دی رین فالتس
اعتراض ایرانیان به دادن جایزه به پسر شاه در آلمان
۳۰۶ انجمن ایرانی از اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا
از جمله ۷۰ تشکل از آلمان، نامههای اعتراضی سرگشاده نوشتهاند
دی رین فالتس، روزنامه اصلی ایالت رین فالتس آلمان در مطلبی درباره نامههای سرگشاده و اعتراضات ایرانیان به دادن جایزه به بچه شاه توسط بنیاد فریدریش، از جمله مینویسد:
ایرانیان در آلمان و دیگر نقاط جهان، که در دوران شاه تحت تعقیب، سرکوب یا شکنجه قرار گرفتند، به دادن این جایزه اعتراض دارند و انتظار دارند دعوت از پهلوی لغو شود.
۳۰۶ انجمن ایرانی از اروپا، ایالاتمتحده، کانادا و استرالیا، از جمله ۷۰ تشکل از آلمان، نامههای اعتراضی سرگشادهای به بنیاد فریدریش ناومان نوشتهاند.
افزون بر این، نامه دیگری از سوی شخصیتهای سیاسی و اجتماعی آلمان وجود دارد که از بنیاد میخواهد جایزه را به پهلوی ندهند– از جمله با امضای پیتر آلتمایر (CDU)، وزیر پیشین اقتصاد، مارگوت کِسمان، الهیدان پروتستان، و لارس کاستلوچی (SPD)، نماینده دولت فدرال در امور سیاست حقوقبشر، از حوزه انتخابیه راین-نکار.
امضاکنندگان بهویژه انتقاد میکنند که رضا پهلوی، که از سال ۱۹۷۹ عمدتاً در ایالاتمتحده زندگی میکند، هرگز از جنایات نظام پدرش فاصله نگرفته است.
محمد الهی در گفتگو با «راینپفالتس»، هنگامیکه از ۸ سپتامبر ۱۹۷۸ (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) سخن میگوید، بیدرنگ با اشکهایش درگیر میشود. او، آن روز در میدان ژاله تهران بود، هنگامیکه گارد جاوبدان شاه، بهسوی هزاران مخالف رژیم که بهطور مسالمتآمیز تظاهرات میکردند، تیراندازی کرد. الهی میگوید: «گارد رژیم شاه به بیرحمیاش شهره بود. آنها با مسلسل به روی جمعیت آتش گشودند. ناگزیر با چشمان خودم دیدم که زنان و مردان جوان، غرقه در خون، در خیابان بر زمین افتادند و جان باختند».
برخلاف صدها تن دیگر، الهی از این کشتار جان به در برد. این کشتار به نقطه عطفی در تاریخ ایران و به کاتالیزوری تعیینکننده برای سرنگونی شاه، محمدرضا پهلوی، بدل شد.
هر چند ۵۰ سال از حمام خون میدان ژاله میگذرد، این رویداد اکنون برای الهی دوباره بسیار زنده است: زیرا پسر شاه، رضا پهلوی، قرار است در ۷ نوامبر در کلیسای پاول فرانکفورت، جایزه بنیاد فریدریش ناومان را دریافت کند الهی میگوید: «این خبر تصاویر کشتهشدگان را دوباره زنده کرد. مردم ایران سزاوار جایزه آزادیاند. اما اینکه پسر سلطنتطلب یک دیکتاتور جایزه بگیرد، مرا بهتزده میکند».
الهی یکی از هزاران نفری است که در دوران رژیم شاه در معرض سرکوب قرار گرفتند و به دست پلیس مخفی بدنام شاه، ساواک، به اسارت درآمدند. برای محمدعلی الهی همهچیز در سال ۱۹۷۲ آغاز شد. او میگوید: «آن زمان ۲۷ ساله بودم و مدیر فروش یک شرکت داروسازی در تهران». بهگفته او، پنج مرد نقابدار او را در محل کارش دستگیر کردند و سپس به یکی از بازداشتگاههای ساواک در مشهد بردند. او اعلامیهها و کتابهای مجاهدین خلق را پخش کرده بود. این دانشآموخته ریاضیات توضیح میدهد: «این کار فعالیت تروریستی قلمداد میشد، زیرا دیگر نیروهای سیاسی در رژیم شاه اجازه فعالیت نداشتند». او چهار ماه در سلول انفرادی بهطرزی وحشیانه شکنجه شد و سپس به زندان دیگری منتقل شد. در مجموع پنج سال در زندانهای گوناگون دربند بود.
الهی تأکید میکند: «رضا پهلوی دهههاست با ثروتی که از مردم ایران گرفته شده در لسآنجلس در تجمل زندگی میکند. او از جنایات حکومت ظالمانه پدرش فاصله نمیگیرد. امری که از نظر من او را شریک مسئولیت میکند». بهگفته او، تحول دموکراتیک مستلزم رسیدگی به جنایات دیکتاتوریهای پیشین است.
سحر ثنائی سخنگوی یک انجمن فعال برای ایرانی دموکراتیک نیز معتقد است، تصمیم دادن جایزه به پهلوی، از نظر بسیاری از ما یک رسوایی سیاسی و اخلاقی است. بهگفته او، پهلوی از جنایات حکومت پدرش فاصله نمیگیرد، اپوزیسیون رژیم را دچار تفرقه میکند و در ایران هیچ ساختار یا پایگاه قابل سنجشی ندارد.