشمی را نفهمیدهایم
بهار: باید نگران چشم اسفندیارهای روحانی بود
اعتماد:خواست هاشمی یک چیز بود؛ آمدن روحانی- روحانی چارهیی جز آمدن ندارد- هنوز زیان فقدان هاشمی را نفهمیدهایم
بهار: باید نگران چشم اسفندیارهای روحانی بود
جوان: مجلس خبرگان رهبری خطاب به رئیسجمهور: دولت بگوید در عمل به اقتصاد مقاومتی چه کرده است – جنتی: آقای رئیسجمهور گزارشی از عملکرد اقتصاد مقاومتی به مردم بدهند به گفتار و آمار نمیشود تکیه کرد- رئیسی: راهکار برون رفتن کشور از مشکلات و تحریم عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی است
رسالت: رئیس مجلس خبرگان: رئیسجمهور اگر به اقتصاد مقاومتی عمل نکرده عذرخواهی کند.
خراسان: گزارشی از مشکلات و وعدههای بر زمین مانده مشهد به رئیسجمهور جهت اطلاع، اقدام و عمل؛ آقای روحانی به شهر وعدهها خوش آمدید
وطن امروز: مردم برای آزاد شدن سهام عدالت در زمان نامعلوم باید پول هم بدهند؛ رونمایی انتخاباتی از سهام عدالت
همدلی: در نشست پرونده پایتخت مطرح شد؛ به پسر عمه منتقد هم کار دارند
در روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع حملات جنتی به دولت روحانی در مورد اقتصاد مقاومتی تیتریک اغلب روزنامهها شده است. روزنامههای باند رفسنجانی نیز به آن پاسخ دادهاند:
رسالت: رئیس مجلس خبرگان: رئیسجمهور اگر به اقتصاد مقاومتی عمل نکرده عذرخواهی کند.
خراسان: گزارشی از مشکلات و وعدههای بر زمین مانده مشهد به رئیسجمهور جهت اطلاع، اقدام و عمل؛ آقای روحانی به شهر وعدهها خوش آمدید
وطن امروز: مردم برای آزاد شدن سهام عدالت در زمان نامعلوم باید پول هم بدهند؛ رونمایی انتخاباتی از سهام عدالت
همدلی: در نشست پرونده پایتخت مطرح شد؛ به پسر عمه منتقد هم کار دارند
در روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع حملات جنتی به دولت روحانی در مورد اقتصاد مقاومتی تیتریک اغلب روزنامهها شده است. روزنامههای باند رفسنجانی نیز به آن پاسخ دادهاند:
کیهان:آیتالله جنتی در افتتاحیه اجلاس خبرگان: برخی سمتها دست فتنهگران است و با جوانان انقلابی برخورد میکنند
رسالت: رئیس مجلس خبرگان: رئیسجمهور اگر به اقتصاد مقاومتی عمل نکرده عذرخواهی کند.
رسالت: رئیسی با اشاره به نزدیکی به پایان سال با عنوان «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»، افزود: طبیعتاً دولتمردان باید دراینباره کارنامهای از خود نشان دهند چرا که مقام معظم رهبری در سخنان مهمی تأکید کردند که راهکار برونرفت کشور از مشکلات و تحریم عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی است.
رئیسی اقتصاد مقاومتی را مسأله داخلی و حفظ عزت نظام اسلامی را مسأله خارجی مورد تأکید اعضای مجلس خبرگان رهبری دانست و گفت: امروز آمریکاییها، اروپاییها و بسیاری از دولتمردان مغربزمین درصددند تا عزت و اقتدار ملی کشور را که در پرتو اقتدار بهدست آمده است مخدوش کنند.
جمهوری اسلامی: جنتی در دومین اجلاس سالانه پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری با طرح مسائلی از رئیسجمهور خواست گزارشی از عملکرد دولتش در خصوص اقتصاد مقاومتی ارائه نماید. اینکه مجلس خبرگان و رئیس آن در قبال مسائل روز جامعه حساسیت داشته باشند و از دولت بخواهند در قلمرو مسئولیت خود پاسخگو باشد، امری مبارک و قابل تحسین است و طبعاً لازم است نمایندگان خبرگان رهبری نسبت به تمامی مسائل و مشکلات ریز و درشت جامعه حساسیت و اشراف داشته باشند.
از سوی دیگر به نظر میرسد دولت و رئیسجمهور هم بهویژه در ارائه گزارش فعالیتها و تلاشهای خود لازم است اهتمام بیشتری نشان دهند... به نظر میرسد دولت یازدهم در قبال ندانم کاریها و اقدامات غیراصولی دولت گذشته، با سکوت و رودربایستی برخورد کرده و در انعکاس آن همه خطاهای دولتهای نهم و دهم کوتاهی نموده و به اطلاع عموم نرسانده است که دولت یازدهم یک خزانه خالی، صندوق ذخیره ارزی با آن شرایط و مجموعه مناسبات سیاسی – اقتصادی کشور را در چنان بنبستی تحویل گرفته و سالها تلاش کرده تا کشور را از آن بنبست و بحران و اوضاع فاجعهآمیز نجات دهد و به سمت و سوی شرایط مطلوب و متعادل رهنمون سازد. رئیسجمهور باید برای ثبت در تاریخ و برای آحاد مردم روشن کند که دولتهای نهم و دهم با آن همه درآمد نفتی چند صد میلیارد دلاری که به تنهایی با کل درآمد نفتی کشور در ادوار مختلف گذشته برابری میکرده، چگونه کشور را به «بهشت واردات» مبدل کرده بود و با توسل به تبلیغات همه جانبه، جامعه را از وضعیتی که در آن قرار داشتیم، به کلی بیاطلاع نگهداشته بود.
