دکتر آلخو ویدال کوادراس
با تشکر از اینکه امروز در کنفرانس ما در مورد برنامه تسلیحاتی هستهیی رژیم ایران شرکت کردید. خوشحالم که امروز با خودمان چند همکار برجستهٴ آمریکایی داریم. سفیر جان بولتن در راست من و سفیر رابرت جوزف در چپ من. آنها دعوت ما را پذیرفتهاند و از آمریکا به اینجا آمدند تا امروز برای ما سخنرانی کنند. من از هر دو شما تشکر میکنم. ما همچنین این شانس را داریم که از آقای محمد محدثین بشنویم، او مسئول کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت ایران است که اصلیترین اپوزیسیون رژیم مستبد حاکم بر ایران میباشد. شورای ملی مقاومت ایران نقش کلیدی در افشای برنامه مخفی (رژیم) ایران داشته است. آنها برای اولین بار در سال 2002 این کار را کردند.

همهٴ شما میدانید که از 12سال پیش و از زمان افشای سایتهای مخفی نطنز و اراک، جامعه بینالمللی هنوز بهدنبال پاسخ سؤالی است که همچنان پا بر جا است: ماهیت و هدف برنامه هستهیی (رژیم) ایران. سؤال این است که آیا این بهعنوان یک برنامه نظامی با هدف دستیابی به بمب طراحی شده بود؟ این سؤال کلیدی و ضروری است که باید به آن پاسخ داده شود. تکثیر تسلیحات اتمی یک چشمانداز وحشتناک است. ترس از چنین وضعیتی در رابطه با (رژیم) ایران بسیار گسترده است، بهخصوص با توجه به رفتار (حکومت) تهران بهعنوان اصلیترین حامی تروریسم دولتی و منبع ایدئولوژیکی اسلام افراطی در دنیا در بیثباتترین منطقهٴ آن. در طول سالیان اطلاعات جدیدی در مورد برنامه مخفی (رژیم) ایران افشا شده، بهطور خاص توسط شورای ملی مقاومت که از طریق شبکهٴ گسترده و کارآمد خود در داخل ایران این اطلاعات را گردآوری میکند. این افشاگریها کاملاً روشن ساختهاند که این برنامه پر هزینهتر و پیشرفتهتر از آن چیزی بود که در ابتدا فکر میشد. ما در تحقیقاتمان متوجه شدیم که اطلاعات شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران قابل اتکا بوده است. در حالی که دنیا بهدنبال راهحلی برای این بحران است و 5 + 1 برای یک توافق فشار میآورند، کمیته در جستجوی عدالت ضروری دانست که همه مسائل برجسته در مورد ماهیت برنامه هستهیی رژیم ایران را مورد بررسی قرار دهد. گزارش کمیته در جستجوی عدالت که شما در دست خود دارید، نتیجه چندین ماه تحقیق و بررسی است. این گزارش بر پایه همه گزارشات آژانس بینالمللی انرژی اتمی از 2003 و گزارشاتی از اپوزیسیون ایران و شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین و بررسیها و گزارشاتی از بانکهای فکری معتبر و سازمانهای غیردولتی بوده است. ما همچنین پاسخ رژیم ایران به همه سؤالات اساسی را مورد بررسی قراردادیم. در این گزارش شما خواهید دید که یک خلاصه گزارش وجود دارد که بسیار گویاست. اما و بهرغم اینکه بسیار گویاست، اجازه دهید تا چند نکته را مورد تأکید قرار دهم. قابل ملاحظهترین یافته این تحقیقات این بود که دو سیستم در طول کل پروسهیی که مورد بررسی قرار گرفت در حال کار بودهاند. یک سیستم مدنی که شامل سازمانهای انرژی اتمی رژیم ایران و دانشگاهها میشود و یک سیستم نظامی که جنبه دوم این برنامه را تشکیل میدهد. اما بر خلاف تلقی گذشته، این دو سیستم به موازات هم کار نمیکنند، ما یافتیم که این دو ساختار، مشابه دو دایره هستند و بهطور همزمان در کنار هم بهطور مجزا کار میکنند. بنا بر اطلاعات و اسناد قابل ارائه، جنبه نظامی این برنامه ادامه داشته و امروز در قلب برنامه قرار دارد. بخش مدنی برنامه برای دستیابی به تکنولوژی و تجهیزات دوگانهای که در نهایت در بخش نظامی مورد استفاده قرار میگیرند بسیار مؤثرعمل کرده است. برخی از سازمانها در بالاترین سطوح این رژیم، از جمله مراکزی که در ارتباط با دفتر ریاستجمهوری هستند، همه درگیر دور زدن تحریمها برای دستیابی به تجهیزات ممنوعه یا با کاربرد دوگانه برای این پروژهها بودهاند. موقعیت جغرافیایی مراکزی که درگیر طراحی و تحقیق حول این برنامه هستند همه در مناطق نظامی شرق تهران قرار دارند. مقامات ارشد هر دو سیستم در طول سالیان مواضع و مسئولیتهای خود را عوض کردند. اما همیشه همان افراد هستند و فقط مواضع و مسئولیتهای خود را تغییر میدهند. این روش معمولی بود که از دانشمندان بخش مدنی برنامه برای برنامه نظامی استفاده کنند و همچنین از بخش نظامی به بخش مدنی متخصص داده شود تا با استفاده از مراکز و امکانات همدیگر سطح تخصص و مهارت آنها را ارتقا دهند. دانشگاههایی که در ارتباط با سپاه پاسداران و وزارت دفاع هستند، بهعنوان پلی بین این دو برنامه عمل میکنند و هر دو نقش اساسی ایفا کردند. فرماندهان سپاه پاسداران از مراحل اولیه درگیر برنامه هستهیی بودهاند. در این گزارش شما هویت و چهره و عکسهای دوجین از فرماندهان و افسران کلیدی سپاه پاسداران که درگیر برنامه تسلیحات هستهیی و کشتار جمعی بودهاند را خواهید یافت. موضوعات جالبی که برخی از این افراد... بهخصوص رئیس سپند که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها خواهان مصاحبه با وی شده است و هیچ وقت موفق به دریافت این مصاحبه از رژیم نشده است، شما هویت و چهره این افراد را امروز خواهید دید. تهران بهطور سیستماتیک روی همه جنبههای ضروری برای دستیابی به تسلیحات اتمی کار کرده است: غنیسازی، تسلیحاتی کردن و کلاهک اتمی و ارسال. تحقیقات ما بر روی هر 10 موضوع مورد مناقشه نشان داد که