رئیسجمهور باید توضیح دهد که آمارهای منتشره توسط دولتمردان دولتهای نهم و دهم تا چه اندازه با واقعیتها تطبیق میکرده که در سال 91 ادعا میکردند یک میلیون و چهارصد هزار شغل ایجاد کردهاند ولی دو روز بعد، رئیسجمهور وقت ادعا میکرد که یک میلیون و ششصد هزار شغل ایجاد شده است در حالی که در هیچ مقطعی، مردم صحت چنین آمارها و ادعاهایی را در زندگی روزمره خود تجربه نکردند و کمترین تاثیر مثبتی را در زندگی و درآمد و رفاه خود شاهد نبودند.
رئیسجمهور لازم است برای مردم تشریح کند که رئیسجمهور قبلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، با وعده آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم به قدرت رسید ولی مردم هرگز شاهد تحقق چنان وعدهیی نبودند. چون اقتصاد کشور متکی به واردات بود و دولت گذشته زمانی که قدرت را در دست گرفت، دلار در حد 700 تومان و سکه طلا در حد 90هزار تومان بود ولی دولت را در شرایطی تحویل داد که دلار با نوسانات دلهره آور، ارقام بالای 4هزار تومان را هم تجربه کرد و سکه طلا به 350/1 میلیون تومان هم رسید. با یک محاسبه ساده میتوان دریافت که در دولتهای نهم و دهم، ارزش پول ملی به سطحی کمتر از 10 درصد رقم در موقع تحویل قدرت رسیده و در واقع «رمق اقتصاد ملی» بهشدت تحلیل رفت.
دولت یازدهم لازم است برای مردم و آیتالله جنتی توضیح دهد که احیای نشاط و شادابی و امید در جامعه بهرغم پمپاژ یاس و سیاهنمایی توسط برخی رسانهها و جناحها یک افتخار است. کاهش تورم 48 درصدی و تک رقمی کردن آن افتخار است. ایجاد ثبات نسبی در قلمرو اقتصاد یک افتخار است. ایجاد اعتماد و در پیش گرفتن تعامل و تفاهم در جامعه، یک افتخار است.
در روزنامههای باند روحانی واکنش وی به باند رقیب انعکاس یافته است که بار دیگر روی مبانی قدرت در نظام تشکیک کرده است:
رسالت: رئیس مجلس خبرگان: رئیسجمهور اگر به اقتصاد مقاومتی عمل نکرده عذرخواهی کند.
رسالت: رئیسی با اشاره به نزدیکی به پایان سال با عنوان «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»، افزود: طبیعتاً دولتمردان باید دراینباره کارنامهای از خود نشان دهند چرا که مقام معظم رهبری در سخنان مهمی تأکید کردند که راهکار برونرفت کشور از مشکلات و تحریم عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی است.
رئیسی اقتصاد مقاومتی را مسأله داخلی و حفظ عزت نظام اسلامی را مسأله خارجی مورد تأکید اعضای مجلس خبرگان رهبری دانست و گفت: امروز آمریکاییها، اروپاییها و بسیاری از دولتمردان مغربزمین درصددند تا عزت و اقتدار ملی کشور را که در پرتو اقتدار بهدست آمده است مخدوش کنند.
جمهوری اسلامی: جنتی در دومین اجلاس سالانه پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری با طرح مسائلی از رئیسجمهور خواست گزارشی از عملکرد دولتش در خصوص اقتصاد مقاومتی ارائه نماید. اینکه مجلس خبرگان و رئیس آن در قبال مسائل روز جامعه حساسیت داشته باشند و از دولت بخواهند در قلمرو مسئولیت خود پاسخگو باشد، امری مبارک و قابل تحسین است و طبعاً لازم است نمایندگان خبرگان رهبری نسبت به تمامی مسائل و مشکلات ریز و درشت جامعه حساسیت و اشراف داشته باشند.
از سوی دیگر به نظر میرسد دولت و رئیسجمهور هم بهویژه در ارائه گزارش فعالیتها و تلاشهای خود لازم است اهتمام بیشتری نشان دهند... به نظر میرسد دولت یازدهم در قبال ندانم کاریها و اقدامات غیراصولی دولت گذشته، با سکوت و رودربایستی برخورد کرده و در انعکاس آن همه خطاهای دولتهای نهم و دهم کوتاهی نموده و به اطلاع عموم نرسانده است که دولت یازدهم یک خزانه خالی، صندوق ذخیره ارزی با آن شرایط و مجموعه مناسبات سیاسی – اقتصادی کشور را در چنان بنبستی تحویل گرفته و سالها تلاش کرده تا کشور را از آن بنبست و بحران و اوضاع فاجعهآمیز نجات دهد و به سمت و سوی شرایط مطلوب و متعادل رهنمون سازد. رئیسجمهور باید برای ثبت در تاریخ و برای آحاد مردم روشن کند که دولتهای نهم و دهم با آن همه درآمد نفتی چند صد میلیارد دلاری که به تنهایی با کل درآمد نفتی کشور در ادوار مختلف گذشته برابری میکرده، چگونه کشور را به «بهشت واردات» مبدل کرده بود و با توسل به تبلیغات همه جانبه، جامعه را از وضعیتی که در آن قرار داشتیم، به کلی بیاطلاع نگهداشته بود.
رئیسجمهور باید توضیح دهد که آمارهای منتشره توسط دولتمردان دولتهای نهم و دهم تا چه اندازه با واقعیتها تطبیق میکرده که در سال 91 ادعا میکردند یک میلیون و چهارصد هزار شغل ایجاد کردهاند ولی دو روز بعد، رئیسجمهور وقت ادعا میکرد که یک میلیون و ششصد هزار شغل ایجاد شده است در حالی که در هیچ مقطعی، مردم صحت چنین آمارها و ادعاهایی را در زندگی روزمره خود تجربه نکردند و کمترین تاثیر مثبتی را در زندگی و درآمد و رفاه خود شاهد نبودند.
رئیسجمهور لازم است برای مردم تشریح کند که رئیسجمهور قبلی در دوره تبلیغات انتخاباتی، با وعده آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم به قدرت رسید ولی مردم هرگز شاهد تحقق چنان وعدهیی نبودند. چون اقتصاد کشور متکی به واردات بود و دولت گذشته زمانی که قدرت را در دست گرفت، دلار در حد 700 تومان و سکه طلا در حد 90هزار تومان بود ولی دولت را در شرایطی تحویل داد که دلار با نوسانات دلهره آور، ارقام بالای 4هزار تومان را هم تجربه کرد و سکه طلا به 350/1 میلیون تومان هم رسید. با یک محاسبه ساده میتوان دریافت که در دولتهای نهم و دهم، ارزش پول ملی به سطحی کمتر از 10 درصد رقم در موقع تحویل قدرت رسیده و در واقع «رمق اقتصاد ملی» بهشدت تحلیل رفت.
دولت یازدهم لازم است برای مردم و آیتالله جنتی توضیح دهد که احیای نشاط و شادابی و امید در جامعه بهرغم پمپاژ یاس و سیاهنمایی توسط برخی رسانهها و جناحها یک افتخار است. کاهش تورم 48 درصدی و تک رقمی کردن آن افتخار است. ایجاد ثبات نسبی در قلمرو اقتصاد یک افتخار است. ایجاد اعتماد و در پیش گرفتن تعامل و تفاهم در جامعه، یک افتخار است.
در روزنامههای باند روحانی واکنش وی به باند رقیب انعکاس یافته است که بار دیگر روی مبانی قدرت در نظام تشکیک کرده است:
ابتکار: در نظام جمهوری اسلامی یک پایه مهم مشروعیت آراء مردم است و اگر این چنین شد و پایه مشروعیت آراء مردم شد یعنی بدون رضایت عامه مردم حکومت حقه معنا و مفهومی نخواهد داشت. بهمعنای دیگر صاحب حکومت ایران و صاحب این کشور ملت ایران است.
روزنامههای باند روحانی شکاف و جنگ قدرت بر سر کرسی ریاستجمهوری در باند خامنهای را برجسته کردهاند:
روزنامههای باند روحانی شکاف و جنگ قدرت بر سر کرسی ریاستجمهوری در باند خامنهای را برجسته کردهاند:
ابتکار: باهنر درباره نامزدی بقایی در انتخابات ریاستجمهوری تصریح کرد: من در موقعیتی نیستم که راجع به صلاحیت بقایی یا فرد دیگری صحبت کنم. مقامات قضایی هم اعلام کردند که وجود پرونده باز لزوما موجب رد صلاحیت افراد نمیشود. این فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که چه پاسخی به اظهارات اخیر بقایی درباره خودتان دارید؟ اظهار کرد: نه تنها بقایی، بلکه خیلیها من را قبول ندارند و من هم نباید وقت خود را صرف این کنم که چه کسی چه گفته، نباید وقت خود را به این مسائل سبک بپردازم. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا این احتمال وجود دارد که جلیلی یا قالیباف بهصورت مستقل وارد انتخابات ریاستجمهوری شوند، گفت: همه احتمالات را میشود داد، اما تلاش میکنیم که این اتفاق نیفتد و به تفاهم برسیم که امیدم هم در این بسیار بالاست. اگر تعداد کاندیداهای اصولگرایان زیاد باشد روحانی میتواند پیروز شود، اما اگر اصولگرایان به یک نفر بیایند و آن فرد هم قابلیت کافی را داشته باشد نتیجه انتخابات به نفع رقبای روحانی تغییر خواهد کرد. اکنون نه اصولگرایان امیدی به روحانی دارند نه روحانی به آنها امیدی دارد.
در روزنامههای باند رفسنجانی – روحانی بهرغم دود و دم های ضداستکباری روزنامههای باند رقیب بر ضرورت ادامه مسیر زهرخوران و مذاکره تأکید شده است:
شرق: «با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟»، هادیان: «نباید در رادار ترامپ باشیم در مرحله اول باید تلاش کنیم تا در رادار و مرکز توجه او قرار نگیریم، اگر چه برخی مثل عربستان و اسراییل تلاش میکنند که ما را در مرکز توجه ترامپ قرار دهند. رئیسجمهور جدید ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا امنیت را کالایی گرانبها کند. نباید آتو دست ترامپ دهیم؛ مثلاً دستگیری شهروندان دوتابعیتی موضوعی نیست که ما بهخاطر آن هزینه دهیم»... تخت روانچی: «شرایطی ایجاد شده که میتوان باگفتگو مسائل را حل کرد. در این شرایط گزینه پیشروی ما انسجام و وحدت ملی است. در سیاست خارجی باید ید واحده باشیم».
حمله به کارنامه دولت روحانی در روزنامههای باند علی خامنهای مضمون مقالات اصلی است که در آنها تمامی بحرانهای داخلی، منطقهیی و بینالمللی نظام بر سر دولت روحانی خراب شده است:
در روزنامههای باند رفسنجانی – روحانی بهرغم دود و دم های ضداستکباری روزنامههای باند رقیب بر ضرورت ادامه مسیر زهرخوران و مذاکره تأکید شده است:
شرق: «با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟»، هادیان: «نباید در رادار ترامپ باشیم در مرحله اول باید تلاش کنیم تا در رادار و مرکز توجه او قرار نگیریم، اگر چه برخی مثل عربستان و اسراییل تلاش میکنند که ما را در مرکز توجه ترامپ قرار دهند. رئیسجمهور جدید ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا امنیت را کالایی گرانبها کند. نباید آتو دست ترامپ دهیم؛ مثلاً دستگیری شهروندان دوتابعیتی موضوعی نیست که ما بهخاطر آن هزینه دهیم»... تخت روانچی: «شرایطی ایجاد شده که میتوان باگفتگو مسائل را حل کرد. در این شرایط گزینه پیشروی ما انسجام و وحدت ملی است. در سیاست خارجی باید ید واحده باشیم».