در مورد 5 موضوع هیچ پیشرفتی وجود نداشته است. و در 5 موضوع دیگر تنها پیشرفت کمی وجود داشته است. که این امر تنها 4روز قبل از تاریخ پایان دور مذاکرات برای رسیدن به نتیجه، زیاد امیدبخش نیست. رفتار تهران بهطور سیستماتیک انکار، فریب، پنهان کاری، رد حقایق، سیاسی کردن و قبول کردن بخشی از حقایق با بیمیلی، آن هم تنها زمانی که همه راه کارهای دیگر جواب نداشتند، بوده است. تهران درگیر فریبکاری استراتژیکی عظیمی بوده است. رهبران رژیم ایران بر روی ادامه پروژه مخفی هستهیی اصرار داشته، و این بهرغم همه صدماتی است که بر روی جامعه ایران ببار آورده است. این نشان میدهد که رژیم برنامه هستهیی را برای اهداف استراتژیکی نهایی خود ضروری و حتی ضروریتر برای بقای رژیم میداند. ما میخواهیم به دولتهای غرب هشدار دهیم، و هدف این گزارش هم همین است که به دولتهای غرب که در حال حاضر با رژیم در حال مذاکره هستند هشدار دهیم که این اشتباه بسیار بزرگی خواهد بود که به یک توافق نهایی برسیم بدون اینکه رژیم ایران همه جنبههای نظامی برنامه را حل و فصل کند و همه آنها را بهطور کامل و داوطلبانه افشاء نکند. تا وقتی که بسیاری سؤالات پاسخ داده نشده در مورد ماهیت برنامه هستهیی رژیم ایران، پروژهها و افرادی کلیدی در آن باقی مانده است، هیچ تضمینی وجود ندارد. هدف ضروری برای جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به بمب هستهیی بسیار از آن چیزی که رئیسجمهور اوباما در عمل انجام داده است فاصله داشته است. سیاستی که توسط اوباما ارائه شد و توسط دولتش در 6سال اخیر اتخاذ شد مانع از آن نشده که رژیم ایران به دستیابی به بمب نزدیکتر نشود. از طرف دیگر، تحریمهایی که از 2011 به ابتکار کنگره آمریکا اعمال شدهاند، نسبتاً مؤثر بودهاند. این واضح است که رژیم ایران بهخاطر تحریمهای بینالمللی به پای میز مذاکره آمد. با ارائه امتیازات در میز مذاکراه، دولت آمریکا خامنهای را تشجیع کرده که عقب بکشد و سطح خواستههای تهران را بالا ببرد. بنابراین هر گونه توافق احتمالی با رژیم ایران میبایست شامل اجرای کامل قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و توقف کامل هر نوع غنیسازی اورانیوم و قبول پروتکل الحاقی و بازرسیهای سرزده در همه سایتهای مشکوک، شود. هر گونه امتیاز دادن بر سر این موضوعات، هر گونه توافق بدون این موضوعات راه را برای رژیم باز میکند تا به سلاح هستهیی دست پیدا کند. این چیزی است که هیچ کشور دموکراتیکی در این دنیا نمیخواهد، مگر اینکه بخواهد دست به خودکشی بزند. اکنون بگذارید میهمانان برجسته خودمان را معرفی کنم و رشته سخن را به آنها بدهم. اول رشته سخن را دکتر رابرت جوزف میدهم. وی معاون سابق وزیر خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحات و امنیت، عضو ارشد کارکنان امنیتی کاخ سفید در امور تسلیحات کشتار جمعی، و مدیر ارشد استراتژیهای مقابله با تکثیر و دفاع ملی در شورای امنیت ملی بوده است. آقای سفیر برای سخنرانی بفرمایید.
سفیر رابرت جوزف

با تشکر و صبح بهخیر. بگذارید در ابتدا از سازمان دهندگان این برنامه تشکر کنم. فکر میکنم که این یک برنامه مهمی است و من از فرصتی که برای شرکت در آن یافتم تشکر میکنم. بگذارید همچنین به نویسندگان و اسپانسرهای گزارش کمیته در جستجوی عدالت که امروز انتشار یافته است تبریک بگویم. این از نظر من کاملترین و سیستماتیکترین بررسی در مورد فعالیتهای نظامی که توسط رژیم ایران اتخاذ شده بوده است که در گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تاریخ نوامبر 2011 به آن اشاره شد. در آن گزارش، و طبق چیزی که این آژانس آن را شواهد معتبر نامید، آژانس 12 فعالیت نظامی بالقوه را شناسایی کرد، که برخی از آنها تنها میتوانست به یک برنامه هستهیی مرتبط باشد. این شامل سوئیچهای با سرعت بالا برای چاشنیهای انفجاری، علائمی از کار روی فلز اورانیوم، طراحی کلاهک برای موشکهای بالستیک و نظارت روی برنامه نظامی توسط آژانسهای دفاعی و مقامات نظامی میباشد. در 3سال گذشته، آژانس بهدنبال تحقیقات حول این فعالیتها بوده است. اینها فعالیتهایی هستند که آژانس آن را، و من نقلقول میکنم: «مرتبط با توسعه دستگاه انفجاری هستهای» توصیف کرد. جای تعجب ندارد که آژانس با مقاومت مستمر تهران مواجه بوده است، و این بهرغم دفعات متعددی است که آنها قول همکاری خود را زیر پا گذاشتند. در اوایل این ماه، آژانس یک بار دیگر کمبود همکاری رژیم ایران در روشن ساختن این مسائل کلیدی را بیان کرد. همانطوری که گزارش امروز کمیته در جستجوی عدالت به آن اشاره میکند، هیچیک از موضوعات اساسی حل و فصل نشده است و من فکر میکنم که مهمترین چیز در این گزارش آمده است و من از خود گزارش نقلقول میکنم که هیچ علائم جدی از اینکه تهران این برنامه را متوقف یا آن را ترک کرده است و یا اینکه قصد چنین کاری را دارد مشاهده نشده است. برعکس همه اطلاعات در دسترس به این اشاره دارد که به مخفی کاری بیشتری روی آورده تا برنامه خود را سر جایش نگه دارد و در آن کارشکنی نشود. افشاگریها و اطلاعات بیشتر همه به این حقیقت اشاره دارند که برنامه نظامی و فعالیتهای نظامی در قلب برنامه هستهیی رژیم ایران قرار دارند. با توجه به نتیجهگیریهای کمیته در جستجوی عدالت، من سه نکته را در مورد وضعیت کنونی بازیهای پایانی مذاکرات در وین بیان خواهم کرد.