حمله به کارنامه دولت روحانی در روزنامههای باند علی خامنهای مضمون مقالات اصلی است که در آنها تمامی بحرانهای داخلی، منطقهیی و بینالمللی نظام بر سر دولت روحانی خراب شده است:
رسالت: یکی از مأموریتهای دولت یازدهم رفع تهدیدهای نظامی و برداشتن گزینه نظامی روی میز بود. یک بررسی سطحی پیرامون رویدادهای منطقه و جهان نشان میدهد این تهدید بهطور بالقوه وجود دارد. آمریکاییها با روی کار آمدن ترامپ، در حال تدارک یک جنگ نیابتی علیه ایران اسلامی توسط عربستان هستند.
سه سال پیش که دولت عزم حل مناقشات هستهیی با 1+5 را داشت، رئیسجمهور قبل از اعزام تیم برای مذاکرات اعلام کرد؛ «خزانه مملکت خالی است!» این اظهار عجز و ضعف نه تنها واقعیت نداشت بلکه دشمن را تحریک کرد تا از موضع بالاتر نسبت به ما وارد مذاکره شود. در طول مذاکرات یک بار هم رئیسجمهور گفت؛ «همه چیز ما به برجام مربوط است حتی آب خوردن ما!» حال آن که این گزاره هم صحیح نبود، اما باز نوعی اعلام عجز بود. این مواضع نه تنها مشکلات ما را در برجام حل نکرد بلکه به دشمن کمک کرد کالای برجام را به ما گرانتر بفروشد.
رئیس دیپلوماسی خارجی ما هم یک بار در دانشگاه تهران به این جمله تفوه نمود که؛ «اگر آمریکا اراده کند در عرض چند دقیقه کل امکانات نظامی ما را منهدم میکند» و چندی بعد هم یکی از مشاوران رئیسجمهور در بیان ضعفهای اقتصادی ما گفت؛ «ما تنها در بخش آبگوشت بزباش و... میتوانیم با غرب رقابت کنیم!».
اما اشتباهات راهبردی دولت یازدهم و دادن علامتهای غلط به رقیبان منطقه ای
و جهانی جمهوری اسلامی، دوباره آنها را به طمع انداخت که گزینه پوسیده نظامی را به رخ ما بکشند. علت اینکه آمریکاییها در طول مذاکرات هستهیی و پس از آن حتی در زمان ترامپ که حال جنگیدن ندارند، گزینه نظامی را به رخ ما می کشند، همین خبط عظیم سیاسی و دیپلوماتیک است.
این بیپرواییهای دشمن، ناشی از چیست؟ ناشی از آن است که برخی فکر میکنند اگر با خصم، مهربان و با دوستان در داخل، عصبانی و غضبناک باشند، دشمن با آنها راه خواهد آمد و از فشار خود میکاهد. حال آن که این موضع نه تنها جواب نداده بلکه اوضاع را بدتر از گذشته کرده است.
به نظر نگارنده، رئیس دولت لازم است حتماً پاسخ این اهانت آمریکاییها نسبت به ملت ایران و منتخب ملت ایران در سال 92 را بدهد.
خبر ناگوار دیگری که از این دست عقبنشینیهای دولت در برابر دشمن رسیده، این است که نیویورک تایمز اعلام کرده دادگاهی در لوکزامبورگ 6/1میلیارد دلار از داراییهای بانک مرکزی را توقیف کرده است به این بهانه که چند آمریکایی در قضایای نبردهای رژیم صهیونیستی با حماس و حزبالله به درک واصل شدهاند. خانوادههای این معدومین که قبلاً شکایات خود را به دادگاههای آمریکا میبردند، اخیراً به دادگاههای اروپا شکایت برده و حکم توقیف اموال ایران را به بهانه خونبهای آنان گرفتهاند! این مفتضحانهترین برخوردی است که میتوان شاهد بود. در طول جنگ تحمیلی و پس از آن اصلاً غربیها جرأت نمیکردند از این حرفها بزنند. همین طور پیش برود، آمریکاییها فردا یک کیفرخواست علیه ملت ایران صادر میکنند و جنگهای داخلی آمریکا در یکصد سال اخیر را به ایران نسبت داده و از ما طلب خسارت خواهند کرد!
مسئولان دیپلوماسی کشور باید بپذیرند با این اشتباهات راهبردی، دشمن را در دشمنیاش جریتر کردهاند و اگر نبود قدرتنمایی ارتش و سپاه و نیروهای مسلح ایران، و اگر نبود ضرب شست حزبالله و حماس در مجازات رژیم صهیونیستی در نبردهای 33روزه و 52روزه و 8روزه، و از همه مهمتر اگر نبود هل من مبارز طلبیدن ملت ایران در تظاهرات روز قدس و 22بهمن، معلوم نبود کار مخاصمه آنان با ملت ایران به کجا میکشید؟!
ماشین تبلیغات انتخاباتی دولت نباید مرتکب این اشتباه شود که واقعیتهای انکارناپذیری را که مثل روز روشن است، تخطئه کند. واقعیت این است که اگر یک قدم عقب بنشینیم، دشمن صد قدم جلو میآید اما اگر 10 قدم جلو برویم دشمن قطعاً از مقابله با ما منصرف میشود. اوضاع موصل و حلب شاهد این ادعاست. ما از دولت میخواهیم از مواضعی که باعث میشود دشمن به فشار بیشتر ترغیب شود، پرهیز کند. اگر در این مورد کوتاهی کند، بداند ملت حتماً این کاستی را با موضع درست و بهجا در انتخابات آینده برطرف مینماید.
وطن امروز: وطن امروز: دستاوردهای دولت را هم ببینید!
دستاوردهای مهم دولت اعتدال بهویژه رئیس آن را نباید نادیده گرفت
دستاوردهایی دارد دولت فعلی، بعضاً متمایز و ممتاز. نخستین دستاورد اینکه اگر 4سال تمام، هر 24ساعت شبانهروز میخواستیم کد بیاوریم که چرا نمیتوان به مذاکره با آمریکا خوشبین بود، قطع به یقین، به این وضوحی نمیشد که دولت اعتدال در مقام عمل نشان داد به شیطان بزرگ نمیتوان اعتماد کرد و اگر هم اعتماد کنی، عاقبتی جز ابراز ندامت در پی ندارد! این دستاورد بزرگ آیا چیز کمی است؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست حتی به آن دسته از مردمی که با حسنظن به آمریکا نگاه میکردند هم ثابت کند که شیطان بزرگ، هرگز وفایی به عهد خود ندارد؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست ثابت کند که دستبرداشتن از آرمانها، هرگز متضمن این نیست که تو از گندم ری بخوری؟! یا توهم بزنی دیگر تحریمها لغو شد و تمام؟! یا خیال کنی چون درون قلب رآکتور خودکفایی، سیمان سیاه بیتدبیری ریختهای، پس چرخ کارخانهها و کارگاهها میچرخد؟! دستاورد از این مهمتر که بعد از آنهمه شانتاژ زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد هستهیی بهانه است و نه مقصر؟! دستاورد از این بالاتر که بعد از آنهمه دروغ زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد مشکل اقتصادی، اندک ربطی به پیشرفتهای ما در سایر حوزهها ندارد؟! دستاورد از این ارزشمندتر که بعد از آنهمه اراجیف زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد علاج معضل ضعف در حوزه اقتصاد، کوبیدن بر فرق نقاط قوت ما در سایر حوزهها یا فروش آنها به اجنبی، آنهم به قیمت مفت نیست؟! دومین دستاورد اینکه معلوم شد وقتی مشکل از ناحیه بیتدبیری مدیر اجرایی است، پیادهروی با دشمن و دستدادن همراه با لبخند به او، هرگز جای خالی تدبیر نداشته را پر نمیکند، بلکه تنها و تنها دشمن را به فشار بیشتر تشویق میکند!
تداوم فساد و چپاول در دولت روحانی دستگیره حملات جدید روزنامه باند خامنهای و دلواپسان به حسن روحانی شده است:
سه سال پیش که دولت عزم حل مناقشات هستهیی با 1+5 را داشت، رئیسجمهور قبل از اعزام تیم برای مذاکرات اعلام کرد؛ «خزانه مملکت خالی است!» این اظهار عجز و ضعف نه تنها واقعیت نداشت بلکه دشمن را تحریک کرد تا از موضع بالاتر نسبت به ما وارد مذاکره شود. در طول مذاکرات یک بار هم رئیسجمهور گفت؛ «همه چیز ما به برجام مربوط است حتی آب خوردن ما!» حال آن که این گزاره هم صحیح نبود، اما باز نوعی اعلام عجز بود. این مواضع نه تنها مشکلات ما را در برجام حل نکرد بلکه به دشمن کمک کرد کالای برجام را به ما گرانتر بفروشد.
رئیس دیپلوماسی خارجی ما هم یک بار در دانشگاه تهران به این جمله تفوه نمود که؛ «اگر آمریکا اراده کند در عرض چند دقیقه کل امکانات نظامی ما را منهدم میکند» و چندی بعد هم یکی از مشاوران رئیسجمهور در بیان ضعفهای اقتصادی ما گفت؛ «ما تنها در بخش آبگوشت بزباش و... میتوانیم با غرب رقابت کنیم!».
اما اشتباهات راهبردی دولت یازدهم و دادن علامتهای غلط به رقیبان منطقه ای
و جهانی جمهوری اسلامی، دوباره آنها را به طمع انداخت که گزینه پوسیده نظامی را به رخ ما بکشند. علت اینکه آمریکاییها در طول مذاکرات هستهیی و پس از آن حتی در زمان ترامپ که حال جنگیدن ندارند، گزینه نظامی را به رخ ما می کشند، همین خبط عظیم سیاسی و دیپلوماتیک است.
این بیپرواییهای دشمن، ناشی از چیست؟ ناشی از آن است که برخی فکر میکنند اگر با خصم، مهربان و با دوستان در داخل، عصبانی و غضبناک باشند، دشمن با آنها راه خواهد آمد و از فشار خود میکاهد. حال آن که این موضع نه تنها جواب نداده بلکه اوضاع را بدتر از گذشته کرده است.
به نظر نگارنده، رئیس دولت لازم است حتماً پاسخ این اهانت آمریکاییها نسبت به ملت ایران و منتخب ملت ایران در سال 92 را بدهد.
خبر ناگوار دیگری که از این دست عقبنشینیهای دولت در برابر دشمن رسیده، این است که نیویورک تایمز اعلام کرده دادگاهی در لوکزامبورگ 6/1میلیارد دلار از داراییهای بانک مرکزی را توقیف کرده است به این بهانه که چند آمریکایی در قضایای نبردهای رژیم صهیونیستی با حماس و حزبالله به درک واصل شدهاند. خانوادههای این معدومین که قبلاً شکایات خود را به دادگاههای آمریکا میبردند، اخیراً به دادگاههای اروپا شکایت برده و حکم توقیف اموال ایران را به بهانه خونبهای آنان گرفتهاند! این مفتضحانهترین برخوردی است که میتوان شاهد بود. در طول جنگ تحمیلی و پس از آن اصلاً غربیها جرأت نمیکردند از این حرفها بزنند. همین طور پیش برود، آمریکاییها فردا یک کیفرخواست علیه ملت ایران صادر میکنند و جنگهای داخلی آمریکا در یکصد سال اخیر را به ایران نسبت داده و از ما طلب خسارت خواهند کرد!