اول اینکه بهنظر میرسد انکار، فریبکاری و ایستادن رژیم ایران در برابر آژانس کارآمد بوده است. در حالی که آمریکا و سایر اعضای 5 + 1 حل و فصل جنبه نظامی برنامه را یک موضوع محوری قلمداد کردند، و در حالی که آنها از کمبود همکاری و شفافیت رژیم ایران ابراز ناامیدی کردند، انتظار نمیرود که این موضوعات بهعنوان مانع عمل کند اگر که بر سر سایر موضوعات مثل حدود غنیسازی توافق حاصل شود. بنابراین از نظر من جنبه نظامی برنامه اینطور به وضعیت اجرایی جزئیات مشروط میشود و این برعهده آژانس خواهد بود تا در تاریخ دیر تری حل و فصل شود. تاریخی که از نظر من هرگز فرا نخواهد رسید بهخصوص اگر که قبل از حل و فصل آنها توافقی به امضاء برسد. انگار که 5 + 1 این ایده را قبول کردند که دو برنامه جداگانه وجود دارند، یکی برای اهداف صلحآمیز و شاید دیگری برای اهداف نظامی که دستکم در یک زمانی شامل طراحی کلاهک هستهیی میشده است. این ایده که یک برنامه صلحآمیز جدای از برنامه نظامی برای دستیابی به تسلیحات هستهیی وجود دارد دقیقاً همان چیزی است که تهران بهدنبال تبلیغ آن بوده است. اما همانطور که گزارش کمیته در جستجوی عدالت امروز روشن میسازد، این یک تفکر غلط است.
این مرا به نکته دومم میرساند. در طرح عمل مشترک نوامبر 2013، کشورهای 5 + 1 مرتکب دو اشتباه بنیادین شدند. اول اینکه اجازه غنیسازی دادند. بهرغم اینکه چندین قطعنامه شورای امنیت وجود داشت که خواهان تعلیق کامل آن شده بود و دوم اینکه بهرغم کارشکنی رژیم ایران در مورد موضوع حیاتی فعالیتهای نظامی، آنها اجازه آن را دادند. اشتباه دوم کاستن از تحریمهایی بود که تاثیر منفی روی اقتصاد ایران گذاشته بودند. هر دوی این قدمها مانع از چشمانداز حصول نتیجه در مذاکرات که مانع ساختن یک بمب هستهیی توسط رژیم ایران شود. تا زمانی که فعالتهای نظامی همچنان حل و فصل ناشده باقی بمانند، اجازه دادن به حتی کمی غنیسازی برابر است با پذیرش ایران بهعنوان کشوری که در آستانه هستهیی شدن است.
در مورد کاهش تحریمها، نتیجه، کاهش فشار بر رژیم ایران بود تا تلاش خود برای دستیابی به تسلیحات هستهیی را بیشتر کند و در واقع تحکیم موضع ولیفقیه پیرامون غنیسازی اورانیوم است. نامهها به ولیفقیه پیرامون منافع مشترک در مبارزه با داعش به احتمال زیاد همان تأثیر را خواهد داشت. بار دیگر، از نظر من این تنها یک رویا است. هر چند که خیلی مهم است داعش را شکست دهیم، مهمترین منافع استراتژیک غرب این است که رژیم ایران را از داشتن توانایی هستهیی منع کنیم. از دید منع تکثیر تسلیحات هستهای، پذیرش رژیم ایران بهعنوان نظامی که در نقطه عطف هستهیی قرار دارد تنها منجر به تکثیر بیشتر در منطقه خواهد شد و نظام معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهیی را بیش از پیش تحلیل خواهد برد. بهعنوان کشوری که در نقطه عطف هستهیی قرار دارد، رژیم ایران در برنامه ضد آمریکایی و ضد غربی خود در سراسر منطقه بیش از پیش مهاجم خواهد بود، چه در حمایت از اسد در سوریه، چه در تحلیل بردن متحدان آمریکا، چه در حمایت از تروریسم و البته افزایش سرکوب وحشیانه مردم خود در ایران.
این به نکته آخر من میرسد، یعنی پیشبینی من در مورد مذاکرات.
از نظر من ما میتوانیم به خوبی تا هفته بعد حتی به یک توافق بد برسیم. من میدانم و شاهد همه گزارشات مطبوعاتی در مورد عدم پیشرفت و شکافهای عمدهیی که در مورد مواضع طرفین وجود دارد بودهام. این نتیجه، که البته از همین الآن توسط رسانهها بهعنوان بهترین نتیجه توصیف میشود، این است که ضربالاجل را تمدید کنند. با انجام این کار بیش از گذشته تحریمها تحلیل میروند و به رژیم ایران زمان بیشتری میدهد که برنامه هستهیی خود را گسترش دهد، از جمله که باید مفروض بگیریم، برنامه تسلیحاتی خود را پیش میبرد. باید به یاد داشته باشیم که این روحانی بود که مدعی میشد وقتی او مذاکرهکننده هستهیی بود، غرب را فریب داد و از طریق مذاکرات زمان بیشتری خرید تا برنامه هستهیی پیشرفت کند.