مسئولان دیپلوماسی کشور باید بپذیرند با این اشتباهات راهبردی، دشمن را در دشمنیاش جریتر کردهاند و اگر نبود قدرتنمایی ارتش و سپاه و نیروهای مسلح ایران، و اگر نبود ضرب شست حزبالله و حماس در مجازات رژیم صهیونیستی در نبردهای 33روزه و 52روزه و 8روزه، و از همه مهمتر اگر نبود هل من مبارز طلبیدن ملت ایران در تظاهرات روز قدس و 22بهمن، معلوم نبود کار مخاصمه آنان با ملت ایران به کجا میکشید؟!
ماشین تبلیغات انتخاباتی دولت نباید مرتکب این اشتباه شود که واقعیتهای انکارناپذیری را که مثل روز روشن است، تخطئه کند. واقعیت این است که اگر یک قدم عقب بنشینیم، دشمن صد قدم جلو میآید اما اگر 10 قدم جلو برویم دشمن قطعاً از مقابله با ما منصرف میشود. اوضاع موصل و حلب شاهد این ادعاست. ما از دولت میخواهیم از مواضعی که باعث میشود دشمن به فشار بیشتر ترغیب شود، پرهیز کند. اگر در این مورد کوتاهی کند، بداند ملت حتماً این کاستی را با موضع درست و بهجا در انتخابات آینده برطرف مینماید.
وطن امروز: وطن امروز: دستاوردهای دولت را هم ببینید!
دستاوردهای مهم دولت اعتدال بهویژه رئیس آن را نباید نادیده گرفت
دستاوردهایی دارد دولت فعلی، بعضاً متمایز و ممتاز. نخستین دستاورد اینکه اگر 4سال تمام، هر 24ساعت شبانهروز میخواستیم کد بیاوریم که چرا نمیتوان به مذاکره با آمریکا خوشبین بود، قطع به یقین، به این وضوحی نمیشد که دولت اعتدال در مقام عمل نشان داد به شیطان بزرگ نمیتوان اعتماد کرد و اگر هم اعتماد کنی، عاقبتی جز ابراز ندامت در پی ندارد! این دستاورد بزرگ آیا چیز کمی است؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست حتی به آن دسته از مردمی که با حسنظن به آمریکا نگاه میکردند هم ثابت کند که شیطان بزرگ، هرگز وفایی به عهد خود ندارد؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست ثابت کند که دستبرداشتن از آرمانها، هرگز متضمن این نیست که تو از گندم ری بخوری؟! یا توهم بزنی دیگر تحریمها لغو شد و تمام؟! یا خیال کنی چون درون قلب رآکتور خودکفایی، سیمان سیاه بیتدبیری ریختهای، پس چرخ کارخانهها و کارگاهها میچرخد؟! دستاورد از این مهمتر که بعد از آنهمه شانتاژ زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد هستهیی بهانه است و نه مقصر؟! دستاورد از این بالاتر که بعد از آنهمه دروغ زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد مشکل اقتصادی، اندک ربطی به پیشرفتهای ما در سایر حوزهها ندارد؟! دستاورد از این ارزشمندتر که بعد از آنهمه اراجیف زنجیرهایها، عاقبت معلوم شد علاج معضل ضعف در حوزه اقتصاد، کوبیدن بر فرق نقاط قوت ما در سایر حوزهها یا فروش آنها به اجنبی، آنهم به قیمت مفت نیست؟! دومین دستاورد اینکه معلوم شد وقتی مشکل از ناحیه بیتدبیری مدیر اجرایی است، پیادهروی با دشمن و دستدادن همراه با لبخند به او، هرگز جای خالی تدبیر نداشته را پر نمیکند، بلکه تنها و تنها دشمن را به فشار بیشتر تشویق میکند!
تداوم فساد و چپاول در دولت روحانی دستگیره حملات جدید روزنامه باند خامنهای و دلواپسان به حسن روحانی شده است:
وطن امروز: سرمقاله: ریشخند عدالت و نمک ریختن بر زخم مردم
در میان دریافتکنندگان حقوقهای نجومی نام یک نفر بیشتر از همه مطرح بود، صفدرحسینی با سابقه وزارت در دولت اصلاحات بر اساس اخبار منتشره در کسوت ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرد.
بهعبارت دیگر حسینی در سال 94 جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته بود و البته مزایای عجیبی در فیش حقوقی جناب حسینی - شامل حق تلفن همراه، ایاب و ذهاب، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است و این غیر از دریافتیهای عید نوروز است)، بهرهوری سهماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش، کمکهزینه تحصیلی- وجود داشت که سبب حیرت و البته تأسف و خشم مردم و افکار عمومی شد. ماجرا اینقدر درام بود که عدهیی اسم کل پروژه را «صفدر گیت» گذاشتند!
اما بهرغم برخی ادعاهای اولیه از سوی دولتمردان و مسئولان مربوط، حقوق 57 میلیونی حق خانوادهای از سفره انقلاب خوانده شد و نجومیبگیران هم ذخیره انقلاب نامیده شدند و آب هم از آب تکان نخورد.
نهتنها آب از آب تکان نخورد که در هفته گذشته زمزمههایی هم مبنی بر قانونی کردن حقوق نجومی از سوی مجلس و با حمایت نمایندگان حامی دولت شنیده شد،
آرای عمومی هنوز درگیر این مسأله بود که روز سهشنبه خبری دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نماد حقوقهای نجومی و رئیس سابق صندوق توسعه ملی، جناب صفدرحسینی با نظر مجمع عمومی صندوق ملی محیطزیست به سمت ریاست هیاتمدیره این صندوق منصوب شده است، صندوقی که وابسته به سازمان حفاظت محیطزیست است و اعضای مجمع آن هم وزرای دولت هستند.