یک رویکرد بهتر، یعنی بهتر از یک توافق بد در حال حاضر یا ادامه مذاکرات برای یک توافق بد در آینده، این است که مذاکرات را تمدید نکنیم بلکه به تحریمهای کامل و البته بیشتر علیه رژیم بازگردیم، تا به رژیم فشار آوریم تا تلاش خود برای دسترسی به بمب هستهیی را رها کند و فعالیتهای غنیسازی و تسلیحاتسازی خود را متوقف کند. بسیاری خواهند گفت این یک هدف دست نیافتنی است. من خیلی ساده میگویم این برای کل موضوع است. ما در گذشته موفق بودهایم که بهطور مثال برنامههای هستهیی در لیبی را متوقف کنیم و این بهصورت حرکت رو به جلو از طریق فشار بود، نه از طریق امتیاز. به نظرم من باید مفروض بگیریم برای اینکه اهداف ما در ایران به ثمر برسند باید همین کار را بکنیم. با تشکر
سفیر جان بولتون
اول اینکه بهنظر میرسد انکار، فریبکاری و ایستادن رژیم ایران در برابر آژانس کارآمد بوده است. در حالی که آمریکا و سایر اعضای 5 + 1 حل و فصل جنبه نظامی برنامه را یک موضوع محوری قلمداد کردند، و در حالی که آنها از کمبود همکاری و شفافیت رژیم ایران ابراز ناامیدی کردند، انتظار نمیرود که این موضوعات بهعنوان مانع عمل کند اگر که بر سر سایر موضوعات مثل حدود غنیسازی توافق حاصل شود. بنابراین از نظر من جنبه نظامی برنامه اینطور به وضعیت اجرایی جزئیات مشروط میشود و این برعهده آژانس خواهد بود تا در تاریخ دیر تری حل و فصل شود. تاریخی که از نظر من هرگز فرا نخواهد رسید بهخصوص اگر که قبل از حل و فصل آنها توافقی به امضاء برسد. انگار که 5 + 1 این ایده را قبول کردند که دو برنامه جداگانه وجود دارند، یکی برای اهداف صلحآمیز و شاید دیگری برای اهداف نظامی که دستکم در یک زمانی شامل طراحی کلاهک هستهیی میشده است. این ایده که یک برنامه صلحآمیز جدای از برنامه نظامی برای دستیابی به تسلیحات هستهیی وجود دارد دقیقاً همان چیزی است که تهران بهدنبال تبلیغ آن بوده است. اما همانطور که گزارش کمیته در جستجوی عدالت امروز روشن میسازد، این یک تفکر غلط است.
این مرا به نکته دومم میرساند. در طرح عمل مشترک نوامبر 2013، کشورهای 5 + 1 مرتکب دو اشتباه بنیادین شدند. اول اینکه اجازه غنیسازی دادند. بهرغم اینکه چندین قطعنامه شورای امنیت وجود داشت که خواهان تعلیق کامل آن شده بود و دوم اینکه بهرغم کارشکنی رژیم ایران در مورد موضوع حیاتی فعالیتهای نظامی، آنها اجازه آن را دادند. اشتباه دوم کاستن از تحریمهایی بود که تاثیر منفی روی اقتصاد ایران گذاشته بودند. هر دوی این قدمها مانع از چشمانداز حصول نتیجه در مذاکرات که مانع ساختن یک بمب هستهیی توسط رژیم ایران شود. تا زمانی که فعالتهای نظامی همچنان حل و فصل ناشده باقی بمانند، اجازه دادن به حتی کمی غنیسازی برابر است با پذیرش ایران بهعنوان کشوری که در آستانه هستهیی شدن است.
در مورد کاهش تحریمها، نتیجه، کاهش فشار بر رژیم ایران بود تا تلاش خود برای دستیابی به تسلیحات هستهیی را بیشتر کند و در واقع تحکیم موضع ولیفقیه پیرامون غنیسازی اورانیوم است. نامهها به ولیفقیه پیرامون منافع مشترک در مبارزه با داعش به احتمال زیاد همان تأثیر را خواهد داشت. بار دیگر، از نظر من این تنها یک رویا است. هر چند که خیلی مهم است داعش را شکست دهیم، مهمترین منافع استراتژیک غرب این است که رژیم ایران را از داشتن توانایی هستهیی منع کنیم. از دید منع تکثیر تسلیحات هستهای، پذیرش رژیم ایران بهعنوان نظامی که در نقطه عطف هستهیی قرار دارد تنها منجر به تکثیر بیشتر در منطقه خواهد شد و نظام معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهیی را بیش از پیش تحلیل خواهد برد. بهعنوان کشوری که در نقطه عطف هستهیی قرار دارد، رژیم ایران در برنامه ضد آمریکایی و ضد غربی خود در سراسر منطقه بیش از پیش مهاجم خواهد بود، چه در حمایت از اسد در سوریه، چه در تحلیل بردن متحدان آمریکا، چه در حمایت از تروریسم و البته افزایش سرکوب وحشیانه مردم خود در ایران.
این به نکته آخر من میرسد، یعنی پیشبینی من در مورد مذاکرات.