حال چند سؤال به وجود میآید؛ اول اینکه آنقدر در مملکت قحطالرجال است که باید برای ریاست هیاتمدیره یک صندوق از نماد حقوقهای نجومی استفاده شود؟
آیا حضرات نمیدانند با مشاهده این نجومیبگیرها لبخند بر لبان مردم میخشکد؟ آیا حضرات نمیدانند در نظر مردم تبعیض و ویژهخواری از تحریم هم بدتر است؟ آیا نمیدانند که تحقیر مردم و تلاش برای تحمیق آنها با چنین احکامی از تبعیض هم بدتر است؟
وطن امروز: سرمقاله: ریشخند عدالت و نمک ریختن بر زخم مردم
در میان دریافتکنندگان حقوقهای نجومی نام یک نفر بیشتر از همه مطرح بود، صفدرحسینی با سابقه وزارت در دولت اصلاحات بر اساس اخبار منتشره در کسوت ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرد.
بهعبارت دیگر حسینی در سال 94 جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته بود و البته مزایای عجیبی در فیش حقوقی جناب حسینی - شامل حق تلفن همراه، ایاب و ذهاب، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است و این غیر از دریافتیهای عید نوروز است)، بهرهوری سهماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش، کمکهزینه تحصیلی- وجود داشت که سبب حیرت و البته تأسف و خشم مردم و افکار عمومی شد. ماجرا اینقدر درام بود که عدهیی اسم کل پروژه را «صفدر گیت» گذاشتند!
اما بهرغم برخی ادعاهای اولیه از سوی دولتمردان و مسئولان مربوط، حقوق 57 میلیونی حق خانوادهای از سفره انقلاب خوانده شد و نجومیبگیران هم ذخیره انقلاب نامیده شدند و آب هم از آب تکان نخورد.
نهتنها آب از آب تکان نخورد که در هفته گذشته زمزمههایی هم مبنی بر قانونی کردن حقوق نجومی از سوی مجلس و با حمایت نمایندگان حامی دولت شنیده شد،
آرای عمومی هنوز درگیر این مسأله بود که روز سهشنبه خبری دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نماد حقوقهای نجومی و رئیس سابق صندوق توسعه ملی، جناب صفدرحسینی با نظر مجمع عمومی صندوق ملی محیطزیست به سمت ریاست هیاتمدیره این صندوق منصوب شده است، صندوقی که وابسته به سازمان حفاظت محیطزیست است و اعضای مجمع آن هم وزرای دولت هستند.
حال چند سؤال به وجود میآید؛ اول اینکه آنقدر در مملکت قحطالرجال است که باید برای ریاست هیاتمدیره یک صندوق از نماد حقوقهای نجومی استفاده شود؟
آیا حضرات نمیدانند با مشاهده این نجومیبگیرها لبخند بر لبان مردم میخشکد؟ آیا حضرات نمیدانند در نظر مردم تبعیض و ویژهخواری از تحریم هم بدتر است؟ آیا نمیدانند که تحقیر مردم و تلاش برای تحمیق آنها با چنین احکامی از تبعیض هم بدتر است؟
وطن امروز: صفدر حسینی رئیس صندوق ملی محیطزیست شده است
خیابان برادران صرافها، کوچه صرافنژاد واقع در سعادتآباد آدرس محل کار صفدرحسینی، مدیر نجومی است که با فشار افکار عمومی از صندوق توسعه ملی رفت اما در صندوق دیگری مشغول به کار شده است. به عبارت بهتر مدیران نجومی در دولت یازدهم از بین نمیروند بلکه امکان دارد از صندوقی به صندوق دیگر منتقل شوند؛
نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور از وی بهعنوان یکی از ذخیرههای نظام یاد کرده و گفته بود: وی از بزرگان اقتصاد کشور هستند و الحق در دوران مسئولیت خود از امانتداران بزرگی برای کشور بودند. سیدصفدر حسینی در دولت حسن روحانی در فاصله سالهای 1392 تا 1395 ریاست صندوق توسعه ملی را عهدهدار شد که بعد از 3سال حضور در این جایگاه بهدلیل افشا و انتشار فیشهای حقوقی نجومی، ناگزیر به ترک این سمت شد! بر اساس اخبار منتشره، صفدر حسینی در ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین، 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرده است. به عبارت دیگر حسینی در سال گذشته جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته و مزایای عجیبی در فیش حقوقی وی شامل حق تلفن همراه (360هزار تومان)، ایاب و ذهاب (جالب اینکه مدیران ما خودروی دولتی بههمراه راننده دارند)، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است
بهرهوری سه ماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش و کمکهزینه تحصیلی اذهان عمومی را به حیرت واداشته است.
در میان دریافتکنندگان حقوقهای نجومی نام یک نفر بیشتر از همه مطرح بود، صفدرحسینی با سابقه وزارت در دولت اصلاحات بر اساس اخبار منتشره در کسوت ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرد.
بهعبارت دیگر حسینی در سال 94 جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته بود و البته مزایای عجیبی در فیش حقوقی جناب حسینی - شامل حق تلفن همراه، ایاب و ذهاب، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است و این غیر از دریافتیهای عید نوروز است)، بهرهوری سهماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش، کمکهزینه تحصیلی- وجود داشت که سبب حیرت و البته تأسف و خشم مردم و افکار عمومی شد. ماجرا اینقدر درام بود که عدهیی اسم کل پروژه را «صفدر گیت» گذاشتند!
اما بهرغم برخی ادعاهای اولیه از سوی دولتمردان و مسئولان مربوط، حقوق 57 میلیونی حق خانوادهای از سفره انقلاب خوانده شد و نجومیبگیران هم ذخیره انقلاب نامیده شدند و آب هم از آب تکان نخورد.
نهتنها آب از آب تکان نخورد که در هفته گذشته زمزمههایی هم مبنی بر قانونی کردن حقوق نجومی از سوی مجلس و با حمایت نمایندگان حامی دولت شنیده شد،
آرای عمومی هنوز درگیر این مسأله بود که روز سهشنبه خبری دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نماد حقوقهای نجومی و رئیس سابق صندوق توسعه ملی، جناب صفدرحسینی با نظر مجمع عمومی صندوق ملی محیطزیست به سمت ریاست هیاتمدیره این صندوق منصوب شده است، صندوقی که وابسته به سازمان حفاظت محیطزیست است و اعضای مجمع آن هم وزرای دولت هستند.
حال چند سؤال به وجود میآید؛ اول اینکه آنقدر در مملکت قحطالرجال است که باید برای ریاست هیاتمدیره یک صندوق از نماد حقوقهای نجومی استفاده شود؟
آیا حضرات نمیدانند با مشاهده این نجومیبگیرها لبخند بر لبان مردم میخشکد؟ آیا حضرات نمیدانند در نظر مردم تبعیض و ویژهخواری از تحریم هم بدتر است؟ آیا نمیدانند که تحقیر مردم و تلاش برای تحمیق آنها با چنین احکامی از تبعیض هم بدتر است؟
وطن امروز: سرمقاله: ریشخند عدالت و نمک ریختن بر زخم مردم
در میان دریافتکنندگان حقوقهای نجومی نام یک نفر بیشتر از همه مطرح بود، صفدرحسینی با سابقه وزارت در دولت اصلاحات بر اساس اخبار منتشره در کسوت ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرد.
بهعبارت دیگر حسینی در سال 94 جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته بود و البته مزایای عجیبی در فیش حقوقی جناب حسینی - شامل حق تلفن همراه، ایاب و ذهاب، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است و این غیر از دریافتیهای عید نوروز است)، بهرهوری سهماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش، کمکهزینه تحصیلی- وجود داشت که سبب حیرت و البته تأسف و خشم مردم و افکار عمومی شد. ماجرا اینقدر درام بود که عدهیی اسم کل پروژه را «صفدر گیت» گذاشتند!
اما بهرغم برخی ادعاهای اولیه از سوی دولتمردان و مسئولان مربوط، حقوق 57 میلیونی حق خانوادهای از سفره انقلاب خوانده شد و نجومیبگیران هم ذخیره انقلاب نامیده شدند و آب هم از آب تکان نخورد.
نهتنها آب از آب تکان نخورد که در هفته گذشته زمزمههایی هم مبنی بر قانونی کردن حقوق نجومی از سوی مجلس و با حمایت نمایندگان حامی دولت شنیده شد،
آرای عمومی هنوز درگیر این مسأله بود که روز سهشنبه خبری دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نماد حقوقهای نجومی و رئیس سابق صندوق توسعه ملی، جناب صفدرحسینی با نظر مجمع عمومی صندوق ملی محیطزیست به سمت ریاست هیاتمدیره این صندوق منصوب شده است، صندوقی که وابسته به سازمان حفاظت محیطزیست است و اعضای مجمع آن هم وزرای دولت هستند.
حال چند سؤال به وجود میآید؛ اول اینکه آنقدر در مملکت قحطالرجال است که باید برای ریاست هیاتمدیره یک صندوق از نماد حقوقهای نجومی استفاده شود؟
آیا حضرات نمیدانند با مشاهده این نجومیبگیرها لبخند بر لبان مردم میخشکد؟ آیا حضرات نمیدانند در نظر مردم تبعیض و ویژهخواری از تحریم هم بدتر است؟ آیا نمیدانند که تحقیر مردم و تلاش برای تحمیق آنها با چنین احکامی از تبعیض هم بدتر است؟
وطن امروز: صفدر حسینی رئیس صندوق ملی محیطزیست شده است
خیابان برادران صرافها، کوچه صرافنژاد واقع در سعادتآباد آدرس محل کار صفدرحسینی، مدیر نجومی است که با فشار افکار عمومی از صندوق توسعه ملی رفت اما در صندوق دیگری مشغول به کار شده است. به عبارت بهتر مدیران نجومی در دولت یازدهم از بین نمیروند بلکه امکان دارد از صندوقی به صندوق دیگر منتقل شوند؛
نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور از وی بهعنوان یکی از ذخیرههای نظام یاد کرده و گفته بود: وی از بزرگان اقتصاد کشور هستند و الحق در دوران مسئولیت خود از امانتداران بزرگی برای کشور بودند. سیدصفدر حسینی در دولت حسن روحانی در فاصله سالهای 1392 تا 1395 ریاست صندوق توسعه ملی را عهدهدار شد که بعد از 3سال حضور در این جایگاه بهدلیل افشا و انتشار فیشهای حقوقی نجومی، ناگزیر به ترک این سمت شد! بر اساس اخبار منتشره، صفدر حسینی در ریاست صندوق توسعه ملی طبق اسناد و مدارک از فروردین تا اسفند سال 94 بهطور میانگین، 57 میلیون و 400هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرده است. به عبارت دیگر حسینی در سال گذشته جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته و مزایای عجیبی در فیش حقوقی وی شامل حق تلفن همراه (360هزار تومان)، ایاب و ذهاب (جالب اینکه مدیران ما خودروی دولتی بههمراه راننده دارند)، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یکسیام پرداختی، اعیاد (بر اساس فیشهای حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است
بهرهوری سه ماهه، کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، کمکهزینه خرید لباس، کمکهزینه خرید کتاب، کمکهزینه سفر، کمکهزینه ورزش و کمکهزینه تحصیلی اذهان عمومی را به حیرت واداشته است.