از نظر من ما میتوانیم به خوبی تا هفته بعد حتی به یک توافق بد برسیم. من میدانم و شاهد همه گزارشات مطبوعاتی در مورد عدم پیشرفت و شکافهای عمدهیی که در مورد مواضع طرفین وجود دارد بودهام. این نتیجه، که البته از همین الآن توسط رسانهها بهعنوان بهترین نتیجه توصیف میشود، این است که ضربالاجل را تمدید کنند. با انجام این کار بیش از گذشته تحریمها تحلیل میروند و به رژیم ایران زمان بیشتری میدهد که برنامه هستهیی خود را گسترش دهد، از جمله که باید مفروض بگیریم، برنامه تسلیحاتی خود را پیش میبرد. باید به یاد داشته باشیم که این روحانی بود که مدعی میشد وقتی او مذاکرهکننده هستهیی بود، غرب را فریب داد و از طریق مذاکرات زمان بیشتری خرید تا برنامه هستهیی پیشرفت کند.
یک رویکرد بهتر، یعنی بهتر از یک توافق بد در حال حاضر یا ادامه مذاکرات برای یک توافق بد در آینده، این است که مذاکرات را تمدید نکنیم بلکه به تحریمهای کامل و البته بیشتر علیه رژیم بازگردیم، تا به رژیم فشار آوریم تا تلاش خود برای دسترسی به بمب هستهیی را رها کند و فعالیتهای غنیسازی و تسلیحاتسازی خود را متوقف کند. بسیاری خواهند گفت این یک هدف دست نیافتنی است. من خیلی ساده میگویم این برای کل موضوع است. ما در گذشته موفق بودهایم که بهطور مثال برنامههای هستهیی در لیبی را متوقف کنیم و این بهصورت حرکت رو به جلو از طریق فشار بود، نه از طریق امتیاز. به نظرم من باید مفروض بگیریم برای اینکه اهداف ما در ایران به ثمر برسند باید همین کار را بکنیم. با تشکر
سفیر جان بولتون

بولتون: با تشکر از دکتر کوادراس در حالیکه کمیته در جستجوی عدالت گزارش خود را ارائه میدهد. به نظر من این سندی بسیار به موقع، جامع و اطلاعات بسیاری را از منابع مختلف سر جمع میکند، و بهطور صریح نشاندهنده این است که رژیم تهران در برنامه هستهیی خود بهدنبال چیست.
به نظرم این همچنین تأکید میکند که ما در یک لحظه بسیار خطرناک قرار داریم چرا که در حالیکه مذاکرات در حال انجام هستند، سرنوشت برنامه هستهیی رژیم ایران و حفاظت از آن در آینده دور، یعنی هدفی که رژیم سالهای متوالی بهدنبال آن بوده است، اکنون محتمل است. بنابراین مایلم امروز بهطور خلاصه به چهار موضوع بپردازم: استراتژی سیاسی رژیم ایران، استراتژی دیپلوماتیک، استراتژی روابط عمومی آن که در گزارش منعکس شده است، و در نهایت مشکلی که اکنون با آن مواجه هستیم.
استراتژی سیاسی رژیم ایران در نگاه اول بهطور واقع گستردهتر از برخورد با برنامه تسلیحات هستهیی آن است. هدف طی این نزدیک به 12سال اخیر دستیابی به مشروعیت برای خود رژیم بوده است. رژیم در روزهای اخیر از ضعف همتایان خود در مذاکره استفاده کرده است تا بتواند این تلاشها در مورد مشروعیت سیاسی را گسترش دهد. این واقعیت که رئیسجمهور آمریکا چهار نوبت مجزا به رهبری رژیم ایران نامه نوشته و اخیراً در مورد تهدید داعش در خاورمیانه بوده است، نشانگر این است که رژیم میبینید امتیازات بیشتری هم میتواند کسب کند. امتیازات گسترده، نه تنها در مورد مسأله تسلیحات هستهیی بلکه گسترش مشروعیت سیاسی هم همینطور.
دوماً در مورد شرایط مشروعیت سیاسی، البته که آنها بهدنبال توجیه برنامه هستهیی خود هستند. آنها را به این سادگی به این دست نخواهند یافت اما رژیم بیش از 30سال پیش تصمیمی اتخاذ کرد که تسلیحات هستهیی خواهند ساخت و هیچ شواهدی ما ندیدهایم که تغییری در این هدف صورت گرفته است. این هدف سیاسی کماکان در موضوع اصلی میباشد. بنابراین وقتی میبینید مذاکرهکنندگان غربی میگویند میخواهند مسأله برنامه تسلیحات هستهیی ایران را حل و فصل کنند، منظور آنها این است که به آن پایان دهند، اما منظور رژیم این است که از آن حفاظت کند. هیچ معاملهیی این وسط نیست. ایران یا به تسلیحات هستهیی دسترسی پیدا میکند یا نمیکند. یا برنامه تسلیحات هستهیی دارد یا ندارد. هیچ طرف وسط بین اینکه یک برنامه تسلیحات هستهیی داشته یا نداشته باشد وجود ندارد. بنابراین آنچه ایران دارد از لحاظ شرایط گسترده سیاسی بهدست میآورد بهطور واقع نمیتواند دستکم گرفت.
دوماً، توجه را متمرکز استراتژی مذاکرات رژیم بکنیم. آنها طی مدت زمان گستردهیی، یعنی اکنون بیش از 12سال، این رویکرد را دنبال کردهاند که نخست اروپاییها و سپس آمریکاییها را خسته کنند. از بریفها و اطلاعاتی که در مورد مذاکرات درز میکند میشنوید که چقدر موضوعات فنی هستند، چقدر مسائل پیچیده هستند، چقدر وارد جزئیات میشوند. این علامتی است که وجوه بیشتر و بیشتر برنامه را دارند قبول میکنند و اینکه دارید در مورد اندازه و ابعاد صحبت میکنید و نه موضوع مرکزی کلیت برنامه. بنابراین، این خستهکردن طرف مقابل یکی از استراتژیهای دیپلوماتیک رژیم ایران بوده و در این رابطه بسیار موفق هم بودهاند. کاری که رژیم ایران طی مدت زمان مشخصی انجام داده است پیشبرد یک سیاست تخلف و عقبنشینی نسبت به تعهدات خود است. تعهدات خود بهعنوان یک کشور غیرتسلیحات هستهیی تحت معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهیی، تحت وظایف چندین قطعنامه شورای امنیت ملل متحد، و این گزارش پر از نمونههایی است که رژیم ایران انجام داده که تنها در رابطه با یک برنامه تسلیحات هستهیی قابل توصیف است. آنها هیچ برنامهیی برای تحقیقات هستهیی، برنامه پزشکی یا تولید انرژی ندارند. دو موضوع مورد نظر من کار در ارتباط با نیمکرههای خالی مواد هستهیی، یعنی اورانیوم یا پلوتونیوم. از این امکانات در رآکتورهای انرژی استفاده نمیکنید. آدمی از نیمکرههای تو خالی برای شکل دادن هسته یک سلاح هستهیی استفاده میکند تا بهصورت جرم مرگبار نابود شود و این در فصل هفتم گزارش عنوان شده، و در فصل پنجم، یعنی کار پیرامون چاشنیهای پل الکتریکی و دیگر چاشنیهایی که برای منفجر کردن آن نیمکرههای خالی به جرم مرگبار حیاتی است.
خانمها و آقایان، این موضوع فیزیک محض نیست، بلکه در رابطه با تسلیحات هستهیی است و این موضوعی بوده که خیلی ساده در این مذاکرات فراموش شده است. ما داریم در مورد تعداد سانتریفوژهایی که رژیم ایران میتواند نگهدارد صحبت میکنیم و نه در موردکارهایی که میتواند در مورد تسلیحاتی کردن انجام دهد.
در نهایت استراتژی روابط عمومی ایران: آنها برای بیش از 30سال دارند دروغ میگویند و امروز هم دارند دروغ میگویند. این گزارش بهصورت گسترده از آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقلقول میکند که این مسائل را ثبت میکنند. این شاید استعارهیی نباشد که شنوندگان اروپایی با آن آشنا باشند، اما آنچه رژیم ایران میکند این است که یک استراتژی «واترگریت» را در این رابطه دنبال میکنند. آنها چندین لایه دارند که در این رابطه فعال هستند اما بهطور بنیادین هدف آنها این است که نه آژانس و نه هیچ نهاد دیگر نتواند بهطور دقیق به برنامه آنها پی ببرد. بهطور واقع آنچه یک اشاره به رئیسجمهور نیکسون است، که در میان لاپوشانی واترگیت به دادستان کل خود جان میچل با کلماتی گفت، که فکر کن در تهران بر روی سنگ هک کرده باشند، نیکسون گفت من میخواهم شما مانع آن شوید، بگذار آنها از اصلاحیه پنجم استفاده کنند، لاپوشانی کنید یا هر کار دیگر که باعث شود از طرح حفاظت شود. بنابراین روح ریچارد نیکسون در تهران زنده است و ظاهراً توسط مذاکرهکنندگان غربی درک نمیشود.
و حرفهایم را با این تمام میکنم که عواقب ناشی از آن چه ممکن است باشد. چون بهعنوان مثال هر چند ما نگران این بودهایم که اگر رژیم ایران یک دستگاه هستهیی را آزمایش کند چه رخ خواهد داد؟ عربستان سعودی به سلاح هستهیی دسترسی پیدا میکند، مصر و همچنین ترکیه، یعنی خاورمیانه خشونتبار کنونی بدتر هم خواهد شد. به نظر من اگر قراردادی در وین تا روز دوشنبه امضاء شود، تا 20ژانویه، یا هر زمان دیگر در آینده، این به دیگران در منطقه نشان خواهد داد که رژیم ایران یک مسیر آزاد به تسلیحات سازی خواهد داشت، تا زمانی که خودش تصمیم آن را بگیرد، و تأثیر ادامهدار تکثیرسازی را خواهیم داشت، حتی با وجود اینکه قرارداد دیپلوماتیک امضاء شده باشد. به این دلیل است که میگویم این یک لحظه بسیار خطرناک است و لحظهیی است که ملتها و پایتختهای غربی باید بیش از هر زمانی رهبران خود را زیر سؤال ببرند. با تشکر
محمد محدثین- مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران
به نظرم این همچنین تأکید میکند که ما در یک لحظه بسیار خطرناک قرار داریم چرا که در حالیکه مذاکرات در حال انجام هستند، سرنوشت برنامه هستهیی رژیم ایران و حفاظت از آن در آینده دور، یعنی هدفی که رژیم سالهای متوالی بهدنبال آن بوده است، اکنون محتمل است. بنابراین مایلم امروز بهطور خلاصه به چهار موضوع بپردازم: استراتژی سیاسی رژیم ایران، استراتژی دیپلوماتیک، استراتژی روابط عمومی آن که در گزارش منعکس شده است، و در نهایت مشکلی که اکنون با آن مواجه هستیم.
استراتژی سیاسی رژیم ایران در نگاه اول بهطور واقع گستردهتر از برخورد با برنامه تسلیحات هستهیی آن است. هدف طی این نزدیک به 12سال اخیر دستیابی به مشروعیت برای خود رژیم بوده است. رژیم در روزهای اخیر از ضعف همتایان خود در مذاکره استفاده کرده است تا بتواند این تلاشها در مورد مشروعیت سیاسی را گسترش دهد. این واقعیت که رئیسجمهور آمریکا چهار نوبت مجزا به رهبری رژیم ایران نامه نوشته و اخیراً در مورد تهدید داعش در خاورمیانه بوده است، نشانگر این است که رژیم میبینید امتیازات بیشتری هم میتواند کسب کند. امتیازات گسترده، نه تنها در مورد مسأله تسلیحات هستهیی بلکه گسترش مشروعیت سیاسی هم همینطور.
دوماً در مورد شرایط مشروعیت سیاسی، البته که آنها بهدنبال توجیه برنامه هستهیی خود هستند. آنها را به این سادگی به این دست نخواهند یافت اما رژیم بیش از 30سال پیش تصمیمی اتخاذ کرد که تسلیحات هستهیی خواهند ساخت و هیچ شواهدی ما ندیدهایم که تغییری در این هدف صورت گرفته است. این هدف سیاسی کماکان در موضوع اصلی میباشد. بنابراین وقتی میبینید مذاکرهکنندگان غربی میگویند میخواهند مسأله برنامه تسلیحات هستهیی ایران را حل و فصل کنند، منظور آنها این است که به آن پایان دهند، اما منظور رژیم این است که از آن حفاظت کند. هیچ معاملهیی این وسط نیست. ایران یا به تسلیحات هستهیی دسترسی پیدا میکند یا نمیکند. یا برنامه تسلیحات هستهیی دارد یا ندارد. هیچ طرف وسط بین اینکه یک برنامه تسلیحات هستهیی داشته یا نداشته باشد وجود ندارد. بنابراین آنچه ایران دارد از لحاظ شرایط گسترده سیاسی بهدست میآورد بهطور واقع نمیتواند دستکم گرفت.
دوماً، توجه را متمرکز استراتژی مذاکرات رژیم بکنیم. آنها طی مدت زمان گستردهیی، یعنی اکنون بیش از 12سال، این رویکرد را دنبال کردهاند که نخست اروپاییها و سپس آمریکاییها را خسته کنند. از بریفها و اطلاعاتی که در مورد مذاکرات درز میکند میشنوید که چقدر موضوعات فنی هستند، چقدر مسائل پیچیده هستند، چقدر وارد جزئیات میشوند. این علامتی است که وجوه بیشتر و بیشتر برنامه را دارند قبول میکنند و اینکه دارید در مورد اندازه و ابعاد صحبت میکنید و نه موضوع مرکزی کلیت برنامه. بنابراین، این خستهکردن طرف مقابل یکی از استراتژیهای دیپلوماتیک رژیم ایران بوده و در این رابطه بسیار موفق هم بودهاند. کاری که رژیم ایران طی مدت زمان مشخصی انجام داده است پیشبرد یک سیاست تخلف و عقبنشینی نسبت به تعهدات خود است. تعهدات خود بهعنوان یک کشور غیرتسلیحات هستهیی تحت معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهیی، تحت وظایف چندین قطعنامه شورای امنیت ملل متحد، و این گزارش پر از نمونههایی است که رژیم ایران انجام داده که تنها در رابطه با یک برنامه تسلیحات هستهیی قابل توصیف است. آنها هیچ برنامهیی برای تحقیقات هستهیی، برنامه پزشکی یا تولید انرژی ندارند. دو موضوع مورد نظر من کار در ارتباط با نیمکرههای خالی مواد هستهیی، یعنی اورانیوم یا پلوتونیوم. از این امکانات در رآکتورهای انرژی استفاده نمیکنید. آدمی از نیمکرههای تو خالی برای شکل دادن هسته یک سلاح هستهیی استفاده میکند تا بهصورت جرم مرگبار نابود شود و این در فصل هفتم گزارش عنوان شده، و در فصل پنجم، یعنی کار پیرامون چاشنیهای پل الکتریکی و دیگر چاشنیهایی که برای منفجر کردن آن نیمکرههای خالی به جرم مرگبار حیاتی است.
خانمها و آقایان، این موضوع فیزیک محض نیست، بلکه در رابطه با تسلیحات هستهیی است و این موضوعی بوده که خیلی ساده در این مذاکرات فراموش شده است. ما داریم در مورد تعداد سانتریفوژهایی که رژیم ایران میتواند نگهدارد صحبت میکنیم و نه در موردکارهایی که میتواند در مورد تسلیحاتی کردن انجام دهد.
در نهایت استراتژی روابط عمومی ایران: آنها برای بیش از 30سال دارند دروغ میگویند و امروز هم دارند دروغ میگویند. این گزارش بهصورت گسترده از آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقلقول میکند که این مسائل را ثبت میکنند. این شاید استعارهیی نباشد که شنوندگان اروپایی با آن آشنا باشند، اما آنچه رژیم ایران میکند این است که یک استراتژی «واترگریت» را در این رابطه دنبال میکنند. آنها چندین لایه دارند که در این رابطه فعال هستند اما بهطور بنیادین هدف آنها این است که نه آژانس و نه هیچ نهاد دیگر نتواند بهطور دقیق به برنامه آنها پی ببرد. بهطور واقع آنچه یک اشاره به رئیسجمهور نیکسون است، که در میان لاپوشانی واترگیت به دادستان کل خود جان میچل با کلماتی گفت، که فکر کن در تهران بر روی سنگ هک کرده باشند، نیکسون گفت من میخواهم شما مانع آن شوید، بگذار آنها از اصلاحیه پنجم استفاده کنند، لاپوشانی کنید یا هر کار دیگر که باعث شود از طرح حفاظت شود. بنابراین روح ریچارد نیکسون در تهران زنده است و ظاهراً توسط مذاکرهکنندگان غربی درک نمیشود.
و حرفهایم را با این تمام میکنم که عواقب ناشی از آن چه ممکن است باشد. چون بهعنوان مثال هر چند ما نگران این بودهایم که اگر رژیم ایران یک دستگاه هستهیی را آزمایش کند چه رخ خواهد داد؟ عربستان سعودی به سلاح هستهیی دسترسی پیدا میکند، مصر و همچنین ترکیه، یعنی خاورمیانه خشونتبار کنونی بدتر هم خواهد شد. به نظر من اگر قراردادی در وین تا روز دوشنبه امضاء شود، تا 20ژانویه، یا هر زمان دیگر در آینده، این به دیگران در منطقه نشان خواهد داد که رژیم ایران یک مسیر آزاد به تسلیحات سازی خواهد داشت، تا زمانی که خودش تصمیم آن را بگیرد، و تأثیر ادامهدار تکثیرسازی را خواهیم داشت، حتی با وجود اینکه قرارداد دیپلوماتیک امضاء شده باشد. به این دلیل است که میگویم این یک لحظه بسیار خطرناک است و لحظهیی است که ملتها و پایتختهای غربی باید بیش از هر زمانی رهبران خود را زیر سؤال ببرند. با تشکر
محمد محدثین- مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران

آقای پروفسور ویدال کوآدراس، بسیار متشکرم و همچنین از سفیر بولتون و سفیر جوزف متشکرم.
قبل از هر چیز مایلم از کمیته ”در جستجوی عدالت“ تشکر کنم که این گزارش را تهیه کرده است. این یک سند بسیار بسیار ارزشمند است و من به مذاکرهکنندگان 1+5 توصیه میکنم که این گزارش را قبل از رفتن به مذاکرات مطالعه کنند که واقعاً بسیار آموزنده است.
همانطور که سایر سخنرانان نیز اشاره نمودند، قصد رژیم ایران از روز اول دستیابی به بمب هستهیی بوده است. انرژی صلحآمیز هستهیی هرگز هدف رژیم ایران نبوده است. همانطور که سفیر جوزف گفتند، رژیم ایران در دهه 1980 درصدد گرفتن دانش هستهیی از عبدالقادرخان بود.. ابتدا اجازه دهید مدرکی را که توسط منابع مقاومت ایران از داخل رژیم ایران بهدست آوردهاند را به اطلاع شما برسانم. این مدرک یک بررسی سری مجلس رژیم در سال 2004 است. گزارش سری که من یک نسخه از آن را در اینجا بهمراه دارم نشان میدهد که حتی مجلس سرسپرده رژیم نیز بعد از افشاگری مقاومت ایران از وجود دو سایت نطنز و اراک که دو سایت بسیار مهم برای غنیسازی اورانیوم و آب سنگین میباشد مطلع گردید. این گزارش با صراحت تمام روی موضوعات مهمی تأکید میکند از جمله این دو موضوع: نخست، بر اساس این گزارش، بودجه نطنز و اراک بودجههای مخفی هستند و مجلس رژیم ایران در مورد بودجه این دو سایت مطلع نبود. بعد از افشاء این دو سایت آنها تازه به اشراف رسیدند که این دو سایت وجود دارند و پولهای زیادی به آن تعلق گرفته و این مستقیم از دفتر ولیفقیه بوده است.
دوم: این گزارش میگوید که انرژی هستهیی برای ایران به صرفه نسیت چرا که سه برابر انرژی تولید شده توسط سوختهای فسیلی هزینه برمیدارد.. این سند بسیار قوی بیانگر این واقعیت است که برنامه هستهیی ایران نمیتواند از ماهیت صلحآمیز که رژیم ایران مستمر ادعای آن را میکند، برخوردار باشد. بلکه، هدف آن نظامی و غیرقانونی است. ما بخشی از این سند را ترجمه کرده و در اختیار شما است.
نکته دوم، بر اساس اطلاعاتی که اخیراً مقاومت ایران از شبکه خود در داخل ایران، و بهطور مشخص از درون رژیم بهدست آورده است، هیچکدام از سازمانهای و نهادهایی که در تسلیحاتسازی و جنبه نظامی برنامه هستهیی ایران شرکت داشتهاند فعالیتهای خود را کاهش نداده یا متوقف نکرده است.
ما همچنین به این نتیجه رسیدیم که حتی توافق ژنو سال گذشته پروژه تسلیحات سازی را متوقف یا کند نکرده است. تمامی اطلاعات نشان میدهد که رژیم ایران در حال حاضر بر روی تمام پروژهها کار میکند تا الزامات دستیابی به بمب هستهیی را کسب کند، که شامل اورانیوم غنی شده کافی، کلاهک هستهیی، پرتابکنندهها که کلاهک را حمل کنند و چاشنیهای هستهیی میباشد.
نکته سوم، که این روزها بسیار بسیار مهم است، این است که تصمیمگیرنده نهایی در مورد مذاکرات کسی نیست جز خامنهای. بخش دیگری از اطلاعات ما نشان میدهد که خامنهای مرزهای سرخی برای مذاکرهکنندگان تعیین کرده است. بر اساس آن چه ما از درون رژیم بهدست آوردهایم، مقامات رژیم دو سناریو در مذاکرات دارند.
نخست، در بهترین سناریو رژیم باید توافق نهایی را هنگامی امضاء کند که بیشترین امتیازات را کسب کند و مسیر دسترسی به بمب را باز نگهدارد. این برای رژیم ایران ماکزیمم است.
سناریوی دوم، یعنی حداقل چیزی است که برای رژیم قابلقبول است تعویق قرارداد و خرید زمان و ادامه مذاکرات و بهطور همزمان اتمام پروژه هستهیی برای دسترسی به بمب است.
هیچ شکی نباید در این رابطه وجود داشته باشد. بمب هستهیی یک جنبه کاملاً ضروری استراتژی ملایان برای حیات خود است، و رژیم پروژه بمب هستهیی خود را رها نخواهد کرد مگر اینکه با هیچ گزینه دیگری مواجه نباشد.
من مایلم هشدار خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران را مجدداً تأکید کنم. هشدار خانم رجوی در مورد تهدیدات یک رژیم بنیادگرا که مسلح به با بمب هستهیی است تأکید میکند که هر گونه توافق که شامل سه موضوع حیاتی نباشد مسیر دستیابی به بمب هستهیی برای رژیم ایران را باز نگه میدارد. این سه عنصر بدین صورت هستند:
- اولاً اعمال کامل قطعنامههای شورای امنیت ملل متحد
- دوماً، توقف کامل غنیسازی اورانیوم
- سوماً، پذیرش پروتکل الحاقی و بازدیدهای سرزده
اجازه دهید حرفهایم را اینگونه به پایان برسانم که هر گونه امتیاز به ملایان رژیم ایران در هر زمینه رژیم را از ترک پروژه تسلیحات هستهیی دور میکند.